«مکس بوت» کارشناس اندیشکده آمریکایی شورای روابط خارجی، در یادداشتی نقاط ضعف و به اصطلاح قوت تشکیلات دفاعی آمریکا را بررسی کرده است. وی با این ادعا که بارزترین قدرت پنتاگون استفاده از مهمات دقیق برای بارش «مرگ و ویرانی از آسمان» با ریسک کم برای نیروهای آمریکایی است، به ضعف حتی همین نقطه قوت ادعایی واشنگتن تصریح کرد و نوشت: «مشکل اینجاست که آمریکا تعداد نسبتاً کمی از موشکهای درجه یک خود را تولید میکند و پس از چند هفته جنگ، سالها طول میکشد تا ذخایر بازسازی شود. به عنوان مثال، کل ذخیره موشکهای بالستیک دوربرد (PrSM) ارتش آمریکا علیه ایران مصرف شد.»
وی مشکل بزرگتر را «فقدان استراتژی» نامید و نوشت: «مسئله بزرگتر، دشواری تبدیل موفقیت تاکتیکی نظامی به نتایج راهبردی است، مشکلی که ایالات متحده بارها با آن مواجه شده، به ویژه در افغانستان و عراق. کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل توان نظامی ایران را تضعیف کرده، اما رژیم را سرنگون نکرده و به بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران و در نتیجه ایجاد بحران جهانی انرژی منجر شد.»
این تحلیلگر آمریکایی با اشاره به آسیبپذیری آمریکا در قبال پهپادهای ارزانقیمت، اذعان داشت: «در حالی که جنگهای عراق و افغانستان آسیبپذیری آمریکا را در برابر بمبهای کنار جادهای ارزانقیمت نشان داد، درگیری با ایران آسیبپذیری آمریکا و متحدانش را در برابر پهپادهای ارزانقیمت برملا کرده است. این پهپادها همراه با موشکهای ایران خسارت قابل توجهی به ویژه به زیرساختهای غیرنظامی در خلیجفارس وارد کردند و ناکارآمدی دفاع آمریکا و متحدانش را آشکار ساختند. به دلیل کوچک بودن، قابلیت پنهان شدن و شلیک سریع، ایران میتوانست با وجود بمبارانهای آمریکا، به شلیک آنها ادامه دهد. حملات ایران به هواپیماهای آمریکایی بر روی زمین آسیب رسانده یا نابود کرده، همچنین تعدادی از رادارهایی را که آمریکا و متحدانش برای دفاع هوایی استفاده میکنند، از بین برده است.»
بوت با اشاره به مقرونبهصرفه نبودن دفاع گران در برابر پهپاد ارزان، نوشت: «برای دفاع در برابر تهدید ایران، آمریکا و شرکایش در ۱۶ روز اول درگیری بیش از ۱۷۰۰ موشک پاتریوت شلیک کردند. پیش از شروع جنگ، آمریکا دفاع ضدپهپاد ارزانقیمت در اختیار نداشت.»
وی در تشریح درسهای کلیدی برای آینده نیروهای مسلح آمریکا افزود: «جنگ ایران ضرورت افزایش مهمات آمریکا و توسعه دفاع ضدپهپاد ارزانقیمت را به وضوح نشان داده است. همچنین این نکته را برجسته میکند که اتکای واشنگتن به سکوهای سرنشیندار گرانقیمت، مانند تانکها، بمبافکنها و کشتیهای سطحی در عصر جنگ پهپادی مصداق «زمانپریشی» (آناکرونیسم) است.»
کارشناس اندیشکده شورای روابط خارجی با بیان اینکه پیش از شروع جنگ، وزارت دفاع برنامهریزی برای افزایش تولید برخی موشکهای کلیدی را آغاز کرده بود، نوشت: «اما این کار سالها طول میکشد و در این میان، کاهش خطرناک زرادخانههای آمریکا میتواند در صورت درگیری با چین یا روسیه، کمبود ایجاد کند. علاوه بر این، حتی ارقام بالاتر تولید نیز احتمالاً در صورت یک درگیری بزرگ ناکافی خواهند بود.»
وی راه حل را تولید مهمات ارزان و انبوهسازی پهپاد خواند و افزود: «نیروی هوایی آمریکا متوجه این مشکل شده و سرمایهگذاری بر روی «رده جدیدی از مهمات مقرونبهصرفه و کمهزینه» را آغاز کرده است. نمونههای اولیه، موشکهای کروزی با برد کوتاهتر و محموله کوچکتر از مدلهای موجود، اما هزینه بسیار کمتر هستند.»
بوت خاطرنشان کرد: «بدترین پاسخ نظامی آمریکا به جنگ ایران، خودراضی بودن (کمتوجهی به این درسها) خواهد بود. این جنگ آسیبپذیریهای آشکاری را در نیروهای آمریکایی نشان داد. چین و روسیه احتمالاً نیروهای موشکی و پهپادی حتی پیشرفتهتری نسبت به ایران در اختیار خواهند داشت. پیش از رفتن به جنگ در آینده، رهبران سیاسی آمریکا باید با دقت بیشتری بررسی کنند که چگونه میتوانند از نیروی نظامی آمریکا برای تولید یک نتیجه سیاسی مطلوب استفاده کنند. فقدان یک استراتژی مشخص، ضعف آشکار آمریکایی از جنگ ویتنام تا جنگهای عراق و افغانستان، و اکنون جنگ با ایران، بوده است.»