بصیرت: حوادث پیش آمده قبل و بعد از انتخابات باشکوه 22 خرداد را می توان فراز مهم دیگری در پیش روی حرکت انقلاب اسلامی در رسیدن به اهداف متعالی خود دانست.
انقلاب اسلامی که در طول سه دهه عمر با برکت خویش طوفان های سهمگینی را پشت سر گذاشته است، این بار نیز در آزمون دیگری قرار گرفته و می رود با حماسه بزرگ ملت و نظام اسلامی و رهبر معظم انقلاب اسلامی تکلیف برخی مسائل را برای همیشه حل نماید.
اعلام نتایج انتخابات و مشخص شدن رئیس جمهور منتخب ملت، سرآغاز حوادثی بود که توسط جریان شکست خورده طراحی شده بود و تلاش نمود کام ملت بزرگ ایران را تلخ نماید. اغتشاشات ایجاد شده از فردای روز انتخابات، تحقق سناریویی بود که پیش از آن وعده آن توسط برخی از هواداران یک نامزد داده شده بود. آنها پیش از انتخابات مدعی شده بودند که اگر در 22 خرداد نامزد مورد حمایت آنها رای نیاورد، نظام اسلامی را متهم به تقلب خواهند نمود؟! این پروژه از زمان آغاز اعلام نتایج آراء کلید خورد و با پشتوانه برخی جریان های سیاسی شدت یافت.
در این میان مجمع روحانیون مبارز نقش کلیدی و حساسی را برعهده گرفت و آن هنگامی بود که این مجمع روز سه شنبه (26/3/88) درخواست راهپیمایی برای روز شنبه 30 خرداد (مصادف با سالروز آغاز حرکت تروریستی در سال1360) از میدان انقلاب تا میدان آزادی را به فرمانداری تهران ارسال نمود. این در حالی بود که روز قبل ازآن خبرگزاری ها از برگزاری نمازجمعه تهران به امامت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای خبر داده بودند.
ملت غیور ایران که در دو سه روز بعد از انتخابات سخت نگران وضعیت کشور بودند، همگی منتظر بودند تا رهنمودهای رهبری را به گوش جان بشنوند و در این میان خبر اقامه نماز جمعه به امامت ایشان، پایانی بود بر این انتظار.
در حالی که انتظار می رفت گروهها و جریانهای سیاسی نیز همسوی با ملت به استقبال رهنمودهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب روند و تا برگزاری نمازجمعه و استماع سخنان ایشان از هرگونه اقدام نسنجیده دوری نمایند، لیکن مجمع روحانیون مبارز در اقدامی مشکوکانه و پرابهام، پیشاپیش برای روز شنبه- فردای برگزاری نمازجمعه- درخواست راهپیمایی نمود.
پخش این خبر از شکل گیری سناریویی جدید خبر می داد و این بار بازگیری صحنه گروهی شده بود که خود را وابسته به خط امام و نزدیکترین گروه به اندیشه های امام(ره) معرفی می نمود. روز 5شنبه مجمع روحانیون این بار ضمن تاکید به درخواست پیشین، با گسترش سطح آن، برای برگزاری راهپیمایی و تجمع در شهرها و میادین سراسر کشور درخواست مجوز نمود. این اقدام که توسط کارشناسان سیاسی اقدامی فتنه انگیزانه و به قصد تحت الشعاع قرار دادن سخنان رهبری معظم انقلاب اسلامی در نماز جمعه تهران ارزیابی می شد، متاسفانه در کارنامه مجمع مدعی خط امام و ولایت مطلقه فقیه، ثبت گردید.
روز جمعه فرا رسید و دانشگاه تهران از اذان صبح جمعه میزبان مشتاقانی بود که بی صبرانه منتظر گوش جان دادن به سخنان ولی فقیه زمان در باب فتنه های جدید بودند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی زمانی سخنان خود را آغاز نمودند که با حضور جمعیت پرشور میلیونی ملت در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف، باشکوهترین و بی نظیرترین نمازجمعه تاریخ، شکل گرفته بود.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخشی از سخنانشان با اعلام صریح، راهکار خود را برای حل این اختلاف پیش آمده مطرح نموده و با هشدار به گروه ها و جریان های سیاسی فتنه انگیز اعلام داشتند:
«بنده زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهای قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتی بعضی برنده اند، بعضی برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتی دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهای درست، برطبق قانون. اگر واقعا شبهه ای هست، از راه های قانونی پیگیری بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالی در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسی بشود. بنده از شورای محترم نگهبان خواستم که اگر مواردی خواستند صندوقها را بازشماری بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند. بنابراین، هیچ مشکلی در این جهت وجود ندارد.»
ایشان در ادامه با هشدار به سران گروه ها و جریان های سیاسی که بی شک مجمع روحانیون مبارز یکی از مصادیق آشکار آن بود، فرمودند: «آن کسانی که به یک نحوی یک نوع مرجعیتی در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤسای احزاب و کارگردانان جریانات سیاسی، و یک عده ای از اینها حرف شنوی دارند، اینها خیلی باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلی باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها کمی افراطی گری کنند، دامنه این افراطی گری در بدنه مردم به جاهای بسیار حساس و خطرناکی خواهد رسید که گاهی خود آنها دیگر نمی توانند آن را جمع کنند، که ما نمونه هایش را دیده ایم. افراط وقتی در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطی به افراطی گری دیگران دامن می زند. اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خون ها و خشونت ها و هرج و مرج ها، آنهایند. من به همه این آقایان، این دوستان قدیمی، این برادران توصیه می کنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه صدر داشته باشید؛ دستهای دشمن را ببینید؛ گرگهای گرسنه کمین کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسی را یواش یواش دارند از چهره هایشان برمی دارند و چهره حقیقی خودشان را نشان می دهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید.»
