صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۸۶ - ۰۸:۵۶  ، 
کد خبر : ۹۹۵۸

بهشتى یک ملت بود /عباس خسروانی


شهید عالى مقام آیت‌الله دکتر بهشتى حقیقتا شخصیت بى‌نظیرى بود که رهبر معظم انقلاب از ایشان این‌گونه یاد مى‌کنند. “شهید بهشتى به معناى حقیقى کلمه یکى از شخصیت‌هاى نادر ما بود.” شهید بهشتى مجموعه کاملى از دقت، اعتدال، انصاف، وقت شناسی، علم، احساس مسئولیت، آگاهى به زمان، مدیریت، تدبیر و ساده‌زیستى بود. هیچ امرى نمى‌توانست او را از راهى که مى‌رفت باز دارد. او در کمال مظلومیت پاسخ هیچ تهمتى را نداد و در کمال مظلومیت شهید شد و هنوز نیز ابعاد وجودى او در ابهام باقى مانده است. بعد علمى‌- فلسفى این شهید بزرگوار به دلیل غلبه بعد سیاسى - مدیریتى ایشان مغفول واقع شده است. او علاوه بر آنکه مبارزى نستوه و مدیرى مدبر و کاردان بود، فقید و متفکر واندیشمند بزرگى هم بود که متاسفانه به این بعد شخصیتى ایشان کمتر پرداخته شده است. شهید بهشتى به دلیل ویژگى‌هاى بارز مدیریتى و با تدبیرى اعجاب‌انگیز، قافله انقلاب را از گردونه‌هاى سترگى چون تصویب قانون اساسی، الگوسازى در جهت ایجاد تشکل‌هاى حزبى و بسیارى از مواضع دشوار دیگر عبور داد و بى‌تردید نقشى بسیار موثر و تعیین کننده در روندایجاد و تثبیت ساختارهاى نظام ایفا کرد. او مجلس خبرگان را به بهترین نحو اداره کرد آن هم با حضور شخصیت‌هاى بزرگى که در آن مجلس جمع شده بودند. بى‌تردید تمام اقشار جامعه براى اولین بار جلوه‌هایى گویا از توان فکرى ومدیریتى آیت‌الله بهشتى را در جریان تدوین قانون اساسى مشاهده کردند. همین رویداد رشک و عناد بسیارى از مخالفان حکومت دینى را نسبت به او برانگیخت و پیامدهاى آن در رویدادهاى بعد خود را نمایان ساخت. شکل‌گیرى دبیرستان دین و دانش در قم و فعالیت‌هاى نوینى که شهید بهشتى در آن زمان در قم آغاز کردند با توجه به توصیف شرایط آن زمان قابل توجه است. زیرا این مهم نشان مى‌دهد که این حرکت شهید در آن دوران چقدر دوراندیشانه و مدبرانه بوده است. به دنبال این فعالیت‌ها شهید بهشتى که جزء اولین یاران امام(ره) بود