در مردادماه سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران اقدام به راه اندازی مجدد مجتمع یو.سی.اف اصفهان کرد تا تعلیق 2 ساله رسماًً شکسته شود. هنوز ساعاتی از این اقدام جسورانه نگذشته بود که کشورهای آمریکا، فرانسه و آلمان با اتخاذ مواضعی سخت گیرانه، خواستار توقف مجدد فعالیت های کارخانه یو.سی.اف شده و اعلام کردند چنانچه جمهوری اسلامی ایران به این خواسته جهانی(!) تن در ندهد، مجازات هایی سخت در انتظار ایران خواهد بود.
بی اعتنایی دولت و ملت ایران به این تهدیدات باعث گردید که دول غربی با عصبانیت هر چه تمام، جنس این مجازات ها را هم که از ارجاع پرونده به شورای امنیت تا تحریم های هوشمند و همه جانبه و در نهایت حملات نظامی بود، تعیین نمایند.
رجزخوانی های 6 ماهه دنیای غرب که از کمترین پشتوانه عملی برخوردار بود، درحالی ادامه داشت که با همت و جسارت مثال زدنی فرزندان ایران اسلامی، در دی ماه کار غنی سازی اورانیوم در آبشارهای نطنز آغاز گردید تا سردرگمی ها و کلافگی های غرب بیش از پیش جلوه نماید.
سردمداران حق وتو که ماهها بود شمشیر شورای امنیت را بر بالای سربرده بودند، به ناچار برای آنکه اعتبار این شمشیر بیش از این به یغما نرود، آن را به پائین آوردند و در اسفند ماه پرونده فعالیت های هسته ای ایران را به شورای امنیت ارجاع دادند تا از آخرین ابزارهای ارعاب خود نیز سود جویند. اما این شمشیر کندتر از آن بود که بتواند صخره ملت ایران را دچار شکاف و انشقاق نماید. با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، بادهای سهمگین تفرقه و بلاتکلیفی در بادبان کشتی غرب وزیدن گرفت و نشست های مقام دیپلماتیک در لندن، نیویورک، پاریس، مسکو، وین و بروکسل آغاز گردید، نشست هایی که آخرین آبروی بر جای مانده از بلوک غرب را هم به تاراج داد.
پس از گذشته 8 ماه از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، قرار است در هفته جاری قطعنامه ای از سوی اتحادیه اروپا درباره فعالیت های هسته ای ایران به شورای امنیت ارائه شود، قطعنامه ای که قرار است غرب با ارائه آن ابراز وجودی دوباره کند و در برابر سیل انتقادها اعلام کند که ما هم در کف دست هایمان چیزی برای عرضه داریم.
پیش بینیهای چالش هستهای ایران
پیش بینی و تحلیل کارشناسان حاکی از آن است که آخرین تلاش های غرب هم راه به جایی نخواهد برد چرا که از یک سو دستان غرب خالی تر از آن است که تصور می شود و از آن دیگر سو، برگه های پرشماری در دستان ایران است که هر یک از آنها می تواند صفحه بازی را به نفع تهران رقم بزند. بنابراین در تحلیل صاحب نظران، گروه 1+5 قادر به اتخاذ تصمیمی سختگیرانه علیه ایران نخواهد بود و به ناچار ضمن تقلیل خواسته های خود، به مذاکرات مجدد با ایران تن خواهد داد.
به اعتقاد این تحلیل گران، وضعیت داخلی دولتمردان آمریکایی و انگلیسی به گونه ای متزلزل و شکننده است که جای هیچ گونه رفتار مخاطره آمیز را برای آنان باقی نگذاشته است خصوصاً انتخابات کنگره آمریکا که حکم بازی مرگ و زندگی را برای نومحافظه کاران آمریکایی ایفا میکند.
از سوی دیگر، اصرار بیش از حد دولتمردان کاخ سفید به اتخاذ رویکرد خصمانه، باعث انزوای روزافزون دولت آمریکا در محافل بین المللی شده که این امر به هیچ وجه مطلوب کشوری که می خواهد بازیگر اصلی صحنه های بین المللی باشد، نیست. در این میان، بروز شکاف ها و اختلافات عمیق میان گروه 1+5، به تردیدها درباره بی اثر بودن تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران دامن زده است. حمایت 118 کشور عضو غیرمتعهد از فعالیت های هسته ای ایران، موضوع تحریم ایران را چه به لحاظ سیاسی و چه از نقطه نظر اقتصادی با مشکلات عدیده ای مواجه ساخته است.
