رضا گرمابدرى
مجموعه رخدادهای پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و در حین آن و پس از آن به سبب متفاوت بودن با انتخابات گذشته انتخابات ریاست جمهوری دهم را از ویژگی خاصی برخوردار ساخت. در انتخابات گذشته این امکان وجود داشت که با پایان انتخابات و مروری ساده بر آنچه گذشت، پرونده انتخابات را بست، حال آن که به سبب ویژگی های انتخابات دهم ریاست جمهوری نمی توان این گونه عمل کرد و به سادگی از موضوع انتخابات گذشت. انتخابات دهم دشمن را به طمع انداخت تا جایی که گمان می برد از رهگذر این انتخابات می تواند آنچه که طی سی سال گذشته از دسترسی به آن بازداشته شده بود را به دست آورد و هزینه سنگین و جبران ناپذیری را به نظام وارد کند. به سبب اهمیت این انتخابات لازم و ضروری است که این انتخابات به منظور کشف نقاط مبهمش بارها مورد بازخوانی قرار گیرد. در هر صورت از رهگذر این انتخابات نظام متحمل خساراتی شد و منافعی نیز به دست آورد و مناسب است با بازخوانی دقیق و سنجیده بر میزان منافع حاصل از آن بیفزاید. نوشتار حاضر درصدد پرداختن به این مهم است.
از بازخوانی این انتخابات مشخص می شود که دشمن از چهار سال پیش کار خود را شروع کرد و در آستانه انتخابات توان رسانه ای اش را در خدمت این امر گذاشت و از رویکرد برخی گروه های سیاسی در داخل بهره برد تا با قرار دادن مردم در برابر نظام و هزینه کردن مردم به نفع موسوی و سازماندهی اراذل و اوباش بتواند به خواسته خود برسد، اما هوشیاری رهبری و به میدان آمدن به هنگام و موقعیت شناسی مردم که با وفاداری به نظام عجین شده بود مانع تحقق اهداف دشمن شد.
چهار سال پیش
انتخابات سال 84 فضای جدیدی را در برابر مردم ونظام قرار داد. از سال های پیش از آن منتقدین و مخالفین نظام که حرکت نزولی را برای نظام ترسیم کرده بودند، با استناد به انتخابات 2 خرداد 76 اعتقاد داشتند که نظام اسلامی با هر انتخابات ریاست جمهوری یک گام از کانون اصلی انقلاب دورتر می شوند تا جایی که می گفتند پس از خاتمی گزینه بعدی خارج از دایره نظام خواهد بود. این دیدگاه که از سوی داخلی ها مطرح شده بود دشمنان خارجی نظام را به وجد آورد و آنها را امیدوار ساخت که با پیشه کردن صبر و تحمل به زودی روزی را خواهند دید که رئیس جمهور ایران فردی خارج از دایره نظام باشد. از این رو آنها هم تحولات عرصه سیاسی ایران را با کنجکاوی و دقت رصد می کردند.
آنها منتظر بودند که این تحول بزرگ در انتخابات سال 84 صورت پذیرد اما برخلاف تصور آنها و منتقدین و مخالفین داخلی نظام فردی انتخاب شد که به کانون اصلی انقلاب بسیار نزدیک بود. احمدی نژاد فردی بود که به فرموده مقام معظم رهبری انقلاب را به مسیر اصلی اش بازگرداند. طبیعی بود دشمنان خارجی و منتقدین و مخالفین داخلی حضور چنین فردی را در مسند ریاست جمهوری تحمل نکنند. امر واقع شده دقیقاً برخلاف تحلیل و پیش بینی کسانی بود که در داخل و خارج مقابل نظام ایستاده بودند.
از این رو مخالفت و دشمنی با احمدی نژاد به عنوان فردی که با آمدنش تمامی آرزوهای آنها را برباد داد کاملاً طبیعی بود. در طی چهار سال گذشته آنها هیچ گاه مخالفت خود با احمدی نژاد را انکار نکردند و بلکه برعکس آن را به روشنی و وضوح آشکار می کردند تا برای انتخابات سال 88 ذهن مردم را نسبت به احمدی نژاد آلوده سازند. آنها در همراهی با دشمنان نظام و احمدی نژاد لحظه ای درنگ نکردند. دشمنی با احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور محبوب با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جمهوری بیشتر می شد و در واقع برنامه های اصلی برای انتخابات سال 88 تدارک شده بود. در این چهار سال رسانه های دشمنان خارجی و منتقدین و مخالفین داخلی بی محابا علیه احمدی نژاد و عملکردش فعال بود.
