صبح صادق >>  پرونده >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۵  ، 
کد خبر : ۳۹۰۲۹۲

رهبر ایران‌ساز

پایگاه بصیرت / حسن نوروزی

چهل روز از آن لحظه بی‌بازگشت می‌گذرد. لحظه‌ای که تصور آن برای بسیاری غیرممکن بود، اما رخ داد. با شهادت رهبر معظم انقلاب که نزدیک به چهار دهه سکان هدایت ایران را بر عهده داشتند، دشمنان تصویر روشنی از آینده ترسیم کرده بودند: خلأ قدرت، فروپاشی زنجیره فرماندهی، و در نهایت، گشوده شدن راه برای مداخله‌ای قاطع. اما آنچه در این چهل روز در سطوح خیابان، میدان نبرد و اتاق‌های دیپلماسی رخ داد، نه فقط سناریو‌های دشمن، بلکه بسیاری از مفروضات تحلیلگران را نیز به چالش کشید. امروز تحلیلگران سراسر دنیا این سؤال را از خود می‌پرسند که چطور با وجود شهادت رهبر جامعه، نه تنها شیرازه جامعه از هم پاره نمی‌شود؛ بلکه با نوعی «هماهنگی خودجوش» به مسیر خود ادامه می‌دهد؟ پاسخ را باید در لایه‌هایی از حافظه جمعی و ساختار‌های از پیش ترمیم‌شده جست، نه در عکس‌العمل‌های لحظه‌ای.

میراثی که رهبری را بی‌نیاز از حضور کرد

در سطح خیابان، آنچه بیش از همه خودنمایی می‌کند، نبود دوقطبی‌سازی مورد انتظار دشمن است. تحلیل روایت‌های دشمن در هفته‌های اولیه حاکی از آن بود که تمرکز اصلی بر «القای خلأ» و سپس «تولید تقابل‌های درونی» قرار داشت؛ اما شواهد میدانی خلاف این را نشان می‌دهد. آنچه به عنوان «حضور خودجوش مردمی» ثبت شده، در فرآیندی طولانی‌مدت از «رسوب‌سازی گفتمانی» ریشه دارد که رهبر شهید به تبعیت از امام خمینی (ره) در ذهن مردم ایجاد کردند. اینکه هر فرد مستقلاً مبارزی است که نقش حیاتی در آینده کشور دارد. به عبارت دیگر، ایده‌ای که رهبر شهید نزدیک به چهار دهه تکرار و تثبیت کردند، اکنون فارغ از حامل فیزیکی خود، به مثابه یک «الگوریتم رفتاری» عمل می‌کند. این الگوریتم، به شهروندان می‌گوید که در شرایط فقدان رأس هرم، وظیفه «حفاظت از عاملیت جمعی» چیست. نظام سیاسی‌ای که توانسته باشد چنین لایه‌ای از حافظه عملیاتی را در بدنه اجتماعی تزریق کند، عملاً بخشی از سازوکار بقای خود را به بیرون از ساختار‌های رسمی واگذار کرده است. خیابان‌های این چهل روز، نمایشگر این گزاره بودند که «حضور» دیگر یک شعار مناسکی نیست، بلکه یک مکانیسم بازدارنده در برابر «برساخت فتنه» عمل می‌کند.

نبردی که طبق نقشه از پیش کشیده شده پیش رفت

در میدان نظامی، قضیه پیچیده‌تر و فنی‌تر است. دشمن گمان می‌کرد با شهادت فرمانده معظم کل قوا، ستون فقرات فرماندهی را از کار بیندازد؛ اما چیزی که رخ داد، گویای وجود یک «دکترین جانشینی غیرمتمرکز» است. بر اساس اسناد و تحلیل‌های عملیاتی، آنچه در ساعات نخست پس از رویداد مشاهده شد، نوعی «اجرای سناریو‌های از پیش تعریف‌شده» بود که به انتظار برای فرمان از سطوح بالا نیازی نداشت. جزئیات این طراحی حاکی از آن است که فرمانده پیشین، به جای اتکا به یک شبکه فرماندهی عمودی، ساختاری «شبکه‌ای و خوشه‌ای» طراحی کرده بود. در این ساختار، هر یگانی نه تنها از مأموریت خود در وضعیت عادی، بلکه از «وظیفه واکنش به فقدان فرماندهی متمرکز» نیز آگاه است. پیشنهاد معرفی چندین جانشین رسته‌بندی شده و تمرین مستمر «عملیات در شرایط سکوت فرماندهی»، بخشی از این معماری است. نتیجه این شد که برنامه دشمن برای «ساعات طلایی» پس از ترور، با یک ضدحمله پیش‌بینی‌نشده مواجه شد. ضرباتی که در همان ساعات ابتدایی به دشمن وارد شد، حاصل محاسباتی بود که او تصور نمی‌کرد یک نظام فاقد رهبر قادر به انجام آن باشد. این نشان می‌دهد دکترین دفاعی تدوین‌شده از سوی رهبر شهید، بر روی رویه‌ها و پروتکل‌هایی بنا شده که قابلیت «اجرای خودکار» در بحران را دارند.

سپر تمدنی

اما لایه سوم و شاید بنیادی‌ترین لایه، به حوزه علم و فناوری و به طور خاص پرونده هسته‌ای بازمی‌گردد. روایت رایج در محافل غربی این بود که برنامه هسته‌ای ایران، یک «بلندپروازی هزینه‌زا» با هدف دستیابی به ابزار بازدارندگی نهایی (بمب) است؛ اما شواهد رفتاری و بیانیه‌های فقهی‌ـ سیاسی ثبت‌شده از رهبر شهید، روایت دیگری را تقویت می‌کند. بر اساس این دیدگاه، هدف از دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته‌ای، فراتر از «داشتن سلاح» تعریف می‌شد. این یک پروژه «بازدارندگی تمدنی» بود. منطق آن ساده و در عین حال عمیق است، کشوری که بر زنجیره کامل فناوری هسته‌ای – از معدن تا غنی‌سازی و ساخت سوخت‌ـ مسلط شود، به طور طبیعی مجبور به هماهنگ‌سازی ده‌ها رشته علمی و صنعتی دیگر (فیزیک، شیمی، متالورژی، مهندسی عمران و کنترل) شده است. این هماهنگ‌سازی، «دانش حل مسئله» را در سطح ملی نهادینه می‌کند. نمونه عملی این مدعا، دستیابی به برتری هوایی در منطقه و توانایی اصابت به اهداف دوربرد با سامانه‌های بدون سرنشین و موشکی است. حتی گزارش‌های تأییدشده از ساقط شدن یک فروند جنگنده رادارگریز اف‌ـ۳۵، نمادی از این است. آنچه دشمن را غافلگیر کرد، نه فقط روحیه مقاومت، که محصول مادی آن روحیه در قالب ابزار‌های دقیق و بومی‌شده بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات