
بصیرت: "جین مایر " در مقالهای که مجله آمریکایی "نیویورکر " آن را به چاپ رسانده، تحولات روی داده در سازمان سیا پس از انتصاب "لئون پانتا " به ریاست سازمان و برنامه وی برای آینده آن را مورد بررسی قرار داده و می نویسد: سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) نوعا با دشمنان خارجی می جنگد، اما در بیست و یکم ماه می یک معارض داخلی ذهن رهبران آن را به خود مشغول کرد. چند کیلومتر دورتر از ستاد مرکزی این سازمان واقع در لانگلی ویرجینیا، دیک چنی معاون رئیس جمهور سابق به طور غیر معمولی افشای سیاست های امنیت ملی از جانب دولت اوباما را مورد حملات انتقادی خود قرار داد.
چنی که در موسسه آمریکن انترپرایز صحبت می کرد دولت اوباما را محکوم کرد که با منع بازجوییهای بیرحمانه سیا از مظنونین تروریستی، که دولت بوش آنها را تصویب کرده بود، امنیت مردم آمریکا را کاهش میدهد. چنی عنوان کرد کنار گذاشتن چنین بازجویی هایی " فوق العاده ناعاقلانه " است. " این یک بی ملاحظگی پنهان در پس صداقت است ".
نویسنده میافزاید: لئون پانتا، رئیس جدید سیا - و مردی که قسمت اعظم مسئولیت امنیت آمریکا بر عهده اوست - هنگامی که به دفترش واقع در طبقه هفتم مرکز این سازمان آمد از جزئیات سخنان او مطلع شد. یک ساعت قبل از آن، او در کنار رئیس جمهور باراک اوباما، که در حال سخنرانی در "بایگانی ملی " بود، ایستاده بود. اوباما در آن سخنرانی عنوان کرد که آمریکا می تواند بدون نقض قوانین هم با تروریسم بجنگد.
در ماه ژانویه دولت اوباما تکنیکهای "بهبودیافته "ای را که دولت بوش برای سازمان سیا مجاز کرده بود، ممنوع ساخت. این تکنیکها شامل غرق مصنوعی و محروم ساختن زندانیان از خواب تا یازده روز می شد. پانتا در حالیکه مشغول ریختن یک فنجان قهوه بود، به سخنان چنی با صداقتی شگفت انگیز پاسخ داد. او به من گفت: "من فکر می کنم او در مورد مساله امنیت ملی از برخی نقاط ضعف خبر دارد. این تقریبا سیاست چوبه دار است. وقتی به پشت قضیه نگاه می کنید، تقریبا اینطور به نظر می رسد که گویا او آرزو می کند کشور یکبار دیگر مورد حمله واقع شود تا حرف خود را بقبولاند. فکر می کنم این سیاست خطرناکی است. "
وی با اشاره به اینکه پانتا با انتقاداتی از جناح چپ نیز مواجه بود، می نویسد: روز قبل اوباما برای گروهی از حامیان ترقی خواه حقوق بشر یک جلسه گزارش دهی بدون حضور رسانهها ترتیب داده بود که در آن طرحهای او درباره رفتار با مظنونین تروریستی مورد بحث و گفتگو قرار گرفتند؛ بعضی از آنها نسبت به آنچه که ادامه ضمنی رویکرد بوش می نامیدند خشمگین بودند. به گفته یکی از شرکت کنندگان، اوباما به گروه هشدار داد که چنین قیاس هایی "مفید نیستند ". با این وجود کنت راس، مدیر اجرایی دیده بان حقوق بشر، که او نیز در این جلسه شرکت داشت، کار را به جایی رساند که دولت را به دلیل لحاظ کردن "بازداشت پیشگیرانه " - که به افزایش بی اندازه مظنونین تروریستی، بدون محاکمه منجر میشود - محکوم کرد. راس گفت موضع اوباما " تقلیدی از رویکرد بدرفتارانه دولت بوش است ".
به عقیده نویسنده در حالی که اوباما تلاش می کند بدون فدا کردن امنیت یا از دست دادن حمایت رای دهندگان مستقل یا دموکراتهای محافظه کار، حکومت قانون را در جنگ آمریکا علیه تروریسم احیا نماید، سازمان سیا از ماه ژانویه کانون جدال تقریبا روزمره بوده است: اصرار او تاکنون روی تلاش برای تنظیم مجدد سیاست های سازمان سیا بوده است، بدون اینکه اشتباهات گذشته را بررسی یا کسی را مسئول آن اشتباهات معرفی کند. کسی که این وسط گیر افتاده پانتا است، کسی که 70 سال سن دارد و واقعا هیچ تجربه ای در زمینه اطلاعات ندارد. در واقع، مدارج او برای اداره بهترین سازمان جاسوسی دنیا بقدری نامربوط است که هنگامی که جان پودستا، رئیس تیم تحول اوباما، از او خواست این کار را قبول کند وی پاسخ داد "آیا مطمئنید؟ " پودستا به پانتا اطمینان داد که جایگاه او به عنوان کسی که از خود سازمان نیست، در واقع یک مزیت است. او گفت: " تو تاوان اشتباهات 8 سال گذشته را پرداخت نخواهی کرد. به علاوه، رئیس جمهور کسی را می خواهد که در مورد این موضوعات مستقیما با خود او صحبت کند. "
اگر چه پانتا 50 سال پیش مدت کوتاهی در ارتش خدمت کرده بود، اما شهرت او عمدتا بر اساس تبحر او در سیاست داخلی بوجود آمده است: برای 16 سال، او نماینده دموکرات زادگاه خود، یعنی شهر مونتری کالیفرنیا، در کنگره بوده است. در 1989 او رئیس کمیته بودجه مجلس نمایندگان شد و بدین ترتیب به انتخاب طبیعی بیل کلینتون برای مدیریت بودجه تبدیل شد. در سال 1994 او رئیس کارکنان کاخ سفید کلینتون شد.
