مسئولین جمهورى اسلامى ایران بارها اعلام کردهاند که ایران خود بزرگترین قربانى تروریسم است.
این موضعگیرى در شرایطى گرفته شده که قدرتهاى غربى ایران را به حمایت از تروریسم متهم مىکنند. 28 سال از پیروزى شکوهمند انقلاب اسلامى در ایران مىگذرد اما تا به حال لحظهاى از شر تروریستهاى جنایتکار در امان نبوده است. ملت ایران عزیزترین فرزندان خود را در عملیاتهاى تروریستى از دست داده حال چگونه ممکن است که خود از تروریسم حمایت کند. شهید عالىمقام آیتالله بهشتى و 72 تن از فرزندان عزیز این ملت در یک لحظه تکه تکه شدند که این حادثه خود نمونه بارز تروریسم علیه ملت ایران است. شهید بهشتى نه تنها از بعد فیزیکى قربانى تروریسم شد بلکه در دوران حیات پر برکت خود نیز آماج حملات تروریسم روانى دشمنان بود. دشمنان انقلاب از همان روزهاى اول با روشن شدن ماهیت انقلاب راه خود را از آن جدا کردند. آنان به خوبى مىدانستند که در این نظام نوپاى اسلامى جایگاهى نخواهند داشت و به همین دلیل بود که قصد سرنگونى انقلاب را از طریق حذف فیزیکى عناصر کلیدى همچون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید رجایی، مقام معظم رهبری، امامان جمعه و امثالهم دنبال کردند. اما غافل از آن بودند که با رفتن یک خدمتگزار خللى در سد آهنین ملت به وجود نخواهد آمد. شهادت نیروهاى برجسته و مکتبى انقلاب اگرچه ضایعهاى دردناک و جبرانناپذیر بود اما این انقلاب را در پیمودن راهى که برگزیده بود مصممتر کرد. حضرت امام(ره) پس از شهادت آیتالله مدنى مىفرمایند: با شهادت نمودن یک تن دیگر از ذریه رسولالله(ص) و اولاد روحانى و جسمانى شهید بزرگ امیرالمومنین، سند جنایت منحرفان و منافقان به ثبت رسید. سید بزرگوار و عالم عادل عالیقدر و معلم اخلاق و معنویات حجتالاسلام والمسلمین شهید عظیمالشان مرحوم حاج سید اسدالله مدنى رضوانالله تعالى علیه همچون جد بزرگوارش در محراب عبادت به دست منافقى شقى به شهادت رسید. اگر با به شهادت رسیدن مولاى متقیان اسلام محو و مسلمانان نابود شدند، شهادت امسال فرزند عزیزش شهید مدنى هم آرزوى منافقان را برآورده نخواهد کرد.” و چه زیبا فرمودند:
1) ما قاصد نوریم و جهان پیماییم
ما قافلهسالار ره فرداییم
هر روز ز ما سبوسبو برگیرند
تا آنکه بخشکیم ولى “دریاییم”
مقام معظم رهبرى که خداوند انشاالله از امت اسلام قبول کند این قربانى عزیز را که در راه هدفشان دادند، یقینا حرکت و تداوم انقلاب اسلامى به این خونها بستگى دارد.” فاجعه تروریستى 7 تیر که به شهادت آیتالله بهشتى و یارانش منتهى شد توانست حقانیت انقلاب اسلامى را به گوش جهانیان برساند و بدینسان نتایج و آثار ملموسى از ریخته شدن خون آن عزیزان به دست آمد. فاجعه 7 تیر افشا کننده مثلث شوم لیبرالها، منافقین و ارتجاع روشنفکرى بود که همسو با بیگانگان درصدد براندازى انقلاب نوپاى اسلامى بودند. 7 تیر به نمایان شدن چهره کریه ضدانقلاب و بخصوص بنىصدر و درنتیجه پاک کردن کشور از لوث آنان کمک شایانى نمود. این فاجعه منجر به اتحاد و همبستگى بین نیروهاى انقلاب براى مبارزه با دشمنان داخلى و خارجى شد. این فاجعه ادعاى دروغین دموکراسىخواهى و دفاع از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم غرب را افشا کرد. رسانههاى غربى از انعکاس خبر انفجار دفتر حزب و طرح آن به عنوان یک حادثه تروریستى امتناع کردند و صرفا به نا امن بودن ایران و ناکامى انقلاب در ایجاد امنیت پرداختند. غرب نه تنها در محاکمه گروهک تروریستى منافقین کوتاهى کرد بلکه بعضا حمایتهایى نیز از آنان به عمل آورد و در عین حال جمهورى اسلامى را به حمایت از تروریسم متهم کرد و این واژه را همچون بسیارى واژگان دیگر در راستاى منافع مادى خود ترور کرد.