در حالی که افکار عمومی جهان و منطقه پس از جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران اسلامی، به دنبال کورسوی امیدی در قالب یک آتشبس پایدار یا توافق اولیه بودند، رفتار شنیع آمریکاییها مبنی بر حمله به کشتی کانتینربر ایرانی توسکا در دریای عمان، شوک جدیدی به امنیت دریانوردی وارد کرد. این اقدام، فراتر از یک درگیری محدود دریایی، نشاندهنده خوی عهدشکنی و تلاش آمریکا برای بازتعریف قواعد بازی در نظم جدید» است.
۱. نقض فاحش حقوق بینالملل و قواعد دریانوردی:
حمله به یک کشتی تجاری با پرچم جمهوری اسلامی ایران در آبهای بینالمللی، نقض صریح کنوانسیون حقوق دریاها و اصل آزادی کشتیرانی است. رفتار آمریکاییها مبنی بر محاصره دریایی، تنها زمانی مشروعیت دارد که وضعیت جنگ رسمی اعلام شده باشد. در حالی که طرفین در فضای آتشبس به سر میبرند، تیراندازی به موتورخانه یک کشتی غیرنظامی، مصداق بارز راهزنی دریایی دولتی است. از منظر حقوقی، ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق «دفاع مشروع» را برای ایران در برابر این حمله مسلحانه کاملا محفوظ میدارد.
۲. راهبرد ترامپ: توافق زیر سایه تهدید
ترامپ در پستهای اخیرش در تروث سوشال صراحتا اعلام کرده که اگر توافق واقعی البته طبق استانداردهای او اجرا نشود، تیراندازی آغاز میشود. حمله به توسکا، در واقع یک تست عملیاتی برای سنجش ایران و نیروهای مسلح آن است. او میخواهد نشان دهد که برای رسیدن به اهداف خود، ابایی از زیر پا گذاشتن آتشبس ندارد. این رفتار، بخشی از دکترین فشار حداکثری است که در آن، میز مذاکره و میدان جنگ به طور فیزیکی با هم ادغام شدهاند.
۳. واکنش میدانی و اقتدار دریایی ایران
رفتار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در طول مدت جنگ رمضان، در پاسخ به حملات آمریکاییها و رژیم صهیونیستی، پیامی روشن به کاخ سفید مخابره کرده است: «دوران بزن و دررو به پایان رسیده است». نظام جمهوری اسلامی ایران نشان داده که امنیت خلیج فارس و دریای عمان خط قرمز غیرقابل معامله است. تثبیت نظم جدید توسط ایران، بر پایه «پاسخ متوازن و قاطع» بنا شده و هرگونه عقبنشینی در برابر حمله به کشتی ایرانی، میتواند به معنای چراغ سبز به محاصره کامل بنادر ایران تلقی شود.
۴. شرایط امروز؛ جنگ یا بازدارندگی
واقعیت این است که ترامپ علیرغم لفاظیهای تند، به دنبال یک جنگ تمامعیار و پرهزینه در آستانه انتخابات داخلی آمریکا نیست. او به دنبال لبه پرتگاه است؛ یعنی رساندن اوضاع به آستانه جنگ برای امتیازگیری. اما این استراتژی دو لبه دارد؛ چرا که ایران بعد از جنگ رمضان، نظامی است که از یک بحران عظیم عبور کرده و انسجام ساختاری خود را بازیابی کرده است. هرگونه پاسخ قاطع ایران که طبق قوانین بینالمللی مجاز است، اگر با دقت طراحی شود، نه تنها لزوما به جنگ ختم نمیشود، بلکه میتواند با بازگرداندن توازن وحشت، طرف آمریکایی را به رعایت قواعد آتشبس وادار کند.
نتیجه اینکه؛ دشمن میخواهد با ایجاد اضطراب از جنگ، اراده ملی را سست کند. پاسخ حقوقی و نظامی به این عهدشکنی، حق قانونی ایران است، اما هوشمندی در زمان و مکان این پاسخ، کلید پیروزی در این شطرنج خونین است. ایران با تثبیت قدرت خود در منطقه، نشان داده که نه از جنگ میهراسد و نه اجازه میدهد راهزنان دریایی، معیشت و امنیت مردمش را به گروگان بگیرند.