از اقامت در قم ممنوع و همین ممنوعیت منشاء خیر مى‌شود. مهاجرت ایشان به تهران و گسترش فعالیت‌ها در دانشگاهها و سطوح دیگر و ارتباط با موتلفه اسلامى و نقشى که در ماجراهاى حساس آن زمان ایفا کردند و سرانجام مهاجرت ایشان به آلمان هریک آثار و برکات ارزشمندى را براى پیشبرد نهضت به ارمغان مى‌آورد. شهید بهشتى در مقطعى به عنوان شاخص‌ترین چهره جریان خط امام(ره) نقش آفرینى مى‌کرد که بحران‌هاى متنوعى دامنگیر نظام نوپاى جمهورى اسلامى بود. بى‌تردید ایشان سهم قابل توجهى در عبور نظام از بحران‌هاى آن زمان داشتند که جملگى حاصل درایت و توانمندى فکرى و سیاسى آن شهید گرانمایه بود. بى‌تردید تعامل سازنده آیت‌الله بهشتى با زمانه خویش الگویى بدیع و کارآمد براى تمام مروجان اندیشه و عمل دینى در عصر حاضر است. توجه به این تجربه از آن روى اهمیت مى‌یابد که اولا محصول اجتهاد پویا و اندیشه زمان آگاه اوست و ثانیا به عرصه‌هایى وارد گشته است که پیشینیان او راهى بدان نداشتند. انقلاب اسلامى از حضور شخصیت‌هاى برجسته‌اى محروم شد ولى دکتر بهشتى انصافا بى‌نظیر بود و فقدانش بسیار دریغ و درد دارد. عدم تناسب میان کینه‌ورزى منافقین نسبت به ایشان با برخوردهاى متین و اخلاقى او بسیارى از مردم را در سالهاى 59 و 60 کنجکاو کرده بود. دیرى نپایید که راز این نابرابرى رخ نمود و تردیدها جاى خود را به آگاهى دادند. بهشتى تنها بهاى شناخت دقیق خود نسبت به این گروه و نیز پافشارى‌اش بر اصول نظام را مى‌پرداخت. چیزى که آینده منافقین را بس تیره و تار کرد. تعاملات اجتماعى و سیاسى آیت‌الله بهشتى سرشار از ظرافت‌ها و دقت‌هایى است که تاکنون کمتر مورد بازشناختى قرار گرفته است. بى‌تردید اگر روزى این نکات به شیوه‌اى جامع جمع آورى و تدوین مى‌گردید مکتبى نو در شیوه نقش آفرینى اجتماعى ظهور خواهد کرد، چیزى که امروز به شدت مورد نیاز فعالان سیاسى جامعه ماست. پس ضرورت دارد که آگاهى جامعه انقلابى ما بویژه نسل جوان که حافظان انقلابند، از اندیشه‌هاى شخصیتى که از او به عنوان بانى فکرى و ساختارى نظام جمهورى اسلامى یاد مى‌کنند غافل نماند.

آب باید شد و چون آب زلال

رود باید شد و چون رود روان

تا وصال دریا

یک قدم فاصله همت ماست

بهشتى مظلومانه زیست و مظلومانه رفت تا شاید به ما این نکته را تفهیم کند که:

در نهان رازى هست

که به غیر از ره خون

راه افشایش نیست

بهشتى و سالهاى اول انقلاب

انقلاب اسلامى در سالهاى اول انقلاب روزهاى سختى را پشت سر گذاشت. جو تفرقه و چنددستگى که منجر به بروز موجى ازدرگیرى‌ها و ناآرامى‌ها شده بود، در کنار حوادث مربوط به جنگ شرایط جامعه را به شدت بحرانى کرده بود. نیروها و گروهک‌هاى ملى‌گرا، لیبرال، کمونیست و لائیک و هر آن که راه خود را از راه امام(ره) جدا کرده بود، مسیر نفاق و توطئه آفرینى علیه نیروهاى خط امام(ره) را برگزیدند و در ابتدا به ترور شخصیتى و در نهایت به ترور فیزیکى آنان به منظور حذف آنان از صحنه سیاسى انقلاب پرداختند. انحصارطلبى و ارتجاع مهمترین نهضت‌هایى بود که جریان نفاق علیه نیروهاى خط امام به کار مى‌بردند. کانون تهمت‌ها مرحوم شهید آیت‌الله بهشتى بود. روى کار آمدن بنى صدر با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران همراه بود. کارشکنى‌ها، اهمال کارى‌ها و بى‌تدبیرى‌هاى او در جبهه‌هاى جنگ که از آن بوى نفاق و خیانت به مشام مى‌رسد، نگرانى‌هاى نیروهاى خط امام(ره) را دوچندان کرد. جالب است که بنى‌صدر به عنوان رئیس جمهور، فرمانده کل قوا نیز بود که اعطاى فرماندهى به او حاصل پیشنهادى بود که مرحوم شهید بهشتى به امام(ره) داده بودند. ایشان معتقد بود که اگر رئیس جمهور قدرت نداشته باشد نمى‌تواند به خوبى کار کند. این در حالى است که دشمنانش او را به انحصارطلبى متهم مى‌ساختند. رهبر معظم انقلاب در تاریخ 7 آذر 59 در خطبه‌هاى نماز جمعه تهران به انتقاد از عملکرد بنى‌صدر در فرماندهى نیروهاى نظامى در جبهه‌هاى جنگ پرداخت. او سکوت چند ماهه را شکست و دردمندانه از حقایق ناگفته سیاسی- نظامى پرده برداشت. گروهک‌هاى مخالف خط امام(ره) که عمدتا درگروهک مجاهدین خلق (منافقین)متمرکز شده بودند، جو جامعه را ملتهب و به ناآرامى‌ها دامن مى‌زدند. مجاهدین خلق پیشنهاد دیدار و مذاکره با امام(ره) را مى‌دهند. حضرت امام(ره)‌در 21 اردیبهشت 60 در سخنرانى بسیارمهم خود به تقاضاى سازمان مجاهدین خلق براى دیدار و گفتگو با ایشان پاسخ گفت و شرایط پذیرش آنان را اعلام کرد.امام(ره) هرگونه دیدار و مذاکره را مشروط به تبعیت از قانون و پذیرش مقررات کشور، تحویل سلاح‌ها و بازگشت به آغوش ملت از سوى آنان نمود و در عین حال مجاهدین را از کیفر اقدام مسلحانه علیه حکومت اسلامى از سوى همه مردم بیم دادند.اما ائتلاف گروهک‌هاى ضدانقلاب و در راس آنان بنى‌صدر همچنان به راه خائنانه خودادامه دادند تا اینکه حضرت امام(ره) در تاریخ 7 خرداد 60 سکوت را شکستند و در سخنرانى سرنوشت ساز خود در دیدار با نمایندگان مجلس که اکثریت آن دردست نیروهاى خط امام(ره) بود به طور علنى و بى‌سابقه‌اى موضع قاطعى را اتخاذ کردند و بر کژى‌هاى جریان منحرف از خط اصیل اسلام انگشت نهادند و آن را افشا کردند. ایشان بر القائاتى که رئیس جمهور را تافته جدا بافته و همه کاره و مالک الرقاب مملکت و قطبى مستقل و مافوق همه نهادها و نظارت‌ها مى‌داند خط بطلان کشید. امام فرمودند: غلط مى‌کنى قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد... اگر آقاى رئیس‌جمهور یک قدم از حدودش درقانون اساسى کنار برود، من با تمام قوا با او مخالفت مى‌کنم.”‌ شهید بهشتى نیز طى مصاحبه‌اى به موارد تخلف بنى صدر از قانون پرداخت و عدم همکارى او با سایر قواى کشور را اعلام کرد. خیانت‌ها و توطئه‌هاى بنى‌صدر و ائتلاف ضدانقلاب به جایى رسید که حضرت امام(ره) او را از فرماندهى کل قوا عزل نمودند و چندى بعد با افشاگرى‌هاى نیروهاى انقلاب بخصوص سخنرانى‌هاى مقام معظم رهبرى در خطبه‌هاى نماز جمعه تهران، مردم خواستار عزل و محاکمه بنى‌صدر از ریاست جمهورى شدند. به هرحال مجال آغازین انقلاب صحنه رویارویى منادیان حکومت دینى و مخالفان آنان بود. عدم شناخت دقیق مردم از هویت و پیشینه مخالفان علاوه بر غبارآلود ساختن فضاى سیاسى کشور، خنثى سازى ترفندهاى ایشان را نیز سخت مى‌کرد. در این شرایط آگاهى و تدبیر شهید آیت‌الله بهشتى مددکار تاسیس نظام اسلامى شد و آن را از گذرگاه خطیرى عبور داد.