نویسنده در ادامه شرح حال پانتا میافزاید: او که فرزند یک خانواده مهاجر ایتالیایی است، با شستن ظرف در رستوران والدینش بزرگ شد. او بقدری رو راست است که آدم را خلع سلاح می کند، و یک خنده ملایم دارد؛ وی همچنین طرفدار سرسخت انضباط و یک معتاد به کار است. همکارانش می گویند پانتا، که مرتب در مراسم عشای ربانی شرکت می کند، می تواند تا حد صلابت به اصول معتقد باشد. حتی می توان گفت تا حدودی به خاطر همین درستکاری او بود که این شغل به او پیشنهاد شد. در طول سالهای حکومت بوش وی فقدان کنترل اخلاقی در کشور را علنا محکوم کرد؛ وی سال گذشته در یک مقاله بی پرده برای ماهنامه واشنگتن، اعلام کرد که آمریکایی ها "از قهرمانان عظمت انسان و حقوق فردی به یک ملت شکنجه گر " تبدیل شدهاند. وی نتیجه گیری کرده بود که " ما به عظمت فرد، حکومت قانون، و منع تنبیهات ظالمانه و غیر معمول، یا اعتقاد داریم یا نداریم. چیزی ما بین این دو وجود ندارد. "
پس از اینکه جان برنان- نامزد اصلی ریاست سیا - مجبور به کناره گیری شد، مقاله پر احساس پانتا به صورتی غیرمنتظره به یک چیز ارزشمند در طول تحول اوباما تبدیل شد. منتقدان برنان را - که در دوران بوش یک مقام بلندپایه در سازمان بود - به همدستی در برنامه شکنجه متهم کردند. (یکی از دوستان برنان در سیا به من گله می کرد که " پس از اینکه عدهای وبلاگ نویس اعتراضاتی را نسبت به برنان مطرح کردند، دولت اوباما با اولین علامت خطر نام او را حذف کرد، سپس همه افراد این طبقه را کنار گذاشت: هر کس که در 10 سال گذشته در سازمان بوده است نمی توانست از تست بلاگر عبور کند. ")
اما پانتا از یک ویژگی ممتاز دیگر برخوردار بود: او به "رام امانوئل "، رئیس جدید کارکنان کاخ سفید نزدیک بود. در دوران کلینتون، امانوئل که به عنوان مدیر سیاسی کاخ سفید خدمت می کرد، از جانب هیلاری کلینتون و دیگران مظنون به نشت اطلاعات بود و تقریبا اخراج شد. با این حال هنگامی که پانتا رئیس کارکنان شد امانوئل را به عنوان یک مشاور عالیرتبه ابقا کرد. پانتا به من گفت: "من فکر کردم او قابلیتهای زیاد و شم سیاسی خوبی دارد. "
در 1994، پانتا پی برد که رئیس جمهور بی سر و صدا به سمت دیک موریس، یک مشاور سیاسی با یک شهرت اخلاقی مشکوک، روی گردان شده است. هارولد آیکس ، یک مشاور پیشین کاخ سفید، پانتا را به یاد می آورد که یک شب دیروقت در راهروهای کاخ سفید قدم می زد و می گفت که پس از حضور در یک ملاقات با موریس به یک دوش نیاز دارد. بعدا، یک روزنامه گزارش داد که موریس در یک هتل نزدیک واشنگتن با یک فاحشه ملاقات کرده بود. در سال 1997 پانتا با یک توافق متقابل از کاخ سفید خارج شد؛ او و همسرش، سیلویا، موسسه بیطرف سیاست عمومی پانتا را در شمال کالیفرنیا تاسیس کردند. در ژانویه 1998 فاش شد که کلینتون با مونیکا لوینسکی - کارآموز سابق پانتا - روابط نامشروع برقرار کرده است. یک دوست، پانتا را در آن زمان اینگونه توصیف کرد که " به خاطر مونیکا لوینسکی از بیل کلینتون خیلی ناامید شده بود. او کلینتون را مردی می دید که به اصول شخصی پایبند نیست. "
جین مایر نویسنده این مقاله نیویورکر ادامه می دهد: 11 سال بعد باراک اوباما از پانتا خواست درباره اینکه چه کسی می تواند رئیس خوبی برای کارکنان او باشد، نظر بدهد. پانتا امانوئل را پیشنهاد کرد و به او گفت "رام کنگره را می شناسد، او یقینا کاخ سفید را می شناسد، و از حمایت لازم برای این شغل برخوردار است. " در ماه ژانویه امانوئل پانتا را برای پست سیا پیشنهاد کرد. امانوئل در مورد پانتا گفته بود " لئون از قضاوت و بینش بسیار خوبی برخوردار است. یک مدیر بزرگ است و مورد اعتماد هر دو حزب است. " (پانتا تا سال 1971یک جمهوریخواه بود.) بعضی از افسران سابق سیا از قبیل تایلر درامهلر، که در سال 2005 با عنوان رئیس عملیات های مخفی در اروپا بازنشسته شد، از این انتخاب استقبال کردند. او به من گفت " داشتن یک فرد قدرتمند که به رئیس جمهور دسترسی داشته باشد چیز بدی نیست. " او پیش بینی کرد پانتا "انسجام روند اطلاعاتی را احیا خواهد کرد. پس از آنچه که در عراق متحمل شدهایم و این ادعاهای شکنجه، این کار بزرگی است. "
همچنین مایکل والدمن، که نویسنده ارشد سخنرانیهای بیل کلینتون بود و اکنون مرکز دادگستری برنان در مدرسه حقوق دانشگاه نیویورک را اداره می کند، پانتا را به عنوان "یکی از شریف ترین، محجوب ترین و مقید ترین افراد در حکومت " توصیف می کند اما تعجب آور می داند که او یک منتقد صریح سازمان بود. با توجه به شهرت پانتا در صداقت، و نقش مرکزی سیا در رسوایی بازجویی ها، والدمن با تعجب پرسید " آیا او می تواند بدون خورده شدن سوار ببر شود؟ " وی افزود "سازمانی مانند این می تواند یک رئیس را کله پا کند. چالش این است: او مجبور است آنرا هم رهبری کند و هم اصلاح. "
نویسنده در ادامه به بررسی سوابق خارجیهایی (منظور کسانی است که از داخل سازمان نبودند) می پردازد که مدیریت سیا را برعهده گرفته اند:
"جان مک کون "، یک تاجر بزرگ حمل ونقل کالیفرنیا که در دوران جانسون و کندی سازمان را اداره کرد، اغلب جزو موفق ترین روسای سیا ذکر می شود. او که یک مهندس مکانیک بود، در ارزیابی تهدیدات ناشی از سلاحهای متعارف و هستهای خبره بود. اما خارجی های دیگر با خصومت های شدیدی مواجه شده اند. "جیمز شلزینگر " پس از سرپرستی کمیسیون انرژی اتمی، از سوی "ریچارد نیکسون " رئیس جمهور وقت به عنوان رییس سیا معرفی شد. شلزینگر با اخذ دستوراتی برای "خلاص شدن از شر دلقک ها "، بیش از 500 تحلیلگر و هزار افسر مخفی را اخراج کرده یا مجبور به بازنشستگی کرد. او با تهدیدات جانی مواجه شد و دوران تصدی او شش ماه به طول انجامید. در سال 1995، بیل کلینتون رئیس جمهور وقت، "جان داچ " را که قبلا در پنتاگون خدمت کرده بود به این سمت گمارد. داچ پس از برملا شدن شواهدی در مورد پوشاندن دو قتل از سوی یک مامور در گواتمالا، سعی کرد نظارت بر ماموران مخفی را بهبود بخشد. او با انتقاد بسیاری از ماموران مخفی مواجه شد و پس از 18 ماه سازمان را ترک کرد. در نهایت او به اداره نامناسب اسناد طبقه بندی شده متهم و از اختیارات امنیتی خود محروم شد. مایکل والدمن می گوید: " شما به مسئولیت خودتان ریاست سیا را بر عهده می گیرید ".
با این وجود منتقدان بسیاری معتقدند که سازمان باید حساب میراث دوران بوش را پس بدهد: در چند سال اخیر شواهد غیر قابل تکذیبی برملا شده اند دال بر اینکه پس از 11 سپتامبر سازمان روش و رفتار اخلاقی خود را از دست داده است. یک گزارش محرمانه سازمان جهانی صلیب سرخ به همراه یک سری اسناد حکومتی که قبلا طبقه بندی شده بودند، فاش شده اند که هیچ تردیدی باقی نمی گذارند که سازمان تعدادی از مظنونین تروریستی را در معرض شکنجه های روحی و جسمی طولانی مدت قرار داده است. افسرها زندانیان را برای چندین هفته در حالتهای غیرعادی می بستند، آنها را به سقف زنجیر می کردند در حالیکه فقط یک کهنه بر تن داشتند؛ از ترسهای آنها سوءاستفاده می کردند؛ آنها را با سر به دیوار می کوبیدند. دست کم سه زندانی جان خود را از دست داده بودند.
به نظر نویسنده کنوانسیون منع شکنجه، که آمریکا در سال 1994 تصویب کرد، مستلزم حکومتی است که همه اقدامات شکنجه را مورد پیگرد قرار دهد. ناکامی در انجام چنین کاری به عنوان نقض قوانین بین المللی محسوب می شود. مساله شکنجه در طول مبارزات انتخاباتی سال 2008 اهمیتی نمادین پیدا کرد، و هنگامیکه اوباما به ریاست جمهوری رسید بسیاری از حامیان لیبرال او انتظار داشتند وی مرتکبین بدرفتاری را مسئول بداند. رهبران دموکرات در کنگره به خصوص شدیدا خواهان اقدام در این زمینه بودند. سناتور کارل لوین، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا، نقش ارتش را در دستگیری و بازجویی ها مورد بررسی قرار داد اما به خاطر محدودیت های اختیارات این کمیته از بررسی سیا ناکام ماند. او با گفتن اینکه "باید میزان شکنجه در این کشور مورد محاسبه قرار بگیرد " از اریک هولدر، وزیر جدید دادگستری خواست یک تحقیق آغاز کند. سناتور "پاتریک لیهی " رئیس کمیته قضایی، خواهان ایجاد یک "کمیسیون حقیقت یاب " مستقل شد که بتواند به شاهدانش مصونیت اعطا کند - بدین ترتیب به تبرئه دولت اوباما از اتهاماتی مبنی بر بهره برداری از مساله شکنجه برای منافع حزبی کمک می کرد.
وی همچنین نقش سیا در ارائه اطلاعات گمراه کننده در مورد حضور سلاح های کشتار جمعی در عراق را از دیگر دلایلی میداند که موجب بلند شدن ندای اصلاحات شده است: سناتور دایان فینشتاین، رئیس جدید کمیته اطلاعاتی سنا، به من گفت: " برای هیچ رایی به اندازه رای به جنگ عراق پشیمان نیستم. " رای او بر اساس اطلاعاتی بود که آنرا "کاملا نادرست " توصیف می کند. خانم فینشتاین ادامه داد، "من نسبت به اصلاح روند جمع آوری و تحلیل اطلاعات کاملا مصمم هستم. "
اوباما به مجرد اینکه به ریاست جمهوری رسید، بسیاری از جنبههای سیاست بازجویی دولت بوش را مضمحل کرد: او دستوری صادر کرد که رفتار غیرانسانی مقامات دولتی با زندانیان را ممنوع می کرد و دستور دیگری صادر کرد که شبکه زندان های سری سیا، با دامنه ای از لهستان تا تایلند، را تعطیل نمود. او همچنین قول داد که زندان نظامی واقع در خلیج گوانتاناموی کوبا را تعطیل کند که در آن 14 زندانی سابق سیا نگهداری می شوند. اما پیام اوباما در مورد موضوع مسئولیت به طور غیر عادی مبهم بوده است. او گفته است که وزیر دادگستری کسی است که باید نسبت به انجام پیگرد کیفری تصمیم بگیرد؛ او همچنین گفته است تا زمانی از تحقیقات بیشتر کنگره حمایت می کند که به صورت دو حزبی انجام بگیرد. در عین حال او نشان داده است که هیچ تمایلی به "نگاه کردن به گذشته " ندارد، و در اواخر آوریل در یک نشست خصوصی با رهبران کنگره در کاخ سفید، ایده یک کمیسیون حقیقت یاب مستقل را رد کرد. این در حالیست که جمهوریخواهان با ابراز نگرانی شدید نسبت به طرح تعطیلی گوانتانامو و انتقال زندانیان به تاسیسات آمریکا، ابتکار سیاسی را به دست گرفته اند.
وی ادامه می دهد: تیم وینر، نویسنده "میراث خاکسترها "، کتابی درباره تاریخ اخیر سیا، می گوید که پانتا با مجموعه ای از "انتخاب های ناخوشایند " مواجه است. او معتقد است که کشور اکنون در دوره ای مشابه دوره واترگیت به سر می برد، که در آن مجموعه ای از اسرار نگران کننده دولتی - از قبیل برنامه فونیکس، یک طرح با پشتیبانی سازمان سیا که در آن ادعا می شد ویتنامیهای جنوبی غیرنظامیان را شکنجه کرده اند- فاش شده بود. او که در مورد پانتا صحبت می کرد گفت، " برای مردی که زمانی گفته بود، ' این روش آمریکایی نیست'، قرار گرفتن در این موضع که بگوید 'بسیار خوب، ما کسی را مسئول نمی دانیم' راحت نیست. "
پانتا، در مصاحبه طولانی اش با مایر در باب بازجویی های بدرفتارانه ، گفته بود هنگامیکه مسئولیت سازمان را بر عهده گرفت می خواست کاملا مطمئن شود که کسی در فهرست حقوق بگیران این سازمان وجود نداشته باشد که به خاطر شکنجه یا جرم های مرتبط با آن باید تحت پیگرد قرار بگیرد. او از "جان هلگرسون "، بازرس کل سیا در آن زمان، خواست یک بررسی انجام دهد. به لحاظ نظری، بازرس کل از لحاظ سیاسی مستقل است، و بنابراین می تواند قضاوت بیطرفانه ای انجام دهد. در سال 2004، هلگرسون در مورد برنامه سری دستگیری و بازجویی سیا یک گزارش طبقه بندی شده نوشته بود که در آن مشروعیت و کارآیی تکنیک های شدیدا قهری سازمان را مورد سوال قرار داده بود. پانتا "اعتبار " هلگرسون را دلیلی برای اعتماد به ارزیابی اوعنوان کرده بود. به گفته پانتا، هلگرسون به او اطمینان داده بود که هیچ یک از افسران حاضر در سازمان در اقداماتی که فراتر از مرزهای قانونی انجام شده بود دست نداشته اند. هلگرسون که در ماه می بازنشسته شد، می گوید به پانتا فقط گفته بود که از وجود مواردی که سزاوار پیگرد باشند اطلاعی ندارد، هر چند "کار مداوم در حال انجام بود ".
پانتا به من گفت: "به نظر من تا زمانیکه خلافش ثابت نشده باشد، افراد درست می گویند... اگر آنها کاری را که به خاطرش پول می گیرند انجام می دهند، من نمی توانم کار خیلی بیشتری از آنها بخواهم. " حرف های او تکرار حرف های اوباما است که در 16 آوریل به همه افسران سیا که بر اساس مشورت شورای قانونی در دوران بوش عمل کرده بودند مصونیت اعطا کرد. جفری اسمیت، یکی از مشاوران عمومی پیشین سیا، اشاره می کند که با توجه به اینکه "آنچه که وزارت دادگستری تایید کرد افتضاح بود "، این یک استاندارد سطح پایین است. برای نمونه، بیش از یک قرن، آمریکا واتربوردینگ را به عنوان یک جرم بزرگ مورد پیگرد قرار داده است، و تا همین اواخر یعنی سال 1983 ده سال زندان برای آن در نظر گرفته می شد. در واقع، احکام مجاز کننده بازجویان به شکنجه زندانیان به اندازه ای آشکار با قوانین آمریکا و بین المللی در تعارض بود که برخی از آنها بعدا از سوی حقوقدانانی در وزارت دادگستری خود بوش پس گرفته شدند.
اما کسانی مانند اسمیت هم هستند که فکر می کنند در این مقطع پیگیری ها از لحاظ سیاسی عملی نیست، و در هر صورت برای افسرانی که فکر می کردند مطابق قانون عمل می کنند ناعادلانه خواهد بود: بسیاری از جمهوریخواهان، از نوت گینگریچ تا جان مک کین، عنوان کرده اند که به دادگاه کشاندن مقامات دولتی، در زمانی که سازمان در دو جبهه درگیر جنگ بوده و با تهدید دایم القاعده مواجه است، روحیه آنها را تهدید کرده و مانع خطرپذیری آنها می شود. لورنس ترایب، استاد حقوق هاروارد با این موضوع مخالف است. وی می گوید "انجام ندادن کاری در مورد آنهایی که این اقدام را انجام داده اند سخت است. این فرض، که حتی افراد مسلح به عقاید قانونی را نیز می توان به خاطر نقض حقوق جنایی در زمینه شکنجه قانونا مسئول دانست، محال نیست. "
پانتا به من گفت "صادقانه بگویم، من این روش هایی را که مورد استفاده قرار می گرفتند، یا توجیهات قانونی در مورد چرایی انجام آنها را قبول نداشتم... من همچنین معتقد بودم که اگر بنا باشد این شغل را بپذیرم، به خاطر از میان برداشتن تهدید های موجود در بیرون از کشور، و تلاش برای گشودن فصلی جدید در تاریخ سیا است. " او گفت زمانی که مطمئن شود هیچ مسئولیتی بابت اقدامات غیرقانونی متوجه سازمان نیست، نمی خواهد وقت زیادی را برای پرداختن به گذشته و اشتباهات صورت گرفته تلف کند.