رسانه ها
پس از انتخاب احمدی نژاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری در سال 84 با شعارهای انتخاباتی که سر داده بود و نشان می داد احمدی نژاد رئیس جمهوری اصولگرا است که به مبانی اصیل انقلاب و آرمان های بنیانگذار جمهوری اسلامی و منویات رهبری پای بند است، رسانه های خارجی و داخلی امواج حمله خود علیه احمدی نژاد را آغاز کردند. با افزایش عمر دولت احمدی نژاد و آشکار شدن بیشتر پای بندی احمدی نژاد به شاخص های انقلاب دشمنی با وی عمیق تر و حجم حملات بیشتر شد تا جایی که هر اقدام داخلی و خارجی احمدی نژاد با حمله از سوی رسانه های داخلی و خارجی مواجه می شد.
البته این حملات در حالی انجام می گرفت که بر محبوبیت خارجی و داخلی احمدی نژاد افزوده می شد. کسانی که در مقابل احمدی نژاد ایستاده بودند این نکته را قبول داشتند اما سکوت و مدارا را به نفع خود نمی دیدند لذا با وجود نتایج منفی تهاجم به احمدی نژاد همچنان به تخریب وی ادامه می دادند تا موسم انتخابات فرا رسد و آنها بتوانند با استفاده از این فرصت روند تخریبات را متحول سازند و احمدی نژاد را از چشم مردم بیندازند. در تخریب احمدی نژاد برخی گروههای سیاسی داخلی جایگاه ویژه ای داشتند.
گروه های سیاسی
آنچه که دشمنان خارجی را در تخریب و حمله به دولت احمدی نژاد امیدوار می ساخت مواضع برخی ازگروه های سیاسی مانند حزب مشارکت، سازمان مجاهدین، کارگزاران، مجمع روحانیون مبارز و... بود. شیوه تقریباً مشترک دشمنان خارجی و گروه های سیاسی ذکر شده به حدی به هم نزدیک بود که می شد حدس زد آنها در آینده نزدیک در بحث تخریب دولت و موضع انتخابات به یک نقطه مشترک که یک پروژه براندازی را شکل خواهد داد، به هم می رسند.
هنگامی که موسوی ورود خود به عرصه انتخابات را اعلام کرد و خاتمی از حضور در انتخابات کناره گرفت، گروه های سیاسی یاد شده از اولین گروه هایی بودند که پس از یک دوره مخالفت با موسوی از وی حمایت کردند. حمایت آنها از موسوی یک حمایت معمولی و در حد تبلیغات عادی نبود. آنها در برنامه ریزی های منتهی به براندازی نقش برجسته و محوری داشتند. اعترافات دستگیرشدگان این گروه ها شاهدی است بر نقش مخرب و براندازانه آنها علیه نظام در حمایت از موسوی و همداستان شدن با بیگانگان.
حمایت آنها از موسوی و ایفای نقش براندازانه آنها در برنامه تبلیغاتی موسوی آن چنان کلیدی و دارای اهمیت بود که اگر آنها از موسوی حمایت نمی کردند به طور قطع انتخابات در حال و هوای دیگری برگزار می شد و احتمالاً مسائل پس از انتخابات آن طوری که رخ داد واقع نمی شد. برجسته ترین نکته در طرح براندازانه خارجی ها و داخلی ها قرار دادن مردم در برابر نظام بود که می بایست توسط سرباز زدن موسوی در برابر نتایج انتخابات صورت می گرفت.
مردم در برابر نظام
در طرح براندازی مردم ابزار اصلی بودند. براندازان با دو گزینه که انتخاب هر یک برای آنها پیروزی محسوب می شد حرکت نهایی خود را شروع کردند گزینه اول پیروزی موسوی بود و گزینه دوم شکست موسوی و اعتراض آنها نسبت به نتیجه انتخابات. چه بسا در ابتدا گزینه دوم برای آنها جذاب تر و مهم تر بود زیرا به زعم آنها با محقق شدن گزینه دوم براندازی صورت می گرفت اما با تحقق گزینه اول آنها ناچار بودند به تعامل بانظام بپردازند و مسئله دوم خرداد در این راستا برای آنها تجربه مثبتی نبود. در هر صورت آنچه که پیش آمد گزینه دوم بود. موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات از حامیانش خواست تا در مورخ دوشنبه 25 خرداد به میدان انقلاب بیایند و به سوی میدان آزادی راهپیمایی کنند.
حضور قابل توجه هواداران موسوی در دوشنبه مذکور باعث شکل گیری یک توهم بزرگ در نزد وی و یاران حلقه اولش شد. آنها بر این گمان بودند که می توانند در هر لحظه ای که اراده و اعلام کردند این جمعیت را به خیابان بکشانند و در راستای هدفی که بسیاری از این جمعیت از آن بی اطلاع بودند، سوءاستفاده کنند و مردم را در برابر نظام قرار دهند و از آن به عنوان یک ابزار فشار بر نظام سود برند. اما آنچه که موسوی و دوستانش از آن بی خبر بودند میزان هزینه ای بود که هواداران مردمی موسوی حاضر بودند پرداخت کنند.
