یکی از مسائل مهم درخصوص سازمان ملل متحد موضوع بودجه و تأمین هزینه های این سازمان بین المللی است. کشورهای عضو سازمان براساس توانایی مالی خود بخشی از بودجه سازمان ملل را تأمین می کنند. هیچ کشوری نبایستی به تنهایی بیش از 25 درصد از بودجه سازمان را تأمین کند و از سوی دیگر حداقل سهمی که هر عضو بایستی به سازمان بپردازد، یک صدم بودجه سازمان ملل است. شرط اول برای این است که ادامه حیات و فعالیت سازمان بیش از حد متعارف و البته به کمک های مالی یک کشور خاص نباشد.
اما با این همه به نظر می رسد که حتی رقم 25 درصد نیز قابل توجه است و در عمل ادامه فعالیت سازمان ملل را تا حد زیادی منوط به اهدای مبلغ پیش گفته می نماید. در حال حاضر تنها کشوری که به تنهایی متعهد به پرداخت 25 درصد از بودجه کل سازمان ملل است، ایالات متحده آمریکا است که مقامات آمریکایی در موارد بسیاری از این موقعیت و وابستگی سازمان ملل به پول اهدایی خود، برای گروکشی و نوعی اهرم فشار برای تحمیل خواسته های خود بر سایر اعضای سازمان ملل استفاده می کنند.
اما ناتوانی مالی اکثر اعضای سازمان ملل در قبال تعهدات مالی به سازمان که برای تأمین مخارج بالای این سازمان بین المللی نیاز ضروری است، به رغم نارضایتی آنها واقعیت امروز جامعه بین المللی است و حتی براساس قوانین موجود که بدون تردید در اثر نفوذ بالای کشور های غربی و آمریکا به دلیل پرداخت حق عضویت بیشتر شکل گرفته، اگر چنانچه کشوری برای مدتی مشخص درصد معینی از سهمیه و حق عضویت خود در سازمان ملل را نپردازد، از حق رأی دادن در مجمع عمومی محروم خواهد شد. اما با توجه به این مسائل چشم انداز آینده سازمان ملل متحد چگونه است؟
تحولات سال های پایانی قرن بیستم و به ویژه حوادث 11 سپتامبر 2001 گمانه زنی ها و پیش بینی های متفاوتی را درباره آینده سازمان ملل متحد و نیز نقش آن در نظام بین الملل به دنبال داشته است. ناکامی سازمان ملل در رویارویی با برخی چالش های جهانی که قدمتی به درازای عمر سازمان ملل دارد از جمله بحران اعراب و رژیم اشغالگر قدس و قضیه فلسطین و ناتوانی این سازمان در جلوگیری از بروز بحران ها و جنگ های خونین بسیاری از صاحب نظران را قانع ساخته است که سازمان ملل تا رسیدن به اهداف مندرج در منشور، مسیر طولانی و پرفراز و نشیبی را پیش رو دارد.
واقعیت عرصه امروز بین الملل و دلیل عمده ناکامی های بزرگترین سازمان جهانی به عملکرد خودمحورانه برخی قدرت های غربی بویژه آمریکا برگشت پیدا می نماید. یکجانبه گرایی ایالات متحده آمریکا و استنکاف این کشور از پذیرفتن سهم و نقش مورد نظر سایر بازیگران نظام جهانی به ویژه در چارچوب شورای امنیت، بیش از هر چیز دیگری آینده سازمان ملل و کارآمدی آن را به عنوان تنها سازمان بین المللی معتبر که متولی پاسداشت صلح، امنیت و آزادی جهانی است، در هاله ای از ابهام فرو برده است. برهمین اساس یکی از مسائل مهم و اساسی پیش روی سازمان ملل متحد، موضوع انجام اصلاحات در ساختارهای حقیقی و حقوقی این نهاد بین المللی از جمله اصلاح ساختار شورای امنیت و چگونگی تعامل با حق وتو چند کشور قدرتمند است. البته این پیشنهادات اگر چه ضروری است ولی با پیچیدگی هایی مواجه است.