۹ اسفند ۱۴۰۴، روزی که رهبر انقلاب اسلامی، در میانه جنگ و در اوج تهاجم مستقیم آمریکا علیه ایران، به شهادت رسید؛ نه در بستر بیماری، نه در حاشیه قدرت، بلکه در متن میدان. این همان نقطهای است که او را در تراز اسطورهها و پهلوانان ایران قرار میدهد؛ آنان که در میدان نبرد در جهت به احتزاز در آوردن پرچم ایران و شکوه ایران جنگیندند و پا پس نکشیدند.
در حافظه تاریخی این سرزمین، فرمانروایان بزرگ با مرگ در میدان شناخته میشوند. از کوروش بزرگ که روایتها او را در نبرد با ماساژتها شهید میدانند تا داریوش سوم که در میانه هجوم بیگانه ایستاد، معیار عظمت، ایستادن در لحظه خطر است و آقا و امام شهیدمان، حکیم امت چنین زیست و چنین به آرزویش رسید. رهبر شهید و فقید انقلاب اسلامی نیز در ۱۰ رمضان امسال، در شرایطی که کشور هدف تهاجم مستقیم آمریکا قرار گرفته بود، همان الگوی تاریخی را بازتولید کرد: رهبری که نه عقب نشست و نه ملت را تنها گذاشت و نه به پناهگاه پناه برد.
شهادت چنین رهبر فرزانهای که قائد امت بود به مثابه تثبیت چند معنا است. معنای استقلال. معنای تمامیت ارضی. معنای ایستادن در برابر زورگویان عالم. او در تمام سالهای رهبری، بر یک اصل پای فشرد: عقبنشینی در برابر استکبار، امنیت نمیآورد؛ جسارت دشمن را افزایش میدهد. همین منطق بود که در برابر تحریم، تهدید و جنگ ترکیبی، کشور را در مسیر مقاومت نگه داشت و امروز با هر شلیک یک موشک جرعهای آب سرد بر روی دلهای بر داغ نشسته پاشیده میشود.
در روزهای پس از انتشار خبر شهادت این بزرگ مرد تاریخ، هنرمندان، خبرنگاران و چهرههای رسانهای، از او نه بهعنوان یک مقام رسمی و دینی، بلکه بهعنوان پدر امت یاد کردند. سحر قناعتی از لحظهای گفت که در حسینیه امام خمینی (ره) نخستین گزارش زندهاش را مقابل او اجرا کرد؛ لحظهای که به تعبیر خودش، نفس کشیدن در آن فضا، افتخار یک عمر بود. امروز همان قابها در ذهن او به گنجینهای تبدیل شده که با یادآوریاش، بغض مجال سخن نمیدهد.
علیرضا صادقی از آرامشی گفت که هر بار با خواندن خبرهای مربوط به ایشان در وجودش جاری میشد. زینب پورابراهیم روایت کرد که در سحرگاه ۱۰ اسفند، چفیه بر سر انداخت و گفت اکنون وقت رزم است. وقت رزم و جنگ و حماسه آفرینی که آری خود امام شهیدمان حماسه سازترین شد.
به یاد بیاریم که رهبر شهید انقلاب در سالهای اخیر، کشور را از پیچهای تاریخی متعددی عبور داد: از فشار حداکثری و جنگ اقتصادی تا تهدیدهای امنیتی و آشوبهای طراحیشده. او بارها تأکید کرد که دشمن، نه با مسئلهای مقطعی، بلکه با اصل ایران مستقل مسئله دارد. از همین رو، جنگ ۹ اسفند نیز ادامه همان پروژه مهار بود؛ پروژهای که میخواست با ضربه نهایی، اراده ملی را بشکند. اراده را بشکند، مملکت را به آشوب بکشد و ایران اسلامی را تجزیه کند. اما زهی خیال باطل؛ این ایران اسلامی است که با فوران شدن خشم و ارادهاش از پس از شهادت فرماندهان و مردم و امام امت، به دنبال پاسخی سخت و کوبنده به همه متجاوزان و دشمنان این ملت است.
اما شهادت در میدان، معادله را بر هم زد. دشمن، حذف فیزیکی را بهعنوان ابزار پایان مقاومت انتخاب کرد، اما با شهادت او، گفتمان مقاومت تثبیت شد. همانگونه که شهادت در فرهنگ شیعی، پایان نیست بلکه آغاز مرحلهای تازه است، این رخداد نیز به نقطه تمرکز انسجام ملی تبدیل شده است. بارها شنیده بودیم که برخی ممکن است که اعتراضاتی داشته باشند و نسبت به مدیریتهای داخلی انتقاداتی داشته باشند، اما امروز امت یکپارچه و ملت با بصیرت یک دل و یک صدا به دنبال دفع شر دشمنان بوده و با خون پاک و مقدس امام شهید امت حزب الله، دلهای خفته هم بیدار شده و امروز پردهها کنار رفته و جبهه حق و باطل برای همگان روشن شده است.
امروز پرسش اصلی این نیست که چه کسی جای او را پر میکند؛ پرسش این است که آیا ما، بهعنوان ملت شجاع ایرانی، در تراز آن شهادت میایستیم و تاریخ سازی میکنیم یا نه. واقعیت این است که امروز لحظهای جای غفلت نیست. تاریخ این سرزمین، از ما خواهد پرسید در یکی از سختترین پیچهای خود، چه کردیم. باید بیدار باشیم و سوگ و غم و اندوه امروزمان را تبدیل به سوخت خشم و انگیزه برای مقابله با شر دشمنان قسم خوردهمان کنیم.
رهبر شهید انقلاب در میانه جنگ و میدان شهید شد؛ همانگونه که شایسته یک رهبر واقعی بود. او نشان داد استقلال، هزینه دارد و عزت، بهای خود را میطلبد. اما مهمتر از آن، نشان داد که یک ملت، وقتی بر سر اصول خود میایستد، حتی شهادت رهبرش نیز به عاملی برای انگیزه بخشی برای مقاومت و ایستادگی تبدیل میشود. ایستادگی و مقاومتی که قرار است تا عزت ملی ایران اسلامی را برای سالیان سال تضمین کند. تاریخ سازی به وسعت تاریخ بزرگ ایران نه فقط تاریخ جمهوری اسلامی ایران، برههای که قدمها و اقدامات ما غرور آفرین و افتخارآفرین است و قرار است تا سالیان سال با این مقاومت پیروزمندانه و ظفرمندانه خود با عزت و اقتدار زندگی کنیم و از زندگی لذت ببریم.