صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۴  ، 
کد خبر : ۹۹۸۳۷

شیوه مستوری و شهرآشوبی...


محمدمهدی شیرمحمدی
یکم) شگفت است
شگفت است که پس از رحلت پیامبر(ص) »نفاق» چه زود رخ پنهان کرد و چه سریع در اثر غفلت مسلمانان به ترکتازی پنهان پرداخت. نفاق یک پدیده بارز در مدینه نبوی بود و با هشدارهای قرآن کریم و حضرت ختمی مرتبت(ص)، تا زمانی که حضرت در قید حیات بود، جامعه اسلامی در اندیشه مهار ترفندهای آن بود، اما چون حضرت، رخت رحلت بربست، نفاق فراموش شد.
فراموش شدن جریان نفاق، آغاز حرکت این جریان برای مهار سیاست و دیانت مسلمانان بود. هرچه زمان پیش می رفت، نفاق پوستین اسلام را وارونه تر می ساخت و از تکاپو در عرصه سیاست به اخلال در حاکمیت دین در همه عرصه های زندگی پیش می رفت. هرچه پنهان تر و مستورتر می شد، فتنه انگیزی و شهرآشوبی اش بیشتر می شد تا اینکه شمشیر تیز کربلا، کمر نفاق را شکست و هوشیاری و بیداری مدام را به امت اسلامی گوشزد کرد.
هرگاه مطالعه تاریخی روند پدید آمدن واقعه کربلا و تحلیل عبرت های عاشورا، برای جامعه اسلامی مهم می شود، هوشیاری و بیداری امت اسلامی افزایش می یابد. اسرار چراغ هدایت بودن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را نیز باید در همین نهضت آفرینی عاشورا جست؛ رازهای نهضت آفرینی عاشورا در طول تاریخ اسلامی را نیز باید در همین مطالعه عبرت های عاشورا، جستجو کرد.
دوم) تفرق مدام
اهل نظر، درباره خصوصیات منافقین سخن بسیار گفته اند. از جدیدترین این آثار، تألیفی است که چندی پیش از جناب سید احمد خاتمی عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری منتشر شده است و می تواند راهنمای اهل تحقیق باشد.
اما نگارنده بر آن است که در این نوشتار، بر یکی از خصوصیات ذاتی جریان نفاق، بیشتر تاکید کند و آن «میل ذاتی» نفاق به »تفرقه ای دو سویه» است: جریان نفاق نه تنها بر تکثر و تفرق امت اسلامی اصرار می ورزد و زیر پوشش ذکر خوبی های تکثر، بر آتش تفرقه می دمد، بلکه خود نیز مدام گرفتار تفرق و تکثر درونی می شود: تفرقه می افکند و خود نیز تجزیه می شود! تاامل در این خصوصیت«نفاق» می تواند موقعیت کنونی آن را برای ما روشن کند.
سوم) خون خود خورن و گریبان دریدن
مطالعات تطبیقی و جامعه شناختی بر جریان های تاریخی نفاق و منافقان نشان می دهد؛ عوامل این جریان هم در «دو جهت» گرفتار تکثر و تفرقه می شوند. هم آن زمان که به رأس هرم قدرت نزدیک شده اند به دلیل «نبرد بر سر مطامع قدرت» دچار تفرق می شوند و هم آن زمان که از اوج قدرت فرو می افتند به سبب فرافکنی خطاهای خویش و متهم ساختن یکدیگر، گرفتار تنازع می گردند. نفاق نمی تواند همبستگی و تحکیم وحدت داشته باشد چرا که بر هواهای نفسانی افراد استوار است؛ منافقان عمله شیطانند. جریان نفاق هم آن زمان که بر صدر می نشیند خودخوری می کند و هم آن زمان که از صدر فرو می افتد گریبان چاک می کند. تنها آن زمان که جریان نفاق در مسیر صعود به قدرت است ممکن است حفظ ظاهر کند و نبردهای درونی را پنهان کند. در صدر اسلام هم چنین بود. آن هنگام که تازه در مسیر کسب قدرت بود، حفظ ظاهر می کرد و هر چه خود را پنهان تر می کرد و مستورتر می شد دیگران را هم گمراه تر می کرد.
چهارم) از چه بیمناکیم؟
این بنده بیم و نگرانی بیهوده برخی از دوستان در تحولات سیاسی امروز را ناشی از عدم شناخت درست میزان هوشیاری امت اسلامی و موقعیت کنونی جریان نفاق می داند. امروز جامعه اسلامی در خواب گران نیست؛ بسیار هوشیارتر از گذشته است. همین هوشیاری و سرمستی است که جامعه ایرانی و امت اسلامی را به شکوفائی فرامی خواند. هم اکنون، جریان نفاق امید صعود ندارد. عصبانی است و از سر عصبانیت به شدت مشغول بلعیدن سر خویش است. تنازع جریان نفاق، امروز بسیار شدیدتر از زمانی است که توانسته بود خود را به رآس قدرت نزدیک تر کند. چرا که همچنان به سرعت در سراشیبی سقوط است. نفاق چون ناامید است گرفتار تفرقه مضاعف است.نزاع درونی جریان نفاق امروز بیشتر آن زمانی است که با شعار اصلاح طلبی شعور این ملت را به بازی گرفته بود.
پنجم) تعمیر حرم
نمی خواهم بگویم در برابر جریان نفاق هوشیار نباشیم؛ نه، این خطا آغاز احیای مجدد آن در عرصه قدرت است. می خواهم بگویم همزمان با تلاش برای مهار جریان نفاق، باید در اندیشه اعتلای روزافزون انقلاب اسلامی باشیم. انقلاب اسلامی در دهه چهارم در انتظار تکاپوی نظری و عملی ما برای «عدالت و پیشرفت» است. امروز بسیار بیشتر از هشت سال پیش فرصت تامل و تدبر برای آینده امت اسلامی داریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات