رضا گرمابدری
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم ایران اولین روزکاری پس از پایان هفته دفاع مقدس را در حالی آغاز کردند که بخشهایی از جامعه و بویژه محافل سیاسی و امنیتی به واسطه انتشار نامه محرمانه حضرت امام( ره) در ارتباط با پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران، ملتهب به نظر می رسید. انتشار این نامه محرمانه که حدود 18 سال از زمان صدور آن می گذشت، توسط تعدادی از رسانه ها، سبب گردید برخی از چشم ها و گوش ها تیز شود، قلمهایی به حرکت درآید، تورهایی برای صید ماهی هایی بزرگ به آب انداخته شود، چرت هایی پاره گردد و در شیپور آماده باش اردوگاه شیطان دمیده شود. همه این اقدامات به این خاطر بود تا به زعم آنها با رمز گشایی از این سّر بزرگ به رسوایی پنهان و مکتوم دست یابند. اما دریغ از یک عبارت و حتی یک واژه ای که تامین کننده حرص و ولع شیطانی آنها باشد. آنهایی که گمان می کردند با بزرگنمایی و تبدیل کردن این مطلب به تیتر یک می توانند خالق یک اتفاق بزرگ و مساله ساز باشند با افول سریع جایگاه این خبر که در کمتر از د ه ساعت انجام گرفت متوجه خبط خود شدند.
انتشار این نامه محرمانه برای خواصی که از همان سالهای ابتدایی پایان جنگ از محتوای این نامه به شکل ضمنی اطلاع داشتند چیز جدیدی در بر نداشت. فاصله طولانی میان صدور نامه و انتشار عمومی آن هم موجب شد تا محتوای آن پاسخ سوالی باشد که برای عموم جامعه اولویت نداشت افزون بر آنکه نکات مندرج در نامه غالبا حول موضوعاتی بود که درخصوص تمامی جنگهای گذشته و حال به عنوان مجموعه ای از اصول مورد توجه و تاثیر گذار بوده و جنگها هم غالبا متاثر از این مجموعه پایان می یابد. حرف اصلی در این نامه ظاهرا برسر« ع ده و عده » است که به عنوان بخشی از واقعیت جنگ نبایستی با آن برخورد سلبی کرد اما نکته اساسی تر که با توجه به انتشار این نامه می بایست بیشتر مورد توجه قرار گیرد، مناجات گونه هایی است که در متن نامه وجود دارد. اگر چه ادبیات این مناجات بعضا در برخی نوشته های حضرت امام ( ره) از جمله نوشته های بعد از پذیرش قطعنامه مشاهده می شود اما مناجات گونه های گنجانده شده در این نامه با موارد مشابه خود در قبل و بعد و با مناجات سایر عباد، زهاد و عرفا در مقاطع مختلف تاریخ یک تفاوت بزرگ دارد . این مناجات گونه ها از زبان فرمانده مجاهد و عارفی شنیده می شود که درقلب معرکه ایستاده و پیکر تکه تکه هزاران سرباز مخلص و وفادار ر ا نظاره و مصائب ریز و درشت یک ملت بزرگ و سرافراز را مشاهده می کند و در برابر هم سپاه شیطان را که با یاری گرفتن از ایادی و اذنابش چنگ و دندان نشان می دهد و آماده دریدن است می بیند، ولی بی اعتنا به همه مظاهر قدرت شیطان، تمنای شهادت عاجل دارد. سیر این مناجات و حال و هوای آن کاملا کربلایی و عاشورایی است و هیچ شباهت باطنی با مناجاتی که به دور از این موقعیت خطیر و فاقد چنین دغدغه ای عظیم باشد ندارد، در اینجاست که را ه و طعم سلوک امام ( ره) با دیگران تفاوت بنیادی پیدا می کند. امام ( ره) به زیبایی تمام عصاره این شکوه که طعم شیرین وصل را دارد اینگونه در قالب الفاظ جاری می کند:
« شما عزیزان از هرکس بهتر می دانید که این تصمیم برای من چون زهرکشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستیم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم، خرج می کنم. خداوندا، ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول می کنیم . خداوندا، تو خود شاهدی که ما لحظه ای با آمریکا و شوروی و تمامی قدرتهای جهان سرسازش نداریم و سازش با ابر قدرتها را پشت کردن به اصولی اسلامی خود می دانیم. خداوندا، درجهان شرک و کفر و نفاق، درجهان پول و قدرت وحیله و دورویی، ما غریبیم، تو خود یاری مان کن.
خداوندا، در همیشه تاریخ وقتی انبیاء و اولیاء و علما تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم وعمل را در هم آمیزند و جامعه ای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند با مخالفتهای ابوجهل ها و ابوسفیان های زمان خود مواجه شده اند. خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی کردیم، غیر از تو هیچ کس را نداریم، ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما. خداوندا، از تو می خواهم تا هرچه زودتر شهادت را نصیبم فرمایی.
حضرت امام(ره) به عنوان فرمانده کل قوا و بزرگمردی که با اعتقاد راسخ به مسیری که انتخاب کرده بود تمام مسئولیت جنگ را به عهده گرفت برای آشکار ساختن عمق نگاه و اندیشه اش نسبت به جنگ و ترسیم خطوط اصلی که می بایست جنگ با توجه به آن خطوط تحلیل و تبیین شود تا ا ز هرگونه انحراف و گرفتار آمدن در امور خرد و جزیی و بی حاصل مصون بماند پس از پذیرش قطعنامه چند جا از جنگ سخن گفت و در نهایت در نامه ای که هشت ماه پس از پذیرش قعطنامه برای روحانیت سراسر کشور نوشت به شکل مفصل به موضوع جنگ پرداخت و با لحاظ کردن آنچه که گذشت و آنچه که در آینده بر مبنا وپشتوانه دفاع مقدس عاید کشور خواهد شد باب هرگونه چند وچون را برای افراد منصف وبی غرض و بهره مند از سلامت نفس و دلسوز برای اسلام، انقلاب و ایران بست. شاخص فرازمندامام (ره) در تبیین مسایل جنگ «تکلیف گرایی» بوده است از این رو می فرماید:« راستی مگر فراموش کرده ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده ایم و نتیجه فرع آن بوده است . ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد و به وظیفه خود عمل نمود و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند، آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد باز به وظیفه خود عمل کرده است، آیا از اینکه به وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد.» و در جای دیگر می فرماید: همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مامور به نتیجه، ایشان با نگارش این عبارت ماندگار پرونده قطور و خطیر جنگ را امضاء کرده و تائید همیشگی نسبت به آن را اعلام می دارد، آنجا که نگاشت:« ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.»
آنهایی که از دریچه نگاه و اندیشه امام به جنگ می نگرند، نسبت به جنگ و همه مسایل آن هویت می یابند و به میزانی که از این نگاه و اندیشه فاصله می گیرند شبح گونه می شوند و محو می گردند با وجود امام (ره) و دهها هزار شهید در میدان جنگ جایی برای نام ونشانهانیست بدون امام (ره) و شهدا همه رنگ می بازند و با وجود امام (ره) و شهدا همه صاحب نقش می شوند . جنگ حریم ویژه امام (ره ) و شهداست ورود به آن نیازمند اذن این عزیزان است . ای کاش این حریم آن گونه که شایسته است پاس داشته شود.