صفحه نخست >>  عمومی >> نبض تحلیل
تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۳۹۰۴۸۴
پرسش:
آنچه واضح است طرح ترامپ برای محاصره دریایی ایران از هر منظر طرحی نپخته و از پیش باخته است. اگر غیر از این بود حداقل چهره‌های برجسته و شناخته شده تحلیلی و سیاسی در جهان غرب می‌پذیرفتند تا با دیدگاه‌های ترامپ همراهی کنند.
پایگاه بصیرت / گروه نویسندگان بین‌الملل

به تازگی و تنها اندکی پس از ناکامی مذاکرات اسلام آباد که به دلیل زیاده خواهی‌های کاخ سفید رخ داد، شاهد بوده‌ایم که دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در موضع گیری از محاصره دریایی ایران و اراده اش برای تحمیل محدودیت بر بنادر ایرانی و استفاده کشورمان از تنگه هرمز سخن گفته است. سرفرماندهی سنتکام نیز تایید کرده که دستورات ترامپ با محوریت محاصره تحمیلی دریایی علیه ایران را از بعدازظهر ۲۴ فروردین ماه اجرایی کرده است. در نقطه مقابل ایران تاکید کرده که ایجاد اختلال در امنیت بنادر ایران به نحو مشابهی امنیت بنادر کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس را هم به خطر خواهد انداخت. با این همه، حداقل به ۵ دلیل به نظر می‌رسد که توطئه جدید ترامپ علیه ایران راه به جایی نمی‌برد و شکستی جدید را در پرونده رییس جمهور آمریکا ثبت خواهد کرد.

اول اینکه این موضع گیری ترامپ از بن بست عمیق وی حکایت دارد. در این چهارچوب، فردی که مدعی بازگشایی تنگه هرمز بود اکنون می‌خواهد به جهان نشان دهد اوست که تنگه هرمز را بسته است! بسیاری از رسانه‌های غربی همین حالا ترامپ را دست می‌اندازند که برای بازگشایی تنگه هرمز می‌خواهد آن را ببندد. اگر نقشه و طرح اصلی ترامپ موفق بود نیازی به این سطح از تناقض نبود. در حقیقت، چالش اصلی ترامپ این است که طرحش، برای فرار از شکست‌های است که در خلال جنگ رمضان به واسطه مقاومت جانانه ایران به آن‌ها دچار شده و هیچگونه اصالت و عقبه علمی و اجرایی ندارد. همین سطحی بودن توطئه جدید ترامپ علیه ایران سبب شده تا بسیاری از تحلیلگران شانس موفقیت آن را بسیار ناچیزی ارزیابی کنند.

نکته دوم اینکه آمریکا اکنون دست به هر کاری می‌زند تا کارت معتبر و ارزشمند تنگه هرمز را به زعم خود از ایران بگیرد. این چیزی نیست که مسئولان آمریکایی آن را پنهان کنند. آن‌ها خوب می‌دانند که ترتیبات مرتبط با تنگه هرمز در فضای پساجنگ از ایران یک ابرقدرت تمام عیار می‌سازد. از این رو، پافشاری ایران بر حقوقش در تنگه هرمز در قالب مذاکرات اسلام آباد کاملا عقلانی و درست بوده است.

در این چهارچوب، آمریکا روی عقب نشینی ایران حساب باز کرده، اما واقعیت این است که ایران مصمم است تا از دستاورد‌های میدانی خود با نهایت جدیت و قدرت دفاع و حراست کند. ایران در حال حراست از کیان و منافع خود است، اما آمریکای کنونی اسیر بولهوسی ترامپ شده است. میان این دو مسأله تفاوت‌های زیادی وجود دارد و محرک‌های موفقیت ایران را بیش از پیش تقویت می‌کند.

نکته سوم اینکه طرح ایده محاصره دریایی ایران، بازار‌های انرژی و مالی جهان را به وضعیت بدتری دچار خواهد کرد. از این منظر ترامپ عملاً با محاصره دریایی خود علیه ایران به پای خود آمریکا شلیک کرده است. هر روز اختلال در تنگه هرمز، میلیارد‌ها دلار هزینه و خسارت روی دست آمریکا و متحدانش می‌گذارد. این در حالی است که گزینه‌های ایران برای حراست از منافعش بسیار متنوع هستند. ایران بیش از دو برابر مرز‌های دریایی خود از مرز‌های خاکی و زمینی برخوردار است. همین مسأله پتانسیل‌های قابل توجهی را در اختیار ایران قرار می‌دهد تا منافع خود را تامین کند و دشمن را در یک رقابت فرسایشی مرگبار گرفتار کند.

نکته چهارم اینکه رئیس جمهور آمریکا مدعی شده که آمریکا می‌خواهد کشتی‌هایی که با مجوز ایران از تنگه هرمز عبور می‌کنند را متوقف و بازرسی کند. این مسأله می‌تواند حامل خسارت‌ها و بهای سنگینی برای آمریکا باشد. آیا آمریکا می‌تواند بدون توجه به تبعات بازرسی از کشتی‌های کشور‌هایی نظیر چین دست به یکچنین اقدامی بزند؟ بسیار بعید است.

جالب اینکه همین ملاحظات بوده که سبب شده تا بسیاری از بازیگران غربی نظیر دولت‌های انگلیس و فرانسه و البته تشکیلات ناتو به صراحت اعلام کنند که هیچ قصدی جهت پیوستن به ابتکار اعلامی ترامپ در محاصره دریایی ایران ندارند. آنها خوب می‌دانند که ماجراجویی جدید رئیس جمهور آمریکا علیه ایران و مشارکتشان در آن می‌تواند آن‌ها را با شرایطی رو به رو کند که هیچ آمادگی برای آن ندارند و خسارت‌های سنگینی را در ابعاد مختلف به آن‌ها تحمیل می‌کند. از این منظر، توطئه جدید ترامپ علیه ایران در وضعیتی مطرح شده که شخص رییس جمهور آمریکا در پیشبرد آن تنهای تنها است. تردیدی نیست که اگر اینکار ترامپ راهگشا و مفید بود بسیاری از غربی‌ها با وی به صورت عملیاتی علیه ایران همکاری می‌کردند.

از یاد نبریم که هنوز ظرفیت‌های نیروی دریایی ایران پیش چشم جهانیان قرار نگرفته است. اگر آمریکا بخواهد با کشتی‌های جنگی خود در معادله اعمال فشار به ایران جدیت به خرج بدهد این مسأله می‌تواند صورت حساب‌های سنگینی را در عرصه میدانی روی دست آن قرار دهد؛ و در نهایت نکته پنجم اینکه اجرایی شدن طرح محاصره دریایی ایران از سوی رئیس جمهور آمریکا سبب خواهد شد تا روند معادلات منطقه‌ای شرایط تازه‌ای را تجربه کند. به طور خاص هیچ بعید نیست که متحدان کشورمان در یمن نیز تنگه باب‌المندب را مسدود سازند. این موضوع خود می‌تواند فشار‌ها به اقتصاد جهانی و مخصوصا اقتصاد‌های غربی را به نحو تصاعدی بالا ببرد. از یاد نبریم که هر روز اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز، میلیارد‌ها دلار خسارت روی دست اقتصاد‌های غربی و منطقه‌ای می‌گذارد. حال اگر قرار باشد انسداد تنگه باب المندب نیز اضافه شود این مسأله وضعیتی وخیم‌تر پیدا خواهد کرد. آنچه واضح است طرح ترامپ برای محاصره دریایی ایران از هر منظر طرحی نپخته و از پیش باخته است. اگر غیر از این بود حداقل چهره‌های برجسته و شناخته شده تحلیلی و سیاسی در جهان غرب می‌پذیرفتند تا با دیدگاه‌های ترامپ همراهی کنند. با این حال همانطور که پیشتر هم گفته شد، ترامپ در قمار جدید خود علیه ایران تنهای تنهاست.