بصیرت: باز هم فتنهای در تاریخ انقلاب اسلامی به ثبت رسید و به اندوخته تجارب نظام افزوده شد که یقینا به عمیق تر شدن ریشه های تنومند این درخت پرثمر در برابر توفانها و تندبادهای دیگر خواهد انجامید، کما اینکه در گذشته انقلاب اسلامی نیز تمامی بحرانها و چالشها در نهایت همین کارکرد را داشتهاند که ساختارهای نظام را آبدیدهتر ، مسئولان آن را مجربتر و مردم را پایبندتر به اصل نظام کردهاند. البته این تجارب و فتنهها با صرف هزینههای بسیار گزاف و به قیمت از دست دادن منابع واقعا بیبدیل و حتی جبران ناپذیر انسانی و مادی و معنوی پشت سر گذاشته شدهاند و اینگونه نیست که با خیالی آسوده بنشینیم و نظارهگر توطئه در پی توطئه و آشوب در پی آشوب باشیم وبگوییم که این مسائل نظام را آبدیدهتر و ریشهدارتر میکند، پس جای نگرانی نیست... ! ابدا این طور نیست و این رویکرد ، نهایت خوش باوری ، سادهانگاری و حتی پاک کردن صورت مسئله است برای فرار از یک نگاه تحلیلی عالمانه و پاسخگویی واقع گرایانه به مسائل و مشکلات احتمالی درون نظام.
به نظر نگارنده «اگر بخواهیم در مقطع کنونی از تحلیل واقعی قضایای اخیر و اغتشاشات خیابانی طرفداران یکی از کاندیداها و مسائل پیش آمده، به هر عنوانی طفره برویم، این طفره رفتن و سرباز زدن از ریشهیابی حقیقی علل آشوبها و ... از اصل فتنهای که پشت سر گذاشتهایم به مراتب خطرناکتر است .» متاسفانه به نظر میرسد این روزها تمام تلاشها را معطوف به این کردهایم که بگوییم عوامل خارجی و بیگانه در شکلدهی این بحران سیاسی نقش آفرین بودهاند و با افزایش تعداد پروازها به تهران آمدند و ضربه زدند و رفتند!! واقعا به همین سادگی؟... ! بله ، این درست است که دشمنان قسم خورده نظام و انقلاب از هر موقعیتی برای ضربه به انقلاب بهرهگیری کرده و میکنند، اما آیا این بزرگنمایی نقش عوامل بیگانه و ایادی نفاق و اپوزیسیون خارجنشین نیست؟! آیا نظام ما واقعا اینقدر ضعیف و آسیبپذیر است که با تحریک مثلا چند وابسته فلان سفارت خارجی یا ورود چند منافق به کشور در آستانه انتخابات و یا سرمایهگذاری تعدادی سلطنت طلب فراری و دخالت وابستگان فلان گروه اپوزیسیون ، اینگونه به یک بحران سیاسی و آشوب برسد؟! البته و صد البته که اینگونه نیست . پس بیاییم و واقع گرایانه مشکل و بیماری را کالبد شکافی کنیم و مراکزی در نظام به یاری برخی از نخبگان و صاحبنظران و جامعه شناسان و ... تشکیل شوند و به این مهم بپردازند و بدیهی است که ممکن است بخشهای عمدهای از تحلیلها و یافتههای این آسیب شناسی و کالبد شکافی ، غیرقابل انتشار باشند؛ بله؛ این طبیعی است و باید هم این چنین باشد، اما آن بخش هایی که قابلیت انتشار دارند برای روشنگری افکار عمومی در اختیار همگان قرار داده شود تا مردم هم به یک درک درست از مسائل نایل آیند.این نگاه واقع بینانه به مسائل جاری و واکاوی عینیتهای جامعه، حرکت نظام را بیمه میکند و انجام برخی اصلاحات ضروری را به ما گوشزد نموده و یا لزوم درمان بعضی باورهای اشتباه را پیش روی ما قرار میدهد. لازم است راهکارهای بلند مدتی طراحی شوند تا نظام به همین سادگیها از چنین توفانها و فتنههایی آسیب نبیند و دشمنان هم از خلاها استفادههای سوء نکنند، همچنین نقاط قوت و ضعف ساختارها و تصمیمها و برخوردها و ... بازشناسی شوند و یک ارزیابی کلان از تحولات و مطالبات اجتماعی جامعه ارائه شود که در سیاستگذاریهای آتی بایستی لحاظ گردند.
به قضایای اخیر کشور هم باید به عنوان «تهدید» نگریست و هم به مثابه «فرصت» تا بدانیم که چگونه یک گروه معدود سیاسی با اینکه در یک فرایند قانونی و مردمسالارانه با شکست مواجه شدهاند میتوانند با موج سواری و شایعهپردازی، و یا تحریک زمینههای نارضایتی عدهای، درک و شعور سیاسی ایشان را دستاویز خودخواهی خود قرار دهند و نظام را با یک بحران سیاسی مواجه سازند؟ و چرا این جماعت با علم به این حقیقت به یاری گروه سیاسی شکست خورده میپردازند؟ و علامات سوال جدی دیگری که باید به آنها پرداخته شود و بدون اینکه بخواهیم خودمان را دور بزنیم نقاط آسیبزای نظام را در هر کجا که میخواهد باشد ، بشناسیم و در صورت امکان آنها را درمان نموده و حتی در صورت نیاز این عوامل و زمینههای چالشزا را به جامعه بشناسانیم.