بخش سیاسى خارجى
اخیرا شاهد بودیم که انگلستان در قالب تلاشى جدید سعى کرد تا وجهه ضدایرانى خود را به تصویر کشد و قطعنامه جدیدى را بر ضد جمهورى اسلامى ایران مطرح نماید.این در حالى است که خاویر سولانا مسئول ارشد گفتگوهاى اروپا و ایران بر لزوم ادامه گفتگوها با تهران تاکید کرده است.
به راستى چگونه مىتوان ساختار پارادوکسیکال موجود در روابط اتحادیه اروپا و ایران را مورد تفسیر قرار داد. آیا انگلستان جزئى از اتحادیه اروپا است یا سعى دارد به عنوان جریانى مکمل کاخ سفید فشارهاى جدیدى را بر ایران وارد آورد؟ چرا لندن در فضایى مغایر با آنچه که مقامات اروپایى ادعا مىکنند گام برمىدارد و رفتارهاى خود را بر همپوشانى مطلق با واشنگتن تعریف مىکند؟ در پاسخ به این سوالها مىتوان دو فرضیه کلى را طرح و بررسى نمود؛ نخست این که اختلاف صورى میان لندن و اتحادیه اروپا در نحوه برخورد با جمهورى اسلامى ایران ریشه در برنامهریزى پشت پردهاى دارد که کشورهاى 1 +5 با هدف اعمال فشار بر تهران و در عین حال تشویق تهران به ادامه گفتگوها طرحریزى کردند. اگر بخواهیم این فرضیه را مورد پذیرش قرار دهیم ناگزیر هستیم تا از اتحادیه اروپا به عنوان مجموعهاى توانمند و همسو یاد کنیم که بازیگران آن قادر هستند در یک مقطع زمانى واحد دو رفتار متفاوت را از خود بروز دهند. اما شواهد موجود در اروپا چنین فرضیهاى را تائید نمىکند، اخیرا شاهد بودیم در تصویر پیشنویس قانون اساسى اتحادیه اروپا، انگلستان و لهستان دو کشورى بودند که خلل غیرقابل انکارى در این مسیر ایجاد کردند . کارشکنى لندن در درون مرزهاى اروپا نیز مسئلهاى مسبوق به سابقه است، هر چند که انگلستان یکى از تروئیکاى اروپایى به شمار مىرود و به همراه آلمان و فرانسه سه کشور تاثیرگذار در اروپا محسوب مىشود. ولى پیوند ایجاد شده میان دولت بلر و دولت بوش در آمریکا به گونهاى است که انگلستان را به سوى حرکت در مدارى مخالف با اراده جمعى در اروپا سوق مىدهد.
در قالب فرضیه دیگر مىتوان مدعى شد که تعارض به وجود آمده میان اظهارات سولانا و رفتارهاى لندن ناشى از پررنگ شدن گسستها میان انگلستان (به عنوان متحده اروپایى آمریکا) ودیگر کشورهاى اروپایى است. اثبات این فرضیه با توجه به ساخت ناهمگون قدرت در اتحادیه اروپا و هرج و مرج رفتارى نهادینه شده در این مجموعه امکانپذیر است .
جمهورى اسلامى ایران باید به گونهاى رفتار کند که بروز چنین تناقضاتى تاثیرى در پیشبرد سیاستهاى فرامنطقهاى و منطقهاى تهران نداشته باشد. به عبارت دیگر رفتارهاى اروپا (چه از نوع متناقض و چه از نوع ایجابى آن) نباید به عنوان متغیرى وابسته و فاکتورى تاثیرگذار در سیاست خارجى کشورمان لحاظ گردد.
ایران اسلامى تنها در سایه ادامه فعالیتهاى صلحآمیز هستهاى خود و در چارچوب قواعد مندرج در اساسنامه آژانس بینالمللى انرژى اتمى مىتواند به اهداف کلان و میانى خود دست پیدا کند.
اتحادیه اروپا به سبب زیرساختهاى در حال گذار خود نمىتواند به مجموعهاى مطمئن، پویا و قابل اطمینان در جهت احقاق حقوق حقه دولت و ملت ایران تبدیل شود.