صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۹  ، 
کد خبر : ۹۹۸۴۵

اندیشه سیاسی مسلمانان (بخش چهاردهم)


فتح‌الله پریشان
ابن سینا را بی شک می توان از بزرگترین نوابغ ایران زمین دانست که چون گوهری درخشان در عرصه های مختلف علم و دانش می درخشد. بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچ یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه ای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.
حسین پسر عبدالله متولد سال 370هجری قمری و درگذشته در سال 428 هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را ابن سینا، ابوعلی سینا و پورسینا گفته اند.
شرکت در جلسات بحث اسماعیلیان از دوران کودکی، به واسطه پدرش وی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمانش آشنا ساخت. پدر وی به توصیه یکی از استادانش به دلیل استعداد او در فراگیری علوم، بوعلی را به جز تعلیم و دانش اندوزی به کار دیگری وادار نکرد تا اینکه در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله پزشکی مهارت یافت؛ تا آنجا که پادشاه بخارا، نوح بن منصور سامانی به علت بیماری، وی را به نزد خود خواند و ابن سینا از این راه به کتابخانه عظیم دربار سامانی دست یافت. به این ترتیب وی در علوم مختلف از جمله حکمت، منطق و ریاضیات - که خود شامل عدد، هندسه، نجوم و موسیقی است - تسلط یافت. همچنین زندگانی سیاسی وی نیز آغاز شد و برخلاف فارابی که همواره بر ترک حکومت و درگیریهای سیاسی تأکید داشت، بوعلی به حضور در قدرت و حکومت علاقه مند بود.
دوره و زمانه بوعلی دورانی است که ایران از داشتن حکومتی مرکزی و قدرتمند بی بهره است و حکومتهایی متعدد و ضعیف هر یک بر گوشه ای از سرزمین پهناور ایران حکم می رانند و آنقدر توانمند نیستند که از زوال و سقوط مصون مانند.
با زوال حکومت سامانی، اوضاع بر بوعلی سخت گردید و با قدرت یافتن ترکان غزنوی وی ترک دیار نمود و به ترتیب به خوارزم و گرگان و همدان سفر نمود. در این هنگام آل بویه بر ایران فرمانروایی داشتند و افرادی از این خاندان در ایالات مختلف حکومت می کردند. ابن سینا مدتی در دربار فخرالدوله در ری درنگ کرد و سپس از آنجا برای دیدار یکی دیگر از فرمانروایان این خاندان، شمس الدوله به جانب همدان به راه افتاد.
این سفر برای ابن سینا بخت بلندی داشت؛ چرا که پس از رسیدن وی به همدان، او را برای درمان امیر شمس الدوله که بیمار شده بود و تمامی پزشکان از معالجه وی ناتوان بودند، دعوت کردند. بوعلی توانست شمس الدوله را معالجه کند و به همین دلیل چنان تقربی نزد وی پیدا کرد که عهده دار منصب وزارت گردید و مدت چند سال؛ تا هنگام مرگ امیر، عهده دار این وظیفه سنگین بود.
پس از مرگ شمس الدوله بخت از وی روی گردانید و چون از ادامه خدمت در منصب وزارت خودداری کرد، او را به زندان افکندند. در زندان کتاب مشهورش »شفا» را به رشته تحریر درآورد. پس از مدتی توانست از زندان فرار کند و با لباس درویشی از همدان گریخت.
ابن سینا از همدان به اصفهان رفت که مرکز بزرگ علمی آن دوران به شمار می رفت و سال ها بود که آرزوی دیدار آنجا را داشت. در این شهر مورد توجه علاءالدوله قرار گرفت و مدت پانزده سال با آسایش خاطر در آن شهر زندگی کرد.
او در این مدت، چندین کتاب مهم نیز نوشت و حتی به ساختن رصدخانه پرداخت. اما این آسایش برای وی دائمی نبود؛ چرا که یک بار اصفهان در معرض حمله مسعود غزنوی یعنی فرزند سلطان محمود غزنوی قرار گرفت و در این حمله بعضی از آثار مهم این حکیم بزرگ از میان رفت. این امر ضربه بزرگی برای وی بود و از سویی دیگر بیماری قولنج نیز آزارش می داد. به همین دلیل، دوباره به همدان بازگشت و به سال 428 هجری قمری و در سن پنجاه و هفت سالگی در این شهر از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات