صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۸۶ - ۱۵:۵۹  ، 
کد خبر : ۹۸۹۱

پیروان آنتوان لحد در غزه /محمدهادی امینی


تحولات غزه بار دیگر همه نگاه ها را به سوی خود معطوف نموده است. این منطقه پس از نبرد تاریخی حماس با مزدوران رژیم صهیونیستی و پاکسازی آن از جاسوسان تل آویو به ظاهر آرام است، اما در حقیقت به مانند طوفان قبل از خروش می ماند که بنا به برخی قرائن وشواهد قراراست مورد هجوم وحشیانه صهیونیست ها قرار گیرد. برخی از مواضع مقامات و تحرکات ارتش رژیم صهیونیستی گویای آن است که این رژیم قصد دارد در آینده ای نزدیک انتقام شکست سنگینش از حزب اله لبنان را از مردم بی پناه غزه بگیرد و این منطقه را هدف بمبارانهای سنگین، موشک باران و ترورهای هدفمند خود قرار دهد.

ایهود اولمرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستی که برای هماهنگی جنایت های خود به واشنگتن سفر کرده بود پس از دیدار با جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا ابراز اطمینان کرد که «تحولات غزه فرصت جدیدی را برای رژیم صهیونیستی فراهم نموده است.» پیش از وی،تزیپی لیونی، وزیر خارجه اشغالگران فلسطین نیز سقوط غزه و کنترل آن از سوی حماس و هم چنین تشکیل دولت اضطراری فلسطین درکرانه باختری رود اردن از سوی ابومازن را فرصتی سیاسی برای تل آویو قلمداد کرد که از طریق آن رژیم صهیونیستی می تواند استراتژی یک ساله اش را با سرکوبی همزمان حماس و اشغال مجدد غزه و مذاکره کردن با محمود عباس در کرانه باختری روند استحاله انتقاضه فلسطینی ها را به اجراء گذارد.

رژیم صهیونیستی پس از ناکامی در ایجاد بن بست در انتفاضه 1987 و سپس انتفاضه مسجد الاقصی در سال 2000 جنگ داخلی میان فلسطینی ها را پادزهر انتفاضه بیان کرد. جنگ داخلی میان گروه های جهادی و طیف سازش کار فلسطینی به عنوان یک استراتژی کار آمد در دستور کار مقامات تل آویو قرار گرفت. به این ترتیب با هدف مهار انتفاضه و مقاومت جهادی، سازمان تشکیلات خودگردان فلسطین براساس توافقنامه اسلو شکل گرفت و این سازمان پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت در فروردین ماه سال گذشته، عملاً به نیروی پیاده نظام و گردان اطلاعات عملیاتی رژیم صهیونیستی تبدیل گردید.

نیروهای وابسته به تشکیلات خود گردان فلسطین در طی 15 ماه گذشته نقش برجسته ای در ترور هدفمند رهبران حماس و فرماندهان گردانهای عزالدین قسام و نیز شناسایی و انهدام مقرها و مراکز امنیتی و اطلاعاتی دولت حماس در غزه داشته اند. آنها با چراغ سبز رژیم های مرتجع عربی منطقه و حمایتهای واشنگتن با رژیم صهیونیستی همکاری کردند تا اراده دولت حماس را - که به نظرآنها عقبه استراتژیک انقلاب اسلامی و از جمله امواج خروشان بیداری اسلامی در فلسطین است - برای تداوم مقاومت در مقابل اشغالگران صهیونیستی بشکنند. به این ترتیب دولت حماس در عرصه منطقه ای و بین المللی با محاصره اقتصادی، سیاسی و امنیتی و در عرصه داخلی با فشار عملیاتهای جاسوسی وسیاسی جریانهای مزدور و وابسته به رژیم صهیونیستی مواجه شد. حماس تحت فشار مضاعف محیط بیرونی و داخلی چاره ای جز مقابله انقلابی با مزدوران داخلی در غزه نداشت. مقابله دولت منتخب مردمی فلسطین با عقبه رژیم صهیونیستی در غزه، ابومازن را بر آن داشت تا کرانه باختری را از نوار غزه جدا کند و در آن دولتی جدید تشکیل دهد. به این ترتیب سرزمین فلسطین برای اولین بار توسط مزدوران وابسته به رژیم صهیونیستی به 3 منطقه اشغالی صهیونیستی، منطقه مقاومت ملی اسلامی در غزه و منطقه سازش کاران در کرانه باختری تبدیل می شود.

اگرچه این تصمیم محمودعباس مورد حمایت آمریکا، اتحادیه اروپا و برخی از کشورها سازش کار عربی منطقه ای قرار گرفته اما مردم فلسطین مشخص خواهند کرد که سازش کاران فلسطین که راه مزدوری را پیشه خود کرده اند عاقبتی جز مزدوران آنتوان لحد در لبنان نخواهند داشت و دولتمردان سازش کار کشورهای عربی نیز چاره ای جز تن دادن به خواست مردم فلسطین و پذیرش مقاومت مسلحانه در مقابل رژیم صهیونیستی نخواهند داشت.

آنچه مسلم است این است که عواقب هر گونه جنایت رژیم صهیونیستی در نوار غزه و تداوم محاصره اقتصادی این منطقه که جنایتی ضد بشری تلقی می شود به عهده ابومازن، کشورهای عربی حامی روند سازش کاری ونیز ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل است که در طول 15 ماه تشکیل دولت منتخب مردم فلسطین، مواضع و رفتار دوگانه ای اتخاذ کرده اند.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات