تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۷:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۲۹۱۱۲۲
نقشه نخ‌نما شده تندروها باز هم شكست خورد
پایگاه بصیرت / مطهره شفيعي

(روزنامه آرمان ـ 1394/11/05 ـ شماره 2959 ـ صفحه 3)

نام «هاشمي‌رفسنجاني» در تاريخ سياسي ايران چنان حك شده كه تصور نمي‌رود سال‌هاي سال قابل فراموش شدن باشد؛ در تمام اتفاقات مهم كشور نشاني از او وجود دارد چه در زمان مبارزه با رژيم سابق كه مدت‌هاي زيادي را در زندان گذراند و شكنجه شد و چه سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه در همواره مورد هجمه تندروها و به قول خودش جديدالاسلام‌ها قرار داشته است. اكنون در آستانه انتخابات مجلس خبرگان بار ديگر نام آيت‌ا... هاشمي بحث اصلي بسياري از جلسات تصميم‌گيري جناح‌هاي سياسي و غيرسياسي كشور است. جامعتين درباره قرار دادن نام او در ليست خود جلسه مي‌گذارند، اصلاح‌طلبان درباره شيوه‌هاي حمايتي بحث مي‌كنند و تندروهاي طيف اصولگرا درصدد برنامه‌ريزي براي كمرنگ كردن حضور او هستند. يكي از طرح‌هايي كه هم از سوی اصولگرايان تندرو و كمي هم اصولگرايان ميانه‌رو در اين سال‌ها مطرح مي‌شود نسبتِ هاشمي با اصلاح‌طلبان است يعني آنان كه سال‌ها تامين منافع خود را در اصولگرا ناميدن هاشمي ترجمه كرده بودند زماني است كه مسير نيل به خواسته‌هاي خود را در تخريب هاشمي جست‌وجو مي‌كنند ويكي از راهكارهاي اين طرح جديد اختلاف‌افكني ميان هاشمي و اصلاح‌طلبان است. اما پيش از آغاز پاسخ به برخي ادعاها لازم است اين نكته را در خاطر داشت كه هاشمي هيچگاه جامه حمايت از يك طيف سياسي را بر تن نكرد چنانكه با مطالعه مواضع او در سال‌هاي پيش درخواهيد يافت كه او انتقادات زيادي به دو طيف اصلاح‌طلب و اصولگرا وارد كرده است؛ به‌عبارتي هاشمي را بايد يك مصلح سياسي خواند نه يك ليدر سياسي!

آيا هاشمي موسس حزب اصلاح‌طلب بود؟

برخي اين ادعا را مطرح مي‌كنند كه آغاز كار سياسي هاشمي تاسيس حزب كارگزاران و دادن لقب سياسي به اين حزب بود كه اين ادعاي غلط هيچگاه به اثبات نرسيد چنان كه محمد عطريانفر به آرمان گفته است: «آنچه به عنوان اصلاحات در سال‌هاي ۷۶ و ۸۰ رخ داد، حركتي بود كه تكيه‌گاه خود آنها از سال‌هاي ۶۸ به بعد است. خيلي افراد مي‌گويند تولد اصلاحات از سال ۷۶ است، اما من اين را قبول ندارم. اگر منطق آقاي هاشمي را تعقيب كنيد مي‌بينيد منطق او يك منطق اصلاحي است و اساسا ۷۶ محصول دوران قبل است. نمي‌خواهم صحبت حزبي كنم اما آنچه در سال ۷۵ به عنوان مقدمه ۷۶ رخ داد، تكيه‌گاه اصلي‌اش مجموعه تدابير سياسي بود كه سال ۷۳ در قالب هويت حزب كارگزاران آغاز شد و تمامي نهادهاي پشتيبان در استان‌ها و شهرستان‌ها را همين تشكل فعال كرد و در خدمت منتخب مردم در سال ۷۶ قرار داد.» آنان كه نمي‌خواستند نقشه‌هاي خود را شكست خورده ببينند در رسانه خود با انتشار اظهارات عطريانفر از تيتر «اصلاحات را كارگزاران و هاشمي شروع كردند نه اصلاح‌طلبان» استفاده كردند تا نسبتي براي با اصلاح‌طلبان بودن هاشمي بسازند و خود آن را باور كنند!