اما متأسفانه «این دوستان قدیمی!» به توصیه های امام خویش گوش نسپرده و عملا رهنمودهای ایشان را «فصل الخطاب» ندانسته و بر تداوم راه خطای خویش تاکید نمودند و در حالی که انتظار می رفت بعد از ظهر جمعه خبر لغو تجمع غیرقانونی مجمع روحانیون مبارز در صدر خبرها قرار گیرد، سکوت معنادار این مجمع، دل ملت مسلمان را به درد آورد. و با وجود اینکه رهبر معظم انقلاب در سخنانی صریح و روشن، معترضان به نتیجه انتخابات را به حرکت در مسیر قانونی و خودداری از «زورآزمایی و اردوکشی خیابانی» توصیه کرده بود، مجمع روحانیون مبارز تا ساعات پایانی منتهی به این تجمع غیرقانونی در روز شنبه (30 خرداد) تلاشی برای لغو این برنامه نکرد.
مجمع روحانیون مبارز در حالی بر برگزاری این اجتماع غیرقانونی در روز شنبه اصرار داشت که حتی موضع گیری و هشدار آشکار شخصیت های سیاسی و مذهبی هم نتوانست مجمع روحانیون را از برگزاری این مراسم منصرف کند. این در حالی بود که از صبح روز شنبه که این موضوع به خبر اول سایت ها تبدیل شد، گمانه زنی هایی درباره احتمال لغو این راهپیمایی نیز در کنار آن خودنمایی کرد، اما با گذشت چند ساعتی از این گمانه زنی ها، خبری از تصمیم مجمع به گوش نرسید.
این بلاتکلیفی تا آنجا پیش رفت که سرشاخه های معترضان خیابانی خود را به مردم نشان داد و خیابان آزادی در حال آماده شدن برای ثبت رویداد هولناک دیگری شد که همانند روزهای گذشته آرامش و امنیت را از مردم بگیرد.
برخلاف اعتقاد برخی از اعضای مجمع، تعلل سؤال برانگیز دبیر این تشکل هم چنان ادامه یافت تا اینکه بنابر برخی گزارش ها آشوبگران آرایش نهایی خود را برای زدن ضربه دیگری بر پیکره «امنیت شهر» صورت دهند. در این هنگام بود که ناگهان خبری فوری بر پیشانی سایت ها و خبرگزاری ها نشست: «راهپیمایی امروز مجمع روحانیون لغو شد»، این عنوان خبری بود که با امضای موسوی خوئینی ها، دبیر مجمع روحانیون مبارز، در آستانه شکل گیری آشوب دیگری در تهران، راهی خروجی سایت های خبری شد. اما دیر شده بود چرا که همه چیز برای خلق یک شرایط غیرعادی مهیا گردیده بود.
ساعاتی بعد اخبار اندوه بار از آشوب و اغتشاش، یکی پس از دیگری، خیابان آزادی را برای مردم دورترین نقاط کشور نیز به تصویر کشید. آنچنان که منابع رسمی گزارش دادند، علاوه بر خسارت های میلیاردی به اماکن خصوصی و عمومی و به آتش کشیده شدن مسجد لولاگر در نزدیکی خیابان آزادی، توسط عناصر مسلح منافقین و اشرار، 10 شهروند بی گناه به ضرب گلوله کشته و 100 نفر نیز زخمی شدند و این در حالی بود که جانشین نیروی انتظامی اعلام کرد این نیرو به هیچ وجه از سلاح گرم استفاده نکرده است.
تعلل چند ساعته و مشکوک دبیر مجمع روحانیون در لغو راهپیمایی روز شنبه بدون وجود کوچکترین توجیه را هرگز نمی توان در شکل گیری آشوب های آن روز نادیده گرفت. تعللی که موسوی خوئینی ها، خاتمی و دیگر اعضای این مجموعه را از شکایت خانواده های کشته شدگان، مجروحین و مالباختگان در امان نگه نخواهد داشت.
بیانیه لغو تجمع غیرقانونی مجمع روحانیون که ساعت ها معطل امضای موسوی خوئینی ها ماند، را شاید بتوان تلاشی تلقی کرد برای خالی کردن شانه از بار مسئولیت و پیامدهای آشوبی که خیابان آزادی را در خود فرو برد.
البته تکلیف این نوع رفتارهای مشکوک، پیش از این از سوی رهبر معظم انقلاب مشخص شده بود. ایشان در جمع نمازگزاران میلیونی تهران با بیان اینکه «اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، خواسته یا ناخواسته، مسئول خون ها، خشونت ها و هرج و مرج ها خواهند بود»، تکلیف «فرماندهان آشوب ها» را به وضوح روشن کرده بودند.
به نظر می رسد دستگاه قضایی باید علاوه بر میرحسین موسوی به عنوان مسبب اصلی آشوب های روزهای اخیر شهر تهران، دبیر مجمع روحانیون مبارز را نیز به عنوان اصلی ترین عامل آشوب های روز شنبه تهران پای میز محاکمه بکشاند و بر طبق وظیفه خود و برای احقاق حقوق همه کسانی که در آشوب دیروز هزینه داده اند، از وی توضیح بخواهد. هر چند این اقدام قضایی در کنار شکایاتی خواهد بود که از سوی شاکیان خصوصی دامن دبیر مجمع روحانیون را خواهد گرفت.
این آخرین وضعیت از گروهی بود که روزگاری خود را تندترین و مشتاقترین حامی «ولایت مطلقه فقیه» معرفی می کرد و رقیبان سیاسی خود را به ضدیت با ولی فقیه زمان متهم می ساختند.
المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق واللازم لهم لاحق.