بنى‌صدر با تصدى پست ریاست جمهورى از همان ابتدا جبهه‌اى را علیه نیروهاى خط امام(ره) که اغلب در حزب جمهورى اسلامى به رهبرى آیت‌الله دکتر بهشتى متمرکز بودند ساماندهى کرد و جریان تخریب شخصیت‌هاى محورى انقلاب را در دستور کار قرار داد. در این دوران نیروهاى مکتبى انقلاب به عنوان وفادارترین نیروها به امام، با تجربه گرفتن از عوارض سوءرویکرد نیروهاى سیاسى غیرانقلابى بر مدیریت انقلاب در دوران دولت موقت و همچنین براى کسب همبستگى از بدو پیروزى انقلاب اسلامی، حزب جمهورى اسلامى را تاسیس کرده و در یک رقابت آزاد سیاسى توانستند سرپرستى مجلس شوراى اسلامى و شوراى عالى قضائى را به عنوان عالى‌ترین و حیاتى‌ترین نهادهاى کشور بر عهده گیرند. اما منازعه و جدال سیاسى در قوه مجریه و ترکیب کابینه تداوم یافت. بنى صدر که روزنامه انقلاب اسلامى را منتشر مى‌کرد و جمعى را در اطراف خود گردآورده بود از همان ابتدا به ضدیت آشکار با حزب جمهورى اسلامى پرداخت و نمادآشکار این ضدیت در مبارزه سیاسى در جریان نخست‌وزیر و اعضاى کابینه نمود پیدا کرد و به مرحله‌اى دشوار و همراه با کشمکش رسید. اصولگرایان پیرو خط امام(ره) نه تنها خواستار اجراى قوانین اسلام بلکه خواستار کنترل امور مملکت نیز بودند و به نظر آنها این تنها راه پاسخ به ایثار و ازخودگذشتگى مردمى بود که با فداکارى‌هاى بى شمار راه را براى پیروزى انقلاب اسلامى هموار کردند. بنى‌صدر که از حمایت دو گروه لیبرال و مجاهدین خلق سود مى‌جست، در جدال با نیروهاى مکتبى هر اقدامى را در جهت تضعیف آنها و زیر سوال بردن اهمیت و اعتبار مکتبى‌ها و تقویت جریان‌هاى دیگرانجام داد و در این راه به هر اقدام و نقشه‌اى متوسل شد.او در 17 شهریور 59 طى سخنرانى مخالفت‌ها و تهمت‌هاى خود را علنا اعلام کرد. در آن روز بنى‌صدر جبهه گیرى و صف‌آرایى علنى خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهورى اسلامى و در یک کلمه خط امام(ره) به میان مردم توده کشاند و همه را دشمن خود خواند و از باند چند نفره‌اى سخن گفت که قصد برانداختن رئیس جمهور یازده میلیونى را کرده است. شهید بهشتى در یک واکنش جدى به سخنان تفرقه‌آمیز بنى‌صدر این‌گونه پاسخ مى‌دهد: “ایشان کرارا در سخنان خود از گروه اقلیتى که مانع کارشان مى شوند یاد کرده‌اند. اگر منظورشان حزب جمهورى اسلامى است که باید گفت مواضع حزب در قبال رئیس جمهور، دولت و مجلس است و لذاتکلیف روشن است.” پس از عزل بنى‌صدر از ریاست جمهورى و فرار او و افشاى ماهیت ضدانقلابى مجاهدین خلق درگیرى‌هاى آنان با ملت ایران وارد فاز مسلحانه شد. ترور فیزیکى شخصیت‌هاى برجسته و کلیدى انقلاب به منظور سرنگونى و اضمحلال انقلاب مهمترین برنامه منافقین کوردل بود. 6 تیر 1360 بود که رهبر معظم انقلاب توسط این گروهک ترور شدند.یک روز پس از سوءقصد به جان حضرت آیت‌الله خامنه‌اى در ساعت 20 و 30 دقیقه شامگاه روز یک شنبه 7 تیرماه 1360 جلسه‌اى در سالن اجتماعات دفتر مرکزى حزب جمهورى اسلامى واقع در سرچشمه تهران برگزار شد. افراد حاضر در جلسه نمایندگان مجلس و برخى از اعضاى هیئت دولت و قوه قضائیه بودند و بحث روز درباره تورم بود اما عده‌اى از اعضا خواستند که درباره انتخابات ریاست جمهورى نیز صحبت شود. شهید بهشتى جملات خود را با این عنوان آغاز کرد “ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران براى ما مهره‌سازى کنند و سرنوشت مردم ما را به بازى بگیرند و...”

در آن روز یعنى 7 تیر 1360 ایران اسلامى عاشورایى دیگرى را به نظاره نشست. شهید آیت‌الله بهشتى به همراه 72 تن از یاران امام(ره) و انقلاب دردفتر حزب جمهورى اسلامى بر اثر انفجار بمب کارگذاشته شده توسط منافقین به ملکوت اعلى پیوستند و نام خود را براى همیشه در تاریخ جاودان کردند. روحشان شاد.

زبان به قصه فروماند و راز دل باقى‌ست

بضاعت سخن آخر شد و سخن باقى‌ست

عاشقى جام بلاست

عاشقى مسلخ سرخى‌ست براى پاکان

روبهان را به درش راهى نیست

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات