مریمالسادات حسینی
انگلستان به عنوان بزرگترین دولت استعماری در آسیا همواره ایران را به منزله منطقه ای استراتژیک در مسیر مطامع و منافع جنایتکارانه خود مدنظر داشته است. پس از وقایع جنگ جهانی اول بریتانیا که به ایران و بخش بزرگی از خاورمیانه نفوذ و تسلط داشت؛ جهت ایجاد دیوار دفاعی محکمی در مقابل پیشروی احتمالی روس ها انعقاد پیمانی را برای کشورهای منطقه در نظر می گیرد. در واقع انگلستان و آمریکا از سال های دهه 1310 ش به بعد با ادعاهای اوج گیری خطر نفوذ کمونیسم همواره در تلاش بودند تا برای حفظ مستعمرات خود، دولت های آسیایی را در یک خط کمربند دفاعی برای مقابله با جبهه شوروی قرار دهند.
پیمان سعدآباد قراردادی بود که بدین منظور از سوی استعمار پیر برای چهار کشور منطقه یعنی ایران، ترکیه، افغانستان و عراق طراحی گردید. این پیمان به ظاهر، توافقی امنیتی بود که براساس آن دولت های امضاکننده متعهد شده بودند که در امور داخلی هم دخالت نکنند و مرزهای یکدیگر را محترم شمرده و علیه یکدیگر به عملیات نظامی دست نزنند و خاک خود را نیز علیه سایر کشورهای عضو در اختیار طرف ثالث قرار ندهند.
اما در واقع چهار دست نشانده دولت انگلیس یعنی رضاشاه، آتاتورک، محمدظاهر شاه و ملک غازی با درخواست این دولت برای حفظ منافع و مصالح آن در منطقه پیمان می بندند. در حالی که عراق و فلسطین پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی تحت قیمومیت انگلستان قرار داشتند؛ ایران و افغانستان نیز به مراتب تحت نفوذ این دولت بودند. دو اولویت اساسی دولت انگلستان در خاورمیانه در این زمان را باید ایجاد سد حفاظتی در برابر نفوذ اتحاد شوروی و نگهداری از مناطق نفت خیز دانست، به طوری که انگلستان می توانست با انعقاد این پیمان دفاعی میان کشورهای خاورمیانه به این اهداف مورد نظر با کمترین هزینه دست یابد.
این در حالی بود که رضاشاه دو ماه پس از امضای این قرارداد آن را پیمانی بی سابقه و در راستای ایجاد صلح ارزیابی می نماید: «پیمان سعدآباد در مشرق زمین بی سابقه بوده و در این هنگام که امور عالم مشوش است مدد بزرگی به بقای صلح جهان خواهد بود.» اما آنچه در عمل نشان داده شد این بود که این پیمان پوچ و توخالی بود به طوری که ایران به آلمان نزدیک شد و کارشناسان آلمانی در بسیاری از نقاط ایران مشغول فعالیت شدند و رضاخان دست همکاری به سوی هیتلر دراز نمود در حالی که این تهدید آشکاری برای منافع انگلستان بود که سرانجام نیز به اشغال ایران توسط قوای انگلیس و هم پیمانانش منجر گردید.
این در حالی بود که با ورود متفقین به خاک ایران نه تنها هیچ یک از هم پیمانان ایران در قرارداد سعدآباد به نفع کشور ما دست به فعالیتی نزد بلکه حتی عراق خاک خود را در اختیار بریتانیا قرار داد تا از آنجا به ایران حمله کنند و این خود گواه آشکار دیگری بر ماهیت انگلیسی پیمان سعد آباد بود.