تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۸:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۹۳۸۸۸
نگاهی به رویارویی داعش و القاعده در خاک سوریه
اشاره: در مبارزه با تروریسم، درک تفاوت‌ها و رقابت‌های درونی گروه‌های افراطی مثل رقابت میان داعش و القاعده یک ضرورت است. القاعده و داعش دو گروه برخاسته از یک تفکرند که این روزها در سوریه در دو جبهه موازی در برابر حکومت مرکزی می‌‌جنگند.
پایگاه بصیرت / دانیل بایمن/ کارشناس اندیشکده بروکینگر - مترجم: آزیتا نوبری
(روزنامه ايران - 1395/04/29 - شماره 6264 - صفحه 13)

آنچه در میدان جنگ سوریه مشهود است، القاعده از قدرت گرفتن و خودنمایی داعش ناراضی است و با وجود تحلیل رفتن توانش در نقاط جهان نظیر پاکستان در تلاش است، در میدان سوریه همچنان از موقعیت خود در رقابت با داعش دفاع کند.

در هر حال برای جبهه مقابله با تروریسم توجه به تفاوت‌های دو گروه در روند مبارزه با آنان مؤثر خواهد بود. القاعده‌ای که هدف خود را مبارزه با سیاست‌های امریکا خوانده است و داعشی که سودای ایجاد حکومتی منطبق بر اصول ایدئولوژیک در سر دارد با وجود پاره‌ای تفاوت در ساختار و اهداف و روش‌های نیل به آن، اشتراکات فراوانی دارند. دو تفکری که بر پایه ایدئولوژی سلفی به وجود آمده‌اند و در جبهه‌های مشترکی نظیر افغانستان، عراق، سوریه و دیگر نقاط جهان، جنگ خونینی را پیش می‌برند.

بسیاری از افرادی که در این گروه‌ها، مخصوصاً خارج از هسته سوریه و عراق، به نبرد مشغولند، یکدیگر را برادر می‌خوانند و نه رقیب. از طرفی طرفداران این دو گروه از منابع مالی مشترک تغذیه می‌شوند و جنگ خود را در خط و مسیرهایی مشابه دنبال می‌کنند.

برخی تحلیلگران مسائل تروریسم نظیر بروس هافمن معتقدند، احتمال اتحاد این دو گروه در آینده وجود دارد. هافمن هشدار می‌دهد، متأسفانه القاعده و نیروی تروریستی آن بارها دست کم گرفته شده است. در نظر این کارشناسان اشتراکات ایدئولوژیک داعش و القاعده، از اختلافات آنان بسی عمیق‌تر و محکم‌تر است و در واقع آنان دو روی یک سکه هستند.

اما معتقدم، دو گروه در برخی نقاط نیز تفاوت‌هایی دارند، تفاوت‌هایی که این دو گروه را در رسیدن به یک اتحاد دچار چالش خواهد کرد.

پله اول شروع اختلافات، گروه‌های مدرن تکفیری به سال1982 باز می‌گردد یعنی زمانی که «عبدالله عزام» رهبر گروه موسوم به مجاهد عرب در افغانستان ترور شد و همزمان برخی از تکفیری‌ها می‌خواستند اسامه بن لادن را در سودان به قتل برسانند. القاعده به شکل جریانی نو ظهور در برابر مجاهدان عرب در افغانستان به عرصه آمد. گروهی که آن روزها چندان یارای در دست گرفتن سکان رهبری و هدایت سایر گروه‌های جهادی را نداشت.

در سال‌های اواخر دهه 90 و پس از 11 سپتامبر، القاعده توانست تعداد زیادی از سلفی‌های جهادی را زیر پرچم خود متحد کند. با منابع نامحدود مالی خود در پاکستان و افغانستان اردوگاه‌های نظامی به وجود آورد و از صرف پول‌های هنگفت در ترویج عقاید خود دریغ نورزید. این شیوه، القاعده را قادر به سلطه و نفوذ افزونتر در میان هوادارانش ساخت. سلطه‌ای که در ادامه مسیر، اعضایش را وادار به تبعیت بی‌چون و چرا از تفکر این گروه کرد. علاوه بر این، اندیشه و کاراکتر بن لادن کاملاً متفاوت بود. او در میان اعضایش نوعی کاریزما ایجاد کرده بود، توان الهام بخشی و ترکیب کردن عقاید متعصبانه با رفتارهای افراط‌ گرا داشت. حملات 11 سپتامبر به القاعده پرستیژی اغواکننده میان افراط‌ گرایان بخشید، مسأله‌­ای که در جذب هواداران خاص بی‌تأثیر نبود. این واقعه در ادامه با جنگ بوش علیه تروریسم تمامی گروه‌های افراط‌ گرا را زیر یک پرچم با یکدیگر متحد کرد.

اما القاعده امروز ضعیف‌تر از سابق شده و بسیاری فاکتورهای اتحاد و بسیج را دیگر در دست ندارد. با برخورداری از برخی منابع مالی، ایمن الظواهری نتوانست قدرت رهبری بن لادن را در القاعده احیا کند و منجر به تضعیف هسته مرکزی و راهبردی القاعده در میان افراط‌ گرایان شد. همین ضعف رهبری او بسیاری از طرفداران و منابع مالی را به سمت وسوی داعش کشاند.

این نکته روشن می‌کند که هر چند القاعده و داعش تفاوت‌های استراتژیک و ایدئولوژیکی جدی ندارند اما مسیری متفاوت را طی کرده‌اند. ابوبکر البغدادی و داعش از ابتدا به دنبال ایجاد دولتی مستقل بودند. در حالی که القاعده تشکیل حکومت را تا رسیدن به شرایطی مطلوب در دستور کار خود نداشته و مبارزه با دشمن را اولویت اصلی می‌خواند. به همین دلیل پیشروی‌های داعش در سال‌های اخیر استراتژی‌های القاعده را نیز دستخوش تغییر ساخت.

در حال حاضر در مناطق جنگی سوریه جبهه عربی و جبهه النصره، از زیرشاخه‌های القاعده هستند ، این دو گروه از لحاظ تشکیلاتی نظیر داعش عمل کرده، اما در برخورد با اقلیت‌ها و بدنه جامعه محافظه کارانه و با احتیاط رفتار می‌کنند. القاعده همین‌طور در برخورد با علوی‌ها و گروه‌های غیر افراطی سعی می‌کند متعادل‌تر رفتار کند. از طرفی داعش در اندیشه خود تضادی با کاپیتالسیم و سرمایه‌داری نشان نمی‌دهد در حالی که القاعده در ایدئولوژی خود نظام سرمایه‌داری را به دیده حقارت می‌نگرد.

آنچه واضح‌است در کوتاه مدت، اکثریت افراط‌ گرایان خصوصاً کسانی که برای پیوستن به شبکه افراطیون ترغیب شده‌اند به سمت گروهی خواهند گرایید که نفوذ بیشتری داشته‌ باشد و فعلاً داعش برنده این رقابت است زیرا توانسته است بسیاری از یاران سابق القاعده و دیگر افراطیون را به دایره طرفداران خود بیفزاید. (برای مثال حمله کننده به روزنامه شارلی ابدو در فرانسه از اعضای سابق گروه‌های وابسته به القاعده بود اما با داعش بیعت کرده بود.)

مرگ ظواهری(که هنوز تأیید نشده‌ است) نیز می‌تواند در تسریع این روند مؤثرتر باشد. روندی که شاید با پیشروی‌های جبهه النصره در برابر داعش به چالشی جدید در رقابت میان دو گروه تبدیل شود.

منبع: Brookings

http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6264/13/141682/0

ش.د9501363