همچنین پیش بینی کشورهایی همچون روسیه، چین، فرانسه و حتی آلمان این است که تجربه کره شمالی نشان داد هر نوع اولتیماتومی به تهران سبب پیچیده تر شدن پرونده هسته ای ایران خواهد شد و هرگونه رفتار سخت از ناحیه شورای امنیت، باعث پیچیده تر شدن موضوع می شود و ممکن است پیشرفتهای اندک حاصل شده را تباه کند.
از سوی دیگر، کشورهای موثر در پرونده هسته ای ایران، به سختی می توانند منافع ملی، حداکثری و پایدار خود را با منافع حداقلی و موقت معامله نمایند. وجود ذخایر سرشار انرژی در ایران که کشورمان را به دومین دارنده نفت و گاز در دنیا تبدیل کرده است، از جمهوری اسلامی ایران یک منفعت پایدار و حداکثری ساخته و این در حالی است که برگه های پرامتیاز دیگری همچون ویژگی ژئواستراتژیک ایران، تسلط بر آبراه خلیج فارس و تنگه هرمز و نفوذ معنوی در کشورهای اسلامی به ویژه عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین، از جمهوری اسلامی ایران یک قدرت بی رقیب ساخته است. از این رو مذاکرات پیگیرانه و فشرده چین، هند، پاکستان، ژاپن و اتحادیه اروپا جهت انتقال انرژی ایران به سوی این کشورها نشان می دهد که نزدیک ترین دوستان و هم پیمانان آمریکا هم، تحریم های اقتصادی و دیپلماتیک ایران را جدی نگرفتهاند.
برگههای برنده ایران
یکی دیگر از برگ های برنده ایران درچالش هسته ای، محرومیت 170 کشور جهان از فناوری استراتژیک اتمی است. پرونده فعلی ایران، دورنمای آینده ای است که برای آنان هم رقم خواهد خورد. بنابراین دو طرف این معامله باید از موقعیت به وجود آمده، حداکثر بهره برداری را بنمایند.
تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان نیز باید به هوش باشند که در پرونده هسته ای، ما از حمایت بین المللی بیشتری نسبت به دیگر موضوعات برخورداریم علاوه بر آنکه میدان چالش در پرونده هسته ای ایران، کاملاً تعریف شده و در چارچوب NPT و بازرسی های بین المللی است در حالی که در موضوعاتی چون تروریسم، حقوق بشر یا دمکراسی، با شرایط مبهم و یکطرفه ای نظیر آنچه در پرونده ساختگی سوریه اتفاق افتاد، روبه رو خواهیم بود.
به اعتقاد تمامی تحلیلگران سیاسی، بازیگری موثر ایران در اتخاذ سیاست های گام به گام و ارائه طرح های مرحله ای، تخطی نکردن از مقررات بین المللی، رایزنی فشرده با بلوک های فراگیر و موثر سیاسی مانند سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد و استقبال از مذاکره درباره مسایل مختلف، وزنه ایران را در معاملات موجود تقویت کرده است. به این مسئله تسلط ایران به فناوری چرخه سوخت، تولید آب سنگین و نیز پیشنهادهای گشاده دستانه مثل تشکیل کنسرسیوم تولید سوخت را نیز باید افزود.
اما مهمتر از عوامل نام برده، عزم و انسجام ملی در پرونده هسته ای و همگرایی اقشار گوناگون و آحاد جامعه در این موضوع و خواست ملی برای دستیابی به دانش هسته ای است که این ظرفیت در هیچ یک از چالش های گذشته به این اندازه وجود نداشته است.
ریشههای شکست مذاکرات ایران و اروپا
یکی از سوالات جدی و جدید در پرونده هسته ای ایران آن است که چرا با وجود مذاکرات 5 ماهه با نماینده اتحادیه اروپا و توافق 11 ماده ای اخیر که میان لاریجانی و سولانا صورت گرفت، اما این توافق توسط آمریکائیان و متعاقب آن نمایندگان تروئیکای اروپا نادیده گرفته شد تا به نوعی شکست در مذاکرات ایران و اروپا به وجود آید؟ آیا این مسئله به رقابت های پنهان آمریکا و اروپا بر سر منافع آنها باز می گردد و یا آن که ارزش های پایدار و ناگسستنی میان اروپا و آمریکا، باعث گردید تا اروپائیان به تصحیح مواضع خود بپردازند.
بدون شک پی بردن به مواضع اروپا و آمریکا درباره پرونده هسته ای ایران، می تواند دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در اتخاذ تصمیمی خردمندانه تر در محیط بین المللی یاری رساند زیرا برخی تحلیل گران معتقدند امکان بهره گیری از تضاد و رقابت میان دو قدرت اروپا و آمریکا بر اساس دیپلماسی «بده- بستان» وجود دارد و برخی دیگر بر این باورند که ایالات متحده و اتحادیه اروپایی که در اردوگاه غرب مسیحی قرار دارند، از ارزش های یکسان و پیوندی ناگسستنی برخوردار هستند و هیچ گاه حاضر نخواهند شد به خاطر ایران، روابط سنتی خود را خدشه دار سازند.
بازخوانی سیاستهای اروپا در قبال پرونده هستهای ایران
اتحادیه اروپا یکی از 3 بازیگر مهم در معادلات هسته ای ایران است. جمهوری اسلامی ایران نیز نظر به اهمیت و جایگاه اتحادیه اروپا در نظام بین المللی، نوع نگاه این اتحادیه به تحولات بین المللی پس از فروپاشی بلوک شرق به ویژه پس از 11 سپتامبر و با توجه به روند روبه گسترش روابط خود با این اتحادیه و نقشی که اروپا می تواند در برابر فشارهای آمریکا ایفا نماید، تاکنون تلاش کرده تا از توان طرف اروپایی به ویژه مهمترین اعضای آن یعنی فرانسه، آلمان و انگلیس به منظور پیشبرد اهداف و منافع خود در خصوص مسئله هسته ای بهره برداری نماید. در عین حال رفتار و مواضع اروپا تاکنون دارای فراز و نشیب های فراوانی بوده است که در یک جمع بندی نهایی می توان مواضع و رفتار اتحادیه اروپا در قبال فعالیت های هسته ای ایران را در دو دوره خلاصه کرد.
دوره اول تحت الشعاع سیر روابط اتحادیه اروپا و ایران در سال های پس از پایان جنگ و اوایل دوران سازندگی قرار دارد. در دهه 90، اروپایی ها نسبت به فعالیت های هسته ای ایران حساسیت داشتند اما برای آن یک وضعیت عادی قایل بودند. عادی بودن وضعیت هسته ای ایران نیز عمدتاً به واسطه گزارش هایی بود که آژانس بین المللی انرژی اتمی ارائه می داد. اروپایی ها نیز با اتکا به نظارت آژانس تحت تأثیر آمریکایی ها قرار نمی گرفتند. قابل توجه این که با وجود گزارش هایی که سازمان سیا طی دهه 90 در خصوص فعالیت های هسته ای ایران به کنگره آمریکا ارائه می داد و انعکاس بیرونی نیز داشت، نتوانست اروپایی ها را متقاعد کند که برنامه هسته ای ایران از مسیر مقررات آژانس و صلح آمیز بودن خارج شده است.
با این حال فعالیت های هسته ای ایران به عنوان یک موضوع محوری همواره در گفتگوهای موسوم به انتقادی، سازنده و جامع مطرح بوده است. اتحادیه اروپا در گفتگوهای انتقادی و سازنده همراه با ابراز نگرانی از برنامه های هسته ای ایران، تلاش کرده است جمهوری اسلامی را به امضا و اجرای پیمان ها و رژیم های امنیتی و خلع سلاح بین المللی تشویق و گاه وادار نماید. در این گفتگوها سعی اروپا این بود که برنامه هسته ای ایران در تطابق کامل با الزامات نهادها و رژیم های بین المللی مانند NPT باشد. پیوستن ایران به معاهده NPT و امضای معاهداتی مانندCTBT وCWCتحت تاثیر این تشویق ها و تهدیدها صورت گرفت که به نوعی می توانست. در کاهش نگرانی های اروپا نیز موثر باشد.
دوره دوم مواضع و رفتار اروپایی ها نسبت به برنامه های هسته ای ایران از حادثه 11 سپتامبر به ویژه در آستانه حمله آمریکا به عراق آغاز شد. در این دوره شاهد حساس شدن اروپا به فعالیت های هسته ای ایران هستیم، علت اصلی حساسیت فوق العاده اروپا، به اقدامات و تحریکات آمریکایی ها بر می گردد.
در واقع می توان گفت سیاست اروپا و آمریکا بر اساس دو نقش تعریف می شود. «نقش ملی» و «نقش بین المللی- جهانی». سیاست اروپا و آمریکا در قبال مسایل اقتصادی- فرهنگی بر اساس نقش ملی تعریف می شود و سیاست این دو در قبال مسایل سیاسی- امنیتی بر اساس نقش بین المللی- جهانی رقم می خورد. به عبارت دیگر، اروپا و آمریکا در ایفای نقش بین المللی- جهانی خود مسئولیت مشترک دارند و این روندی است که به تدریج شکل گرفته و به نوعی به اداره امور بین الملل مربوط می شود. بنابراین مسئولیت مشترک، آنها را به سوی اتخاذ مواضع مشترک سوق می دهد هر چند ممکن است راجع به ابزارها و شیوه ها اختلاف نظر داشته باشند. این در حالی است که این دو در ایفای نقش ملی خود مسئولیتی متفاوت دارند و ممکن است مواضع آنها نیز ناهمسو باشد. لذا هر قدر موضوعات بین المللی به حوزه های امنیتی نزدیک تر شود، رفتار اروپا نیز نسبت به آن حساس تر و با سیاست های آمریکا هماهنگ تر می شود. در واقع تبلیغات پردامنه آمریکا علیه ایران و جنگ روانی این کشور در اغراق از سایت نطنز و آب سنگین اراک و آزمایش های موشکی ایران و تأثیر کشورمان در معادلات منطقه ای باعث گردیده است تا جمهوری اسلامی ایران در حوزه امنیتی اروپا قرار گیرد. بنابراین در وضعیت کنونی مهمترین وظیفه تیم هسته ای کشورمان، خروج پرونده فعالیت های هسته ای ایران از محدوده امنیتی و پایان دادن به دغدغه ها و نگرانی های اتحادیه اروپاست.
چرا اروپا پیگیر ادامه روند مذاکرات است؟
همانگونه که در ابتدای این نوشتار اشاره کردیم، پیش بینی می شود کشورهای 1+5 نتوانند در شورای امنیت به توافق جامعی در برخورد با پرونده هسته ای ایران برسند چرا که از هم اکنون ترکیب کشورها به صورت 2+2+2 (آمریکا و انگلیس+ روسیه و چین+ فرانسه و آلمان) و 4+2 (آمریکا و انگلیس + روسیه و چین و فرانسه و آلمان) و 1+3+2 (آمریکا و انگلیس+ روسیه و چین و فرانسه+ آلمان) و 2+3+1 (آمریکا + انگلیس و فرانسه و آلمان + روسیه و چین) در نوسان است.
اروپایی ها به ویژه پس از آزمایش اتمی کره شمالی، به جد معتقدند که مسیر پرونده هسته ای ایران باید از طریق مذاکره دنبال شود چرا که به زعم آنها مذاکره مسیری برای جلوگیری از انحراف فعالیت ها و برنامه هسته ای ایران به سوی تولید سلاح های اتمی از طریق اعتمادسازی و شفاف سازی است.
اتحادیه اروپا نیز همانند آمریکا بدون توجه به اعلام رسمی ایران که به دنبال ساخت سلاح اتمی نیست بر آن است که به هیچ وجه ایران نباید به تسلیحات اتمی دست یابد. حتی نگرانی های امنیتی اروپا از یک ایران هسته ای به مراتب از آمریکا بیشتر است زیرا در دراز مدت نیز با احتمال عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا و یا رسیدن ناتو به پشت مرزهای شمالی ایران، ایران هسته ای هم مرز با اتحادیه اروپا، مشکلات این اتحادیه را بیشتر خواهد کرد. بنابراین، به یک اعتبار مسئله هسته ای ایران یک موضوع اروپایی است، صرف نظر از این که واشنگتن چه بگوید.
هدف دوم اروپا از اصرار بر حل بحران هسته ای ایران از طریق صلح آمیز، جلوگیری از اوج گرفتن بحران هسته ای ایران و تبدیل آن به یک جنگ تمام عیار در دو منطقه راهبردی خلیج فارس و خاورمیانه است. بسیاری از تحلیل گران روابط بین الملل بر این نظرند که بزرگترین بازنده در جنگ های اول و دوم آمریکا با عراق، اروپا بوده است. زیرا از یک سو اروپائیان به ویژه فرانسه و انگلیس، که بازیگران سنتی در این منطقه حساس بودند، با نظامی شدن روابط درون منطقه ای ناشی از حضور و دخالت نظامی آمریکا، نقش حاشیه ای پیدا کردند در حالی که این اتحادیه بزرگترین واردکننده انرژی از این منطقه است.