مصباح چه گفت؟

پوچ بودن ادعاي تاسيس حزب اصلاح‌طلب كارگزاران از سوي آيت‌ا... هاشمي را از روايت روابط او با آيت‌ا... مصباح‌يزدي به خوبي مي‌توان دريافت. رضا صنعتي كه تحليل‌هاي زيادي درباره روابط هاشمي و مصباح‌يزدي دارد نوشته است: «دوران سوم تعامل هاشمي و مصباح با پيروزي انقلاب آغاز و تا اواخر حيات دولت اصلاحات ادامه يافت. در اين مقطع بار ديگر شاهد حمايت‌ها و همكاري‌هاي دو طرفه‌اي ميان اين دو شخصيت و حاميان آنها هستيم. به عنوان نمونه آقاي هاشمي در دولت سازندگي براي گسترش دامنه‌ فعاليت‌هاي علمي و فرهنگي موسسه آيت‌ا... مصباح همكاري‌هاي صميمانه‌اي داشت. در مقابل آيت‌ا... مصباح نيز حتي پس از پايان دولت سازندگي از آيت‌ا... هاشمي دفاع كرده، معتقد بود اگر منع قانوني وجود نداشت و آقاي هاشمي مجددا نامزد رياست جمهوري مي‌شد، باز هم مردم با طيب خاطر به ايشان رأي مي‌دادند» بنابراين با توجه به روابط آيات هاشمي و مصباح ادعاي تعامل مثبت با اصلاح‌طلبان رد مي‌شود.

اصلاحات با هاشمي

هاشمي هيچگاه خود را يك اصلاح‌طلب يا يك اصولگرا ندانسته بلكه همواره بر اصلاح اصول تاكيد داشته و راه پيشرفت كشور را اصولگرا بودن درعين اصلاحات دانسته است. شايد سال‌هاي قبل از ۷۶ و در همان سال‌هاي آغازين دولت اصلاحات برخي اصلاح‌طلبان ديدگاه‌هاي هاشمي را برنمي‌تافتند و او را اصولگرا يعني رقيب اصلاحات مي‌شناختند اما پس از آن كه متوجه مشي اعتدالي او و هدفش شدند كه همان تحقق خواست مردم بود به سمت او گرايش نشان دادند و از اشتباهات خود برائت جستند چنان كه الهه كولايي از فعالان سياسي اصلاح‌طلب مي‌گويد: «بزرگ‌ترين اشتباه جريان اصلاحات ناديده گرفتن نقش آقاي هاشمي در به قدرت رسيدن رئيس دولت اصلاحات بود و اينكه بسياري از اصلاح‌طلبان و هواداران آنان، اصلاحات را با انقلاب اشتباه گرفته بودند. نه تنها اصلاح‌طلبان بلكه متاسفانه در متن جامعه نيز چنين رويكردي وجود داشت.» در مقطعي كه كولايي به آن اشاره دارد هاشمي براي پيروزي اصلاحات پا به ميدان نگذاشت بلكه با شناختي كه از جامعه و وضعيت كشور داشت به اين نكته آگاه بود كه چه بايد پيش‌ آيد تا به نفع كشور باشد. اصلاح‌طلبان ديگر به خوبي دريافته‌اند كه مسير هاشمي از مسير حزب و جناح جداست و او يك راه پيش روي خود قرار داده كه همان تعالي كشور بدون توجه به هجمه منتقدان است كه اگر اينگونه نبود فارس نمي‌نوشت: «بررسي آماري مطبوعات و نظرسنجي‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد كه در طي يك هفته تبليغات مجلس ششم، هر تهراني به‌طور متوسط روزانه سه مقاله عليه هاشمي و پنج شايعه تازه و اتهام جديد درباره وي و خانواده‌اش شنيده است.»

نقشه اشتراك اصلاحات و هاشمي

هاشمي و اصلاح‌طلبان در يك نقطه به هم مي‌رسند كه آن هم تحقق خواست ملت است. علي مطهري محصوركردن هاشمي در جريان اصلاحات را مغرضانه خوانده و گفته است: «بخش قابل توجهي از اصولگرايان و اصلاح‌طلبان معتدل حامي هاشمي‌رفسنجاني هستند.» فرزند شهيد مطهري با اشاره به اينكه هاشمي مافوق دسته‌بندي‌هاي سياسي است، بيان كرد: «بخش قابل توجهي از اصولگرايان و اصلاح‌طلبان معتدل حامي هاشمي‌رفسنجاني هستند و از او حمايت مي‌كنند.» بنابراين اكنون علي مطهري كه از سوي برخي اصولگراي ميانه‌رو خوانده مي‌شود، اصلاح‌طلبان و هاشمي رفسنجانی در يك مسير گام بر مي‌دارند و نمي‌توان براي هيچ‌يك از واژه «بر هاشمي» يا «با هاشمي» استفاده كرد بلكه بايد تاكيد كرد اين سه بخش هم‌مسير در جاده تحقق خواست ملت هستند.

http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/141700

ش.د9405194