محمد ابراهیمی / کارشناس مسایل اقتصادی
در هفته گذشته معاون وزیر نفت کشورمان از امضای 84 میلیارد دلار قرارداد نفتی در سال جاری وسال آینده خبر داد . اهمیت این موضوع را باید در نقش نفت در اقتصادملی و جهانی و شرایط سیاسی و اجتماعی کشور جستجو کرد. از بعد بین المللی هم اکنون با توجه به مباحث هسته ای عده ای معتقدند که کشور در شرایط تحریم اقتصادی قرار دارد لذا در صورت امضای قرار دادهای میلیارد دلاری نفتی بر همگان اثبات می شود که بسیاری از کشورهای دنیا با توجه به قیمت 60 تا 70 دلاری نفت حاضر به حضور در بحث تحریم ایران نیستند.بنابراین امضای قرار دادهای نفتی به ارزش 84 میلیارد دلار به معنی شکست عملی تحریم علیه ایران است .
اهمیت قیمت نفت برای کشورهای اروپایی و آسیایی از آن جهت است که کشوری چون آمریکا بخش عظیمی از نیازهای خود را از طریق تولید داخلی تامین می کند و این در شرایطی است که کشورهای اروپایی تولید کننده محدود نفت آن هم در دریای شمال هستند . لذا در صورت وقوع شوک نفتی این کشورها بسیار آسیب پذیرتر از کشوری چون آمریکا هستند . از سوی دیگر آمریکا بر اساس سیاست بلند مدت تامین امنیت انرژی خود سعی کرده نیاز به انرژی خلیج فارس را کاهش دهد و آمارها در سه دهه اخیر اثبات کننده این مدعی است .از سوی دیگر به دلیل اهمیت بخش نفت در اقتصاد ملی تحرک بخش نفت به معنی تحرک کل اقتصاد است و به این جهت از نفت می توان به عنوان موتور محرکه اقتصاد نام برد.
برای توضیح این مطلب باید گفت که ایران دارای مزیت های نسبی اقتصادی است که نفت از جمله آنها می باشد و برای تحقق اهداف چشم انداز می توان از این مزیت استفاده کرد البته باید توجه داشت که این مزیت ها باید برای تیک آف و حرکت اقتصاد باشد و بعد از حرکت می توان به اتکای مزیت های رقابتی، اقتصاد را تقویت کرد . مزیت نسبی اقتصاد ایران در شرایط فعلی در نفت و گاز می باشد و مزیت های رقابتی که باید در ایجاد آنها تلاش کرد عبارتند از صنایعی همچون فناوری اطلاعات و نانوتکنولوژی و صنایع وابسته به فناوری هستهای.
به جهت همین موضوع است که عده ای معتقدند سریعترین راه برای دستیابی به رشد هشت درصدی اقتصاد نفت است. البته باید توضیح داد وقتی می گوییم نفت فقط صادرات نفت خام منظور نمی باشد بلکه مجموعه ای از صنایع مرتبط با نفت مد نظراست. یعنی اگر کشور بتواند برروی بخش نفت سرمایه گذاری مادی و معنوی کند می توان به نقطه ای رسید که ایران جزو معدود کشورهای صادر کننده فناوری نفت قرار بگیرد . در حال حاضر بخشی از تولید ناخالص ملی در ایران تابع بخش نفت و نه خود نفت است. به عبارت دیگر منطقه عسلویه که ایجاد می شود معنی آن افزایش تولید ناخالص داخلی کشور است . تاکید بر توسعه منطقه ای چون عسلویه در نهایت به افزایش صادرات خدمات و تولید پتروشیمی منجر می شود. مطالعات نشان داده که کشور مابراحتی می تواند صادرات 20 میلیارد دلاری پتروشیمی داشته باشدبنابراین می توان گفت که نفت می تواند نقش محرک و موتوری برای تیک ـ آف باشد. البته باید توجه کرد که در یک افق بیست ساله نباید انتظار داشت که بخش نفت تمام بار اقتصاد را به دوش بکشد.هم اکنون ثابت می شود که نفت نمی تواند در بیست ساله آینده نقش غالب را در اقتصاد ایران داشته باشد. لذا مهمترین اقدام برای رساندن اقتصاد به اهداف چشم انداز استفاده از بخش نفت به عنوان موتور محرک اقتصاد می باشد و برای این منظور استفاده از حداکثر پتانسیل های موجود در جهان برای جذب سرمایه گذاری خارجی امری است مهم که در جهت تعامل موثر با جهان قابل ارزیابی است.