سرمقاله:به گمان من سوم تیر 1384 حادثه نبود، بلکه یک “پدیده” بود. پدیده یعنى چیزى که شاید مدتها انتظارش را داشتهاى اما به چندین دلیل یا بهانه - واقعى و واهى - آن را دیریاب دانستهاى و دل از دستیابى فورىاش کندهای! و آنگاه که رخ مىدهد تازه متوجه مىشوى که آفرینش “پدیده”، هر چند گاهى فرآیندى راز گونه و به اصطلاح اهالى سینما “زیرپوستی” دارد، اما هرگز متوقف نمىماند، در خلاء واقع نمىشود و ریشه در اسباب و علل واقعى (عینى و ذهنی) دارد. از این رو سوم تیر به رغم پافشارى برخى حیرتزدگان ناکام در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، تنها یک مناسبت تقویمى همچون دیگر روزهاى انتخابات نبود. پس چه بود؟ به باور صاحب این قلم، سوم تیر یک پدیده بود و “پدیده” یک فرصت است. از این رو سوم تیر، یک “فرصت تمام عیار” بود. پس از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، آنگونه که شاهد بودیم و هستیم، برخى از اصحاب جبهه ناکامان کوشیدند حماسه سوم تیر را آنگونه که خود مایلند تفسیر ، تعبیر و معنا کنند، اما چنین کوشش و تقلایی، ره به مکتوم نگاه داشتن واقعیات نخواهد برد. چون سوم تیر 84 یک پدیده بود و به مثابه دوم خرداد یک ناپدیده نبود. ناپدیده یعنى یک چیزى که هیچگاه انتظارش را نداشتهاى اما به چند دلیل آشکار و پنهان رخ مىدهد.
سوم تیر را باید با همان تعبیرى که آقاى احمد پورنجاتی، یکى از نسبتا سرشناسان جبهه اصلاحطلب براى دوم خرداد به کار برده بود، “فرصتى براى همه “ دانست. اینک برآنم هر چند به اجمال و اشاره، از فرصت سوم تیر یاد کنم.
1 - سوم تیر ، فرصتى براى نظام
جز آنان که به هر دلیل، تعلق خاطرى به رژیم گذشته داشته یا دارند، هیچ کس که اندکى انصاف داشته باشد، نمىتوانددر استوارى مبانى مشروعیت این نظام و خاستگاه ملى (به مفهوم همه گیر) و اعتقادى آن تردید و خدشه روا دارد. اما همچون هر نظام سیاسی، گاه در فرآیند عملکرد مسئولین، نکاتى رخ مىدهد نظیر کمتوجهى یا بىاطلاعى برخى مسئولین از نیازهاى واقعى مردم یا عدم کارآمد بودن برخى راهبردهاى عملى و ... و این نکته، گاه فضاى عمومى جامعه را تحت تاثیر و انفعال قرار مىدهد، به گونهاى که اگر چارهاندیشى نشود، نظام را از حراست قلمرو کارآمدى به قلعهبانى ساختارى نیز مىکشاند. به گمان من، پدیده سوم تیر فرصت بسیار مغتنم و جانانهاى براى نظام بود تا جلوههاى تازهاى از ظرفیتهاى خو را به نمایش بگذارد، تا مبانى مقبولیت و کارآمدى خویش را جان تازهاى بخشد، تا برخى کژ راهههاى مغایر با ویژگىهاى ذاتى انقلاباسلامى را داغ بطلان زند و اصلاحات واقعى را از اصلاحات کاذب و دروغین جدا سازد و به اتکاى یک خیزش ملی، قانونگرا و امیدوار به آینده، جایگاه ایران را در اندازههاى جهانى در افقهاى بلندترى نسبت به گذشته قرار دهد. اینکه آیا جریانات سیاسى داخل نظام از فرصت سوم تیر به درستى و تمامى بهرهگیرى مىکنند یا خیر، موضوع جداگانهاى است محتاج مجالى فراختر. اما به گواهى مدت سپرى شده، با تلاش توانفرساى مجموعهاى که امروز اصولگرا شناخته مىشوند، بویژه شخص آقاى دکتر محمود احمدى نژاد ، نظام جمهورى اسلامى ایران هم در داورى دل وجان محرومین ایران که سالها در هندسه مدیریتى کشور به آنها وقعى نهاده نمىشد و هم در ارزیابى جهانى بویژه ملتهاى مظلوم جهان و هم در تاریخ فردا همواره وامدار و سرافراز فرصت سوم تیر خواهد بود.
2 - سوم تیر، فرصتى براى مردم
به جرات مىتوان گفت جز دوره اندکى از حیات انقلاباسلامى ایران در هیچ دورهاى همچون سوم تیر براى عرض اندام و تاثیرگذارى مستقیم مردم در مقدرات ملى فرصت فراهم نشده است. به خاطر آوریم که در فضاى یکدست و به ظاهر، تقدیر شده پیش از سوم تیر، همه چیز ظاهرا و تصنعا رنگ و بوى تبعیت از “اکثریت” را داشت و مهمترین و موجهترین مبناى رابطه دولت با مردم یا واسطههاى میان دولت ومردم، تبعیت از حزب وگروه بود.
فرصت سوم تیر یک بار دیگر به اتکاى ماهیت انقلاباسلامى و ویژگىهاى ساختارى نظام بویژه قانون اساسی، “کابینه 70 میلیونی” را شعار اصلى خویش قرار داده است. آیا این فرصت اندک و ناچیزى است؟! اهمیت و نقش این فرصت بزرگ را علاوه بر مردم که آفرینندگان سوم تیر بودند، مخالفان سوم تیر نیز درک مىکنند، اما شجاعت و حریت بیان کردن آن را ندارند.
به باور من فرصت سوم تیر،زبان و ادبیات و گویش فعالان سیاسى را که از متن مردم و مطالبات واقعى مردم غافل شده بودند به نفع آنان (مردم) تغییر داد. خواستهها و انتظارات ملى از حاکمیت به گونهاى شورانگیز بالا رفت و توده مردم به صورت آگاهانه، نسبت به تحقق آنها امیدوار شدند.
در یک کلام، مىتوان برآیند نگرش عمومى ملت ایران را به دو دوره پیش و پس از سوم تیر تقسیم کرد. پیش از سوم تیر حالت یاس و ناامیدى و سرافکندگى از شرایط داخلى و دیپلماسى منفعلانه دولت ومجلس اصلاحات در مناسبات جهانى پس از سوم تیر، سرشار از امیدو غرور که توسعه و آبادانى همه جانبه کشور و اقتدار در عرصه جهانى و به کارگیرى دیپلماسى فعال و مبتکرانه در مناسبات جهانى بویژه پیرامون فناورى صلحآمیز هستهاى جمهورى اسلامى ایران. شاید بخشى از ناکامى اصلاحطلبان درجلب رضایت عمومى و سرعت رویگردانى ملت از آنان که درانتخابات شوراهاى شهر و روستا و بویژه درانتخابات مجلس خبرگان رهبرى به صورت فاحشى نمایان شد، نتیجه فرصت سوم تیر براى مردم بود.
3 - سوم تیر ، فرصتى براى نخبگان و فرهیختگان
به گمان من، نخبگان و فرهیختگان در فرصت سوم تیر، مجال یافتند در عرصه اجرایى راه یابند و به همراه مدیران متخصص، متعهد و پرکار دولت نهم ،یافتههاى خود را که مجالى براى بیان نداشتند به منصه ظهور و بروز برسانند. هر چند این فرصت کمنظیر و یا بىنظیر که براى نخبگان و فرهیختگان حاصل شده است، به واسطه نشر اکاذیب و شارلاتانیسم مطبوعاتى مخالفان دولت نهم، به گونهاى دیگر وانمود مىشود، اما در مقایسه با سالهاى پیش از سوم تیر، مناسبترین فرصت براى بهرهمند شدن از نظرات نخبگان و فرهیختگان در عرصههاى گوناگون، در این مدت اندک، به واسطه تلاش جناب آقاى دکتر احمدى نژاد تحقق یافت و شیرینى بهرهمندى از فرهیختگان و نخبگان در سطوح مختلف و بهرهمندى و به کارگیرى فرهیختگان ونخبگانى که از توان مدیریت بالایى برخوردار هستند در کام ملتقرار گرفت. که یکى از ثمرات آن توسعه و آبادانى همه جانبه کشور است که درصد بسیار بالایى از این مهم به واسطه سفرهاى طاقتفرساى استانى رئیسجمهور و هیئت دولت تحقق یافته است.
4 - سوم تیر، فرصتى براى اصلاحطلبان
در این زمینه بویژه پس از انتخابات مجلس خبرگان رهبرى و شوراهاى شهر که اصلاحطلبان دریافتند از چه جایگاهى در میان ملت برخوردار هستند ، با سعه صدر بىنظیر رئیسجمهور جناب آقاى دکتر احمدىنژاد فرصتى پیدا شده است که شخصیتهاى اصلاحطلب و بلکه عموم منتقدین، به سهولت نقد کنند. برخى فرصتطلبان، ادبیات و واژگانى علیه احمدى نژاد به کار مىبرند(1) که اصلاحطلبان آگاهترند که اگر یک عشر این ادبیات در دوره اصلاحات نسبت به رئیس جمهور وقت به کار مىرفت چه غوغا و بحرانهایى در کشور ایجاد مىکردند. اصلاحطلبان به جاى تخریب دولت، بایددر مجالى غیراحساسى و واقعبینانه، فهرست عملکرد خود را احصا کنند و به دور از غوغاسالارى و فرافکنى علل ناکامىهاى متعدد خود را بررسى کنند و با رفع آن نواقص تلاش کنند بر اساس رعایت قواعد سیاسى مجددا اقبال ملت را به خود جلب کنند.
5 - سوم تیر، فرصتى براى جهانیان
بىهیچ تردید، جمهورى اسلامى ایران پس از سوم تیر وجههاى متفاوت و البته بسیار جذاب، موجه و موثر در منظر جهانیان یافته است واین فرصت بسیار ارزشمندى است که دیگران با گونهاى دیگر از نظام و رفتار سیاسی، فرهنگى آشنا شوند که به باور اصولگرایان و هر آنکه دل در گرو عزت و اقتدار ایران و ایرانى دارد، راهى به سوى حفظ حقوق واقعى انسانها ونه حقوق ظاهرى آنها وحفظ حقوق بینالمللى مردم خویش در جامعه جهانى مملو از ظلم و تباهى است.
اگر نوع تعامل دولتها و ملتها با آقاى احمدى نژاد را ملاک قرار دهیم(نه آنگونه که رسانههاى مخالف دولت مىنگارند بلکه آنگونهاى که در واقع است) مىتوانیم نتیجه بگیریم که دیگران فرصت سوم تیر را به طور نسبى درک کردهاند. هر چند به گمان من، عدهاى در داخل و خارج به طور مطلوب از این مجال به نفع شرایط داخلى و مصالح جهانى بهره نمىگیرند.
و کلام پایانی، تاکید بر این نکته است که سوم تیر به مثابه یک پدیده و به اعتبار سرچشمههاى عمیق و مردمى و اعتقادى آن همواره مىتواند تداوم یابد که با حضور آگاهانه ملت شریف ایران ارتباطى عمیق دارد.(2)
پىنوشتها:
1 - رسالت، سهشنبه 4/5/84، شماره 5634 ، ص 3
2 - این نوشتار نقد معکوس از مقاله دوم خرداد، فرصتى براى همه مندرج در روزنامه شرق، چهارشنبه 2/3/86 مىباشد.