صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۳۸۸۸۶۵
مروری بر یادداشت روزنامه‌های یکشنبه ۱۷ اسفندماه ۱۴۰۴
حالا دیگر دقیقا هشت روز می‌شود که یک موشک از کیلومترها آن طرف‌تر مهمان بیت رهبری شد و از انتهای خیابان فلسطین دروازه‌ای به آسمان باز کرد تا روح بزرگ آقای ایران و آزادگان جهان را از قفس تن رها کند و بر سفره ملکوتیان بنشاند. حالا دقیقا هشت روز می‌شود که چراغ حسینیه امام خمینی(ره) در شب‌های شلوغ ماه مبارک رمضان خاموش مانده است. حالا دقیقا هشت روز می‌شود که ما در دنیای بدون آیت‌الله سید علی خامنه‌ای زندگی می‌کنیم.

این هشت روز 

سید محمدعماد اعرابی

حالا دیگر دقیقا هشت روز می‌شود که یک موشک از کیلومترها آن طرف‌تر مهمان بیت رهبری شد و از انتهای خیابان فلسطین دروازه‌ای به آسمان باز کرد تا روح بزرگ آقای ایران و آزادگان جهان را از قفس تن رها کند و بر سفره ملکوتیان بنشاند. حالا دقیقا هشت روز می‌شود که چراغ حسینیه امام خمینی(ره) در شب‌های شلوغ ماه مبارک رمضان خاموش مانده است. حالا دقیقا هشت روز می‌شود که ما در دنیای بدون آیت‌الله سید علی خامنه‌ای زندگی می‌کنیم.
شهادت سرنوشت فرزندان خمینی است. نوجوان یا پیر فرقی ندارد، انقلاب خمینی(ره) با خون زنده است و ما با خون پیروزی‌مان را می‌نویسیم. در این هفت روز چه خون‌ها که از ما نریختند و چه داغ‌ها که ندیدیم اما خوب می‌دانیم داغ، همنشین همیشگی شقایق است و شقایق با داغی که در سینه دارد زیباست. زیبایی این هفت روز را در قاب هیچ تصویری نمی‌توان به مشاهده نشست.
زیبایی پیرمردی سپید موی که با گذشت بیش از نیم‌قرن مجاهده در راه خدا، سرانجام در 86 سالگی به آرزویش رسید و دعای نیمه‌شب‌هایش مستجاب شد. خودش می‌گفت: «هر وقت فکر این را می‌کنم که جنگ و میدان‌های شرف و خون تمام شود و ما بمانیم و بعد مثلا به تصادف بمیریم، به تب بمیریم؛ از تصور این فکر، خدا شاهد است آنچنان به قلبم فشار می‌آید... یک میدان مسابقه افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه بهشت از من گرفته شود و آدم همینطور بمیرد، این خیلی سخت است!» و مرگ او درست همانطور که دوست داشت رقم خورد و ما حالا باید او را آیت‌الله شهید سید علی خامنه‌ای صدا بزنیم.
زیبایی سربازانی جان بر کف که در غیاب رهبر و فرمانده خود، از اندوه‌شان خشمی مقدس ساختند و بدون تزلزل و تعلل، هشت روز پیاپی است که بر دشمن می‌تازند. زمین، از ساحل مدیترانه گرفته تا قعر اقیانوس هند بیش از گذشته با ضرب موشک‌های ایران آشنا شده است و این همان چیزی است که به سختی در محاسبات دشمن می‌گنجید. ژنرال «فرانک مکنزی» فرمانده پیشین نیروهای تروریستی سنتکام آمریکا در یک گفت‌وگوی اینترنتی تأیید کرد که ایران تصور جهانیان از قدرت نظامی آمریکا را به چالش کشیده است. او گفت: «دنیا و حتی من فکر نمی‌کرد ایران در مقابل تمام توان آمریکا و اسرائیل و پس از ترور آیت‌الله بتواند بیش از ۲ روز دوام بیاورد... بیش از ۵۰ سال زحمت کشیده شد تا پایگاه‌های سنتکام در خاورمیانه تقویت شود و این‌ها همگی از بین رفته است. اگر نابودی آنها باعث فروپاشی حکومت ایران می‌شد، این ارزش داشت؛ اما اکنون دنیا چیز دیگری را مشاهده می‌کند. ترامپ تصویر آمریکا در دنیا، دارایی‌ای که برای آن خیلی هزینه کرده بودند، بر باد داد.» اکنون شیوخ مرتجع عرب بیش از گذشته با خود فکر می‌کنند آمریکایی که در حفاظت از پایگاه‌های نظامی خود در منطقه ناتوان است؛ چگونه می‌خواست از آنها حفاظت کند! سرانجام سال‌ها سرازیر شدن دلارهای نفتی به جیب مقامات واشنگتن، ستون‌های دود و موج‌های انفجاری است که این روزها در امان، کویت، منامه، دوبی، ابوظبی و ریاض دیده و حس می‌شود. جاهلیت عرب به دیواری تکیه داده بود که به جای سنگ از کاه ساخته شده بود و این ضرب موشک‌های ایران بود که این دیوار پوشالی را رسوا کرد. فقط هشت روز گذشته که نشریه انگلیسی «اکونومیست» پیشاپیش از شکست عملیات آمریکا و پیروزی ایران خبر می‌دهد: «این عملیات در دستیابی به اهداف سیاسی خود شکست خورده است.» «بقا برای ایران به منزله پیروزی است و تاکنون ایران در حال پیروزی است. جمهوری اسلامی نه تنها از هم نپاشیده بلکه در همه جهات در حال پیشروی است.»
شب‌های فلسطین اشغالی حالا به اندازه روزهایش نورانی شده و چه چیز زیباتر از اینکه بر لب مظلوم‌ترین مردم جهان، لبخند رضایت بنشانی. رضایت از اینکه پس از سال‌ها زندگی در وحشت و زیر بمباران صهیونیست‌ها، حالا دست خدا از آستین رزمندگان ایرانی بیرون آمده و طعم ترس و موشک و انفجار را به اشغالگران صهیونیست هم می‌چشاند. صهیونیست‌ها می‌توانند تا هر وقت که بخواهند تصاویر ساختمان‌های ویران و اجساد نظامیان‌شان را سانسور کنند اما روزی می‌رسد که دیگر چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد. آن روز اگر فرودگاه «بن‌گوریون» باقی مانده باشد، شاهد شلوغ‌ترین روزهای کاری‌اش خواهد بود؛ روزهایی که بلیط‌های یک طرفه بزدلان اشغالگر را برای همیشه از فلسطین مقدس خارج می‌کنند.
زیبایی این هشت روز به شماره نمی‌آید. زیبایی خیابان‌هایی که شب‌ها با وجود تهدید دشمن و مزدوران تروریستش، مملو از مردمی وفادار شده است که برای بیعت با رهبر شهیدشان پشت به پشت هم می‌ایستند. راستی کدام کشور و کدام ملت را در جهان سراغ داریم که از سوگی بزرگ، چنین حماسه چشمگیری بیافریند؟! ساکنان کوردل کاخ سفید حالا باید چشم بر مانیتورها و تصاویر خبرگزاری‌ها بدوزند و موج بی‌انتهای مردم ایران از تبریز تا زاهدان و از مشهد تا اهواز را به تماشا بنشینند. حالا باید یک بار دیگر محاسباتشان را از نو بازبینی کنند و ببینند چرا عملیاتی که قرار بود به سستی و سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران بیانجامد، به تقویت و استحکامش و به افزایش پایگاه مردمی‌اش منجر شده است؟! آنها ساختمان‌ها را ویران می‌کنند غافل از اینکه هیچ بمب‌افکن B2 و هیچ بمب سنگرشکنی نمی‌تواند اراده یک ملت را ویران کند. اراده‌ای که اکنون به کمتر از نابودی رژیم صهیونیستی و سردمدارن فاسد واشنگتن رضایت نمی‌دهد.
خامنه‌ای نیست اما در این هشت روز فرزندان خامنه‌ای جانانه ایستاده‌اند. آنها نه «آتش به اختیار» که گوش به فرمان رهبر شهیدشان ایستاده‌اند و گلوی دشمن و مزدورانش را از کف خیابان‌های شهر گرفته تا حیاتی‌ترین آبراه جهان در تنگه هرمز و تا آنسوتر در بیابان حجاز و سرزمین مقدس فلسطین فشرده‌اند. ما از جنگ نمی‌ترسیم که جنگ راه زندگی عزتمندانه را به ما نشان می‌دهد. جنگ ما را از مرداب خودخواهی خارج می‌کند و به وارستگی و شوق مدام خداخواهی می‌کشاند. حالا ما در این نقطه از زمان، مدافعین مظلومان سراسر تاریخ هستیم که قرار است آسایش و آرامش را بر ارباب ظلم حرام کنیم و خدا کیفر دشمنانش را به دستان ما سپرده است. خامنه‌ای نیست اما خدای خامنه‌ای هست و ما در این هشت روز خدای خامنه‌ای را دیدیم.

دست برتر هم در منطقه هم در خیابان

محمدصادق فقفوری

۷ روز از جنگ تحمیلی رمضان می‌گذرد و حالا دست ایران پرتر از روز اول است: هم میدان جنگ و هم کف خیابان‌ها عرصه را بر دشمن آمریکایی - صهیونی تنگ‌تر از همیشه کرده است. فرمانده کل قوا پیش‌از شهادت هشدار داده بود در صورت حماقت آمریکایی‌ها، جنگ منطقه‌ای خواهد شد؛ از همان روز اول هم جنگ منطقه‌ای شد و همچنان منطقه‌ای باقی خواهد ماند. کف خیابان‌ها هم تا زدودن کامل انگیزه‌های تجزیه‌طلبانه از پس ذهن‌های مریض و وابسته، همچنان در قرق وطن‌خواهان ایرانی باقی خواهد ماند. اما این دست پر ما در میدان و خیابان، از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

۱- اسلام، و به‌خصوص فقه شیعه موتور محرکه دفاع از وطن است. آن‌جا که اسلام در حال نضج و بسط است، همان‌جا حرم است. ایران کنونی، حرمی است که اسلام راستین در آن پر‌و‌بال گرفته است. پس‌از حدود نیم قرن گسترده شدن اسلام در این مرز‌و‌بوم، حالا ایران در پناه اسلام آرام گرفته است. هر دوگانه جعلی دیگری توان مقابله با «ایران اسلامی» را ندارد. مقتدای ایرانی‌ها، حسین‌بن‌علی (ع) است که با اهل و عیال به مصاف تزویر و ریا رفت و اکنون پس‌از ۱۴۰۰ سال قبله آمال همه آزادی‌خواهان جهان است. مردم این سرزمین هم برای اسلام و هم برای ایران، جان فدا می‌کنند؛ و البته که این جان‌فدایی را هم نه یک خسران، که یک توفیق بزرگ و مدال افتخار همیشگی می‌دانند. پرواضح است که با این عقبه فکری و تمدنی، مردمان ایران اسلامی شکست‌ناپذیرند.

۲- بنیان‌گذار انقلاب اسلامی ایران بنایی را پی نهاده است که به‌رغم همه خباثت‌ها، اکنون از سال ۱۳۵۷ بالنده‌تر و سرزنده‌تر است. منطق درست، دوراندیشی حکیمانه و از همه مهتر پیوند الهی بنیان ایران اسلامی که به دست امام خمینی (ره) بنا نهاده شد، مانند سایر مدل‌های حکمرانی ضددینی و غیردینی که نیاز‌ها و الزام‌های فطری انسان را نادیده می‌گیرند، یک شیوه حکمرانی نیم قرن و یک قرنی نیست. تطابق شیوه حکمرانی ما با فطرت انسان‌ها، علت‌العلل برتری و ماندگاری آن است. ۳۷ سال زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای (قدس‌سره) بر این بنای فطری، درجه فکری و امکانات زیرساختی ایران اسلامی را چنان ارتقا داده است که محاسبات دنیازده نمی‌تواند به‌درستی آن را تحلیل کند. کدام کشوری و کدام مردمی را می‌توان در طول تاریخ سراغ داشت که در کمتر از ۴ سال رهبر، رئیس‌جمهور، عالی‌ترین مقامات نظامی، وزیر و دانشمندان زبده خود را از دست بدهد و درحال حاضر هم طی جنگی نابرابر، به‌اصطلاح قوی‌ترین ارتش دنیا را به ستوه آورده باشد؟! به همه اینها جولان عده‌ای فریب‌خورده و رخ‌داد حوادث غم‌بار دی‌ماه را هم که یک کودتای داخلی بود، اضافه کنید! فقط و فقط یکی از این سیاهه برای فروپاشی یک کشور کافی است؛ اما بنیان‌های فطری‌ای که امام (ره) در ایران بنا نهاد و رهبر شهید (قدس‌سره) آنها را پروراند، به حدی ما ایرانی‌ها را سرزنده و سرآمد کرده است که حالا راسخ‌تر از همیشه آرمان‌های خودمان را پی گرفته‌ایم.

۳- سلایق ما ایرانی‌ها متفاوت است، شاید متفاوت‌تر از سایر جوامع؛ اما یک دال مرکزی در طول قرن‌ها همه ما را گرد هم آورده است: وطن. به اذعان همه تاریخ‌دانان و ایران‌پژوهان، بدترین روز‌های تاریخ ایران، روز‌های سیاهی است که پهلوی ایران را تقسیم و برای ورود اشغال‌گران به کشورمان فرش قرمز پهن کرد. هیچ ایرانی‌ای، حتی هر فارسی‌زبان باشرفی لعن و نفرین خود را نثار پهلوی می‌کند که بحرین را به دیگران هبه کرد. وطن، خط قرمزی است که تخطی به آن همه ما را در طول تاریخ متحدتر کرده است. اکنون هم خون همه ایرانی‌ها برای وطن به‌جوش آمده است. دست پلید تروریست‌های دی‌ماه و جنگ‌افروزان کنونی، یک کارویژه مشترک دارند: تجزیه ایران. اما ایرانی‌ها این کارویژه را فهمیده و برای نابه‌کار کردن آن، اختلافات سلیقه‌ای را به کلی کنار نهاده و فقط برای وطن دوباره گرد هم آمده‌اند.

سرچشمه‌های دست پر ایران در میدان و در خیابان، با سرشت ایرانی‌ها عجین شده است. این برتری هم ریشه الهی دارد و هم منطقی خدشه‌ناپذیر از آن پشتیبانی می‌کند. تسلیم در این منظومه فکری- عملی، مذموم و کریه است. مبتنی بر همین مبانی است که استیلای انگیزه‌ها در ایران اسلامی نظیری در هیچ‌جای جهان ندارد؛ همین استیلا هم تعیین‌کننده پیروز نهایی نبرد‌ها است ان‌شاالله؛ بیچاره کج‌فهمانی که در این میانه با شنیدن یک صدا، رنگ باخته، قالب تهی کرده و اندیشه را به هوی و هوس واگذارده‌اند.

جنگ در آینه انتقادی مقامات پیشین کشورها

دکتر علی میرزامحمدی

دولت ترامپ، با نادیده گرفتن هشدارهای مکرر کارشناسان و مقامات پیشین، دو جبهه نظامی گسترده را علیه ایران در سال ۱۴۰۴ گشود: «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ اسفند» (مشهور به جنگ رمضان). این درگیری‌ها که برخلاف تحلیل‌های مبتنی بر تجربه، بر پایه لفاظی‌های سیاسی و نادیده گرفتن توانمندی‌های راهبردی ایران آغاز شدند، اکنون به یک بحران مستمر تبدیل شده‌اند. هدف این یادداشت، واکاوی این تناقض است.
ما این تحلیل‌ها را در سه محور اصلی بررسی خواهیم کرد: قدرت واقعی ایران، هزینه‌های غیرقابل محاسبه جنگ، و ماهیت سیاست‌زده تصمیم‌گیری‌ها.
قدرت واقعی ایران در نگاه پیشینیان
بخش قابل توجهی از استدلال‌های پشتوانه جنگ‌های جاری، بر کم‌اهمیت جلوه دادن توانمندی‌های ایران استوار است. با این حال، اظهارات مقامات پیشین، از جمله تحلیلگران نظامی و مقامات سابق اطلاعاتی، این روایت را به چالش می‌کشند.
نفی ادعاهای هسته‌ای و توان موشکی: مقامات پیشین به خوبی می‌دانند که ادعاهای دولت ترامپ در مورد برنامه هسته‌ای ایران فاقد اعتبار است. این مقامات، برخلاف سیاستمداران امروز، بر این نکته تأکید داشتند که تهدید واقعی، در لفاظی‌های سیاسی نیست، بلکه در برآورد صحیح از ظرفیت‌های بازدارنده ایران است.
تحلیل شکست مداخله نظامی: کارشناسانی چون اسکات ریتر، با استناد به تجربیات جنگ‌های گذشته در خاورمیانه، پیش‌بینی کرده اند هرگونه مداخله نظامی علیه ایران به دلیل پیچیدگی‌های جغرافیایی و استراتژیک، به یک “فاجعه” ختم خواهد شد. وقوع جنگ‌های ۱۲ روزه و رمضان، این پیش‌بینی‌های مبتنی بر تجربه را به واقعیت تبدیل کرده است، جایی که هزینه‌های نظامی و سیاسی بر محاسبات اولیه سنگینی می‌کند.
تردید درباره ضرورت و هزینه جنگ
مقامات پیشین، نه تنها بر توانمندی ایران، بلکه بر هزینه گزاف انسانی، اقتصادی و سیاسی جنگ برای همه طرف‌ها تأکید دارند. این دیدگاه با رویکرد جنگ‌افروزانه فعلی در تضاد است.
پیش‌بینی هزینه فاجعه‌بار: ژنرال وستلی کلارک به صراحت هشدار می دهد که ورود به یک جنگ تمام‌عیار با ایران، نتیجه‌ای جز یک «فاجعه» نخواهد داشت. برایان مک‌گینس، گروهبان سابق نیروی دریایی آمریکا، نیز با حضور در صحن کنگره خطاب به نمایندگان فریاد می زند: «ما نمی‌خواهیم به‌خاطر اسرائیل وارد جنگ با ایران شویم.». این تحلیل‌ها که در زمان مطرح شدن، با بی‌اعتنایی مواجه شدند، اکنون با ادامه یافتن جنگ، به منبعی برای توجیه منتقدین داخلی تبدیل شده‌اند که می‌پرسند چرا هشدارهای نظامی های بازنشسته نادیده گرفته شد.
تحلیل انگیزه‌های داخلی اسرائیل: تحلیل مقامات پیشین عربی مانند ترکی الفیصل که معتقد است نتانیاهو بیش از آنکه به فکر امنیت باشد، به دنبال اهداف سیاسی داخلی برای بقای خود است، بر این نکته تأکید دارد که جنگ کنونی ممکن است کمتر ریشه در ضرورت‌های استراتژیک منطقه‌ای و بیشتر ریشه در منافع شخصی سیاسی داشته باشد. این دیدگاه، مشروعیت جنگ را از منظر بین‌المللی به شدت تضعیف می‌کند.
تحلیل تفاوت روایت‌ها
تفاوت اصلی میان تحلیل مقامات پیشین و تصمیم‌گیرندگان فعلی در «بلوغ استراتژیک» و «فاصله از هیجان و فشار سیاسی لحظه ای» نهفته است.
بلوغ استراتژیک: مقامات و تحلیلگران سابق، به واسطه سال‌ها کار در سطوح تصمیم‌گیری، از جزئیات شکست‌های پیشین، هزینه‌های غیرقابل محاسبه جنگ‌ها و ماهیت واقعی توانمندی‌های طرف مقابل (ایران) آگاهی عمیق‌تری دارند. در مقابل، مقامات فعلی گاه تحت تأثیر فشارهای لابی‌ها، ایدئولوژی‌ها یا نیازهای سیاسی کوتاه‌مدت قرار می‌گیرند. اظهارات مقامات پیشین عربی (مانند حمد بن جاسم بن جبر آل ثانی نخست‌وزیر پیشین قطر)، که درباره لزوم اجتناب از درگیری مستقیم اعراب با ایران سخن می‌گفتند، نشان‌دهنده درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های خاورمیانه است. آن‌ها می‌دانند که هر درگیری مستقیم، ریسک بی‌ثباتی منطقه‌ای را افزایش می‌دهد، در حالی که سیاست فعلی این ریسک‌ها را نادیده انگاشته است.
فاصله از فشار سیاسی لحظه‌ای: با خروج از ساختارهای رسمی، مقامات سابق آزادی بیشتری برای بیان حقایق تلخ دارند. برای مثال، رابرت مالی نماینده پیشین آمریکا در امور ایران معتقد است «آمریکا حتی برای محافظت از مردم خود هم اقدامی انجام نداد» و کاملا هریس، معاون اول سابق آمریکا هشدار می دهد دونالد ترامپ، آمریکا را وارد جنگی کرده که مردم آن را نمی‌خواهند و کنگره باید به سرعت وارد عمل شود [و جلوی این جنگ را بگیرد].
جنگ‌های ۱۲ روزه و رمضان ۱۴۰۴، صرف‌نظر از توجیهات رسمی، اثبات کرده‌اند که تحلیل‌های مقامات پیشین نظامی و استراتژیک (مانند ریتر و کلارک) نه تنها صرفاً نظری نبود، بلکه پیش‌بینی‌های دقیقی از فاجعه جاری محسوب می‌شدند. این واقعیت تلخ نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری‌های سیاسی در سال جاری، بر اساس درک عمیق از ابعاد استراتژیک و هزینه‌های غیرقابل بازگشت نبوده است.
در نهایت، نگاه به آرشیو اظهارات مقامات پیشین، نه یک تمرین تاریخ‌نگاری، بلکه یک آینه انتقادی است که به دولت‌های فعلی یادآوری می‌کند که تجربه، اغلب بصیرتی است که سیاست‌مداران کوتاه‌مدت از آن بی‌بهره‌اند. ادامه جنگ جاری، مهر تأییدی بر شکست مدل تصمیم‌گیری امروز و صحت تحلیل‌های نادیده‌گرفته شده دیروز است.

هزیمت هژمونی در مسلخ جنون؛ تبیین منطق «شجاعت راهبردی» در برابر تجاوز

علیرضا رجائی
در تاریخ تحولات سیاسی جهان، لحظاتی فرا می‌رسد که لایه‌های فریب و روایت‌سازی‌های رسانه‌ای کنار رفته و عیار واقعی قدرت‌ها در محک «میدان» سنجیده می‌شود. آنچه امروز در تقابل جبهه حق و استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا شاهد هستیم، صرفا یک تنش نظامی نیست، بلکه برخورد دو جهان‌بینی متفاوت است: یکی بر پایه «خودشیفتگی استراتژیک» و «هژمونی در حال فروپاشی»‌ و دیگری بر بنیاد «ایمان»، «دفاع مشروع» و «عقلانیت مجاهدانه». در این کارزار، منطق خلل‌ناپذیر ما یک خط قرمز روشن دارد: «زیاده‌خواهی ممنوع، تجاوز ممنوع و مداخله ممنوع!».
 1. روان‌پریشی سیاسی؛ ریشه فروپاشی امپراتوری‌ها

حکمرانی بر مدار عقلانیت، ضامن بقای هر نظامی است؛ اما آنچه امروز در هیئت حاکمه واشنگتن مشاهده می‌شود، نوعی «روان‌پریشی سیاسی» است که قصد دارد با جنون و لفاظی، شکوه از‌دست‌رفته خود را بازسازی کند. تهدیدات لجام‌گسیخته علیه کشورهایی نظیر ایران یا حتی نگاه‌های توسعه‌طلبانه به کوبا، نشان از یک «خودشیفتگی استراتژیک» دارد که واقعیت‌های میدانی را نادیده می‌گیرد.

آمریکا باید بداند که «هژمونی» با خون‌ریزی و ارعاب بازسازی نمی‌شود. تاریخ گواهی می‌دهد که هرگاه حکومتی به جای تعامل عادلانه، به «جنون قدرت» پناه برد، مسیر سقوط خود را هموار کرده است. بازگشت به عصر یک‌جانبه‌گرایی در جهانی که قطب‌های جدید قدرت در آن سر برآورده‌اند، خیالی خام است که تنها هزینه‌های گزاف انسانی و اقتصادی به بار می‌آورد.

