در روزهای قبل فیلم ناکجا Nowhere دو بار از تلویزیون پخش شد؛ یک انتخاب دقیق و بسیار معنادار در چنین روزهایی؛
۱- ناکجا فیلمی اسپانیایی، و به کارگردانی آلبِرت پینتو در سال ۲۰۲۳ ساخته شده است. اسپانیا سرزمین ایگناتوس لویولا، سرزمین یسوعیان جنگآور که پروتستانهای شمالی را به زیر آورد، این روزها در سایه دولت پدرو سانچز، حد و حدود ترامپ را بر او معلوم ساخت و در سمت درست تاریخ ایستاد و البته سانچز از خاستگاه سوسیالیستی مقاومت میکند، ولی در حال حاضر از کنارش نمیتوان گذشت ...
۲- ناکجا، داستان زن و شوهری است که از دولتی که مادران باردار را به گلوله میبندد، فرار میکنند. در بین راه به دلیل اتفاقاتی زن تنها میماند و به کشتی باری راه مییابد و در یک کانتینر پنهان میشود. کانتینر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و سوراخ سوراخ شده است. نقطه اوج داستان آنجاست که کشتی غرق میشود و زن میماند تنها در یک کانتینر، در دریایی بی کران و در آستانه غرق شدن.
فیلم صحنههای بیرحمی دارد و آلبرت پینتو را سودای ترحّم نیست. کانتینر دارد غرق میشود و یک زن تنها، و البته باردار، شب و روز در میان این کانتینر به در و دیوار میخورد، جان میکَند و تمام تلاش خود را به کار میگیرد و ایستادگی میکند تا فرزندش را حفظ کند. مادر میتوان استعارهای از وطن باشد و ارزشی که فرزندانش باید قدر بدانند.
این صحنههای سخت و بی رحم، مقاومت عمیقا معنادار یک زن در مقابل لاطائلات فمینیستی است. دو چیز در این فیلم فریاد بلندی علیه فمینیست هاست: نقش مادری و وسایل آشپزخانه.
۲- مادر فرزند را به تنهایی در کانتیتر در حال غرق به دنیا میآورد و عشق به فرزند، او را بر تمامی مشکلات پیروز میکند.
اساسا امیدی که مادر (میا با بازیگری آنا کاستیلو) برای زنده ماندن دارد، آن هم میان کانتینر غرق شده در دریا که هر لحظه فروتر میرود، با نگاه به فرزندش زنده میشود؛ فرزندی که آن را از چنگ نظامیانی که به مادران باردار شلیک میکنند [همچون کودک کُشی صهیونیست ها، هرچند قصد کارگردان نبوده است]نجات داده است و اکنون تمام دغدغه میا حفظ فرزندش است. حال آنکه انکار نقش مادری و حمله به آن از بزرگترین شعارهای فمینیست هاست.
میا با نگاههای فرزندش سقف پولادین کانتینر را با دریل سوراخ میکند؛ بسیار صعب و دشوار؛ و با دستهای خون آلود طی چندین روز دریچهای میگشاید و به پُشت سقف میرود تا از غرق شدن نجات یابد.
۳- کانتینر چه باری دارد؟ و پاسخ به این سؤال هم موضع محکمی در مقابل فمینیست هاست.
کانتینر وسایل منزل و به خصوص وسایل آشپزخانه دارد. ظروف پلاستیکی، چسب، نخ و ... مهم اینکه زن با کمک همین وسایل نجات مییابد و این دفاع بسیار جانانهای از خانه داری زن است که فمینیستها علیه آن بسیار به تندی سخن میکنند.
زن با کمک همین وسایل، سوراخهای کانتینر را میبندد و مانع از غرق شدن میشود و البته اوج ماجرا اینجاست که با استفاده از ظروف پلاستیکی یک قایق دست ساز میسازد و از این طریق به ساحل میرسد، ولی باز هم در اینجا نکته بسیار مهم تری فریاد میشود که دست مریزاد دارد و آن اینکه چگونه این زن با قایق دست ساز نجات یافت؟
وقتی کانتینر در آستانه غرق شدن است، و زن در پُشت سقف، قایق را برای انداختن به آب آماده کرده، ناگهان برای پیدا کردن چیزی درون کانتینر میرود و آب بالا آمده و قایق و کودک را با خود میبرد. زن وقتی از کانتینر خارج میشود، کودکش را آب بُرده و شناکُنان در دریا به دنبال کودک، و اینجاست که با گریههای کودک او را پیدا میکند؛ و طنابی که یک سر آن به دستش و سر دیگر به گهواره و قایق کودک.
آب قایق را به نزدیک ساحل میآورد و وقتی زنی صیاد با پدرش قایق کودک را پیدا میکنند و بعد به دنبال مادر. همان طناب که از گهواره به دست زن بسته شده، او را نجات میدهد؛ همه چیز در این صحنه جمع شده است: مادری که خود را فدای کودک کرده و این فداکاری که باعث نجات او میشود ...
۴- و از این نکتهها باز هم هست، صحنهای دیگر که خیره کننده است، آنجا که مادر کُهنه زیر کودک را به آب میاندازد و میبیند که ماهیهایی جمع شدند و بعد به فکر صید ماهی میافتد، اما با روشهای مردانه (صید با سرنیزه) موفق نمیشود. موفقیّت او با بافیدن تور ممکن میشود و بافیدن نیز کاری است زنانه، و البته کودک راه این روزی را گشوده است ...
و اینها همه به چالش کشیدن فمینیسم است، بدون هیاهو و در سکوت و تعلیقهایی که آرامش و پُشتکار زنانه را مستتر دارد.