نویسنده با یادآوری این نکته که پانتا در ابتدا از تشکیل یک کمیته حقیقت یاب حمایت کرده است، می نویسد: او به من گفت " من در مورد کمیسیون ها جدی نیستم، اما از سوی دیگر می بینم که تعیین یک کمیسیون بلندپایه، با کسانی چون ساندرا دی اوکانر، لی همیلتون و افرادی مانند آنها، در واقع ممکن است منطقی باشد. " حسن آن در این بود که اوباما می توانست مشکلات قانونی نشات گرفته از اقدامات دولت بوش را به دیگران محول کرده و خودش روی برنامه های سیاسی جاه طلبانه خود تمرکز کند. پانتا گفت، " در فاز گفتگو " - اوایل بهار، قبل از اینکه اوباما در مورد مساله تصمیم بگیرد - " من از این موضوع حمایت می کردم. زیرا هر موقع مساله ای پیش می آمد، می توانستی بگویی ' کمیسیون امیدوارانه روی آن کار می کند' ". اما تا آخر آوریل، اوباما از ترس اینکه این ایده تلافی جویانه به نظر رسیده و احتمالا بوش را ملتهب کند، آن را وتو کرد. پانتا گفت "این رئیس جمهور بود که گفت ' اگر این کار را انجام دهم، این طور به نظر خواهد رسید که سعی دارم چنی و بوش را تعقیب کنم'. او فکر نمی کرد این کار منطقی باشد. و سپس همه به نحوی از آن عقب نشستند. "
وی می افزاید: کن گیود ، از مدیران مرکز پیشرفت آمریکا، که متخصص مسایل امنیت ملی است و روابط نزدیکی با کاخ سفید دارد، معتقد است که همانند پانتا، اوباما نیز به تشکیل یک کمیته حقیقت یاب تمایل داشت. او می گوید "من فکر می کنم کارکنان این تمایل او را سرد کردند. آنها گفتند این کار دخالت خواهد بود. " مشاوران سیاسی اوباما از هر مساله ای که می تواند یک جنگ فرهنگی به راه انداخته و حمایت او را در میان رای دهندگان مستقل از بین ببرد، واهمه دارند. آنها همچنین در برانگیختن یک منازعه با سازمان سیا نفع زیادی نمی بینند. گیود می گوید، اما تصمیم برای سست کردن یک روند جوابگویی نتیجه معکوس در بر داشته است. با ادامه افشای اقدامات جنایی سیا در رسانه ها و دادخواهی ها، کنترل این جریان از دست دولت خارج شده است. گیود می گوید "این همان دخالتی است که آنها می خواستند از آن اجتناب کنند. جلسات کاخ سفید تحت سلطه سوالاتی در مورد انتشار اسناد و تصاویر در آمده است. " او می گوید این قابل درک است که اوباما نخواهد انرژی خود را صرف اشتباهات بوش نماید. اما، او هشدار می دهد، "آنها نباید این حس را القا کنند که سعی دارند روی آنها سرپوش بگذارند. "
به نظر مایر پانتا ممکن است مسئولیتی در قبال هشت سال گذشته نداشته باشد، اما کسانی او را احاطه کرده اند که این مسئولیت را دارند: بعضی از نزدیک ترین مشاوران او با برنامه شکنجه ارتباطاتی دارند. پانتا تنها یک نفر را با خود به سازمان آورد: جرمی بش ،که قبلا حقوقدان ارشد کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان بود و اکنون به عنوان رئیس کارکنان او خدمت می کند. فیل ترونشتاین، یک تحلیلگر و رایزن سیاسی مستقر در کالیفرنیا که چندین سال است پانتا را می شناسد، در مورد او می گوید، " او کسی است که منتقد شدید جهان بینی بوش بوده است، کسی که مجبور است با هدایت همان سازمان و افرادی که در گذشته بوده اند، مجموعه جدیدی از رهنمون ها و سیاست ها را اعمال کند. "
وی ادامه می دهد: برخی از معاونان بلندپایه پانتا همکاری نزدیکی با جورج تنت داشته اند. تنت از سال 1997 تا 2004 رئیس سازمان بوده است. تحت رهبری تنت، سیا در مبارزه با تروریسم نقشی کلیدی بر عهده گرفت، و افسران آن به زندانبانان و برخی اوقات به شکنجه گران بسیاری از زندانیان محبوس در آمریکا تبدیل شدند. تنت که اکنون یک مدیر عامل در بانک سرمایه گذاری Allen & Company است، تقریبا از معرض دید عمومی در واشنگتن ناپدید شده است. او اخیرا حضور خود در موسسه پانتا را که برای این ماه ترتیب داده شده بود، لغو کرد. اما تنت، در سرگذشت خود با عنوان "در مرکز طوفان " در سال 2007، از استعمال تکنیک های "بهبودیافته " بازجویی روی مظنونین تروریستی دفاع کرده و ادعا کرده بود اطلاعاتی که بدست آورده بودند از حملات دیگر جلوگیری کرده و جان آمریکایی ها را نجات داده بود. (او همچنین به رئیس جمهور بوش اطمینان داده بود که موضوع رفتن به جنگ در عراق "یک نتیجه قابل پیش بینی " بود.) اما یک مقام ارشد سابق این سازمان که با بسیاری از اعضای تیم بلندپایه تنت کار کرده بود، می گوید، " این افراد این سیاست را اجرا کردند ... اما با توضیح اینکه چرا آنچه که انجام دادند خوب بود، آب را گل آلود خواهند کرد. آنها خواهند گفت که بوش بد بود، اما آنها نه. بسیاری از این کارها فقط به خاطر حفظ موقعیت خودشان است. برای من شگفت آور است که همه این افراد تنت هنوز سر کار هستند! "
وی در ادامه درباره استفان کاپس، مرد شماره دو سازمان، که قبلا یک تفنگدار بوده، چنین می نویسد: او در داخل سازمان به طور وسیعی مورد تحسین قرار دارد، به خصوص به خاطر نقشی که در متقاعد کردن معمر قذافی، رهبر لیبی، برای دست برداشتن از برنامه سلاح های اتمی در سال 2003 بر عهده داشت. وی که فردی جدی، مشتاق و مسلط به زبان های روسی و فارسی است، به عنوان رئیس ایستگاه های مسکو، دهلی نو و فرانکفورت خدمت کرده و نظارت بر عملیات های مخفی زیادی را بر عهده داشته است. در ماه آوریل رئیس جمهور اوباما از مقر سازمان سیا بازدید کرد و کاپس را به عنوان "ریش سفید " عاقل در این ساختمان برگزید. سناتور فینشتاین محرمانه به مقامات دولت اوباما اصرار می کرد که کاپس به کار خود به عنوان معاون سازمان ادامه دهد؛ خانم فینشتاین که بی تجربگی پانتا در عملیات های پنهانی را مورد سوال قرار داده بود، این شرط را برای حمایت خود از او عنوان کرده بود.
وی با اشاره به اینکه در طول دوره اول دولت بوش، کاپس یک مقام بلندپایه در قسمت عملیات ها بوده نتیجه میگیرد که وی از ماجرای شکنجه ها مطلع بوده است: این گروه بر مرکز ضد تروریسم سازمان نظارت می کرد، که آن نیز مدیریت برنامه سری بازداشت و بازجویی را بر عهده داشت. شکی نیست که او از دست داشتن سیا در شکنجه آگاه بود. یک افسر سابق به خاطر می آورد که کاپس با هشدار در مورد اینکه این برنامه به " شکنجه " تبدیل شده است، نسبت به آن اظهار تاسف می کرد. به گفته این افسر سابق، هنگامی که به اظهارات کاپس ترتیب اثر داده نشد، او به کار خود ادامه داد؛ به گفته این افسر کاپس "مغز متفکر " این قسمت بود. (کاپس از طریق یک سخنگو داشتن نقش مستقیم در برنامه بازجویی، یا شکنجه نامیدن تاکتیک های آن را انکار کرد.) یک مامور سابق دیگر سیا در توصیه به پانتا می گوید "مشکل بتوان گفت کسی که تا این حد درگیر بوده مخالف سرسخت آن برنامه بوده باشد. "
با این حال پانتا می گوید بیشتر افرادی که برنامه سری بازجویی را اداره می کردند سازمان را ترک کرده اند: یکی از باقیمانده های آن دوره جاناتان فردمن است، کسی که قبلا مشاور حقوقی ارشد قسمتی بود که برنامه بازجویی را اداره می کرد. او اکنون به همراه مدیر امنیت ملی یک ماموریت موقت را بر عهده دارد. بر اساس یادداشتهایی از یک جلسه در سال 2002، که در رسیدگی اخیر سنا فاش شدند، فردمن توصیه کرده بود که شکنجه "اساسا تابعی از ادراک است. اگر زندانی بمیرد، پس آنرا اشتباه انجام می دهید. " این یادداشت ها، که فردمن صحت آنها را به چالش کشیده است، او را در حال گفتن این موضوع توصیف می کنند که نوارهای ویدیویی بازجویی ها "زشت " به نظر خواهند رسید. رئیس قبلی فردمن جان ریزو، مشاور حقوقی کل سیا، است که بسیاری از احکام شکنجه وزارت دادگستری را دریافت کرده بود. (هنگامیکه جایگزینی ریزو تایید شود سازمان را ترک خواهد کرد.) و رئیس کنونی مرکز ضد تروریسم - افسری که سری است و نمی توان نام او را ذکر کرد - اداره برنامه بازجویی را برای مدتی از دوره دوم بوش به عهده داشت. برخی از روسای کنونی ایستگاه ها و روسای قسمت ها نیز عمیقا در بازجویی های وحشیانه دست داشتند، همان طور که خلبانان، کارشناسان تدارکاتی، پرسنل پزشکی و دیگران دست داشتند.