هزینه هواداران برای موسوی
بسیاری از هواداران مردمی موسوی که از رنگ سبز استفاده کردند و پرشور به دنبال تبلیغ از موسوی بودند، مستقیم و غیرمستقیم با موسوی از دریچه دوران دفاع مقدس که موسوی نخست وزیرش بود آشنا شدند و چه بسا افراد موجهی که به همین خاطر از وی حمایت کردند، تعداد قابل توجهی نیز به دلیل منتقد بودن نسبت به احمدی نژاد به موسوی روی آوردند این دو گروه که تعدادشان بسیار زیاد بود با نظام مشکلی نداشتند و در موضوع ریاست جمهوری نظرشان موسوی بود. در حالی که موسوی و دوستان برنامه ریزش دچار این توهم شده بودند که آنها یعنی مردم هوادار به سبب مشکل داشتن با نظام از وی حمایت کردند و حاضرند این مسیر را به هر جایی که منتهی شود ادامه دهند. این موضوع را نیز نباید انکار کرد که برخی از مخالفین نظام و حتی آنهایی که به موسوی هم رأی ندادند در فراخوان راهپیمایی وی حضور پیدا کردند اما بخش غالب جمعیت هوادار موسوی را کسانی تشکیل می دادند که با نظام مشکل نداشتند.
این جماعت پس از راهپیمایی روز دوشنبه در تجمعات بعدی کمتر شرکت کردند و پس از شرکت در دو سه تجمع به درخواست موسوی راهشان را از موسوی جدا کردند و نشان دادند آنها حداکثر هزینه ای را که برای ریاست جمهوری موسوی پرداخت می کنند یک برگ رأی و شرکت در دوسه تجمع مسالمت آمیز است، اما در این میان بودند گروه اندکی به نام اراذل و اوباش که از آنها به شیوه دیگری استفاده شد.
اراذل و اوباش
اراذل و اوباش یکی از گروه هایی هستند که بواسطه برخورداری از پاره ای ویژگی ها مانند فهم پائین، جسارت بالا، خصلت مزدوری و ... به راحتی مورد سوء استفاده قرار می گیرد. در تاریخ معاصر ایران اراذل و اوباش نقش آفرینی های خاصی داشته اند مانند استفاده از آنها در کودتای 28 مرداد سال 1332 که زمینه ساز شکست حرکت خیزشی مردم شد. استفاده دربار شاه از این گروه در روند انقلاب اسلامی که این مرتبه با هوشیاری مردم اراذل و اوباش به شدت سرکوب شدند. حضور سازماندهی شده آنها در حوادث 18 تیر سال 1378 که این بار نیز مردم و نیروهای انتظامی حرکت برنامه ریزی شده آنها را به شکست کشاندند و در آخرین مرحله نیز اقدام مزدورانه آنها در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم است که توسط نیروهای انتظامی، امنیتی و بسیج سرکوب شدند.
استفاده این چنین از اراذل و اوباش در حرکت های ضد امنیتی ایجاب می کند تا نظام به منظور مصون ماندن از این امور چاره اندیشی اساسی کند تا دچار غافلگیری نشود موتور محرک اقدامات تخریبی در حوادث اخیر در چند نقطه از شهر تهران اراذل و اوباشی بودند که خود و رفتارشان را به کارفرمایانشان فروخته بودند. هر کدام از آنها تعدادی مثل خودشان را به صحنه اغتشاش و آشوب آوردند و پس از اینکه تعدادی از آنها دستگیر شدند و پی بردند که عزم نظام بر برخورد جدی با آنها جزم است به مخفی گاهایشان رفتند و بعضاً متواری شدند.
رهبری
پس از دامنه دار شدن تحرکات موسوی و هوادارانش که در روز شنبه معروف منجر به حضور گسترده هواداران موسوی در خیابان آزادی و در نهایت منجر به حمله بخش اراذل و اوباش این تجمع غیرقانونی به حوزه 117 بسیج و کشته شدن 5 نفر گردید و اغتشاش و آشوب در روزهای بعد هم ادامه پیدا کرد. مقام معظم رهبری با اعلام حضور در نماز جمعه مورخ 29/3/88 مستقیماً وارد میدان شدند. حضور ایشان در این نماز جمعه و ایراد آن خطبه های تاریخی نقش اساسی در تغییر وضع موجود داشت.
