اربعین سردار شهید علیرضا تنگسیری را نه صرفاً یک مراسم یادبود معمولی، بلکه باید نقطه عزیمتی برای بازخوانی یک مکتب عملیاتی و ایدئولوژیک دانست. شهید تنگسیری بیش از آنکه یک فرمانده نظامی باشد، به معنای واقعی کلمه «معمار دریا» بود؛ او همان کسی است که هندسه قدرت را از روی نقشههایی که در کابینهها ترسیم میشد، به متن عینی و زنده خلیج فارس منتقل و در آن جا پیاده کرد.
این روزها چهلم شهیدی از تبار رئیسعلی دلواری را پشت سر میگذاریم؛ مردی که الفبای عزت را بر صفحه آبی آبهای نیلگون خلیجفارس نوشت و بر اندام ناوهای غولپیکری لرزه انداخت که گمان میکردند کدخدای این آبراه هستند؛ بنابراین اربعین این سردار بزرگ، فرصتی مغتنم برای بازخوانی میراثی است که فراتر از هر عملیات نظامی، یک مکتب راهبردی عمیق و ماندگار را در دل خلیج فارس به یادگار گذاشته است.
سردار تنگسیری راهبرد حضور مستمر و مقتدر را که پیش از آن تنها روی نقشهها وجود داشت، به عرصه واقعی و پهنه دریا آورد. او معمار نبردی بود که در آن ایمان بر آهن غلبه میکرد. از نگاه او، هر قایق تندرو مانند سجیلی بر پیکر آمریکای جنایتکار بود. این نگاه تحولآفرین، دریا را از یک مسیر عبوری صرف به حریمی هویتی تبدیل کرد؛ حریمی که بیگانگان هرگز نتوانستند در آن رؤیای تسلط بر میراث نیاکان را در سر بپرورانند. جنس این اقتدار نه دیپلماتیک محض بود و نه صرفاً نظامی، بلکه تلفیقی هوشمندانه از ایمان رزمی و درک عمیق از جغرافیای سیاسی منطقه به شمار میرفت.
با چنین نگاهی میتوان گفت، بزرگترین میراث فکری سردار تنگسیری، تدوین و تثبیت دکترین ایرانی تنگه هرمز بود. او با نبوغی استراتژیک، حقوق بینالملل را با اقتدار میدانی پیوند زد و معتقد بود، تنگه هرمز گلوگاه حیات ماست و کلید این قفل استراتژیک تنها باید در دستان ایرانیان به منزله صاحبان اصلی آن قرار داشته باشد. او با تبیین دقیق مفهوم امنیت بومی، به روشنی ثابت کرد که ایران نهتنها پلیس صادق این دریا، بلکه نویسنده قواعد بازی در این شاهراه جهانی است. دکترین او بر یک اصل استوار بود: «یا امنیت برای همه، یا برای هیچکس». این شعار ارزشمند، نقطه مقابل امنیت انحصاریای است که قدرتهای فرامنطقهای همواره به دنبال تحقق آن بودهاند.
از آنجایی که شهید تنگسیری، مرد موج و دریا بود نه پشت میزنشینی؛ از همین رو کارگران بنادر، ماهیگیران بندر امام، ماهشهر، هندیجان، خورموسی، جاسک، اروندکنار، بوشهر و رزمندگان هرمزگان به شدت دوستش داشتند. او حال و هوای جبهههای خاکی هشت سال دفاع مقدس را به دل دریا برده بود و همین تواضع و فروتنیاش در اوج اقتدار، دست به دست هم داده بود تا او را به رفیقی صمیمی برای سربازانش تبدیل کند. این محبوبیت گسترده در امتداد نوار ساحلی جنوب، از هندیجان تا جاسک، خود به تنهایی سندی محکم بر کارآمدی یک سبک فرماندهی بومی و مردمی است. اربعین شهادت او پایان راه نیست، بلکه آغاز فصلی تازه است؛ فصلی که در آن هر موج خلیج فارس، طنین صدای او را بازتاب میدهد و یاد و نامش را برای همیشه زنده نگه میدارد.