مایر در ادامه به نقش جان برنان درباره مخفی کردن مشکلات گذشته پرداخته و می نویسد: برنان، که به قول یک افسر سابق سیا، زمانی "از تنت جدا نشدنی بود " - او به عنوان رئیس کارکنان تنت خدمت کرده بود - اکنون در مورد تروریسم و مسائل دیگر امنیت ملی به اوباما مشاوره می دهد. او ظاهرا برای ادامه پنهانکاری ها در مورد سوء استفاده های گذشته اعمال نفوذ زیادی کرده است. به گزارش نیوزویک، برنان اخیرا پانتا را متقاعد کرد که در اعتراض به طرح اوباما برای انتشار چهار یادداشت جنجالی وزارت دادگستری در مورد برنامه بازجویی به او ملحق شود. این اسناد که توسط حقوق دانان دفتر مشاوره حقوقی نوشته شده بودند، نشان می دادند که سیا یکی از مظنونین را حداقل 183 بار واتربورد کرده و بقیه را در معرض بدرفتاری های تکان دهنده ای قرار داده بود. مخالفان عنوان کرده اند که افشای چنین جزئیاتی می تواند یک واکنش سیاسی ضد آمریکایی به راه بیاندازد. پانتا همچنین از موضوع مصونیت افسرهایی که اقدامات آنها، به طوریکه در یادداشت ها توضیح داده شده، ممکن است آنها را در معرض اتهامات کیفری قرار دهد، به شدت حمایت کرد.
از طرفی وی به نظر چندین تن از مقامات محترم سابق سیا - از جمله فرد هیتز، بازرس کل سابق، و پل پیلار، تحلیلگر سابق خاورمیانه - اشاره میکند مبنی بر اینکه هیچ ضرری در انتشار این اسناد ندیدند. همچنین دنیس بلر، مدیر امنیت ملی، که بر تشکیلات اطلاعاتی آمریکا از جمله سیا نظارت می کند، پس از اینکه کارکنانش به این نتیجه رسیدند که این افشاگری احتمالا هیچ ضرری نخواهد داشت، از انتشار این اسناد حمایت کرد.
پس از رسیدگی های جدی، و یک جلسه دیر هنگام در دفتر رام امانوئل، اوباما با استدلال پانتا در مورد پنهان کاری مخالفت کرده و تصمیم گرفت که انتشار این یادداشت ها به نفع مردم است. اما اوباما همچنین بر عقیده بخشودگی جامع همه افسرانی که کار غیر قانونی انجام داده بودند تاکید کرد.
مقاومت پانتا در برابر انتشار علنی اسناد برای برخی از همکاران قدیمی او غیر عادی می نمود. فیل ترونشتاین به من گفت "من از موضع لئون درباره یادداشت های دفتر مشاوره حقوقی متحیر شدم. هنگامیکه رئیس سیا باشید نگهداشتن عقایدتان سخت است، زیرا باید به عنوان کسی دیده شوید که افراد داخل سازمان می خواهند از او پیروی کنند " یکی از مقامات کاخ سفید به شوخی می گفت پانتا چنان به سرعت طرفدار پنهانکاری شده بود که همانند ' تهاجم مرده دزدها' ست.
نویسنده با ادعای اینکه مشاوران پانتا ممکن است در مخالفت با شفافیت منافع شخصی داشته باشند، نظر یکی دیگر از مقامات سابق سیا، که برنان را به خوبی میشناسد، عنوان می کند مبنی بر اینکه که اگر برنامه شکنجه بوش مورد بررسی های بیشتر قرار می گرفت، کاپس و برنان هردو "به طور بالقوه " متحمل خسارات زیادی می شدند: طرفداران برنان عنوان کرده اند که او هیچ اختیار عملیاتی روی برنامه بازجویی نداشته است، و اشاره می کنند که سمت او به عنوان رئیس کارکنان تنت در مارس 2001، پیش از حملات القاعده به پایان رسیده بود. اما او پس از آن به عنوان معاون مدیر اجرایی منصوب شده و تا مارس 2003 - دوره ای که وحشیانه ترین رفتارها با زندانیان صورت گرفتند - در این سمت خدمت کرد. به علاوه، برنان اغلب در مورد رویدادهای روزمره در جنگ علیه تروریسم به بوش گزارش می داد. برنان خودش را به عنوان یک منتقد داخلی واتربوردینگ توصیف کرده است - موضعی که دوستانش چون امیل نخله ، یک افسر ارشد سابق، آن را تایید می کنند. با این وجود برنان در مصاحبه ای که دو سال قبل با من انجام داده بود ، از استعمال تکنیک های "بهبودیافته " بازجویی و انتقال های غیر عادی، که در آن سیا مظنونین تروریستی را در سراسر جهان ربوده و برای حبس و بازجویی به کشورهای دیگر منتقل می کرد، دفاع کرده بود. بسیاری از آن کشورها سوابق نفرت انگیزی در حقوق بشر داشتند. او همچنین تعریف برخی افراد از "شکنجه " را مورد سوال قرار داد. او گفت "من فکر می کنم شکنجه هنگامی است که مجبورم ماشین برانم در حالیکه بچه هایم داخل آن هستند و با صدای بلند به یک آهنگ رپ گوش می دهند. " هنگامیکه از او پرسیده شد آیا تکنیک های "بهبودیافته " بازجویی برای تامین امنیت آمریکا لازم بود، پاسخ داد " اگر سیا قادر به انجام این نوع فعالیت های بازداشت و بازجویی نمی بود، آیا کشور آسیب می دید؟ من می گویم بله. "
آنتونی لیک، که در زمان کلینتون مشاور امنیت ملی بود، در مورد برنان گفته بود، " مدت زیادی می شود که جان را می شناسم و او مرد واقعا خوبی است. استدلال من این است که شما نمی توانید کل سازمان را بیرون بیاندازید. " در واقع هنگامیکه اوباما در مبارزه تبلیغاتی خود به دنبال مشاوران امنیت ملی بود، لیک پس از مشورت با دوست مشترکشان، جورج تنت، برنان را به اوباما پیشنهاد کرد. جامعه اطلاعاتی آمریکا جامعه ای است که در مقابل نفوذ افرادی از خارج سازمان کاملا مقاومت می کند، به همین دلیل رها شدن از قید و بند راه های قدیمی اندیشیدن را برای یک رئیس جمهور مشکل می سازد.
وی در ادامه نظریک تحلیلگر آگاه دارای روابط نزدیک با کاخ سفید است را تایید میکند که معتقد است: سیا به سختی مشغول اعمال فشار بر اوباما بوده است تا او را به حمایت از یک نوع دستگیری پیشگیرانه مظنونین تروریستی وادار نماید.اگر چه سخنگوی سازمان این موضوع را انکار می کند. اما این تحلیلگر می گوید " آنها مسلما خواهان آزادی عمل برای نگهداری افراد در شکلی از بازداشت هستند. آنها گفته اند ' ما به اختیارات وسیعی نیاز داریم'. آنها سناریوهای کابوس واری برای رئیس جمهور ارائه کرده اند. "
مایر می افزاید: پانتا هم به نوبه خودش متقاعد شده است که این انتقال ها ابزاری هستند که به نگه داشتنشان می ارزند. برنامه انتقال، به شکلی که تحت نظارت و کنترل دقیق تر قرار داشته باشد، در دوران کلینتون آغاز شد اما در دوران بوش به چیزی تغییر شکل یافت که جان رادسن، حقوقدان سابق سیا، آن را "یک عمل شنیع " می نامید. 7 زندانی به اشتباه مورد شناسایی و ربایش قرار گرفته بودند؛ بسیاری دیگر از مظنونین ادعا کرده اند که به صورتی وقیحانه توسط حکومت های خارجی مورد شکنجه قرار گرفته اند. پانتا به من گفت " بدترین قسمت انتقال، انتقال زندانی به یک سایت سیاه بود. از این به بعد دیگر اینگونه نخواهد بود. اگر کسی را انتقال دهیم، به کشوری خواهد بود که روی آن فرد اختیار قانونی داشته باشد. " اما در دوران بوش برخی از وحشتناک ترین ادعاهای بدرفتاری از سوی زندانیانی مطرح شد که نه به سایت های سیاه، بلکه به مصر، سوریه و مراکش منتقل شده بودند. پانتا می گوید، دولت اوباما احتیاط هایی را لحاظ خواهد کرد تا مطمئن شود با مظنونین منتقل شده به صورت انسانی رفتار می شود، همان گونه که قانون ملزم می کند. وی گفت "من با وزارت خارجه صحبت کرده ام، و افراد ما باید کاملا مطمئن شوند که زندانیان مورد بدرفتاری قرار نمی گیرند. البته در بعضی جاها این کار خیلی مشکل است. اما مجبور خواهیم بود فشار بیاوریم تا مطمئن شویم این کار صورت نمی گیرد، زیرا این امر با هر آنچه که رئیس جمهور گفته است ما نماد آن هستیم، در تناقض آشکار است. " دولت بوش قول داده بود احتیاط های مشابهی را اتخاذ کند.
