اشاره:
یکى از سرمایههاى بزرگ و گرانبها براى یک ملت آثار فکرى واندیشههاى تابناک متفکران و اندیشمندان آن ملت است.آثار ارزشمند عالمان و اندیشمندان اسلامى از آنجا که ثمره و حاصل سالها تحقیق در ژرفاى معارف دین و فرهنگ درخشان اسلامى است و نیز از آنجا که بر اساس مقتضیات زمان و نیازهاى اعصار و نسلهاى گوناگون از اصول و مبانى و قوانین ثابت دین نشات گرفته است، راهگشاى رشد و کمال همه جانبه انسان در تمام شئون حیات مادى و معنوى بوده و لذا محتاج به پاسدارى و صیانت است. از این رو ضرورت تعمق در آثار فکرى اندیشمندانى که هم از دانش و بینش ژرف و هم از شیوههاى مفید و ارزنده در استخراج قوانین و دستورالعملهاى دینى بهره بردهاند، بیشتر احساس مىشود.
تاملى دراندیشههاى شهید آیتالله بهشتى نشانگر آن است که ما با مردى اندیشمند روبرو هستیم که با همسویى نظام دینى و اعتقادى با مسائل اجتماعى روز و جریانهاى فکری، فصل جدیدى را در اندیشه اسلامى رقم زده است. در این مقاله امید است گوشههایى از اندیشههاى این شهید عالیقدر را بیان کنیم تا بیشتر با عقاید و آراى این شهید بزرگوار آشنا شویم.
مراحل اساسى تشکیل یک نهضت
شهید آیتالله بهشتى مراحل اساسى تشکیل یک نهضت اجتماعى را این گونه بیان مىکند که هر نهضت براى شکلگیرى از چهار مرحله مىگذرد که مرحله اول در تشکیل یک نهضت اجتماعی، پیدایش یک ایده جدید وتازه است و این ایده اجتماعى ممکن است کاملا جدید و بىسابقه باشد ویا ممکن است ایده سابقهدارى باشد که ریشه در تاریخ دارد ولى به صورتى جدید و با نشان دادن کیفیت تطبیق این ایده سابقهدار، بر شرایط جدید زمانى و مکانى عرضه شود.
تقریبا مىتوان گفت که غالب ایدههاى اجتماعى اعم از ایدههایى که رنگ دین داشته یا ایدههایى که ساخته و پرداخته فلسفه و فکر انسانى باشد، کم و بیش در تاریخ انسانیت سابقه دارند، به طورى که در عصر ما در انتظار یک ایده صددرصد نو نشستن چندان موجد به نظر نمىرسد.
شهید بهشتى خاطرنشان مىکند که در عصر ما و در شرایطى که ما در آن زندگى مىکنیم منظور از یک ایده جدید و تازه غالبا همان راههاى یافتن تطبیق در شکل جدیدى از عرضه یک ایده سابقهدار توام با کوشش فکرى تازه در یک منطقه یا در مجموع جهانى اطراف ماست.
یک ایده ممکن است توسط یک فرد تحقق یابد و یا این ایده به وسیله یک گروه عرضه شود اما معمولا ایدههاى بزرگ به صورت ایده یک شخص و فرد شناخته شده است و هنوز ما ایدهاى که توسط یک گروه عرضه شده و جایى در جامعه بشرى باز کرده باشد در میان ایدههاى معروف اجتماعى نمىشناسیم.
از آنجا که ما مىتوانیم آینده را بر اساس گذشته پیشبینى کنیم به احتمال قوى در آینده نیز ایدههاى نو به وسیله افراد عرضه خواهد شد ولى هیچگاه نمىتوان امکان قابل توجه عرضه ایده جدید را به وسیله گروهها در آینده نادیده بگیریم و بگوییم اصلا چنین چیزى در آینده ممکن نیست و خلاف قاعده و عقل در جامعه انسانى به شمار مىرود.
وى به این نکته نیز معتقد است که ایده تازه و جدیدى که عرضه مىشود، بدون شک با شرایط زمان و مکان پیوند و ارتباط داردیعنى شرایط زمانى و مکانى با ایدهاى که عرضه مىشود بیگانه نمىتواند باشد، اما وى از این نکته نیز غافل نیست که هرگز نمىتوان تاثیر شرایط زمان و مکان را در پیدایش ایدههاى مترقى و پیرو صددرصد باز شناخت. براى اینکه به طور مسلم بر حسب بررسىهاى تاریخى درخواهیم یافت که در شرایط مساوى زمان و مکان عرضه دو ایده متضاد به وسیله دو متفکر زیاد خارج از ذهن نیست. اگر قرار باشد پیدایش ایده تابع شرایط زمان و مکان باشد و شخص صاحب ایده و خصوصیات او نقش موثرى در به وجود آمدن یک ایده نداشته باشد پس در شرایط محیطى عمومى و مساوى از فکر دو متفکر قوی، باید ایده هاى مشابهى تراوش کند. این نشان مىدهد که شرایط زمانى ومکانى خارجى ممکن است روى دو فکر تاثیر متضاد بگذارد. اما از این نکته نباید دور شد که یک ایده اجتماعى نو، کم وبیش با شرایط زمانى و مکانى خودش در ارتباط است.
ایدهها تحت شرایط زمان و مکان از سرچشمه فکر یک انسان تراوش مىکند. نقش استعدادهاى انسانى شخص و صاحبان ایده در پیدایش یک ایده نقش بسیار موثرى دارد که نباید از آن غفلت کرد. ایده جدیدى که به وسیله یک فرد در جامعه و در محیط عرضه مىشود به شرطى مىتواند در آن محیط جا باز کند و از موفقیت برخوردار گردد که آن ایده براى تبیین مسائل اساسى روز قدرت کافى داشته باشد.ایدهاى که نتوان از عهده تبیین مسائل اساسى که بشود با آن دست به گریبان شد برآید، معمولا از پیروزى قابل توجهى برخوردار نمىشود و یا حتى ممکن است بزودى از پاى درآید.
شهید بهشتى موفقیت ویا عدم موفقیت یک ایده را در هماهنگى ایده با شرایط زمان ومکان این گونه بیان مىکند که ایده باید داراى هماهنگى حلال وتبیین کننده داشته باشد.
وى نخستین مرحله ونخستین دوره یک نهضت را عرضه سرى یک ایده در افرادى مىداند که امید گرویدن به ایده را دارند. در اسلام، پیامبر مکرم اسلام بر حسب آنچه ما در تاریخ اسلام مىشناسیم در سه سال اول، ایده اسلام را بر افرادى عرضه مىکرد که کم وبیش به آنها امید گرایش داشت.
اما اگر عرضه ایده به صورت همگانى و علنى در پیدایش ایده جدید نباشد، نمىتوان گفت که نهضتى واقعا شروع شده است . بنابراین مرحله اساسى یک نهضت عرضه آن به صورت علنى بر دیگران است. آیتالله بهشتى مرحله دوم را به وجود آمدن هستهاى از افراد مومن به این ایده مىداند. ایجاد چنین هستهاى معمولا به دو طریق انجام مىشود، اول باعرضه کردن علنى ایده جدید و دوم تماس هاى شخصى با افرادى که کم و بیش داراى استعداد و تمایل به نظر مىرسند. مسئله مهم این است که در این هسته اصلى و عناصر تشکیل دهنده آن باید تا آنجا که میسر است دقیق و حتى در یافتن این عناصر سختگیر بود.
آیتالله بهشتى براى این هسته وظایفى را برشمرد که عبارتند از:
1) جستجوى افراد و گروههاى جدید که با پیوستن آنها حد نصاب لازم از نیروى فکرى و اجرایى براى شروع مرحله سوم به دست آید.
2) کاوش درباره نقطه شروع و انتخاب مناسبترین محل و واحد مکانى واجتماعى براى پیاده کردن و تحقق بخشیدن به ایده جدید.
3) تحقیق درباره جزئیات نقشه مربوط به پیاده کردن ایده جدید بر اساس دو بند اول و دوم.
وى کار گروه متشکل هسته اصلى نهضت در مرحله دوم را تلاش دسته جمعى علمى تحقیقى همراه با هوشیارى و واقعبینى براى شناخت شرایط زمان و مکان عصر خویش مىداند که باید سعى کنند مناسبترین منطقه را براى نقطه شروع در اجرا و تحقق بخشیدن ایده انتخاب کنند.
وى در جایى بیان مىکند که از خواص مهم مرحله دوم برخوردها و اصطکاکهاى فکرى است که زمانبر است و هسته اصلى نهضت به طورى عادى باید این مطلب را پیشبینى کند تا نیروى لازم براى این اصطکاکهاى فکرى را به وجود آورد.
مرحله سوم مرحله ورود به عمل و شروع به فعالیت پیگیر براى تحقق بخشیدن به این ایده است. آغاز این کار از مناسب ترین منطقهاى است که در مرحله قبل براى شروع کار معین شده است. این مرحله از مراحل بسیار خطرناک و حساس یک نهضت است.
شهیدبهشتى شروع کار دراین مرحله را با توجه به اصول زیر تنظیم مىکند:
1) رسیدن افراد و نیروها به حد نصاب و پیوستگى تشکیلاتی، توام با انضباط تشکیلاتی. وى اصل اول را این مىداند که پس از رشد علمى و فکرى و کار تشکیلاتى در هسته اصلى توام با انضباط تشکیلاتى باشد.
2) داشتن کادر رهبرى ورزیده
3) رسیدن نیروهاى درگیر شونده به حد نصاب براى جلوگیرى از پیامدهاى پیش روى نهضت
4) آمادگى براى حل مسائلى که در صورت پیروزى احتمالى یا شکست احتمالى پیش خواهد آمد .
یکى از تاکتیکهایى که در مرحله سوم باید به کار برد این است که نهضت همواره در باطن نیروهاى خودش را زیاد کند و سعى بر آن داشته باشد که نیروهاى مخالف از این افزایش نیروى نهضت آگاهى دقیقى به دست نیاورد و همواره نیروهاى نهضت کننده را کمتر از آنچه که هست بشناسند.
به هر حال مرحله سوم شروع تلاش قاطع براى تحقق بخشیدن به یک ایده در خارج است.
مرحله چهارمى که شهید بهشتى به آن اشاره مىکند استقرار در منطقه شروع و در دست گرفتن قدرت در آن منطقه است. در این مرحله نهضت کارهاى اساسى زیر را باید انجام دهد:
الف) استیلاى کامل بر منطقهاى که بر آن تسلط یافته است، طورى که از خطر جناحهاى مخالف داخلى دیگر بیمناک نباشد.
ب) کسب قدرت کافى براى مقابله با قدرتهاى مخالف خارجى و دفاع از عنصر نهضت و جامعه نوبنیادى که براساس نهضت به وجود آمده است.
ج) شروع به سازندگى در کارهاى اثباتى براى ساختن جامعهاى که براى تحقق آن مىکوشیم .
شهید بهشتى خاطرنشان مىکند که نهضتهاى ملى و میهنى وظیفهاش در این مرحله چهارم پایان مىیابد و مرحله پنجمى برایش نیست اما نهضتهاى مبتنى بر ایدئولوژى مرحله پنجمى دارند و آن این است که باید دیگران را نیز از بند و زنجیر آزاد ساخت.
هدایت و عدالت، دوبعد حرکت
شهید بهشتى درباره نقش هدایت در زندگى انسان این گونه مىگویدکه انسان در انتخاب راه زندگى و پیمودن راه زندگى به هدایت، راهنمایى و رهبرى احتیاج فراوان دارد. وى براى هدایت، دو مرحله متصور مىشود یکى مرحله راهنمایى و نشان دادن راه و دیگرى مرحله رهبرى یعنى رهرو را با خود به صراط مستقیم بردن.
در زندگى اجتماعى رهبرى ، راههاى سعادتمند زیستن راترسیم مىکند و انگیزههاى به راه افتادن در این راه را درانسان برمىانگیزد و اوج مىدهد. انبیا (ع) هم نبىاند و هادى و هم امامند و رهبر.
عدهاى از صاحبنظران در فرق میان نبى و رسول گفتهاند و مىگویند: رسول کسى است که پیام را مىگیرد تا ببرد به دیگران برساند، ولى نبى یعنى عالمى که خودش خبر مىشود، نبى از نباء است یعنى کسى که خبر مىگیرد و رسول یعنى کسى که رسالت داردو پیام را به دیگران باید برساند. به زحمت مىتوان ثابت کرد که به صراط وحى و نبوتی،ما نبى داشته باشیم که هیچ مسئولیت رسالت نداشته باشد. ولى به هر حال نبى و رسول حداکثر کارشان این است که پیام خدا را بگیرند وبه مردم برسانند، ولى امام در کارش بیش از این است، امام کسى است که جلوى مردم حرکت کند و آنها را همراهى و هدایت کند.
شهیدبهشتى معتقد است که امامت به راستی، حد اعلا و شکل متعالى هدایت است و انبیا (ع) را بر دو گونه مىداند، برخى انبیایى که توفیق امامت را پیدا کردهاندو گروهى که نتوانستند رهروانى را به وجود بیاورند تا دنبال آنها حرکت کنند. انبیا (ع) امامانى هستند که هم پیشاپیش جمع حرکت مىکنند و هم در جمع.
آیتالله بهشتى این اصل امامت را به نظام جمهورى اسلامى بسط مىدهدو مىگوید در جمهورى اسلامى تمامى کسانى که به شکلى در نقش امامت ظاهر مىشوند باید در جمع بمانندودرجمع حرکت کنند، هیچ کس حق ندارد در هیچ مقام و در هیچ سمت از جامعه جدا شود و این یک اصل عالى در امامت است.