در ابتدا حضور چشمگیر و میلیونی مردم تهران در نماز جمعه که در تاریخ بی نظیر بود و پس از آن بیانات روشنگرانه معظم له حربه بزرگ «مردم در برابر نظام» را از دست موسوی و یارانش خارج ساخت تا جایی که در راهپیمایی روز پس از نماز جمعه تعداد اندکی حضور پیدا کردند که آنها هم توسط نیروهای انتظامی متفرق شدند و در بخشی از تهران آن حرکت تبدیل به آشوب و اغتشاش و تخریب شد. در این میان آنچه که مهم بود نقش اساسی رهبری در ریزش هواداران موسوی بود. با فرمایشات تبیین مقام معظم رهبری بسیاری از هواداران موسوی که با نظام مشکل نداشتند راهشان را از موسوی جدا کردند و حضور اندک هواداران موسوی در روزهای بعد در خیابان ها ضربه سنگینی را به وی و حامیان خارجی اش وارد ساخت تا آنجا که هر چه رسانه های مزدور بیگانه بر حجم و شور تبلیغاتشان می افزودند هواداران کمتری به نفع موسوی وارد عرصه می شدند و در نهایت تعداد اندکی اراذل و اوباش ماندند که آنها هم از سر نبود حامی مردمی و برخورد قاطع نیروهای انتظامی مجبور شدند صحنه را ترک کنند.
حضور مردم در نماز وحدت بخش جمعه که در آن جمعه تاریخی به حق وحدت بخشی خود را به نمایش گذاشت صحه و مهری بود بر وفاداری مردم تهران نسبت به نظام و رهبری در واقع می تواند با قاطعیت اعلام کرد آنچه که باعث فرو پاشیدن نظام فکری و طراحی براندازانه طرف مقابل شد حضور تاریخی مردم تهران در نماز جمعه و فرمایشات افشاکننده مقام معظم رهبری بود. فرمایشات معظم له همچون تابش خورشید تمامی ابرها و غبار تیره را کنار زد و با روشن شدن صحنه پر ابهام ایجاد شده مردم جبهه حق و باطل و دوست و دشمن را تشخیص داد و حق و درست را برگزیدند. اما نمی توان از خسارت بزرگی که این حوادث به روح جمعی و پیکر واحد جامعه وارد کرد گذشت لذا به نظر می رسد می بایست به فکر بازی سازی وحدت و انسجام جامعه بود.
وحدت و انسجام
دشمنان خارجی و صحنه گردانان حوادث انتخاباتی در داخل تلاش کردند برای تحقق «قرار دادن مردم در برابر نظام» ابتدا از موضوع «مردم در برابر مردم» استفاده کردند تا آنجا که در تجمعات هواداران دو طرف این حرکت موذیانه کاملاً دیده می شد. ادامه این حرکات خشنودی دشمن را به دنبال داشت، زیرا دشمن می دانست استمرار این وضعیت می تواند منجر به منازعه ای شود که حکومت از مهار آن عاجز است. اما با وجود مهار این حرکت خطرناک در گام های نخست به نظر می رسد شکوه و گلایه هایی باقی مانده که چنانچه برای آن چاره اندیشی نشود به عنوان یک معضل پنهان باقی خواهد ماند. این وضعیت در ارتباط با جمعی پایین شهری و بالای شهری بیشتر نمودار دارد. چنانچه جمعیت بالای شهری که عمدتاً متحول نیز هستند احساس کنند که در انتخابات شکست خوردند و منفور نظام هستند و طبقات فرودست و پایین شهری پیروز انتخابات و مورد توجه نظام هستند زمینه شکل گیری شکاف اجتماعی پیش می آید که چنین پیامدی به هیچ وجه به مصلحت نظام نیست لذا به نظر می رسد لازم است زمینه ها و عوامل پدید آمدن این شکاف اجتماعی خطرناک شناخته و حذف شود تا نظام بتواند وحدت عمومی و انسجام ملی را بازسازی کند.
آموزش نیروها
استفاده از گروه های اراذل و اوباش که علاوه بر تخریب و وارد کردن خسارت به اموال عمومی و شخصی امنیت شهروندان را نیز از بین برده بود هشدار جدی برای نظام تلقی می شود. به نظر می رسد نظام برای جلوگیری از این مسئله باید به یک باور برسد و دو کار را انجام دهد. نظام باید بداند همیشه در نظام گروه ها و کسانی هستند که با آن مشکل دارند و چنانچه فرصتی پیدا کنند آشوبگرانه با نظام مقابله می کنند که نظام برای رویارویی با آن ابتدا باید برنامه گسترده و مستمری برای نظارت دقیق بر رفتار و عملکرد اراذل و اوباش داشته باشد و دیگر اینکه لازم است نیروهای ویژه ای را در حد لازم و با تجهیزات پیشرفته برای مقابله با حوادثی نظیر آنچه واقع شد تربیت کند. دوران باورهای خوش به اتمام رسید و می توان گفت در بهترین حالاتی که به سر می بریم دشمن در حالی برنامه ریزی برای ضربه زدن به نظام است و دشمنی آنها پایانی ندارد پس هوشیاری و آمادگی ما هم باید بی وقفه و بدون پایان باشد.
انشاءالله