وی در ادامه یکی از افتضاح آمیزترین انتقال ها- انتقال یک فروشنده اتومبیل آلمانی به نام خالد المصری - را توضیح داده و تاکید میکند که ظاهرا سیا هیچ کاری برای تنبیه افسری که مسئول این بی عدالتی بوده انجام نداده است:
او هنگامیکه در مقدونیه در تعطیلات به سر می برد ربوده شد و از سوی سازمان به افغانستان منتقل شد، و در آنجا پیش از آزادی اش، برای پنج ماه بدون هیچ اتهامی در یک سیاه چال زندانی شد. از همان ابتدا تیم انتقال مشکوک شده بودند که این مورد یکی از شناسایی های اشتباه است. اما افسر مسئول در لانگلی اصرار داشت که مصری مورد بازجویی بیشتری قرار بگیرد. یکی از همکاران به خاطر می آورد که " او فقط به گوی شیشه ای اش نگاه کرد و آن گوی به او گفت که مصری مرد بدی است! " مصری می گوید که در یک سلول سرد بدون تخت زنجیر شده بود، و آبی که به او می دادند چنان متعفن بود که بویش در سراسر اتاق می پیچید. او را برهنه کرده بودند و تهدید می کردند، و او می توانست صدای گریه زندانیان دیگر را در اطرافش بشنود. پس از چند هفته افسر مسئول فهمید که گذرنامه آلمانی مصری، به طوری که در ابتدا گمان می کردند، جعلی نیست، و او مظنونی نبود که سازمان فکر می کرد. ( یک تشابه اسمی بود.) اما افسر مسئول باز هم از آزادی او خودداری کرد. در نهایت مصری دست به اعتصاب غذا زد و 27 کیلوگرم وزن از دست داد. شکاکین سازمان مستقیم سراغ رئیس آن افسر یعنی تنت رفتند. تنت فهمید که سازمانش با یک مرد بی گناه رفتار وحشیانه ای داشته است. مصری پس از 149 روز آزاد شد. اما افسر مسئول پرونده او تنبیه نشد؛ در حقیقت، به گفته یک همکار قدیمی، " او دو بار ترفیع گرفته است. " این در حالیست که مصری نتوانسته است داد خواستی برای عذرخواهی یا غرامت علیه حکومت آمریکا مطرح کند، زیرا دادگاه ها وجود این انتقال ها را اسرار دولتی محسوب می کنند - موضعی که وزارت دادگستری اوباما تا کنون از آن دفاع کرده است.
طبق ادعای نویسنده علی رغم اینکه حداقل سه زندانی بازجویی شده از جانب پرسنل سازمان در نتیجه شکنجه مرده اند، تا کنون هیچ اتهام کیفری علیه هیچ یک از افسرانی که در برنامه شکنجه درگیر بوده اند وارد نشده است: در اولین مورد یک زندانی گمنام تحت نظر سیا در افغانستان پس از اینکه با بدن برهنه سرتاسر شب را به کف بتنی اتاق زنجیر شده بود، از سرما مرد. جسد او را در یک گورستان نامعلوم دفن کردند. در مورد دوم، یک زندانی عراقی به نام منادل الجمادی در 4 نوامبر 2003 در حین بازجویی در زندان ابوغریب مرد. کسی که از طرف دادگاه مامور بررسی جسد بود دریافت که او را عمدتا مصلوب کرده بودند؛ آنها او را، که از شکستگی دنده رنج می برد، از دستانش آویزان کرده و روی سرش یک سرپوش گذاشته بودند و او نیز دچار خفگی شده بود. آسیب شناسان ارتش مرگ او را به عنوان خودکشی طبقه بندی کردند. سومین زندانی پس از بازجویی ای مرد که یک افسر سیا در آن شرکت داشت، هرچند آن افسر باعث مرگ نشده بود. ( بر اساس گزارشات دیده بان حقوق بشر چندین زندانی دیگر ناپدید شده و کسی مسئولیت آنها را بر عهده نگرفته است.)
وی ادامه می دهد: جان هلگرسون، بازرس کل سابق، در دوران تصدی خود در سیا پرونده صلیب را به همراه 6 حادثه دیگر در وزارت دادگستری جهت پیگیری های احتمالی مطرح کرد. اما به آنها ترتیب اثر داده نشد. یک مقام آشنا با پرونده ها به من گفت که سازمان تفحص های کمیته اطلاعاتی سنا را که به دنبال اطلاعاتی درمورد هرگونه اقدام تنبیهی داخلی بود، منحرف ساخته است. (هلگرسون به من گفت " بعضی افراد تنبیه شده اند. و دیگران دیگر در سازمان کار نمی کنند. ")
پانتا تصدیق می کند که هنوز افرادی در سیا حضور دارند که ممکن است در برنامه شکنجه آلوده شده باشند. با این وجود او می گوید، " من به کسانی که می گویند ما نمی بایست در کار بازجویی درگیر می شدیم اما مجبور بودیم کارمان را انجام بدهیم، احترام می گذارم. من فکر نمی کنم کسانی را که وظیفه شان را انجام می دادند باید تنبیه کنم. اگر رئیس جمهوری داشته باشید که قضاوت بدی انجام می دهد، سیا هزینه آنرا می پردازد. "
نویسنده در ادامه به اظهارات دیک چنی مبنی بر اینکه سیا- نه کاخ سفید- اولین بار پیشنهاد اذیت زندانیان را در حین بازجویی مطرح ساخت، می پردازد: " این ابتکار آنها بود. آنها چند پرونده داشتند که فکر می کردند با استفاده از تکنیک های بهبودیافته بازجویی می توانند به اطلاعاتی دست پیدا کنند. " پانتا دیدگاه متفاوتی دارد. او گفت "هیچ سوالی در ذهن من نیست. موضوع بازجویی، تا حدودی، به گردن ما انداخته شد، زیرا ارتش و FBI از آن شانه خالی کردند و بدین ترتیب همه سیا را مورد انتقاد قرار دادند. " این از لحاظ فنی درست است. پس از اینکه باب مولر، رئیس FBI، از یک مامور به نام علی صوفان (Ali Soufan) شنید که روش های بازجویی سیا شامل شکنجه می شوند، FBI از بازجویی مظنونین تروریستی کناره گیری کرد. جان هلگرسون به من گفت که از نظر او سیا، پنتاگون و کاخ سفید به یک اندازه مسئول هستند: "آنها دست به دست هم در این جریان وارد شدند. "
با این وجود مایر ارزیابی حقایق موجود در پس این اتهامات متناقض بدون یک رسیدگی علنی کامل را مشکل ارزیابی میکند: ناتانیل ریموند، که با گروه مدافع پزشکان حقوق بشر کار می کند، به من گفت "همه می گویند ' تمام شده است، همه چیز معلوم شده است'، اما چه چیز معلوم شده است؟ ما هنوز نمی دانیم چند زندانی در سایت های سیاه بودند، یا اینکه آنها چه کسانی بودند. ما کاملا از نقش کاخ سفید یا سیا خبر نداریم. ما به یک گزارش کامل، مخصوصا در ارتباط با کارکنان پزشکی نیاز داریم. " او اظهار کرد یادداشت های وزارت دادگستری که اخیرا منتشر شدند، در بردارنده اشاره های مختلفی به شرکت پرسنل پزشکی سیا در جلسات بازجویی بودند. ریموند گفت "آنها طراحان، قانونی کنندگان و مجریان بازجویی ها بودند. این بزرگترین رسوایی اخلاق پزشکی در تاریخ آمریکاست. ما به پاسخ نیاز داریم. "
