مردم سالاری دینی برخاسته از آموزه ها و اعتقادات اسلامی دارای خصوصیات و ویژگی هایی است که دیگر نظام های مردم سالار از جمله لیبرال دمکراسی غرب فاقد این خصوصیات است.
الف) پیوند عمیق دینی و عاطفی مردم با مسئولان نظام؛ در نظام های لیبرال دمکرات مردم برای مسئولان و کاندیداهای انتخاباتی تا پای صندوق های رای اهمیت دارند و به محض اخذ آرای مردم و گزینش فردی برای پستی، ارتباط مردم با مسئولان قطع می شود و دیگر هیچ علقه و پیوند دینی و عاطفی در بین آنها وجود ندارد. اما «ملت ما ملتی است که با مسئولانش هم رابطه فکری دارد، هم رابطه عاطفی دارد، هم ایمان دینی اش به او حکم می کند که از این مسئولان متابعت کند،... نظیر آن نه در کشورهای برخوردار از دمکراسی غربی وجود دارد، نه در کشورهایی که شکل های استبدادی حکومت های سوسیالیستی و حزبی را داشت.»
ب) حاکمیت ارزشهای دینی و حاکمان پارسا؛ در مردم سالاری دینی، علاوه بر ارتباط عمیق مردم و مسئولین، حاکمیت ارزش های دینی در جامعه و مختصات انسانی و الهی حاکم و پاسخگویی وی در تمام بدنه اجتماع مورد توجه است. در حالی که «آنچه امروز در دنیا اسم دمکراسی و مردم سالاری را روی آن گذاشته اند، همان دیکتاتوری های قدیمی است که لباس جدید بر تن کرده است؛ یعنی دیکتاتوری گروهها.»
ج) چارچوب حاکم بر مردم سالاری؛ «در منطق اسلام، اداره امور مردم و جامعه، با هدایت انوار قرآنی و احکام الهی است. این مردم سالاری، راقی ترین نوع مردم سالاری ای است که امروز دنیا شاهد آن است؛ زیرا مردم سالاری در چارچوب احکام و هدایت الهی است، انتخاب مردم است.» اما در دمکراسی های غربی، چارچوب عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمایه سالاران حاکم بر سرنوشت جامعه و تنها در آن چارچوب است که رای مردم اعتبار پیدا میکند.
اما مردم سالاری دینی به مثابه یک روش در اداره جامعه اسلامی، مبتنی بر اصولی است که می توان به اختصار به آنها اشاره کرد:
1- رضایت مردم؛ هدف حکومت اسلامی رشد و به تعالی رساندن شهروندان و جلب رضایت آنها در امور مرتبط با وظایف حکومت است. «وجه دیگر نظام مردم سالاری دینی، وظایف جدی مسئولان و دولتمردان در قبال مردم است. تبلیغ و جنجال برای گرفتن رای از مردم و سپس به فراموشی سپردن آنان و عدم پاسخگویی به مردم، با مردم سالاری دینی سازگار نیست.»
2- ارزشمداری؛ مردم سالاری دینی در چارچوب اصول و ارزش های اسلامی مفهوم می یابد و مطابق با اندیشه سیاسی اسلام، همه اعم از حاکمان و مردم، موظفند به احکام و ارزش های الهی و اسلامی گردن نهند.
3- حقمداری؛ مراجعه به رای مردم و تلاش در راستای پاسخگویی به نیازهای مشروع ایشان، که دو بعد مهم مردم سالاری دینی را تشکیل می دهد، از آن رو ضروری است که خداوند مردم را در این دو زمینه صاحب حق قرار داده است. «در نظام اسلامی، اداره کشور به معنای حاکمیت کسی یا کسانی بر مردم و حق یک جانبه نیست بلکه حق دو جانبه است و حق طرف مردم، کفه سنگین تر آن است.»
4- قانون محوری؛ انسجام امور در گرو التزام به قانون و رعایت حدود و ثغور آن است. مقام معظم رهبری بااشاره به اهمیت قانون در حیات جمعی و تحقق عدالت اجتماعی می فرمایند: «توسعه همه جانبه و پیشرفت کشور بدون عدالت، امکان پذیر نیست و عدالت تنها با استقرار قانون، تحقق مییابد.»