در بهار سال ۱۴۰۵، در حالی که طبیعت ردای سبز بر تن کرده، ایران عزیز در میان یکی از حساسترین پیچهای تاریخی خود قرار دارد. از تجاوز نهم اسفند تاکنون، جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا تمام توان سختافزاری و نرمافزاری خود را به کار بست تا با ضربه زدن به ارکان اقتدار ملی، اراده ملت ایران را در هم بشکند. اما آنچه در خیابانهای تهران و سراسر شهرهای ایران میگذرد، فراتر از پیشبینیهای اتاقهای فکر پنتاگون و سازمان منحوس سیا است. حضور مستمر و حماسی مردم در صحنه، امروز به سلاح راهبردی ایران تبدیل شده است.
۱. ابطال سحر رسانهای دشمن
بزرگترین سرمایهگذاری دولت ترامپ و رسانههایی، چون اینترنشنال، القای این گزاره بود که میان حاکمیت و مردم شکاف عمیقی وجود دارد. آنها تصور میکردند با آغاز تهاجم نظامی، مردم نه تنها از کشور دفاع نخواهند کرد، بلکه علیه ساختار سیاسی به پا خواهند خاست. اما حضور میلیونی مردم، در خیابانها و بیعت با امام سوم انقلاب، تمامی این نقشهها را نقش بر آب کرد. وقتی دوربینهای جهان تصویر ملتی را مخابره میکنند که در میانه جنگ، با صلابت در خیابان حضور دارند، ادراک پیروزی در ذهن فرماندهان آمریکایی به هراس از شکست تبدیل میشود.
۲. مردم؛ لایه اول پدافند غیرعامل
در دکترین نظامی نوین، قدرت یک کشور تنها در تعداد موشکها و پهپادهایش خلاصه نمیشود. عمق استراتژیک واقعی، مردمی هستند که با حضور خود، به نیروهای مسلح مشروعیت عمل و توان روحی میبخشند. نیروی نظامی که در خط مقدم نبرد با متجاوزان میجنگد، وقتی میبیند پشت سر او ملتی منسجم ایستاده است، با ایمانی مضاعف ماشه را میچکاند. این حضور، پیام روشنی به متجاوز است: (اینجا خاکریزها تمامنشدنی هستند.)
۳. خنثیسازی تروریسم اقتصادی و روانی
دشمنان نظام تلاش کردند با ایجاد فضای جنگی، بازارها را به آشوب بکشند و قحطی مصنوعی ایجاد کنند. اما هوشیاری مردم و حضور آرام و باطمأنینه آنها در فضای عمومی، مانع از فروپاشی نظام اجتماعی شد. مردم ایران با درک این واقعیت که آرامش آنها، بزرگترین سیلی به صورت ترامپ است، نشان دادند که بلوغ سیاسیشان از تمام تحریمها قویتر است. این ثبات قدم، سرمایهگذاران و بدخواهان را به این نتیجه رساند که ایران کشوری نیست که با چند انفجار یا شایعه، از درون فرو بپاشد.
۴. ایران پساجنگ: جهش از دل بحران
اما این حضور تنها برای دفاع نیست؛ این خیزش بزرگ، معمار ایران آینده است. تاریخ نشان داده کشورهایی که از دل جنگهای بزرگ با اتکا به نیروی مردمی پیروز خارج میشوند، به جهشهای اقتصادی و تکنولوژیک خیرهکنندهای دست مییابند.
وقتی ملت ببیند که توانسته است در برابر بزرگترین ماشین جنگی جهان بایستد، مانع بزرگی به نام "نمیتوانیم" در ذهنها فرو میریزد. این خودباوری در دوران بازسازی پساجنگ، موتور محرک صنایع دفاعی، فضایی و هستهای ما خواهد بود.
جنگ رمضان، نسلهای مختلف ایران را دوباره حول یک هدف مشترک یعنی ایران مقتدر، متحد کرد. این انسجام اجتماعی، بهترین بستر برای اجرای اصلاحات بزرگ اقتصادی و پیشرفتهای زیربنایی است.
جمعبندی
حضور مردم در خیابانهای ایران در این روزهای سرنوشتساز، پیامی صریح به کاخ سفید است: «محاسبات شما درباره ملت ایران، باز هم غلط از آب درآمد.» این حضور، نه تنها توطئه حمله زمینی و ترورهای رسانهای را خنثی کرده، بلکه پایههای یک ایران جدید را بنا نهاده است؛ ایرانی که از دل آتش جنگ، به عنوان ابرقدرت بلامنازع منطقه برخیزد. نوروز ۱۴۰۵، نه تنها آغاز سال، بلکه آغاز عصر نوینی از حاکمیت اراده ملت بر سرنوشت خویش است.