شهیدبهشتى امامت را یکى از ارکان اسلام مىداند و یکى از ارکان سعادت بشریت. وى در واقع به رکن اصلى اندیشه سیاسى اسلام اشاره مىکند و مفهوم امامت را که از سدههاى اولیه تا کنون محور کنشهاى سیاسى بوده و دیدگاههاى مختلفى را در میان علماى مسلمان به وجود آورده است، مورد توجه قرار مىدهد. تجربه انقلاباسلامى مفهوم نوینى از امامت عرضه داشت و آن را از حالت تئوریک به مرحله عمل رساند، به تعبیرى نگاه سیاسى اسلام مجموعه اى از امامت و امت را در خود جاى داد و آن را به شکل عینى و ملموس در جمهورى اسلامى متبلور ساخت.
نقش روحانیت در جامعه امروز
شهید آیتالله بهشتى درباره مسئله روحانیت این گونه مىگویند که روحانیت مسئلهاى صنفى نیست و داراى نقشى بنیادى در ارتباط با جامعه اسلامى و مردم است. وى براى روحانیت وظایف و نقشهایى را بیان مىکنند که به قرار زیر است:
1) روحانیت باید نقش بیان اسلام اصیل را براى جامعه بر عهده داشته باشد .
2) وظیفه تحقیق درباره اسلام بر عهده روحانیت است وروحانیت این وظیفه را خود عهدهدار شده است.
3) وظیفه تهذیب اخلاق است که روحانیت نقش عمده خود را در این مىبیند که باید با سخنش و عملش مردم را به اخلاق پاک دعوت کند.
4) نقش روحانى در خدمت به مردم وگرهگشایى از مردم است و مردم باید ببینند که روحانى مرد دنیا و آخرت است که در اسلام ، دین دنیا و آخرت است. در اسلام دنیا از آخرت جدا نیست و بالعکس.
5) روحانیون در بیدار کردن مردم نسبت به افکار انحرافی، نقش بسیار موثرى داشتهاند.
6) روحانى باید هم جاذبه داشته باشد و هم دافعه و کسى که مىخواهد سراپا جاذبه باشد بدون دافعه خود دچار نوعى انحراف است و صوفىمابانه مىباشد که اسلام خود مکتبى است که هم جاذبه دارد و هم دافعه
7) مبارزه با ظلم و ظالم از نقشهاى روحانیت است .
8) روحانى براى اینکه روشنگر اسلام و بیانگر اسلام باشد، باید در دل مردم جاى داشته باشد و در میان مردم و با مردم زندگى کند.
لیبرالیسم از دیدگاه شهید بهشتى
شهید بهشتى در مورد لیبرالیسم مىگوید اساس مکتب لیبرالیسم این است که خود انسان موجودى است آزاد و مىتواند خواستههاى خویش را بشناسد و مىتواند در راه رسیدن به این خواستهها تلاش کند و به آنها برسد و رشد انسان چه از نظر شخصیتی، چه از نظر فرهنگی، چه از نظر رفتارى و اقتصادى واجتماعى در این است که به او آزادى بدهیم.
شهید بهشتى زمینه اصلى لیبرالیسم را راسیونالیسم مىداند، اصالت فرد واندیشه و اینکه جز فرد انسان هیچ منبع آگاهى که بتواند به انسان آگاهى ها و معرفت در خور اعتماد بدهد وجود ندارد. وجود این راسیونالیسم نفى وحى به عنوان یک سرچشمه مستقل آگاهى است.
لیبرالیسم روى آزادى فرد تکیه دارد و روى این آزادى فردى بنا شده یعنى انسان صاحب اختیار خویش است و فارغ از هر نوع حاکمیت جبرى .
وى بیان مىکند که لیبرالیسم جنبه منفى هم دارد،در آنجا که تنها منبع معرف و آگاهى را عقل مىداند و به اصالت وحى به عنوان یک سرچشمه مستقل آگاهى بهایى نمىدهد و ارجى نمىگذارد و نمىپذیرد از نظر ما و از نظر معتقدان به وحى الهی، لیبرالیسم از این جهت چیز بدى است و مورد انکار.
شهید آیتالله بهشتى اندیشمندى بزرگ بود که در هفتم تیر سال 1360 به دست، دست نشاندههاى غرب با جمعى از یاران خویش طعمه تروریسم شد و شهادت وى ضایعه بزرگى بر پیکر انقلاب واندیشه اسلامى بود که جبران آن بسیار سخت است. روحش شاد و یادش گرامى باد.
منابع:
1 - سخرانىهاى شهید آیتالله بهشتى
2 - لیبرالیسم از دیدگاه شهید بهشتی، کار و کارگر،7 تیر 1376، ص 10