هدف سوم اروپا از پیگیری مذاکره با ایران، برخورداری از نقش موثر و پویا درصحنه معادلات منطقه ای به ویژه در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس است. اتحادیه اروپا پس از اقدام نظامی آمریکا علیه عراق، نه تنها نتوانسته به گونه ای یکپارچه در بحران عراق داخل شود، بلکه در بحران فلسطین و لبنان نیز نقشی حاشیه ای و در سایه آمریکا داشته است. همکاری اتحادیه اروپا با ایران می تواند به نقش آفرینی و پویایی اتحادیه اروپا در این منطقه کمک کند.
هدف چهارم اروپا از ادامه روند مذاکره با ایران، جلب اعتماد و همکاری ایران در معادلات منطقه ای است. اتحادیه اروپا برای حضور در منطقه نیازمند شریک و همکاری مطمئن و مقتدر است که گزینه جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرتمندترین و موثرترین بازیگر منطقه ای، بهترین و دلخواه ترین گزینه برای اروپاست. ضمن آنکه بازار 70 میلیونی ایران در شرایطی که دست آمریکا از این بازار کوتاه است، وسوسه های این اتحادیه را برای پیگیری روابطی مسالمت آمیز با ایران بیشتر کرده است.
هدف پنجم اروپا از ادامه روند مذاکرات، اثبات نقش و توانایی اروپا در مدیریت و حل و فصل صلح آمیز بحران های بین المللی است. بحران هسته ای ایران، فرصت بسیار مناسبی برای اروپا فراهم می آورد تا توانایی و ظرفیت خود را در مدیریت یک بحران امنیتی- سیاسی، به گونه ای صلح آمیز و بدون توسل به نیروی نظامی به نمایش بگذارد.
پرونده هستهای ایران و انتخابات کنگره آمریکا
به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران، پرونده هسته ای ایران در موقعیت کنونی، اسیر گروکشی های انتخابات آتی کنگره آمریکا شده است به گونه ای که رفتارهای خلاف منافع ملی طیف نومحافظه کاران در هفته های اخیر نشان می دهد که حاکمان فعلی کاخ سفید بیش از هر چیز به ماندن در قدرت فکر می کنند.
در این میان دستگاه دیپلماسی کشورمان باید به هر طریق ممکن، از صدور قطعنامه ای سخت و شدید علیه فعالیت های هسته ای در کشورمان ممانعت به عمل آورد تا امتیازهای لازم برای فعالیت های انتخاباتی نومحافظه کاران فراهم نشود. علاوه بر آنکه هیچ گفتگو و تعامل مثبتی هم نباید میان دو کشور تا مقطع برگزاری انتخابات کنگره انجام شود. بازیگران بین المللی همچون روسیه و چین و حتی اتحادیه اروپا که راضی به بقای نومحافظه کاران گردن قرمز در منصب قدرت نیستند هم باید از وضعیت کنونی نومحافظه کاران به تحلیل جامعی برسند. ضمن آنکه در این دوره سازمانی کوتاه، هر چه نومحافظه کاران عصبی آمریکا، عصبانی تر شوند، درجه خطاپذیری و تصمیمات اشتباه آنان هم بیشتر میشود.
اما در تحلیل وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در چالش هسته ای باید این نکته را متذکر گردید که غرب تمام برگه های خود را در این چالش رو کرده است و اگر برگه ای مانده باشد، قطعنامه ای است که قرار است با هدف تحریم ایران صادر شود و این در حالی است که اقتدار و مقاومت دولت و ملت ایران، شرایط جدیدی را به غرب دیکته کرده است، شرایطی که پرونده ایران را به نقطه فرجام نزدیک کرده و انتظار یک تعدیل بزرگ از جانب غرب، انتظاری به گزاف نیست. در این میان، انعطاف های تاکتیکی تیم هسته ای کشورمان را باید از چرخش های استراتژیک به دقت تمیز داد، ضمن آنکه به هوش باشیم که مسیرهای جدید همه از زمانی گشوده شد که اقتدار و مقاومت را پیشه خود ساختیم.