دولت نهم در دفاع از خود کم سخن می گوید. بیرون از دولت هم تعداد آنها که انگیزه کافی برای دفاع از اقدامات دولت اصولگرا دارند چندان زیاد نیست. در طول حدود دو سال گذشته از درست و غلط بسیار درباره دولت گفته شده اما دولت در مقابل این هجمه وسیع انتقادها اغلب ترجیح داده به کار خود بپردازد و وارد بگومگو با اهل رسانه- که عموماً بی حاصل پنداشته می شود- نشود. در این مدت، بعضی متقاعد شده اند دولت اساساً اعتقادی به کار رسانه ای و میانه خوبی با خبرنگاران ندارد. این دیدگاه را- که خصوصاً در ماه های اولیه آغاز به کار دولت با حدت از جانب برخی روزنامه ها و رسانه های منتقد دولت و مدعی عدم وجود پشتوانه کارشناسی کافی در پس تصمیمات آن، پی گیری می شد- البته چندان نباید جدی گرفت. اگرچه در مواردی اختلال هایی در فرایند همکاری دولتیان و اهل رسانه به وجود آمده، اما تعداد این موارد هرگز از حد معقول فراتر نرفته و ضمنا به سادگی می توان نشان داد این مشکلات در دولت های قبلی که اتفاقاً مدعی پاسخگویی و رواداری هم بوده اند، به نحو بسیار شدیدتری وجود داشته است.
اینها البته چندان مهم نیست. نکته مهم تری هست که باید به آن توجه کرد. شواهد متعدد، محکم و کم و بیش آشکاری وجود دارد که ثابت می کند دولت نهم آماج یک حمله تبلیغاتی- رسانه ای همه جانبه، هماهنگ و سیستماتیک است.
لب آنچه طراحان و پیش برندگان این تهاجم رسانه ای تلاش کرده اند در ذهن مخاطبان خود جا بیندازند این بوده که دولت نهم عقلانی رفتار نمی کند یا همان جمله معروف که تصمیمات دولت نهم پشتوانه کارشناسی کافی ندارد. به طور طبیعی هدف این پروژه هم این است که مردم را از انتخابی که در سوم تیر کردند پشیمان کند و به آنها بگوید برای اداره دستگاه اجرایی راه صحیح همان است که دستگاه اجرایی در 16سال گذشته رفته و وضعیت فعلی کشور هم- چنانکه یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نهم زمانی به ناچار گفت- بهترین وضعیتی است که می توانست به وجود بیاید. پس مردم ناشکری کرده اند اگر دنبال تغییر در مدیریت اجرایی کشور رفتند و بهترین کار آن بود که شکر می کردند و نعمت دولت های گذشته را قدر می دانستند.
وجود این خط رسانه ای را کسی نمی تواند انکار کند. حداکثر این است که می توانند بگویند نویسنده کیهان دچار توهم توطئه شده و انتقاد را با تخریب، و نصیحت اصلاحگرانه را با تلاش برای گذاشتن چوب لای چرخ دولت اشتباه گرفته است. اگر چنین ادعایی مطرح شود -که حتما می شود و تاکنون دیده نشده ماست فروشی که ترشی ماست خود را فریاد کند- روش ساده ای برای آزمودن میزان صداقت نهفته در آن هست. می توان اندکی تفحص کرد و دید «واقعیات» مربوط به دولت نهم در رسانه هایی که یک شبه مملو از کارشناس شده اند، چگونه «گزارش» می شود و آیا جز این است که از تمام آنچه دولت نهم انجام داده فقط جنبه هایی از آن را برجسته کرده اند که موافق مقصود آنها بوده است؟
اقتصاد عرصه خوبی برای به اجرا گذاشتن این آزمون است. نویسنده این یادداشت هیچ ادعایی در عرصه تحلیل اقتصادی ندارد اما به اقتضای حرفه و علاقه خود صبح تا شام به کار زیر و بالاکردن اخبار و تحلیل ها در منابع مختلف سرگرم است. در خلال همین جست وجوی کاملا ابتدایی موارد فراوانی به چشم می خورد که می توان از آنها به عنوان نقاط قوت عملکرد اقتصادی دولت یاد کرد، ولی مطبوعات منتقد علاقه چندانی به پرداختن به آنها از خود نشان نمی دهند. به این موارد توجه کنید؛ 1-دولت نهم برای نخستین بار تلاش کرده با موضوع خصوصی سازی به روش مبتکرانه مواجه شود و با استفاده از مکانیسم توزیع عمومی سهام بنگاه های دولتی در قالب «سهام عدالت» تلاش می کند از تبدیل شدن خصوصی سازی به روند آشنای «خودمانی سازی» جلوگیری کند. درست است که اکنون منتقدان هزار و یک عیب از این کار دولت درآورده اند ولی ما از یاد نبرده ایم که رقیب محمود احمدی نژاد در واپسین گفت وگوی انتخاباتی خود در سیمای جمهوری اسلامی ایده ای کاملا شبیه به آنچه اکنون در قالب طرح سهام عدالت اجرا می شود را وعده داده بود. 2- دولت های گذشته بارها وعده داده بودند که بالاخره فکری به حال یارانه سوخت در ایران خواهند کرد ولی هرگز- و احتمالا بیشتر به دلایل سیاسی- اقدام درخوری از جانب آنها در این زمینه انجام نشد. دولت نهم در حالی که هرگز چنان ادعاهایی نکرده است، اکنون در آستانه حل این معضل دیرینه اقتصاد ایران- که دیگران فقط شعارش را دادند- قرار دارد و تبعات سیاسی احتمالی آن نیز چیزی از شجاعت دولت در اجرای تصمیم خود نکاسته است. 3- دولت نهم برای نخستین بار در طول سالیان گذشته در بودجه سال جاری خود، از بودجه جاری کاسته و بر بودجه عمرانی دولت افزوده است. 4- دولت با سفرهای استانی خود از عرصه مدیریت و خصوصا نظام تخصیص منابع خود «مرکززدایی» کرده و بخش بزرگی از شکافی را که میان مردم و دستگاه های اجرایی به دلیل کم توجهی آنها به شهرستان ها در دولت های قبل پدید آمده بود، پوشانده است. 5- دولت نهم شرایطی به وجود آورده که رهبر معظم انقلاب اسلامی برای اجرایی کردن سیاست های اصل 44- که بی تردید می توان آن را بزرگترین پروژه اقتصاد ایران نامید- اعتماد کرده است. دولت نهم بی سر و صدا و بدون فوت وقت لایحه اجرایی این سیاست ها را تدوین کرده و در همان حال مشغول آماده سازی شرکت های دولتی برای واگذاری است. 6- دولت نهم تلاش های مهمی برای تدوین اساسنامه شرکت نفت به گونه ای که همه درآمدهای ناشی از فروش نفت به خزانه واریز شود انجام داده است. 7- دولت نهم با قاطعیت در پی آن است که نرخ سود تسهیلات بانکی را مطابق با الزامات برنامه چهارم توسعه کاهش دهد. هیچ اقتصاددانی با نفس این کار مخالف نیست. حتی منتقدان فعلی هم به فراهم نبودن مقدمات این کار اعتراض می کنند نه به اصل آن؛ بگذریم از اینکه برخی معتقدند اشکال اصلی جای دیگری است و منافع برخی در بانک های خصوصی به خطر افتاده که زبان به اعتراض گشوده اند. 8- دولت نهم با اصلاح بنیادی ساختار سازمان مدیریت و برنامه ریزی، تلاش کرد با منطقه ای کردن الگوی توسعه که بر پیشفرض لزوم کشف مزیت های نسبی هر منطقه و سرمایه گذاری بر روی آن مبتنی است، و افزایش اختیارات استانداران گره های کور به وجود آمده از ناحیه حاکم شدن الگوی مدیریت از راه دور را بگشاید. 9- دولت اصولگرا در حال گام نهادن در مسیر بودجه نویسی عملیاتی و اصلاح ساختار سنتی و غیرشفاف بودجه در ایران است. گام های مهمی تاکنون در این راه برداشته شده که اگر چه کامل نیست ولی نوید روزهای مبارکی را برای سیستم پولی و مالی کشور خصوصاً به وجود آمدن امکان ردگیری جزء به جزء هزینه کرد بودجه دستگاه ها پدید می آورد. 10- دولت نهم لایحه مدیریت خدمات کشوری را که نظام دریافت ها و پرداخت های دولت را یک بار برای همیشه شفاف؛ به سامان و عادلانه می کند به جریان انداخته و عزم خود را برای اجرای آن از طریق تقبل بخش بزرگی از بار مالی آن نشان داده است. این لایحه اگرچه هنوز در پیچ و خم جزئیات مالی گرفتار است ولی دولت به محض آنکه از عهده برآید مشکلی در اجرای آن نمی بیند.
به این ده مورد فی المجلس می توان موارد متعدد دیگری را هم اضافه کرد. مواردی که به وضوح حاکی از وجود نقاط درخشان در کارنامه اقتصادی دولت است اما منتقدان هیچ نظری به سوی آنها نمی کنند. برای این قلم بسیار آسان است که فهرستی طویل از موفقیت های شگفت دولت نهم در دیگر عرصه ها خصوصاً سیاست خارجی را نیز ارائه کند، لیکن با همین مقدار مقصود حاصل است. از همین جا که شواهدی عیان در رخت بر بستن «انصاف» از بساط برخی منتقدان در مواجهه با دولت نهم وجود دارد، می توان نتیجه گرفت، اصل ماجرا چیزی غیر از نگرانی برای سرنوشت کشور است. از ناصحان امین حاضر در جبهه اصولگرایی که بگذریم، الباقی منتقدان اصلاح طلب دولت نهم یا آبروی خود را در خطر می بینند و یا منفعت خود را و حاشا که دولت اسلامی آبروی نظام اسلامی و منافع ملت را پیش پای خواست آنها قربانی کند.