اشاره: فردا سالروز سقوط ایرباس ایرانی توسط ناو آمریکایی وینسنس در آبهای خلیج فارس و شهادت همه مسافران بی گناه این پرواز است. جنایتی نابخشودنی و داغی که هیچ وقت از دل ملت ایران بیرون نمی رود. به همین بهانه در این وجیزه تلاش کردیم به بازبینی مناسبات ایران و آمریکا به خصوص در بحبوحه حوادث اخیر و مرتبط با انتخابات بپردازیم.
تجدید مناسبات ایران و آمریکا و زمینه چینی برای عادی سازی روابط دولتین از فروردین امسال با پیام تبریک اوباما به ملت ایران وارد فاز جدیدی شد. وی که در فعالیتهای انتخاباتی خود از “دیپلماسی مستقیم” با ایران حمایت کرده بود در یک پیام ویژه به مناسبت فرارسیدن نوروز، خواستار تجدید مناسبات ایران و آمریکا شد. برخلاف سیاست دولت بوش، که ایران را یکی از سه “محور شرارت” به حساب میآورد، اوباما در پیامی دوستانه خود از “ملت بزرگ ایران” یاد کرد و در پایان پیام خود عید نوروز را به زبان فارسی به ایرانیان تبریک گفت.
اوباما در همین راستا برای اولین بار نامه ای نیز به مسئولان عالی جمهوری اسلامی نوشت و در آن سعی کرد تا با اعتماد سازی بخشی از دیوار بی اعتمادی بین دو کشور را خراب کند.
البته تجدید مناسبات ایران و آمریکا از نظر جمهوری اسلامی و اعتماد سازی بین دو کشور همواره منوط به چند متغیر اصلی بوده است که از آن جمله می توان به عدم مداخله جویی دولت آمریکا در مسائل داخلی ایران و احترام متقابل دو دولت، بازپس گیری مطالبات قانونی ایران از آمریکا که بالغ بر 30 میلیارد دلار می شود، پایان دادن به یک جانبه گرایی و تجاوزات در منطقه به خصوص در اراضی اشغالی فلسطین، عراق، افغانستان،و... اشاره کرد.
این وضعیت مرتبط با ایام پیش از انتخابات بود اما در شرایط فعلی برخی تحولات انتخاباتی و اتفاقات پس از آن متغیرهای جدیدی را در مناسبات ایران و آمریکا مطرح کرده که در مواردی بر پیچیدگی این مناسبات افزوده است.
مداخله جویی دولت آمریکا در مسائل داخلی ایران به خصوص اظهارات خصمانه اوباما علیه انتخابات قانونی و ملت ایران نشان داد که آمریکایی ها هنوز به تغییر حکومت در ایران چشم طمع دارند و تفاوت چندانی در استراتژی سیاست خارجی جمهوری خواهان در قبال ایران با دموکراتها وجود ندارد.
آمریکایی ها در بحبوحه انتخابات عملا پروژه براندازی نرم را کلید زدند و با حمایت از یک انقلاب مخملی در ایران وارد فاز مقابله مستقیم با جمهوری اسلامی شدند.وزن اتفاقات پس از انتخابات به خودی خود گویای این واقعیت بود که پس از چند روز آرامش به پایتخت بر می گردد و چشم فتنه اغتشاشگران که تنها در چند خیابان تهران بلوا به پا کرده بودند، کور می شود.
برای نگارنده همواره این سوال جدی بوده است که دولت آمریکا بر اساس چه محاسبات و چه اطلاعاتی به یک باره این طور تغییر موضع داد و به این توهم ناشیانه رسید که می تواند با حمایت از عده معدودی از اغتشاشگران زمینه های لازم را برای براندازی نرم یا انقلاب مخملی و یا هر چیز دیگری در ایران فراهم کند.
امروز در افکار عمومی جامعه ایران این طور مشتبه شده است که اساسا سیاست تغییر دولت اوباما در قبال جمهوری اسلامی همان خیال خام و باطل تغییر نظام اسلامی است.
جمهوری اسلامی بار ها اعلام کرده است حاضر نیست منافع دوملت بزرگ ایران و آمریکا را قربانی برخی حوادث و تصمیم گیری های احساسی کند اما گویا دولت دموکرات و به اصطلاح عاقل آمریکا به خاطر برخی منافع زودگذر و فاقد مبنای عقلانی زود ذوق زده می شود و حاضر است تمام پل های پشت سر خود را خراب کند.
می گویند آمریکایی ها همیشه راه درست را انتخاب می کنند اما دقیقا بعد از آنکه تمام راه های اشتباه را امتحان کردند. این ضرب المثل دیپلماتیک یک عکس فوری از سیاست خارجی آمریکا طی 30 سال گذشته در قبال ایران است.
هر چند برای جمهوری اسلامی کاملا محرز و مشخص است یکی از مهمترین عوامل اخلال محاسباتی و اطلاعاتی، لابیهای کشورهای منطقه در ساختار تصمیم گیری آمریکا است. از جمله مهمترین این لابیها یعنی لابی آیپک که طرفدار اسرائیل محسوب میشود، به شدت مخالف انجام مذاکرات ایران و آمریکاست و آن را تهدیدی عمده برای منافع اسرائیل در منطقه خاورمیانه تلقی میکند. لذا تلاش می کند به انحاء مختلف اوضاع داخلی ایران را در اتاق های تصمیم گیری وارونه جلوه دهد.
به هر حال توسعه دامنه سیاست ورزی احزاب و گروهها در انتخابات مختلف ایران یک واقعیت کاملا طبیعی است که در عین پایبندی به اصول و قواعد تصمیم گیری در نظام جمهوری اسلامی زمینه ساز پیشرفت کشور و مایه اقتدار ملی است.
آمریکایی ها باید بعد از 30 سال این واقعیت را بپذیرند چنانچه کدورتی هم پیش بیاید در درون خانواده انقلاب است و هیچ یک از جریانات و بازیگران حاضر در صحنه سیاست ایران حاضر نیستند زلف خود را با دشمنان انقلاب گره بزنند. تنها راه آمریکا برای اعتماد سازی و تجدید مناسبات ایران و آمریکا پذیرش واقعیت غیر قابل انکار انقلاب اسلامی واقتدار دولت برآمده از 40 میلیون را‡ی ایرانیان است. ناکامی اخیر دولت ایالات متحده در هدایت اغتشاشات مخملی درس بزرگی برای دولتمردان آمریکایی است تا دست از مداخله جویی در ایران بردارند و انقلاب اسلامی ملت ایران را به رسمیت بشناسند.