صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۸۶ - ۱۰:۳۵  ، 
کد خبر : ۹۸۲۹

به خاورمیانه خوش آمدید


چقدر این مسلمانان خاورمیانه مزاحم و اسباب زحمت اند! وقتى به آنها فشار مى آوریم که از دموکراسى استقبال کنند، «حماس» را انتخاب مى کنند یعنى یک انتخاب اشتباه، و بعد هم که حماس در یک جنگ کوچک داخلى، پیروز مى شود، اداره نوار غزه را به دست مى گیرد. ولى ما غربى ها هنوز هم مى خواهیم با محمود عباس، رئیس جمهورى نامعتبر فلسطین مذاکره کنیم. امروز فلسطین دو نخست وزیر دارد. ما با چه کسى مى توانیم مذاکره کنیم؟ با چه کسى گفت و گو خواهیم کرد؟ البته باید ماه ها پیش با حماس مذاکره مى کردیم ولى ما دولتى را که از طریق دموکراسى و با رأى مردم فلسطین انتخاب شده است، دوست نداریم. از مردم فلسطین انتظار مى رفت به فتح و رهبرى فاسد آن رأى بدهند ولى به حماس رأى دادند که از به رسمیت شناختن اسرائیل امتناع مى کند و حاضر نیست به توافقنامه هاى بى اعتبار شده اسلو گردن نهد.

هیچ کس نپرسید - البته از طرف ما- که حماس به طور مشخص باید کدام اسرائیل را به رسمیت مى شناخت، اسرائیل ۱۹۴۸ را یا اسرائیل با مرز هاى پس از ۱۹۶۷ را؟ و یا اسرائیلى را که شهرک هاى وسیعى را براى مهاجران اسرائیلى مى سازد آن هم تنها در سرزمین اعراب، و با این کارش مى خواهد دست روى همان ۲۲ درصدى که براى مذاکره براى فلسطینى ها باقى مانده است، بگذارد؟ بنابراین امروز فرض بر این است که با رهبر فلسطین، پلیس وفادارمان محمودعباس میانه رو (آن طور که بى.بى.سى و فاکس نیوز از او نام مى برند)، مردى که کتابى ۶۰۰ صفحه اى درباره اسلو نوشت، بدون این که حتى یک بار هم از واژه «اشغال» استفاده کند، همه جا در مورد «عقب نشینى» اسرائیل، از واژه «توزیع مجدد» استفاده کرده است. رهبرى که ما مى توانیم به او اعتماد کنیم، چون کراوات مى زند و به کاخ سفید مى رود تا حرف هاى «درست» بزند یعنى آنچه را که ما دوست داریم.

فلسطینى ها رأى به فتح ندادند زیرا آنها حکومت اسلامى اى مى خواستند که اکنون حماس پیروز، نماینده آن است و همچنین به این دلیل که آنها از حزب فتح آقاى عباس و اختیار و اقتدار ناچیز و بى مقدار فلسطینى ها خسته شده اند. به خاطر مى آورم سال ها پیش را که به خانه یک مقام فلسطینى دعوت شده بودم که دیوار هاى خانه اش به دلیل اصابت یک گلوله تانک اسرائیلى، سوراخ شده بود، که واقعیت داشت. ولى چیزى که مرا شگفت زده کرد، این بود که شیر هاى آب حمام او روکشى از طلا داشتند. این شیر هاى طلایى و چیز هایى از این قبیل بود که موجب شکست فتح در انتخابات شد. فلسطینى ها مى خواستند به فساد پایان بدهند- که سرطان دنیاى عرب است- بنابراین آنها به حماس رأى دادند. به این ترتیب ما غربى هاى همه خوب و همه عاقل، تصمیم گرفتیم آنها را به خاطر رأیى که آزادانه دادند، تحریم کنیم و گرسنگى بدهیم. به آنها زور بگوییم و تهدیدشان کنیم. شاید اگر آنها به اندازه کافى قدرشناس بودند و به آدم هایى که ما مى خواستیم رأى مى دادند، عضویت اتحادیه اروپا را هم پیشکش شان مى کردیم ! در سراسر خاورمیانه وضع به همین شکل است. ما از حامد کرزاى در افغانستان حمایت مى کنیم، حتى با این که سلاطین مواد مخدر و حنگ سالاران را حفظ کرده است (و در عین حال اظهار تأسف مى کنیم در مورد آن افغان هاى غیر نظامى بى گناهى که آنها را «در جنگ با ترور» در زمین هاى بایر استان هلمند مى کشیم). ما عاشق حسنى مبارک در مصر هستیم که شکنجه هایش هنوز هم در مورد سیاستمداران اخوان المسلمین که به تازگى بیرون از قاهره بازداشت شدند ادامه دارد. رئیس جمهورى که از حمایت گرم خانواده بوش برخوردار است و کسى است که جانشینى او تقریباً به طور قطع به پسرش جمال مى رسد. ما معمرقذافى را ستایش مى کنیم، دیکتاتور دیوانه لیبى را که گرگ هاى انسان نماى او مخالفان او را در خارج از لیبى به قتل مى رسانند و پیش از دیدار تونى بلر از تریپولى، براى قتل ملک عبدالله پادشاه عربستان توطئه چیده بود. به یاد داشته باشیم که سرهنگ قذافى به خاطر رها کردن جاه طلبى هاى هسته اى موهوم خود به وسیله جک استراو، وزیر خارجه وقت بریتانیا، یک دولتمرد نامیده شده بود و دموکراسى اش به طور کامل براى ما قابل قبول است، زیرا در «جنگ با ترور» در طرف ما قرار دارد. ما به دیکتاتورى خلاف قانون اساسى ملک عبدالله در اردن علاقه مندیم و همه شاهزاده ها و امیر هاى خلیج فارس، بویژه آنهایى که کمپانى هاى اسلحه سازى ما رشوه هایى آنچنانى و کلان به آنها داده اند که حتى اسکاتلندیارد مجبور شده است تحقیقات خود را به دستور نخست وزیر ما تعطیل کند و من مى بینم که چرا تونى بلر پوشش خبرى نشریه ایندیپندنت را درباره آنچه او با آن لحن شگفت انگیز «خاورمیانه» مى نامد، دوست ندارد.

اگر عرب ها و ایرانى ها از سلطان ها و پادشاهان مورد نظر ما که پسران و دختران شان در آکسفورد درس خوانده اند، حمایت مى کردند، چقدر کنترل «خاورمیانه» آسان مى بود. براى این که آنچه در مورد کنترل خاورمیانه اهمیت دارد و مى تواند آن را عملى سازد همین است. و با همین معیاراست که ما از حاکمان خاورمیانه حمایت مى کنیم و یا لطف خود را از آنها پس مى گیریم.

اکنون غزه به حماس تعلق دارد. رهبران انتخابى ما چه خواهند کرد؟ آیا موعظه گران ما در اتحادیه اروپا، سازمان ملل، واشینگتن و مسکو اکنون مجبورند با نماینده این مردم فلک زده پا پتى، صحبت کنند (نترسید آنها با شما دست نخواهند داد) و یا با افراد سرشناس مورد قبول مان در ساحل غربى فلسطین، از نوع عباس گفت و گو خواهند کرد و حماس را که انتخاب شده است و از لحاظ نظامى هم در غزه موفق، نادیده مى گیرند؟

البته آسان است که لعنت به هر دوى این ها بفرستیم و هردو را رها کنیم. ولى بعد چه خواهد شد؟ این چیزى است که درباره کل خاورمیانه وجود دارد. اگر بشار اسد رئیس جمهور سوریه نبود (خدا مى داند چه کسى جانشین او بود). اگر لبنان داراى یک دموکراسى خودساخته بود نظیر مثلاً کشور هاى کوچک همسایه خودمان، بلژیک یا لوکزامبورگ و یا... آن وقت چه؟ ولى نه، این کشور هاى خاورمیانه اى پر درد سر به آدم هاى اشتباهى رأى مى دهند، آنها آدم هایى را که نباید دوست بدارند، دوست دارند و از آنها پشتیبانى مى کنند. به این جور آدم ها عشق مى ورزند و مانند ما غربیان متمدن رفتار نمى کنند. بنابراین چه باید بکنیم؟ شاید از اشغال مجدد غزه حمایت مى کنیم؟ شکى نیست که ما اسرائیل را مورد انتقاد قرار نخواهیم داد و به نشان دادن دلبستگى و محبت به پادشاهان و شاهزاده ها و رئیسان جمهورى که در خاورمیانه مورد علاقه مردم نیستند، ادامه خواهیم داد تا آنجا که تمام منطقه را خشم فرا گیرد و توى صورت ما منفجر شود و بعد همان طور که اکنون در مورد عراقى ها مى گوییم، بگوییم آنها شایسته فداکارى و محبت ما نیستند. ما غربى هاى دورو و ریاکار چگونه با یک کودتا به وسیله یک دولت منتخب روبه رو خواهیم شد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات