نظمها همیشه زاییده قدرتهایی هستند که از دل جنگها بیرون میآیند. در خلیجفارس هم داستان این گونه بوده است. هر کسی قدرتمندتر بوده است، در خلیجفارس برای خودش جایگاه و پایگاهی درست کرده است.
پرتغالیهای خراج بگیر
اوایل قرن شانزدهم بود که یک دریاسالار پرتغالی به نام «آلبو کرک» عازم جزیره هرمز شد و توانست با تصرف هرمز، بر این تنگه و کل خلیجفارس مسلط شود. مدتی بعد آنها پایشان را به جزیره خارک هم باز کردند. صفویها که درگیر جنگ با عثمانیها بودند، حدود یک قرن حضور پرتغالیها را تحمل کردند؛ اما دیری نپایید که شاه عباس صفوی با استفاده از امامقلی خان به طولانیترین حضور استعمار در خلیجفارس و جزایر ایرانی پایان داد.
روباه پیر در خلیجفارس
به محض اینکه پای پرتغالیها از هرمز و خلیجفارس بریده شد، پای انگلیسیها به اسم و بهانههایی، مانند تجارت ابریشم به خلیجفارس باز شد. نیمه قرن نوزدهم موضوع به اسم جنگ هرات عیان و آشکارتر شد. انگلیسیها به بهانه تصرف هرات به دست ناصرالدین شاه، جزیره خارک و بوشهر تا اهواز و آبادان را تصرف کردند. هر چند این تصرف زیاد طول نکشید؛ ولی آغازی بر حضور انگلیسیها در خلیجفارس و در دست داشتن جنوب کشور شد. انگلیسیها که اهمیت خلیجفارس را فهمیده بودند، دست به کار شدند و بلافاصله برای خودشان یک حکومت نیمه مستقل با قشون نظامی، پلیس، ساختار اداری، مزدوران و... راه انداختند. هر چند برخی اوقات ما با واکنشهایی، مانند شهید رئیسعلی دلواری مواجه میشویم؛ ولی این سلطه انگلیسیها تا برآمدن استعمار جدید، یعنی آمریکاییها ادامه پیدا کرد.
عصر دو ستونی
پس از آنکه انگلیسیها قدرتشان رو به افول گذاشت، شاهد ظهور قدرت آمریکاییها در عرصه جهانی از جمله خلیجفارس هستیم. حالا آمریکاییها به منطقه آمدهاند و کیسینجر و نیکسون طرحی به عنوان دو ستون را تنظیم کردهاند که نظم منطقهای را نیابتاً به گردن ایرانیها و عربستانیها بیندازند؛ اما سال ۱۳۵۷ و با انقلاب اسلامی، یکی از ستونهای نظم امنیتی آمریکاییها فروپاشید. آمریکاییها با سقوط شاه، شروع جنگ ایران و عراق، جنگ در افغانستان و... به دنبال این رفتند که با سنتکام حضورشان را در خلیجفارس پر رنگتر کنند. همین حضور بود که موجب شد آمریکاییها پرونده بسیاری را در خلیجفارس بگشایند که از پاسخ به هر پرونده ناتوان شوند؛ از جنگ خلیجفارس تا حمله به عراق و افغانستان و تلاش برا کنترل ایران. همه اینها سرآغاز یک افول برای آمریکاییها در زمانهای بود که بیشترین قدرت را داشتند.
جنگ نظمها
در چند سال اخیر هم ما شاهد تلاش برای یک نظم آمریکاییـ صهیونیستی در منطقه هستیم. طرحهایی مانند پیمان ابراهیم، ناتوی عربی، کریدور آیمک و... را میتوان یک مهندسی ژئوپلیتیک برای منطقه غرب آسیا دانست. در این نظم که مد نظر آمریکاییهاست، ما شاهد سه ستون هستیم:
ستون ایدئولوژیک و سیاسی: «پیمان ابراهیم» نقطه عطف ستون ایدئولوژیک و سیاسی آمریکاییها بوده و هست. آمریکاییها این پیمان را با هدف زدودن مسئله فلسطین و عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی شکل دادند. امروز هم آمریکاییها به دنبال توسعه این پیمان به منزله پایه اصلی اقدامات خود در منطقه غرب آسیا هستند.
ستون نظامی: از سال ۲۰۲۱ ارتش رژیم صهیونیستی عملاً به حوزه مسئولیت سنتکام منتقل شده و رژیم به یک ساختار ذیل فرماندهی ارتش آمریکاییها بدل شد. در کنار این، ترامپ در دور پیشین خودش به دنبال تشکیل یک ناتوی عربی بود که نقطه تمرکزش بر ایران و در گام دوم زدودن مسئله فلسطین و مقاومت در منطقه بود.
ستون اقتصادی و لجستیکی: «کریدور آیمک» را هر چند به منزله یک طرح در مقابل طرح کریدوری چینیها محاسبه کردهاند؛ اما باید نگاهی وسیعتر و عمیقتر به آن داشت. آمریکاییها با این کریدور به دنبال تبدیل رژیم صهیونیستی به گذرگاه تجاری منطقه و پیوند دادن تجارت منطقه به حضور صهیونیستها هستند.
چالش برای نظم صهیونیستی ـ آمریکایی
جنگ تحمیلی اخیر را باید سرآغاز تقابل ایران و مقاومت با نظم آمریکاییـ صهیونیستی دانست. اهمیت ژئو اکونومیک تنگه هرمز آن را به نقطه کانونی چالش علیه نظم جهانی مد نظر آمریکاییها تبدیل کرده است. این تنگه گذرگاه یک پنجم نفت و گاز طبیعی دنیا، یک سوم هلیوم جهان و بخش اعظم مایحتاج دنیا، مانند اوره است. اختلال در این تنگه نه فقط بر آمریکاییها فشار اقتصادی وارد میکند؛ بلکه محل مطمئنی برای فشار بر استراتژی آمریکاییهاست. آنچه در حال رخ نمایاندن است، یک نظم جدید مبتنی بر حق ایران و ملل مسلمان است. البته این خود الزاماتی دارد که در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله سیدمجتبی خامنهای در دهم اردیبهشت بیان شده است.
پیامی برای نظم جدید
در پیام رهبر معظم انقلاب، شاهد زوایای گوناگونی از تنگه هرمز و خلیجفارس هستیم. در بخشی از پیام، ایشان به بازگشتن تنگه هرمز و خلیجفارس به ملل منطقه اشاره دارند و در بخش دیگری مبنا و بنیان شکلگیری نظم را شیفت پارادایمی در اخراج آمریکاییها از منطقه میدانند. در پیام رهبر معظم انقلاب، «آینده درخشان منطقه غرب آسیا، آیندهای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود.» در این دیدگاه، آمریکاییها از یک کنشگر امنیتساز به عامل برهم زننده و مخل امنیت تبدیل میشوند.
آنچه از دل پیام رهبر معظم انقلاب بر میآید، این است که نظم جدید از دل چندین قرن مبارزه با استعمارهای پرتغال، هلند، انگلیس، آمریکا و... بیرون آمده است و نیروهای مسلح ایران و مسئولان باید مقوم و تقویتکننده این نظم جدید باشند.