على تتماج
آمریکا که درعرصه داخلی وبین المللی با چالش های بسیاری مواجه شده است تلاش دارد تا بااحداث پایگاه نظامی جدید در اروپا، متحدان سنتی خود را همچنان در راستای اهداف خود حفظ نماید هرچند که مخالفتهای مردمی می تواند مانعی برای تحقق این مهم باشد.
آمریکا و اروپا در طول چند دهه گذشته به عنوان متحدانی سنتی درکنار یکدیگر ایفای نقش نموده اند. واشنگتن در طول این مدت باطرح های اقتصادی، سیاسی و نظامی توانسته است اروپا را با اهداف خود همراه سازد. هرچند که اروپایی ها با تشکیل اتحادیه اروپا باقانون اساسی و پول واحد و تشکیل ارتش مستقل، تلاش هایی را برای حضور مستقل درجهان آغاز کرده اند، اما همچنان به عنوان اولین متحد آمریکا درصحنه ایفای نقش می نمایند. درکنار روابط سیاسی، اقتصادی ونظامی اروپا وآمریکا که در قالب موازنه های اقتصادی و سیاسی و همکاری های فراگیر در سطح ناتو اجرا می گردد، حضور مستقیم نظامی آمریکا در این قاره از بخش های اصلی روابط آنها می باشد. پس از جنگ دوم جهانی واشنگتن اولا به بهانه مقابله با توسعه کمونیسم و سیاستهای شوروی سابق در اروپای غربی، ثانیا حفظ امنیت و ثبات اروپا دربرابر تهدیدات خارجی به ایجاد پایگاه نظامی در این قاره مبادرت ورزید. هرچند در سالهای اخیر واشنگتن به دلیل چالش های فراوانی که درعرصه داخلی و بین المللی با آن مواجه بوده، تاحدودی از فعالیت مستقیم در اروپا کاسته است اما همچنان طرح های مهار این قاره را در دستور کار داشته است. نکته قابل تامل در ادامه سیاستهای آمریکا در قبال اروپا، رویکرد دوباره آن به احداث و نیز تقویت ظرفیت های پایگاههای نظامی اش در متحدان سنتی می باشد. آمریکا که در بسیاری از کشورهای اروپایی بویژه کشورهای متمایل به اروپای شرقی که روزی تحت سیطره روسیه بوده اند، اقدام به احداث پایگاه های نظامی متعددی نموده است اکنون حضور فعالتر در این عرصه را در پیش گرفته است. تقویت نیروهای نظامی حاضر درآلمان، احداث پایگاه جدید در ایتالیا (7 پایگاه)، یونان، بلغارستان و رومانی و استقرار سیستم دفاع موشکی در لهستان و چک از اولیتهای این طرح می باشد که با چند هدف درحال اجرا میباشند:
1) از اصلی ترین چارچوب های سیاست خارجی آمریکا، حرکت در راستای اهداف صهیونیسم بین الملل می باشد. در شرایطی که صهیونیست ها با چالش های متعددی از جمله افزایش تفکرات ضد صهیونیسم در اروپا، گرایش اروپایی ها به اسلام و ...مواجه است، تشدید حضور آمریکا در اروپا می تواند ضمن تحقق مستقیم اهداف صهیونیست ها اروپایی ها را همچنان به گام نهادن در چارچوب خواسته های صهیونیست ها وادارسازد. (درطول جنگ رژیم صهیونیستی با لبنان مخالفتهای شدید مردمی و دولتی با این رژیم صورت گرفته که تهدیدی برای منافع بلند مدت صهیونیزم بین الملل در اروپا قلمداد میشود)
2) تحولات اروپا حکایت از گسترش مخالفتهای مردمی با حضور آمریکا در این قاره و لزوم دوری از سیاستهای این کشور دارد. مخالفتهای مردمی با زندانهای مخفی آمریکا، درخواست برای کاهش فعالیت در ناتو که آمریکا در آن نقش محدودی دارد، برپایی تظاهرات ها ضد آمریکایی و ... بیانگر دوری مردم اروپا از این کشور می باشد. این مخالفتهاکه نشانه هایی از پایان هژمونی آمریکا در اروپا است ، این کشور را برآن داشته تا با تقویت پایگاههای نظامی به نوعی در برابر این مخالفتها مقاومت نماید بویژه اینکه پایان حضورش در آمریکای لاتین و زمزمه های خروجش در شرق آسیا می تواند پایانی برهژمونی جهانی آن باشد که استمرار حضورش در اروپا را الزام آور میسازد.
3) هرچند که آمریکا هرگز چنانکه باید اروپا را در معادلات جهانی به بازی نگرفته و صرفا در مواردی خاص با آنها همکاری داشته است اما اکنون برخی دگرگونی ها موجب شده تا واشنگتن به این کشورها بیشتر توجه کند.
تلاش برای درگیر ساختن ناتو در عرصه جهانی و از جمله مناطق آسیای مرکزی، قفقاز، شرق آسیا و حتی خاورمیانه از جمله آنهاست. آمریکا با این کار حتی سعی در همراه نمودن اروپائیها در طرحهای نظامی و امنیتی خود در مناطق مختلف جهان دارد.
از سویی ناکامی ها و لطماتی که در جنگ عراق برآمریکا به دلیل عدم همراهی اروپا تحمیل گردید و ... سبب شده تا بار دیگر واشنگتن به سوی اروپا گام بردارد درحالی که با تقویت حضور نظامی در این قاره، به عنوان ابزاری برای هدایت هدف دار آنها بهره برداری می کند. درهمین حال این نکته قابل ذکر است که به دلیل مخالفت های مردمی و نارضایتی برخی دولتها، آمریکا اکنون به بهانه مقابله با تقویت توان نظامی روسیه، جلوگیری از حمله احتمالی ایران و کره شمالی به اروپا، مبارزه با تروریسم که با بمب گذاری های متعدد به بحران امنیتی در اروپا منجر گردیده اند برای اجرای این مهم فعالیت می کند درحالی از ظرفیت های انگلیس و آلمان نیز بهره برداری می نماید هرچند که به دلیل مشکلات فراوان در عراق و نیز تشدید مخالفتهای مردم اروپا، تاکنون دراجرای آن چندان موفق نبوده است.