2. اقتصاد جنگ؛ حباب یک میلیارد دلاری

یکی از زوایای پنهان اما تکان‌دهنده این کارزار، ابعاد اقتصادی آن است. اعتراف رسانه‌های عبری و غربی به هزینه سرسام‌آور «روزانه یک میلیارد دلار» برای تداوم جنگ علیه ایران، پرده از یک فاجعه محاسباتی برمی‌دارد. این رقم، فراتر از یک عدد ساده، نشان‌دهنده فروپاشی منطق «هزینه-فایده» در دستگاه دیپلماسی و نظامی آمریکا‌ست. وقتی جنگ به یک «رویداد اقتصادی فرساینده» تبدیل می‌شود، در‌واقع متجاوز در حال بلعیدن ثروت ملی خود در چاه ویلی است که پایانی برای آن متصور نیست. بار کج تجاوز به منزل نمی‌رسد و این هزینه‌های دیوانه‌وار، نهایتا منجر به فروپاشی ساختارهای داخلی خود متجاوز خواهد شد. جنگ، برخلاف تصور سران کاخ سفید، یک فیلم هالیوودی کم‌هزینه نیست، بلکه واقعیتی است که در آن «خون» بر «پول» و «اراده» بر «تکنولوژی» غلبه می‌کند.

3. روایت‌سازی دروغین؛ سلاح زنگ‌زده‌ متجاوز

دروغ‌های موسوم به «ضرب‌الاجل‌های دوهفته‌ای» و روایت‌سازی‌های موهوم درباره توان هسته‌ای ایران، تکرار همان سناریوهای کهنه برای توجیه تجاوز است. دشمن که در میدان نبرد تن‌به‌تن و در ساحت بازدارندگی موشکی قافیه را باخته، به «جنگ روانی» و «جعل روایت» پناه برده است. اظهارات ترامپ و هم‌پیمانانش بیش از آنکه برآمده از یک نگرانی واقعی باشد، تلاشی مذبوحانه برای مهار «قدرت منطقه‌ای ایران» است. ایران امروز، دیگر یک بازیگر منفعل نیست، بلکه طراح اصلی معادلات غرب آسیاست. دشمنان باید درک کنند که دوران «بزن و دررو» به پایان رسیده و هر روایت دروغینی، با پاسخ قاطع «حقیقت در میدان» مواجه خواهد شد.

4. ساحت مقدس دفاع و منطق بازدارندگی

دفاع برای ملت ایران نه یک انتخاب، بلکه یک «حق مسلم و واجب شرعی» است. ایران در طول تاریخ نشان داده است که هرگز آغازگر هیچ جنگی نبوده، اما در پاسخ به تجاوز، «پایانی پشیمان‌کننده» را برای متجاوز رقم زده است. پیام صریح ارتش جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه «هدف، پایگاه‌های متجاوز است و نه همسایگان»، گویای یک راهبرد حکیمانه است. ایران میان «دوستان هم‌پیمان» و «متجاوزان بدعهد» تفاوتی مبنایی قائل است.

سلاح‌های ما، از‌جمله «سجیل‌های» منتظر، فقط برای ادب‌کردن کسانی است که زبان دیپلماسی را نمی‌فهمند. بازدارندگی ما، تضمین‌کننده صلح واقعی در منطقه است؛ صلحی که در آنجایی برای «خون‌آشامان بین‌المللی» و غارتگران ثروت ملت‌ها نباشد.

5.‌ دوستان بدعهد و آزمون ثبات

در این کارزار، نقش کشورهایی که در بزنگاه‌ها، عهدهای خود را فراموش کرده ‌یا در برابر بی‌عدالتی سکوت کرده‌اند، از یاد نخواهد رفت. لفاظی تا کی؟ آیا زمان آن نرسیده است که جهان در برابر این «تجاوز آشکار به حاکمیت ملی کشورها» بایستد؟ بی‌ثباتی در خاورمیانه، همان‌طور که شرکای راهبردی نظیر چین و روسیه هشدار داده‌اند، به معنای بی‌ثباتی در کل اقتصاد جهانی و نظم بین‌الملل است.

نتیجه‌گیری: گذر از هراس به سوی فتح مبین

«بترسی یا نترسی، باید تحمل کنی؛ پس بهتر است نترسی!»؛ این جمله، چکیده‌ «فلسفه‌ مقاومت» ماست. ترس، تنها ابزاری است که دشمن برای فلج‌کردن اراده ما به کار می‌گیرد، اما وقتی ملتی به این باور برسد که ایستادگی، تنها راه بقا و عزت است، دیگر هیچ لفاظی و هیچ حجم آتشی نمی‌تواند سد راه او شود. جنگ برنده ندارد، اما «دفاع» دارای شکوهی است که تاریخ را می‌سازد. ما با اتکا بر نصرت الهی و با قلبی سرشار از اطمینان، در برابر این جنون هژمونیک می‌ایستیم. دوران خودشیفتگی آمریکا رو به زوال است و صبح صادق پیروزی، برای آنان که «نترسیدن» و «ایستادگی» را برگزیدند، نزدیک است. ما ایستاده‌ایم؛ نه از سر ستیزه‌جویی، بلکه از سر دل‌باختگی به حقیقت و دفاع از خاکی که بوی غیرت می‌دهد.

کجای تاریخ بایستیم؟!

محمود گبرلو

در جهان امروز که قدرت‌ها به دنبال نابودی انسان‌ها و کسب قدرت و شهرت شهوت‌پرستانه خودند، قشر روشنفکر آگاه که روزگاری برای تغییر جهان فریاد می‌زد، باید کدام سمت تاریخ بایستد؟! در جهانی که کودکان معصوم تکه‌پاره می‌شوند تا صهیونیست قلدرتر و خونخوارتر شود، جریان روشنفکری که همیشه به دنبال رشد و شکوفایی کودکان امروز و نسل آینده است باید کدام سمت این جغرافیا بایستد؟!
روشنفکری که در طول تاریخ به دنبال عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی بود، در قبال قتل‌عام زن و مرد و کودک و جوان که فقط به‌خاطر آزادی و استقلال تکه‌پاره می‌شود باید کجای این سرزمین بایستد؟!  جهانیان اهل تفکر و تحلیل می‌دانند بمباران سرزمین ایران بهانه‌ای است برای به دست آوردن ثروت ملی و گران‌بهای این سرزمین هرچند منافعشان به سکوت و بی‌طرفی سوق می‌دهد؛ اما روزی تاریخ افشاگری خواهد کرد که مخالفت با جمهوری اسلامی بهانه‌ای بود برای غارت سرزمین این نقطه خاورمیانه تا امیال پلید پنهانشان اجرا شود. روزی تاریخ خواهد نوشت رهبر دوراندیش و استقلال‌طلب ایران به‌خاطر ایستادگی در مقابل جهان‌خواران که با دموکراسی و دیپلماسی جهانیان را فریب می‌دهند در سرزمین خودش و در کنار خانواده‌اش مورد ترور قرار گرفت و جان به جان‌آفرین تسلیم کرد و شهید شد. روزی تاریخ افشا خواهد کرد، سرداران نظامی، اندیشمندان و نیروهای مسلح ایرانی برای حفظ استقلال این سرزمین و مقاومت در قبال وحشی‌گری‌های جهان غرب که به‌ظاهر مدافع اخلاق و انسانیت است جان خود را تسلیم کردند.

چقدر مضحک است. نادان هستند کسانی که فریب تظاهر و دروغ‌پردازی آمریکا و اسرائیل را می‌خورند که به بهانه تغییر حاکمیت ایران، مردان و زنان غیور ایرانی را بمباران می‌کنند و می‌کشند و لبخند بر لبشان دارند. روزی عرق شرم بر پیشانی‌شان جاری خواهد شد و خجل و شرمسار درحالی‌که فرزندان این آب‌وخاک را به خاک می‌سپارند. خاک ایران را قدمگاه بیگانگان می‌کنند تا در قبال تجاوز و غارت، تکه نانی برای زنده‌ماندن در اختیارشان قرار دهند و در مقابل، ذخایر ایران را به غارت ببرند؛ اما زهی خیال باطل.
هر چه زمان می‌گذرد جهانیان آگاه‌تر می‌شوند و مردم این سرزمین مقاوم‌تر. آن‌چنان که زیر بمباران‌های دشمن، سرافرازانه به خیابان‌ها می‌آیند و سینه‌هایشان را سپر موشک‌ها قرار می‌دهند؛ چون نمی‌خواهند ایران که در طول تاریخ مقاومت کرده است مورد تجاوز و تجزیه قرار گیرد.
مخالف و معترض بودن در هر حاکمیتی حق طبیعی هر شهروند است و مقابله خشونت‌آمیز افرادی در حاکمیت با حق طبیعی هر شهروند که منجر به کشته‌شدن صدها انسان بی‌گناه معترض شده باشد محکوم و عصبانیت و اعتراض خشمگینانه انسان‌های داغدار حق طبیعی و مسلم است؛ اما هوشیاری و آگاهی در این شرایط یک ضرورت است. بدانیم این بمباران‌ها دلسوزی و مهربانی و انتقام خون‌های ریخته‌شده نیست، بلکه مسئله «ایران» و ثروت‌های سرشار و تکه‌تکه کردن ایران است تا ابرقدرت‌ها، ابرقدرت‌تر شوند، تا ایران بلندقامت، کوتاه‌قد شود چه ایرانی جمهوری اسلامی‌خواه باشد چه ایرانی پهلوی‌طلب!
تاریخ اندیشه اسلامی نشانه کم‌رنگی از حمایت علمای مذهبی از هنر سینما و تلویزیون داشته تا آنکه با ظهور انقلاب اسلامی و در پی برخورد برخی تندروها در به‌آتش‌کشیدن سینماها، امام خمینی در بدو ورود با جمله اینکه «ما با سینما مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم» حمایت خود را از سینما اعلام داشتند و در طول حیات خود به هنر متعهد تأکید داشتند؛ اما پس از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر انقلاب، تحول شگرفی در هنر سینما و تلویزیون ایجاد شد. ایشان از ابتدای فعالیت سیاسی، مذهبی خود به‌خصوص پس از انقلاب اسلامی مدافع هنر و هنرمند و به‌خصوص سینما و تلویزیون بودند و بدون فاصله‌گذاری، با همه اهالی هنر به خصوص سینما و تلویزیون گفت‌وگو و مباحثه می‌کردند و حتی پیگیر احوال هنرمندان می‌شدند، نمونه آن نقل‌قول منوچهر محمدی، تهیه‌کننده سینماست که روزی تلفن او زنگ می‌زند و پشت خط آیت‌الله خامنه‌ای است.
آیت‌الله خامنه‌ای اندیشمند هنرشناسی بود که با گشاده‌رویی از هر قشر و اندیشه هنری استقبال می‌کرد، سینماگری سراغ ندارد که ایشان علیه سینما یا فیلمی سینمایی یا ایدئولوژی سینماگری، جمله مخالفی داشته باشد، در چندین جلسه گرم و صمیمی با طیف‌های مختلف هنری که در تلویزیون و سینمای ایران فعالیت داشتند، بیشتر شنونده و حتی همراه و همدل حرف‌های آنان بودند. نمونه‌اش جلسه با سینماگران که رضا جودی به عدم شوخی در برنامه تلویزیونی معترض بود و ایشان با تبسم با وی همراه شدند و فرمودند با هر فرد و ارگانی حتی نظامی می‌توانید شوخی سالم داشته باشید. البته رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای با انتخاب برخی فیلم‌ها یا دیدارهای خاص که به مواضع و اندیشه‌شان نزدیک‌تر بود گرایش خود را مشخص می‌کردند، مثل حضور بر سر صحنه فیلم «محمد(ص)» یا حمایت از فیلم «مارمولک»، اما ندیدیم و نشنیدیم و نخواندیم که با نگرش سینماگران مواضع مخالف یا تند داشته باشند حتی با فیلم‌سازانی همچون محسن مخملباف که موضع تند و ضد رهبری دارند. نمونه آن دیدارهایی است که با جمع سینماگران از همه طیف‌های فکری، از جمله تهمینه میلانی و محمدرضا اصلانی تا مجید مجیدی و سلحشور یا حتی برنامه‌سازان تلویزیونی همچون رامبد جوان و سعید آقاخانی داشتند. همیشه مشوق و راهنمای هنرمندان بودند و در هر زمانی که فرصت می‌کردند فیلم‌های سینمایی مختلف را می‌دیدند و با ارائه نظرات فقهی، راه‌گشای مشکلات سینماگران بودند، از جمله فیلم «بازمانده».
طبیعی بود برخی فیلم‌سازان تلاش می‌کردند رهبری را به اندیشه خود نزدیک‌تر نشان دهند یا از همین دیدارهای صمیمانه، فضای مناسبی برای موقعیت خود فراهم می‌کردند یا نقل‌قول‌هایی از ایشان نقل می‌کردند؛ اما رسماً هیچ‌کدام از آن نقل‌قول‌ها تأیید نشد؛ بلکه ایشان به‌عنوان یک فقیه هنرشناس، عاشقانه به همه فعالیت‌های هنری سینماگران احترام گذاشته و با شوق استقبال می‌کردند. جمله زیبای ایشان که «سینما یک هنر برتر و پیشرفته است» سرلوحه بسیاری از سینماگران و سیاست‌گذاران سینمایی و علما و فقهای مذهبی است.

سیدمصطفی فاطمی نسب

میزان حضور مردم در این شب‌ها به قدری است که انسان تازه می‌فهمد وقتی امام شهید فرمودند «اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد» دقیقاً به چه چیزی اشاره می‌کردند.
این بار در تجمع خیابان هفت‌تیر مشهد شرکت کردم و نکاتی را که از این جمعیت گسترده به ذهنم می‌رسد، با شما در میان می‌گذارم.
۱. بخش قابل توجهی از جمعیت را خانواده‌ها تشکیل می‌دهند؛ خانواده‌هایی که در این هوای سرد فرزندان خردسال و حتی کودکانشان را هم در کالسکه همراه خود آورده‌اند. با خودم فکر می‌کنم چقدر خوب می‌شد اگر فضا یا امکانی برای شاد کردن دل این کودکان وجود داشت. با یک بیسکویت، چراغ اول را روشن می‌کنم و هر کجا کودکی را می‌بینم، یک بیسکویت به او می‌دهم. خاطرات خوش کودکی من در حرم مطهر رضوی از همین بیسکویت‌ها و شکلات‌های خادمان شروع می‌شود. مگر اینجا حرم نیست؟ مگر این مردم برای دفاع از حرم مطهر اینجا نیامده‌اند؟
۲. باز هم تیپ‌های مختلف و تنوع پوشش خودنمایی می‌کند. با پرچم ایران می‌آیند وسط جمعیت و عکس می‌گیرند و دوباره می‌روند کنار هم می‌ایستند. شاید همین کنار هم بودنشان پیامی است که ما همان‌طور که هستیم، پشت ایران ایستاده‌ایم. به این فکر می‌کنم که جدا از این مصاحبه‌های رسمی و شعارهای تکراری بروم و روایتی بدون قاب‌بندی از پیش تعیین شده از آن‌ها را ارائه بدهم. این تنوع و این حمیت در دفاع از کشورشان، فرصتی بی‌بدیل برای تولید مستندهایی از جنس روایت فتح است.
۳. شعارهای متحد بلندگوها که تمام می‌شود، مردم در هر نقطه به صلاحدید خودشان شعارشان را فریاد می‌زنند. شعارها آنچنان متفاوت نیست؛ اما نقطه‌زن است؛ یعنی اشاره‌های صریحی به تداوم انتقام از دشمن یا نقد برخی از مواضع حکمرانان در داخل دارد؛ گرچه بیان‌ها در چارچوب ادب سیاسی است. از همین منظر در مسیر برگشت دور میدان آزادی و در کنارگذر بزرگراه شهید کلانتری، خانواده‌ای پنج نفره را دیدم که به تنهایی پرچم به دست ایستاده‌اند و برای خودروهای عبوری پرچم تکان می‌دهند. کاش می‌شد آن‌ها را هم روایت کرد.
وقتی از میان جمعیت برمی‌گشتم، بیش از هر چیز به همین تصویرها فکر می‌کردم؛ به کالسکه‌ای که میان جمعیت آرام جلو می‌رفت، به کودکی که با گرفتن یک بیسکویت ذوق می‌کرد، به جوان‌هایی با سلیقه‌ها و ظاهرهای متفاوت که زیر یک پرچم کنار هم ایستاده بودند و به خانواده‌ای که در حاشیه بزرگراه، تنها؛ اما محکم پرچم تکان می‌دادند. شاید حقیقت این تجمع‌ها نه فقط در شعارها که در همین صحنه‌های کوچک و صمیمی پنهان است.
اینجا آدم می‌فهمد «مردم» یعنی چه؛ مردمی که هر کدام با روایت و دغدغه خودشان آمده‌اند؛ اما در یک نقطه به هم می‌رسند؛ ایستادن پای ایران. همین کنار هم ایستادن، همین حضور بی‌تکلف و بی‌دعوت رسمی، همان چیزی است که امام شهید از آن سخن می‌گفتند؛ مردمی که وقتی پای حادثه و دفاع از کشور در میان باشد، خودشان به میدان می‌آیند و کار را تمام می‌کنند.

رونمایی از ارتش چهارم

محمد کاظم انبارلویی
۱_کشورهای جهان برای دفاع از مرزهای خود یک ارتش را تدارک دیده‌اند. ایران تنها کشوری است در جهان که دو ارتش مسلح، در زمین، هوا و دریا دارد.
ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دو سامانه نظامی است که متکفل حفاظت از مرزهای مقدس جمهوری اسلامی است.
بسیج مستضعفان نیز لایه سوم ارتش ایران را تشکیل می‌دهند که در مواقع نظامی در کنار دو سامانه نظامی انجام‌وظیفه می‌کند و در غنی‌سازی نیروی انسانی دو ارتش مدام توانایی نظامی ایران را شارژ می‌کند.
اما در تجاوز دوم آمریکا و رژیم صهیونیستی مردم جهان شاهد رونمایی از ارتش چهارم اقتدار ملی ایرانیان هست. این ارتش سربازانی به تعداد جمعیت ایران دارد و در رسته‌ها و دسته‌های نظامی آن زنان، مردان، پیران، جوانان حتی کودکان شیرخوار عضو این ارتش هستند.از فردای روز حمله ددمنشانه دشمن این ارتش اعلام موجودیت کرد خیابان‌ها، میادین شهر را به تصرف درآورد و مساجد را به‌صورت پادگان‌های خود به حالت آماده‌باش دائمی درآورد.
مردم از سوگ شهادت رهبر عالی‌قدر خود یک حماسه پدید آوردند که صدا و تصویر آن رسانه‌های جهان را تسخیر کرده است.
هیچ قدرت نرم و سخت در جهان وجود ندارد که یارای مقاومت در برابر این ارتش ۹۰ میلیونی را داشته باشد. ارتباطات چهره به چهره مردم در اجتماعات عظیم میلیونی هرگونه اخلال رسانه‌ای و جنگ شناختی را هدف قرار داده است.ملت ید واحده، متحد و منسجم در میدان آماده هرگونه فداکاری و جان‌فشانی هستند.
این لشکر الهی ماشین جنگی آمریکا و ناتو را در ماجراجویی جدید به گل نشانده است. آمریکایی‌ها نه راه پس دارند و نه راه پیش.
فقط یک گزینه دارند؛ آن‌هم تسلیم در برابر اراده ملت ایران و صلابت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی!
۲_اهل معنا می‌دانند این نبرد مقدس است؛ که یک ملت دلیر و شجاع و جان‌برکف برای دفاع از شرف و عزت خود پای آن ایستاده است.
با این جنگ تمام درهای بهشت به‌سوی ملت ایران بازشده است و نیز تمام درهای جهنم به روی دشمنان اسلام، ایران و انقلاب گشوده شده است.
امروز تمامی کفر در برابر تمامی ایران صف‌آرایی کرده است و این صف‌آرایی مرزهای آبی و خاکی کشور را درنوردیده، ملت‌های مسلمان و آزاده جهان در کنار ملت ایران بر جنگ افروزان و ستم‌پیشگان لعن و نفرین می‌فرستند.
ما در این جنگ همه‌چیز داریم. هیچ خلاء فرماندهی در نبرد سخت و نرم وجود ندارد.چون یک ملت قیام کرده تا برای دفاع از آرمان‌های مقدس الهی مردانه بایستد.
۳_مراجع عالی‌قدر شیعه، بزرگان و علمای اهل سنت فرمان جهاد فی
سبیل الله صادر کرده‌اند و پای فتوای خود ایستاده‌اند. نخبگان و زبدگان روشنفکر مسلمان و غیرمسلمان با اعلام همبستگی با ملت ایران در سمت درست تاریخ در این پیچ تاریخی قرار دارند. ما به شب‌های قدر نزدیک می‌شویم. در این شب سرنوشت این جنگ نابرابر، ستمکاران و تجاوزکارانه با اراده الهی با پیروزی رزمندگان اسلام و ملت ایران رقم خواهد خورد.
۴_ در جلسات استماع کنگره آمریکا نشست‌ها برقرار است. آن‌ها که از این نشست‌ها بیرون می‌آیند در برابر سؤالات خبرنگاران فقط می‌گویند؛ اوضاع وخیم‌تر و بدتر از آن است که فکر می‌کردیم!
آن‌ها می‌گویند خیلی از سربازان آمریکایی کشته‌شده‌اند!
آن‌ها اعتراف می‌کنند آسمان سرزمین‌های اشغالی در تسخیر موشک‌های ایران است و درگیری موشک هاو پهپادها تقریبا غیرممکن است. دشمن  در زیر ضرب پولادین ملت ایران است.
۵_آن‌ها که می‌گفتند نباید با دنیا دربیفتیم، با جنگ کنونی به این ادراک رسیده‌اند که آمریکا و رژیم اشغالگر قدس همه دنیا نیستند. اشرار عالم، فاسدان و فاسقان عالم در این آرایش نظامی و جنگی در برابر ما هستند.پاکان عالم با ما هستند.
آن‌ها که می‌گفتند آمریکا با فشار یک دکمه همه سیستم دفاعی ما را از کار می‌اندازد، فهمیده‌اند سیستم دفاعی ما یک سازه "خودترمیم" دارد، بدون فرماندهان و حتی بدون فرمانده کل قوا، قوی عمل می‌کند.
آن‌ها که می‌ترسیدند و می‌ترساندند ملت را در هماوردی با استکبار جهانی اکنون فهمیده‌اند قدرت در ایران یک امر الهی است و در یک چرخه "بازتولید" به‌سرعت سرپا می‌ایستد و نظامات خود را تجهیز و تمهید می‌کند.ظهور ارتش چهارم به‌مثابه تولید شگفتانه قدرت ملی مردم جهان و استراتژيست های نظامی و سیاسی دنیا را به حیرت انداخته است.
آمریکا بداند آن روز که موشک‌ها و فشنگ‌های ما تمام شود، تازه جنگ ارتش چهارم جمهوری اسلامی شروع می‌شود.

نیروهای مسلح ایران چگونه ارتش آمریکا را در یک باتلاق طولانی مدت گرفتار کرده است

ترامپ در تله تهران

 ۱: «۳۶ ساعت نخست کارزار ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، بیش از ۳۰۰۰ مهمات هدایت‌شونده دقیق و موشک‌های رهگیر را به مصرف رسانده که این موضوع، یک آسیب‌پذیری حیاتی را در زنجیره تأمین برملا می‌کند.»
این خبر را فارن‌‌ پالیسی منتشر کرده است؛ نشریه‌ای که بنیانگذار آن ساموئل هانتینگتون است و یکی از مهم‌ترین نشریات دنیا به شمار می‌رود. آنچه فارن‌ پالیسی مورد اشاره قرار داده، یکی از مهم‌ترین مولفه‌های اثرگذار بر جنگ فعلی است. منابع خبری مطلع گزارش داده‌اند ذخایر تسلیحاتی، بویژه ذخایر موشک‌های پدافندی آمریکا و رژیم صهیونیستی کاهش شدید پیدا کرده‌ و در صورت استمرار جنگ با روند و ریتم فعلی، آنها تنها یک هفته تا ۱۰ روز دیگر امکان جنگیدن دارند. روزنامه واشنگتن‌پست نیز روز جمعه در گزارشی به همین موضوع اشاره و تصریح کرد آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال درگیر شدن با بحران ذخایر تسلیحاتی، بویژه موشک‌های پدافند هستند.
چند روز قبل از حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، وال‌استریت ژورنال و نیویورک‌تایمز فاش کردند در جلسات هماهنگی ترامپ با مقامات پنتاگون درباره طرح حمله به ایران، ژنرال جان کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نگرانی‌ها و تردیدهایی جدی مطرح کرده است. بر اساس این گزارش، عامل اصلی نگرانی‌های رئيس ستاد مشترک ارتش آمریکا، مساله طولانی شدن جنگ بود. به غیر از جان کین، برخی دیگر از مقامات پنتاگون نیز معتقد بودند آرایش نظامی آمریکا در منطقه برای حمله به ایران، کفاف یک جنگ طولانی‌مدت را نمی‌دهد و در صورت طولانی شدن جنگ، شکست آشکار آمریکا در جنگ، قطعی به نظر می‌رسد. در کنار معادلات نظامی، جنگ ۱۲ روزه نیز یک تجربه ملموس در اين‌باره بود. بخشی از توان موشکی ایران در این جنگ نمودار شد و قاعدتا طرف آمریکایی و صهیونیستی می‌دانستند با توجه به ظرفیت موشکی و پهپادی ایران، موضوع کاهش ذخایر تسلیحاتی یکی از پیامدهای قطعی جنگ است.

۲: چرا با وجود نگرانی ژنرال‌های ارشد پنتاگون، ترامپ در طراحی حمله به ایران، تمهیدات لازم برای رفع این نگرانی را تدارک ندید؟ پاسخ به این سوال می‌تواند کلید معمای سناریوی جنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد. در خبر فارن‌ پالیسی آمده است آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۳۶ ساعت اول جنگ، ۳ هزار تسلیحات علیه ایران استفاده کردند؛ رقمی که باعث شد بخش مهمی از ذخایر تسلیحات و مهمات آنها مصرف شود. فارن‌ پالیسی نوشته است این اقدام باعث شده میزان آسیب‌پذیری آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر حملات ایران افزایش یابد. در واقع آمریکا و رژیم صهیونیستی بخش مهمی از مهمات و تسلیحات خود را در همان روز اول و دوم جنگ علیه ایران مصرف کردند. 
این اقدام نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در کنار تبعات مهلک کاهش ذخایر، نشان می‌دهد در طرح جنگی ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، گزاره جنگ‌ طولانی‌مدت چندان معتبر نبوده است. به عبارتی، ترامپ و نتانیاهو تصور می‌کردند جنگ‌ علیه ایران، طولانی نخواهد شد.

۳: ایران در ۲ ماه منتهی به جنگ، بارها و در سطوح مختلف به طرف آمریکایی و صهیونیستی هشدار داد در پاسخ به حمله آنها، واکنش شدیدی نشان خواهد داد و ایران طیف‌های مختلفی از پاسخ‌ها را اجرایی خواهد کرد. رهبر معظم انقلاب نیز هشدار داده بودند حمله به ایران منجر به وقوع یک جنگ منطقه‌ای خواهد شد. تحرکات ایران در این مدت نیز نشان می‌داد این تهدیدات کاملا معتبر است. کما اینکه نگرانی‌ها و تردیدهای ژنرال‌های ارشد پنتاگون درباره تبعات و پیامدهای حمله به ایران، حاکی از این است که آنان نیز این تهدیدات ایران را کاملا جدی و معتبر ارزیابی کرده بودند. با این وجود آرایش نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به وضوح نشان می‌دهد آنان تدابیر لازم را برای یک جنگ منطقه‌ای طولانی‌مدت تدارک ندیده بودند. افشاگری فارن‌ پالیسی درباره استفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از حجم زیادی از تسلیحات و ذخایر خود در ۳۶ ساعت اول جنگ نیز در تناقض با نگرانی‌های جدی ژنرال‌های ارشد پنتاگون و فرماندهان ارتش آنان در جنگ با ایران است. به عبارتی، استفاده از این میزان تسلیحات در روزهای اول و دوم جنگ نشان می‌دهد ترامپ و نتانیاهو توجه چندانی به این نگرانی‌ها و واقعیت‌های مربوط به میدان معرکه ندارد.
چرا؟
بسیاری از کارشناسان معتقدند ترامپ و نتانیاهو تصور نمی‌کردند ایران در واکنش به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، پاسخ جدی و گسترده‌ای نشان دهد. بر این اساس، پلن A ترامپ و نتانیاهو این بود که پس از حمله به ایران و ترور رهبر معظم انقلاب و تعدادی از مقامات نیروهای مسلح، به واسطه خلأ‌های ساختاری و تصمیم‌‌گیری، ایران واکنشی جدی نشان ندهد. کما اینکه پیشنهاد آتش‌بس آمریکا تنها چند ساعت پس از ترور رهبر انقلاب و فرماندهان، در راستای همین برآورد ارزیابی می‌شود.
دلیل اینکه آنها حجم زیادی از تسلیحات خود را در روزهای نخست جنگ استفاده کردند نیز گزاره‌ای است که این ذهنیت و برآورد را تقویت می‌کند. با این حال ایران تهدیدات خود را عملی کرد تا پلن A ترامپ و نتانیاهو با شکست سنگین مواجه شود. 

۴: در ۸ روزی که از جنگ می‌گذرد، به وضوح مشخص شده ایران برخلاف محاسبات ترامپ و نتانیاهو و با وجود شهادت رهبر انقلاب و تعدادی از مقامات ارشد نظامی، در حال اجرای همه اجزای سناریوی پاسخ است. ایران در حال پیاده‌سازی یک یک هشدارها و تهدیداتی است که پیش از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود. نیروهای مسلح ایران همه پایگاه‌های آمریکا در ۹ کشور منطقه (عراق، کویت، قطر، بحرین، امارات، عمان، عربستان، اردن و قبرس) را با انبوهی از موشک و پهپاد مورد هدف قرار داده است. وضعیت حالا به گونه‌ای است که سی‌ان‌ان می‌گوید: ایران چشمان آمریکا در اردن، امارات و عربستان را کور کرده است. سی‌ان‌ان همچنین به این موضوع اشاره کرد که سامانه‌های پدافندی اصلی آمریکا یعنی سامانه‌های تاد، در این کشورها بشدت آسیب دیده است.
بر اساس گزارش‌ها، پایگاه‌های آمریکا در بحرین و قطر نیز تا حدود زیادی از رده عملیاتی خارج شده‌اند. الان میزراحی، کارشناس سرشناس یهودی در شبکه ایکس نوشت ایران با کور کردن رادارهای آمریکا در منطقه، شرایط را برای وارد کردن ضربات مهلک به رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. او در ادامه نوشت ایران هنوز حملات اصلی خود به رژیم صهیونیستی را انجام نداده است و «کابوس کابوس‌ها» در انتظار رژیم صهیونیستی است. برخی رسانه‌های رژیم صهیونیستی نیز روز چهارشنبه نوشتند اکنون سامانه‌های پدافندی رژیم تنها یک دقیقه تا یک و نیم دقیقه فرصت دارند تا موشک‌ها و پهپادهای ایران را رهگیری کنند، در حالی که پیش‌تر، این مدت زمان بین ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بود. ضمن اینکه این کاهش شدید مدت زمان باعث می‌شود شهرک‌نشینان صهیونیست فرصت لازم را برای رفتن به پناهگاه نداشته باشند.
از سوی دیگر، یک روز پس از حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، همان‌گونه که ایران پیش‌تر هشدار داده بود، تنگه هرمز مسدود شد. آمریکا تاکنون نتوانسته هیچ اقدامی برای بازگشایی این تنگه استراتژیک انجام دهد. پیشنهاد ترامپ مبنی بر بیمه کشتی‌ها و نفتکش‌ها و اسکورت آنها توسط کشتی‌ها و ناوهای نظامی آمریکا با بی‌توجهی و بی‌محلی کشورها مواجه شد. اکنون مشخص شده آمریکا هیچ طرح و ایده‌ای برای بازگشایی تنگه هرمز ندارد. ۸ روز پس از آغاز جنگ، قیمت نفت در دنیا بشدت افزایش یافت به گونه‌ای که حالا هر بشکه نفت در حوالی ۱۰۰ دلار قیمت‌گذاری شده است. کارشناسان بازار انرژی پیش‌بینی می‌کنند در صورت تداوم جنگ و ادامه انسداد تنگه هرمز تا یک ماه آینده، این کاملا محتمل است که قیمت هر بشکه نفت تا ۲۰۰ دلار افزایش پیدا کند. تبعات بسته بودن تنگه هرمز تنها به افزایش قیمت نفت محدود نمی‌‌شود. نزدیک ۲۵ درصد حمل و نقل نفت از تنگه هرمز می‌گذرد و بسته بودن این تنگه باعث کمبود شدید نفت نیز خواهد داشت و این موضوع تبعات اقتصادی گسترده‌ای بویژه برای کشورهای اروپایی خواهد داشت. به همین خاطر است که سران برخی کشورهای اروپایی که با سیاست‌های ضدایرانی رژیم صهیونیستی و آمریکا همراه بوده و هستند، اینک خواستار توقف جنگند.
حملات ایران به اسرائيل نیز همچنان ادامه دارد. برخلاف عملیات روانی صهیونیست‌ها، نرخ شلیک و اصابت موشک‌ها و پهپادهای ایران بیشتر از جنگ ۱۲ روزه است. با وجودی که ایران اکنون در نزدیک به ۱۰ کشور درگیر جنگ است اما نرخ شلیک‌ها به رژیم صهیونیستی در سطح موثری ادامه دارد. هنوز عملیات‌های اصلی ایران علیه رژیم صهیونیستی آغاز نشده است. ایران با کور کردن رادارها و منهدم کردن پدافندهای آمریکایی در حال فراهم کردن شرایط برای اجرای عملیات‌های موشکی و پهپادی بزرگ علیه رژیم صهیونیستی است.
ایران همچنین سورپرایزهای ویژه‌ای برای آمریکا و هم رژیم صهیونیستی طراحی کرده که در ادامه استراتژی دفاعی خود اجرایی خواهد کرد اما در مجموع، تاکنون ایران هشدارها و تهدیدات خود درباره حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی را محقق کرده است.

برنامه و طرح ترامپ و نتانیاهو در این مرحله از جنگ چیست؟
آمریکا و رژیم صهیونیستی صرفا تلاش می‌کنند با ادامه و تشدید حملات به مراکز و پایگاه‌های موشکی‌ و پهپادی‌، نرخ شلیک‌های ایران را کاهش دهند؛ هدفی که در همین ۸ روز جنگ نتوانسته‌اند محقق کنند. دلیل آن نیز تجربیاتی است که ایران در جنگ ۱۲ روزه به دست آورده است. در بیش از ۸ ماهی که که از توقف جنگ ۱۲ روزه گذشت، ایران اقدامات مهمی در توزیع، تنوع‌بخشی و ایمن‌سازی مراکز موشکی خود انجام داد. اقداماتی که از چشم رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی دور نماند. از سوی دیگر، ملاحظات زمانی آمریکا و رژیم صهیونیستی باعث می‌شود کاهش نرخ شلیک‌های ایران دور از دسترس شود.
 بنابراین مشخص است آمریکا و رژیم صهیونیستی ایده و طرح جنگی موثری برای تغییر معادله فعلی میدان و تضعیف توان آفندی ایران ندارند. ترامپ و نتانیاهو اکنون روی موضوع تجزیه و ناامنی در ایران تمرکز کرده‌اند. از یک سو در راستای پروژه تجزیه ایران، ترامپ با سرکرده‌های گروهک‌های تجزیه‌طلب در اقلیم کردستان عراق گفت‌و‌گو کرده است؛ رصد تحرکات این گروهک‌های تروریست نشان می‌دهد آنها در آستانه حمله به شهرهای مرزی ایران هستند. از دیگر سو، رژیم صهیونیستی نیز روی موضوع جنگ مسلحانه داخلی تمرکز کرده است. موساد در تلاش است زمینه‌های لازم برای فعال شدن هسته‌ای تروریستی مسلح در داخل ایران بویژه شهرهای بزرگ و خاصه تهران را فراهم کند. بنابراین اکنون در ابتدای هفته دوم جنگ، آمریکا و رژیم صهیونیستی عمده تمرکز خود را بر پروژه تجزیه و جنگ مسلحانه داخلی در ایران قرار داده‌اند.

۵: همه چیز حاکی از طولانی شدن جنگ است. پاسخ‌های ایران به گونه‌ای است که نشان می‌دهد این حملات بر اساس طرحی انجام می‌شود که محور آن، طولانی بودن جنگ است. این در حالی است که هم آرایش نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی و هم ظرفیت و امکان تسلیحاتی آنها در منطقه، نشان می‌دهد آنان برای جنگ طولانی‌مدت تدارک ندیده‌اند؛ همان موضوعی که سبب نگرانی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا شده بود.

 آیا ترامپ برای جلوگیری از طولانی شدن جنگ، طرح و ایده‌ای دارد؟ 
واقعیات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد طولانی شدن یا نشدن جنگ، معادله‌ای است که تنها متغیر آن، تصمیم ایران است. 
مقامات تهران هم قبل از جنگ و هم پس از وقوع جنگ، بارها به طرف آمریکایی گوشزد کردند اگر این آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند که جنگ را شروع کردند اما پایان جنگ کاملا در اختیار ایران است. واقعیات میدانی و شواهد و قرائن صحنه نبرد هم این موضوع را نشان می‌دهد.
ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش می‌کنند با کاهش شدید آفند ایران، شرایط را برای پایان دلخواه جنگ ایجاد کنند اما کاملا پیداست ترامپ راه‌حل نظامی‌ برای پایان دادن به جنگ ندارد. 
 در چنین شرایطی، تنها امکان برای پایان دادن به جنگ، تصمیم ایران است.
ترامپ به شیوه‌های مختلف، از جمله با مانور روی تهدیدات مربوط به تجزیه و جنگ داخلی، تلاش می‌کند ایران ضمن پذیرش آتش‌بس، تسلیم خواسته‌هایش شود. مواضع سخیف، استیصال رقت‌انگیز او را نشان می‌دهد. 
حالا همه متوجه شده‌اند ایران با ونزوئلا کاملا متفاوت است. واکنش و حملات گسترده ایران به آمریکا و رژیم صهیونیستی باعث حیرت دنیا شده است. تا همین حالا آمریکا هزینه‌های بی‌سابقه‌ای متحمل شده است. از پس از جنگ دوم جهانی تاکنون آمریکا چنین ضربات و هزینه‌هایی را متحمل نشده بود. تلاش ترامپ برای اجرای ایده ونزوئلا در قبال ایران، کاملا شکست خورده است. بنابراین اظهارات او درباره انتخاب رهبر جدید ایران، تلاشی بی‌فایده و رقت‌انگیز برای تشبیه ایران به ونزوئلاست.
از سوی دیگر تهدیدات مکرر ترامپ مبنی بر ترور مقامات و رهبر جدید ایران، در راستای متقاعد کردن ایران به پذیرش آتش‌بس و شروط ترامپ است.
با این وجود، کاملا پیداست این تهدیدات تاثیری روی مواضع ایران ندارد. ایران از یک سو از هراس و‌ وحشت ترامپ و نتانیاهو از جنگ طولانی با خبر است و از سوی دیگر نیز می‌داند ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی توانایی از بین بردن قدرت آفند ایران را ندارند. ایران همچنین تمهیدات لازم برای جلوگیری از جنگ داخلی و سرکوب تروریست‌های تجزیه‌طلب را اندیشیده است. ضمن اینکه قطعا چنین اقداماتی انسجام و همبستگی داخلی برای مقاومت در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی را تقویت خواهد کرد.
بنابراین اکنون می‌توان همه‌ معادله جنگ را در ۲ عبارت خلاصه کرد: 
نخست: طولانی شدن جنگ، فرصت شکست آمریکاست.
دوم: آمریکا اهرم، ابزار و امکان پایان دادن به جنگ را ندارد.

این شرایط، همان وضعیتی است که ژنرال‌های پنتاگون، در اتاق وضعیت کاخ سفید و در جلسات هماهنگی جنگ با ترامپ، بارها نسبت به آن هشدار دادند. آنها به ترامپ گوشزد کرده بودند در صورت وقوع این شرایط، جنگ از کنترل آنها خارج خواهد شد و قاعدتا آمریکا توان پایان دادن به جنگ را آنگونه که مطلوب می‌داند نخواهد داشت.
بنابراین اکنون همه می‌دانند آتش‌بس، فقط در یک حالت اتفاق خواهد افتاد. اگر قرار است طرفی از مواضع خود عقب‌نشینی کند تا جنگ متوقف شود، آن طرف قطعا ایران نیست.
فرماندهان نظامی ایران قبل از وقوع جنگ، بارها هشدار دادند اگر جنگی علیه ایران آغاز شود، از نظر ایران، این جنگ باید آخرین جنگ باشد. این خلاصه استراتژی دفاعی ایران در روزهای پرتلاطم فعلی است.