همچنین برخی از محافظه کاران نیز خواهان شفافیت بیشتری هستند. ویل تافت، مشاور کل وزارت کشور در دولت بوش به من گفت "حدود بیست الی سی نفر هستند که سیا می گوید قبلا آنها را در اختیار داشت اما حالا ندارد. آن اسامی هرگز منتشر نشده اند. حکومت باید همه افراد در این برنامه را مشخص کرده و در قبال آنها پاسخگو باشد. "
کمیته اطلاعاتی سنا اخیرا خودش به تنهایی یک بررسی محرمانه را در مورد برنامه شکنجه آغاز کرده است. پانتا به من گفت که به او اطمینان داده اند که کار اعضای کمیته " درباره درس هایی خواهد بود که از این جریان آموخته شده اند، نه تحت تعقیب قرار دادن افراد. " بنابراین سیا "با آنها همکاری می کند و هر اطلاعاتی که برای انجام بررسی آنها نیاز است در اختیارشان قرار می دهد. " او می گوید کمیته تا کنون حدود ده میلیون سند مرتبط را شناسایی کرده است. " این کار مدتی طول خواهد کشید. "
تحقیقات سنا، در بین چیزهای دیگر، به بررسی مساله کارایی شکنجه خواهد پرداخت. دیک چنی مکررا ادعا کرده است که بازجویی های "بهبودیافته " نتیجه بخش بوده اند. مخالفان می گویند که شکنجه بی ثمر است. پانتا بیشتر از دیگران بدبین است. او به من گفت " اساس باید این باشد: بله، اطلاعات مهمی از این زندانی ها به دست آمد. این بازجویی ها اطلاعاتی ارائه دادند که در واقع روی آنها اقدام صورت گرفت. اما آیا این تنها راه برای کسب این اطلاعات بود؟ فکر می کنم این برای همیشه یک سوال بی پاسخ باقی خواهد ماند. " اما او یقین دارد که " ما برای استفاده از آن روش ها هزینه ای پرداختیم. "
وی با یادآوری این نکته که کمیته اطلاعاتی سنا نیز بررسی محرمانه برنامه شکنجه را آغاز کرده، به تعدادی از اسناد تازه منتشر شده اشاره میکند که نشان میدهند سیا در رابطه با سیاست شکنجه نقش فعالی بر عهده داشته است: یک گزارش کمیته نیروهای مسلح سنا در سال 2008 نشان می دهد که سازمان چندین ماه قبل از آگوست 2002، قبل از اینکه وزارت دادگستری در "یادداشت شکنجه " خود مجوز قانونی صادر کند، سازمان سیا تعدادی روانشناس اجیر کرده بود که به طراحی و اجرای شکل های ویژه ای از شکنجه مبادرت می کردند - از قبیل نگهداری زندانی، به صورت دولا، در یک قفس کوچک بدون هوا. مشکل سازتر از آنها، پانویس های یادداشت های دفتر مشاوره حقوقی حاکی از این است که برخی از بازجویان سیا احتمالا به طور وقیحانه از حدود معین شده توسط وزارت دادگستری و کاخ سفید فراتر رفته اند - که این کار احتمالا آنها را از حیطه مصونیت قانونی مشخص شده توسط اوباما و پانتا خارج می کند.
وی می افزاید: در سال 2002 دولت بوش به بازجوها اجازه داد تکنیک های صوری و ایمن واتربوردینگ را که در آموزش نظامی استفاده می شد، بازسازی کنند. اما بازجوهای سیا به جای محدود کردن جلسات به حداکثر دو دور بیست ثانیه ای غرق سازی کنترل شده، که در آموزش نظامی تجویز شده بود، یکی از زندانیان را به تحمل دست کم 183 جلسه، و یکی دیگر را به تحمل 83 جلسه واتربوردینگ مجبور ساختند. و به جای استفاده از مقدار بسیار کمی از آب، که وزارت دادگستری تصریح کرده بود، زندانیان را در معرض "حجم های زیادی " از آب قرار دادند. این یادداشت ها به نقل از یافته های گزارش سری آقای هلگرسون در سال 2004 در مورد تکنیک های قهری، عنوان می کنند که بازجوها عمدا درد را تشدید می کردند تا احساس غرق شدن را "تلخ تر و قانع کننده تر " جلوه دهند. هلگرسون همچنین دریافت که روانشناسان و بازجوهایی که برنامه های سازمان را طراحی می کردند - و مدعی بودند قضاوت آنها بر اساس دانش آنها از استانداردهای نظامی بود - "تخصص " های خود را "احتمالا بد نمایش داده بودند ". به علاوه، دفتر خدمات پزشکی سیا دریافت که مدرکی وجود نداشت که نشان دهد انجام واتربوردینگ با شدت و کثرتی که از سوی بازجوها/روان شناسان صورت می گرفت موثر یا از لحاظ پزشکی ایمن باشد.
در ماه آوریل پانتا همه بازجوهای پیمانی سیا، از جمله جیمز میچل و بروس جسن، روانشناسان سابق ارتش که به نظر می رسد وحشیانه ترین تکنیک های بازجویی را طراحی کرده بودند، را اخراج کرد. آن دو نفر که یک شرکت مشاوره با نام میچل، جسن و همکاران را اداره می کردند، به بازجوها توصیه کرده بودند که نظریه های "بی دفاع بودن آموخته شده " را روی زندانیان اجرا کنند. این نظریه ها بر مبنای تجربیات کسب شده از سگ هایی که مورد بدرفتاری قرار گرفته بودند استوار بودند. ظاهرا مدیران این شرکت روزانه 1000 دلار به خاطر خدماتشان به سازمان صورتحساب ارائه می دادند. پانتا گفت " ما همچنین مقداری از پول را در معامله حفظ می کردیم! " ( یک ماه پس از روی کار آمدن اوباما سیا قرارداد جدیدی با این شرکت امضا کرد.)
به گزارش گروه گزارشگر افشا کننده پروپابلیکا ، شرکت میچل و جسن که در سال 2007 یکصد و بیست کارمند داشت، اخیرا دفاتر خود را در اسپوکان واشنگتن بسته بود. یکی از کارمندان آن دیوز مارتینز نام داشت که قبلا بازجوی سیا در برنامه سایت سیاه بود؛ جوزف ماتاراتزو، رئیس سابق انجمن روانشناسی آمریکا نیز در هیئت شرکت بود. ( به گفته کیرک هوبارد، رئیس پیشین قسمت پژوهش و تحلیل سیا، ماتارتزو در طی زمانی که برنامه بازجویی ترتیب داده شد در یک هیئت استانداردهای حرفه ای سازمان خدمت می کرد، اما در مورد بازجویی ها با او رایزنی نشد.)
مایرادامه می دهد: طرح دعواهایی علیه پیمانکاران شکنجه گر هنوز امکان دارد، و هر یک از آنها ممکن است یک خط اختیار فاش کنند که مستقیما به زنجیره بالای فرماندهی در سیا، و کاخ سفید بوش منتهی می شود. جورج برنت میکام چهارم، وکیل ابو زبیده، یک زندانی سیا که به دفعات واتربورد شده بود، گفت " می خواهم بزودی میچل و جسن را تحت پیگرد قانونی قرار دهم. " (میچل در بازجویی ابوزبیده یک راهنما بود.) وکلای او می گویند پس از اینکه زبیده واتربورد شد، وضعیت روانی او تشدید شد و از آن زمان داروی هالدل برای او تجویز گردید.
عده کمی از فعالان انتظار دارند دعاوی قانونی علیه سیا یا پیمانکاران آن به موفقیت برسند. اما جان سیفتون، یک وکیل متخصص در قوانین حقوق بشر و کسی که بخشی از تیم حقوقی زبیده است، عنوان می کند که راه های دیگری برای علنی ساختن شکایت های زندانیان وجود دارد. سیفتون گفت " خود اقدام به پیگرد قانونی زندانیان با ارزش، یک فرایند پاسخگویی خواهد بود. محاکمه این زندانیان بدون اینکه به آنها اجازه دهند همه اطلاعات در مورد شکنجه خود را بروز دهند نا ممکن است. "
به اعتقاد وی اقدامات قانونی دیگر ممکن است اسرار بیشتری از برنامه شکنجه سیا را برملا کنند: یک دادستان منصوب شده از جانب وزارت دادگستری به نام جان دورهام، در واشنگتن یک هیئت منصفه عالی تشکیل داده تا اتهامات جنایی بالقوه را علیه افسرانی که در نابودی 92 فیلم ویدیویی مربوط به بازجویی های ابوزبیده و زندانیان دیگر دست داشتند، ارزیابی کند. میکوم به من گفت که چندین بار با دورهام ملاقات کرده است و معتقد است چشم انداز تفحص او ممکن است تا نقطه ای گسترش یابد که مشخص کند آیا سیا استفاده از روش های بیرحمانه را قبل از دریافت مجوز از وزارت دادگستری آغاز کرده بود یا بعد از آن. (این ممکن است یک انگیزه دیگر برای نابودی آن نوارها بوده باشد.) میکوم گفت " من احساس کردم او خیلی جدی است. " در همین حال، اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا شدیدا تلاش می کند به توضیحات طبقه بندی شده آنچه که روی نوارهای نابود شده ضبط شده بود دست پیدا کند. هفته گذشته پانتا با تقدیم یک شهادت نامه، که عنوان می کرد افشای آن توضیحات ممکن است به صدمات جبران ناپذیر بر امنیت ملی منجر شود، با اینکار مخالفت کرد. یک بار دیگر او از اسرار بازجویی های دوران بوش حمایت می کرد.
علاوه بر موارد فوق فشارها از خارج کشور نیز وارد می شوند: در ایتالیا، حدود بیست افسر سیا به خاطر شرکت در انتقال های سال 2003 به صورت غیر حضوری محاکمه می شوند. روبرت سلدون لیدی، رئیس وقت ایستگاه سیا در میلان، دیگر نمی تواند بدون خطر دستگیری به ایتالیا سفر کند، همچنین بقیه افسرانی که در این پرونده نام آنها برده شده است. اسپانیا تحقیقات جنایی شش مقام دولت بوش در ارتباط با شکنجه را آغاز کرده است. و در لندن یک قربانی سابق این انتقال ها یک دعوای قانونی علیه مقامات انگلیسی مطرح کرده است. پس از اینکه قاضی انگلیسی حکم کرد خواهان، بنیامین محمد، باید به مدارکی که سیا در اختیار مقامات انگلیسی قرار داده بود دسترسی پیدا کند، دولت اوباما با اعمال فشار بر حکومت انگلستان جهت توقف این افشاگری ها، لیبرال ها را شگفت زده کرد.
وی می افزاید: چندین چالش حقوقی دیگر در برابر برنامه بازجویی سازمان در حال طی کردن مسیر خود در سیستم قضایی آمریکا هستند. یک قاضی در کالیفرنیا اخیرا در پرونده ای که توسط پنج قربانی انتقال ها علیه شرکت Jeppesen Dataplan تشکیل شده بود، ادعاهای وزارت دادگستری مبنی بر پوشیدگی کامل اسرار دولتی را رد کرد. این شرکت از شرکت های وابسته بوئینگ است که تدارک هواپیما برای پروازهای انتقالی سیا را بر عهده داشت. در یک کنفرانس مطبوعاتی در ماه آوریل، اوباما اشاره کرد که نسبت به تصریح وزارت دادگستری در مورد پوشیدگی کامل اسرار دولتی در این پرونده احساس تاسف می کند، اما در 12 ژوئن دولت مجددا بر ادعای اولیه خود تصریح کرد.
اوایل این ماه فیلیپ ماد، نامزد پیشنهای اوباما برای یک پست بلندپایه امنیت کشور، پس از اینکه روشن شد تایید او در سنا به یک جنگ بر سر نقش پیشین او در برنامه بازجویی سیا تبدیل خواهد شد، از جلسه رسیدگی کناره گیری کرد. رام امانوئل که در مورد چالش های فراوان ناشی از رسوایی شکنجه صحبت می کرد، به من گفت "این یک مساله- نمی خواهم بگویم جنگ - روزمره است. پرونده های زیادی در نوبت قرار دارند که که نیاز به رسیدگی دارند. اما من رئیس جمهور را در اتاق سازماندهی دیده ام، و میدانم که می خواهد امور را به پیش ببرد. "
وی در ادامه به اصلاح مهمی اشاره میکند که پانتا هم اکنون سعی در انجام آن دارد: او در نظر دارد برنامه بازجویی قهرآمیز را با یک روش غیر قهری و قانونا قابل قبول جایگزین کند. یک کارگروه به رهبری فیلیپ هیمن، استاد مدرسه حقوق هاروارد، در زمینه پیشنهاد برای تشکیل یک تیم بازجویی نخبه در دولت آمریکا با حضور برخی از بهترین افسران سیا، FBI، و ارتش و بهره گیری از نظرات دانشمندان علوم اجتماعی، زبان شناسان و دانشمندان دیگر، به پانتا مشاوره می دهند. پانتا گفت " آنچه که برایش اصرار دارم تاسیس مکانی است که در آن تیمی از بازجویان را بوجود بیاوریم که آخرین تکنیک ها را آموزش دیده باشند. این تنها چیزی است که من واقعا نگرانش هستم. افراد زیادی وجود ندارند که آن دسته از توانایی های بازجویی مورد نیاز ما را داشته باشند. " آقای هیمن تلاش برای تشکیل "بهترین تیم بازجویی غیر قهری در جهان " را معادل تلاش ناسا برای فرستادن انسان به ماه برای جمع آوری اطلاعات بشری توصیف می کند. او گفت اعضای این کارگروه برای جمع آوری اطلاعات مقایسه ای در مورد نحوه کار بازجوها به فرانسه، انگلستان، ژاپن، استرالیا و اسرائیل سفر کرده اند. وی افزود "ما همچنین پیش بهترین افراد در آمریکا رفته ایم. "
علاوه بر موارد فوق پانتا برای دوره تصدی خود در سیا برنامه های زیادی دارد: او در مورد نیاز سیا به افزایش مهارت های زبان خارجی و استخدام افسرانی با زمینه های نژادی متنوع تر، که راحت تر بتوانند در قسمت های متخاصم دنیا نفوذ کنند، با من صحبت کرد. اما، به طوریکه عنوان کرد، تلاش سیا برای نابودی القاعده کماکان اولویت اول این سازمان باقی می ماند. او به من گفت سازمان اطلاعاتی دریافت می کند که حاکیست القاعده در حال طراحی حملاتی علیه آمریکاست. "ما عملیات های نسبتا شدیدی در پاکستان انجام می دهیم، و من فکر می کنم در تلاش برای از هم گسیختن القاعده خوب عمل کرده ایم. اما القاعده به وضوح یک تهدید است. " وی گفت بزرگترین تهدید این است که القاعده پناهگاه های دیگری در کشورهایی چون سومالی و یمن پیدا کند. "ماموریت ما این است که مطمئن شویم آنها جایی برای پنهان شدن پیدا نمی کنند. " پانتا گفت مهمترین بخش پیدا کردن و محاکمه رهبران القاعده - به خصوص اسامه بن لادن و ایمن الظواهری - است. "همان طور که می توانید تصور بکنید این کار راحت نیست. "
جین مایر مقاله اش را با اشاره به گزارش هفته گذشته تایمز درباره افزایش اختلاف میان پانتا و دنیس بلر، مدیر امنیت ملی، درمورد حوزه اختیارات به پایان می برد:
پانتا گفت "من از تعداد چالش هایی که در این شغل مجبور هستید روبرو شوید تعجب می کنم. شما از بسیاری جهات مثل یک پلیس راهنمایی هستید ". پانتا هنگامی که رئیس کارکنان کاخ سفید بود گفته بود می تواند تصمیمات بزرگ را به رئیس جمهور محول کند؛ و در حالیکه به زمین های ساکت اطراف سازمان خیره شده بود گفت "اما اینجا تصمیمات با من است. و بسیاری از آنها خیلی حیاتی هستند. " او افزود بعضی وقت ها تنها کاری که می تواند بکند گفتن ذکر "درود بر مریم مقدس " است.