تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۷:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۳۱۰۱۳۰
پایگاه بصیرت / سیدعلیرضا مسبوق فردوس / پژوهشگر و مدرس دانشگاه

(روزنامه آفتاب‌يزد - 1394/11/17 - شماره 4543 - صفحه 8)

حدود بیست روز دیگر به انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری مانده است و هر چه به روز انتخابات در هفتم اسفند نزدیک‌تر شویم تقابل رقابتی جناح‏های سیاسی کشور صورت‏های متفاوت‏تر و جدی‏تری به خود خواهد گرفت.

روند رقابتی منتهی به هر انتخاباتی متاثر از سلسله عواملی است که بخش مهمی از آن مربوط به شرایط روز و خواسته‏های اجتماعی آن برهه می‏باشد که این در کشور ما به خاطر برخی از ویژگی‏ها، پررنگ‌تر است؛ به همین جهت تاکتیک‏ها و تکنیک‏هایی که جناح‏های سیاسی ما اتخاذ می‏کنند بیش از آنکه به پس‏زمینه‏ها و بافت فکری- رفتاری آنها مربوط باشد متاثر از اتفاقات و حوادث ماه‏ها، روزها و ساعت‏های منتهی به روز انتخابات است. با این همه به نظر می‏رسد بیشترین تلاش رقابتی اصلاح‏طلبان به خاطر ضعف حافظه تاریخی و تمایل مشهودمان به تکرار تجارب گذشته، یادآوری دوره قبل و نقد رفتارها و نتایج سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اصولگراها خواهد بود که در دولت آقای احمدی‏نژاد متبلور شده بود؛ ضمن اینکه سعی خواهند کرد با بزرگنمایی کنش‏ها و نتایج مثبت دو سال اخیر، بیم و امید اجتماعی، ایجاد کنند تا مردم را نسبت به برخورد انفعالی، هشدار دهند و نسبت به پاره‏ای از اصلاحات امیدوار سازند.

از سوی دیگر، اصولگراها جدا از اینکه نیم‏نگاهی به ردصلاحیت‏ها از سوی شورای نگهبان خواهند داشت تا امیدوار باشند که رقیب، بخشی از توان رقابتی خود را با حذف نیروهای اصلی خود از دست بدهد؛ تا روز انتخابات تلاش خواهند کرد روی نقاط ضعف حریف و نواقص موجود کار کنند که تا حد امکان تمرکز رقیب را به هم بریزد و از میزان رای آنها بکاهد. دلیل این رویکرد تهاجمی هم این است که اساساً در حال حاضر جریان اصولگرایی فاقد یک فکر و راهکار مطلوب است که هم مورد اقبال عموم باشد و هم امتحان خود را پس نداده باشد. البته این راهکار رقابتی، بیشتر مد نظر بخش نو‏‏ شکل‏گرفته و غیر منعطف اصولگرایی است و بخش سنتی به ویژه چهره‏های شاخص آنها حداقل به لحاظ تاکتیکی، خود را به گفتمان اعتدال‏گرایی و حتی اصلاح‏طلبی نزدیک خواهند کرد.

با این رویکرد جریان غالب اصولگرایی ضمن بزرگنمایی و بسط مشکلات اقتصادی موجود که دولت به دلایل ساختاری یا مدیریتی، هنوز نتوانسته در آنها به موفقیت قابل دفاع و نمایانی دست یابد تلاش خواهد کرد روی نگاه منفی دولت و اصلاح‏طلبان درباره پرداخت یارانه‏های نقدی کار کنند؛ موضوعی که می‏تواند اقشار کمتر برخوردار و متوسط به پایین را به ویژه در شهرهای کوچک و روستاها که به نوعی مخاطب اصلی و جامعه هدف اصولگراهاست متاثر سازد.

علاوه بر این به نظر می‏رسد اصولگراها به این راحتی موضوع مذاکرات هسته‏ای و مهمتر از آن اجرای برجام را رها نخواهند کرد و تا حدامکان در کیفیت آن شک و تردید ایجاد خواهند کرد. نکته مهم دیگری که اصولگراها می‏توانند با مانور رسانه‏ای خود از پتانسیل آن در مبارزه انتخابی، بهره ببرند تقابل اشراف‏گرایی و ساده‏زیستی است! پدیده‏ای که در سال‏های 84 و 88 به خوبی پی به قدرتش برده‏اند. آنها با توجه به حجم رسانه‏ای رسمی و غیر رسمی خود از رسانه‏های مکتوب و رسانه ملی گرفته تا هیئات و مساجد و منابر این توانایی را دارند که برخی از افراد برخوردار درون یا حاشیه دولت را به بدنه دولت و احزاب اصلاح‏طلب مرتبط سازند و اینگونه تلقین نمایند که ویروس اشرافی‏گری تمام پیکره اصلاح‏طلبی و دولت را بیمار کرده است. به عنوان مثال، گاهی همه ما شاهدیم که رسانه ملی در برهه‏ و شرایطی که بهره سیاسی وجناحی اقتضا می‏کند چهره افراد و اشخاصی را به تصویر می‏کشد که در شرایط عادی از آوردن نامشان هم اکراه دارد.

در همین راستا اگرچه نه به طور خاص، یکی از افرادی که اصولگراها در فرصت باقی مانده روی ایشان تمرکز ویژه‏تری خواهند کرد آقای «هاشمی رفسنجانی» است. هر چند افراد دیگری هم هستند؛ اما در این سال‏ها بارها شاهد بوده‏ایم برخی جریان‏ها برای رسیدن به اهداف سیاسی‏شان بارها پای آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده ایشان را به میدان‏های تبلیغی- تخریبی‏شان کشانده‏اند.با این همه به نظر می‏رسد حضور آقای رفسنجانی در انتخابات خبرگان برای پیشبرد اهداف اصلاح‏طلبانه نه‏تنها لازم است که یک ستون قابل اتکاست؛ لکن حضور و نام‏نویسی اطرافیان و فرزندان آقای هاشمی را چندان نمی‏توان به نفع اصلاح‏طلبان دانست.

چرا که از یک سو احتمال رد صلاحیتشان زیاد بود و این اتفاق موجب خواهد شد که به خاطر ابهامات مالی و اقتصادی، یکی، دو تن از فرزندان آقای هاشمی، ردصلاحیت سایر اصلاح‏طلبان هم در نگاه عوام، توجیه‏پذیر جلوه نماید. از طرف دیگر هم برفرض که صلاحیتشان محرز می‌گردید و به احتمال قوی در تهران هم رای بالایی می‌داشتند ولی این رای بالا به دلیل همان تلقینی که ذکر شد به بهای قربانی شدن اقبال اصلاح‏طلب‏ها و رای آنها در شهرستان‏ها خواهد بود و پیروزی قاطع اصلاحات را با چالش مواجه خواهد ساخت.

پیروزی قاطع اصلاحات در شرایط کنونی دور از دسترس نیست اما باید ایمان بیاوریم پیروزی حقیقی زمانی حاصل می‏شود که کشور به معنای واقعی در مسیر توسعه پایدار قرار گیرد و این مهم معلول مجلسِ متخصصی‏است که عصاره واقعی افکار و سلیقه‏های آحاد ملت باشد. درست است که هر دولتی برای پیشبرد اهدافی که مردم به آن رای داده‏اند نیاز به اکثریت دارد ولی این باعث نمی‏شود که سایر صداها شنیده نشود. مجلسی که فقط یکی، دو صدا حتی مخالفِ هم از آن شنیده شود نمایشی‏است و بیشتر مناسب شب‏نشینی نه اندیشه ورزی و چاره‏جویی است.باید امیدوار بود زمانی فرا رسد که تمام اندیشه‏ها و سلیقه‏های موجود در کشور به نسبت جمعیت و توانشان نماینده یا نمایندگانی در مجلس داشته باشند. با این همه اگر در بررسی صلاحیت‏ها مشکل خاصی بروز نکند و اصلاح‏طلبان در درجه اول بتوانند ضمن ائتلاف شفاف با نزدیکان فکری از جمله اعتدال‏گراها به یک جمع‏بندی مناسب برسند و در درجه دوم در لایه‏های مختلف اجتماع، شور انتخاباتی ایجاد نمایند و مشارکت مردم را از حدود65 درصد بالاتر ببرند، می‏توانند اکثریت کرسی‏ها را در هر دو مجلس از آن خود کنند.

آراء دخیل در انتخابات کشور را می‏توان به پنج دسته یا رنگ تقسیم نمود: قرمز، سبز، خاکستری، سفید و مشکی. دو رنگ سبز و قرمز به نوعی نمایش‏دهنده طرفداران دو رقیب با زیرشاخه‏های فکری‏شان است که همیشه و در هر شرایطی در انتخابات شرکت می‏کنند و رای می‏دهند که احساس می‏شود سهم اصولگراها از این طیف نسبت به اصلاح‏طلب‏ها بیشتر است. مشکی هم اساساً مربوط به طیفی از مردم است که به دلیل عدم قبول ساختارهای سیاسی موجود یا هر دلیل دیگری تحت هیچ شرایطی متاسفانه در انتخابات شرکت نمی‏کنند و عملاً در نتایج انتخابات بی‏تاثیرند. رنگ خاکستری افرادی هستند که در انتخابات شرکت می‏کنند، اما تمایلات سیاسی - جناحی و انتخاب کاندیدا یا کاندیداهای مورد نظرشان ممکن است تا لحظات آخر مشخص نباشد یا حتی به صورت ممتنع حاضر شوند.

رنگ سفید هم طیفی را شامل می‏شود که معمولاً تمایلی به شرکت در انتخابات ندارند و با آنکه با ساختارهای سیاسی زاویه چندانی ندارند اما نسبت به آن منتقدند اما منتقد منفعل! از این رو حضورشان را در اصلاح و بهبود شرایط موثر نمی‌دانند. تمایلات سیاسی اکثریت این طیف به جریان اصلاح‏طلبی نزدیک‌تر است. با این توضیح اگر اصلاح‏طلبان بتوانند درصد بیشتری از طیف خاکستری را که تجربه نشان داده آمادگی پذیرش رنگ اصلاح‏طلبی نسبت به اصولگرایی در آنها بیشتر است را به سمت خود بکشانند و از سوی دیگر طیف سفید را به شرکت و مشارکت در انتخابات قانع سازند، می‏توانند اکثریت را از آن خود کنند. به همین دلیل است که داغ‌شدن تنور انتخابات در این دوره به نفع اصولگراها نیست و آنها سعی خواهند کرد این اتفاق کنترل‏شده‏تر باشد.

باید بپذیریم شرایط انتخابات در کشور ما به لحاظ اجرا و ساز و کارهای حزبی با نُرم‏های حرفه‏ای آن فاصله دارد و بیشتر به یک رقابت محلی شباهت دارد که به لحاظ حسی، جدی و پر انرژی است اما فاقد پشتوانه‏های منطقی و برنامه‏ریزی‏شده! از همین رو برای پیروزی در هر دو انتخابات و پیشبرد اهداف اصلاح‏طلبانه به نظر می‏رسد در معرفی کاندیداها، اصلاح‏طلبان باید شبیه رقابت‏های فوتبال محله‏ای،با توپ سه لایه وارد گل‏کوچیک انتخابات شوند. در دوران نوجوانی وقتی می‏خواستیم توپ پلاستیکی‏مان تا آخر بازی سالم بماند توپ قدیمی‏تر را پاره می‏کردیم و توپ سالم و جدیدتر را داخل آن می‏کشیدیم. اگر سنگریزه‏های زمین بازی تیزتر و بیشتر بود و می‏خواستیم توپ سنگین‏تر و آسیب‏پذیری‏اش کمتر شود از توپ سه لایه استفاده می‏کردیم. رنگ لایه سوم توپ سه‏لایه مشخص نبود و ممکن بود تا پایان بازی هم مشخص نشود و سالم بماند. رنگ لایه سوم زمانی خودش را نشان می‏داد که لایه اول جدا می‏شد.

اصلاح‏طلبان هم بهتر است در چینش و معرفی نامزدهایشان سه لایه عمل کنند؛ در ابتدا با همه نیروهایشان وارد بازی شوند و کاندیداهای اصلی و شناخته‏شده را در سطح اول چینش نمایند در ادامه برای سطح دوم و به ویژه سوم هم برای تمام شهرها جهت عبور از مرز شورای نگهبان و پیروزی قاطع در انتخابات پیش‏بینی‏های لازم را صورت داده باشند تا در روزهای پایانی با توجه به شرایط رقابت بتوانند به یک لیست کامل و ائتلافی برسند که هم رویکرد ائتلافی آن به صورت تفکیک‏شده و شفاف مشخص باشد و هم بتوانند به رشد سیاسی و حزبی مردم کمک کنند. ضمن اینکه ائتلاف با هر جریان و گروهی از جمله اصولگراهای معتدل که به لحاظ رویکرد و هدف با جریان اصلی اصلاح‏طلبی زاویه دارد حتی اگر مصلحت‏طلبانه باشد در میان مدت نه به نفع اصلاحات خواهد بود و نه به نفع رشد سیاسی و حزبی مردم تمام خواهد شد.

http://aftabeyazd.ir/?newsid=26615

ش.د9406033