این روزها شاهد شکلگیری اجتماعات پرشور و خودجوش مردمی هستیم؛ اجتماعاتی که بخش عمده آنها صادقانه، فراگیر و برخاسته از احساسات، بصیرت و دغدغههای واقعی مردم هستند و به همین دلیل باید از آنها صیانت کرد. در کنار این حرکتهای ارزشمند، در برخی موارد محدود شاهد رویهای نگرانکننده هستیم؛ اینکه بعضی جریانها و تشکلهای سیاسی، آشکار یا پنهان، مدیریت صحنه، استیج و تریبون را در اختیار میگیرند و به تدریج بعثت مردمی را به امتداد فعالیتهای جناحی خود تبدیل میکنند.
اگر این اتفاق به رویهای عادی تبدیل شود، یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی کشور، یعنی «میدان مستقل مردم»، آسیب خواهد دید. مسئله این نیست که احزاب و گروههای سیاسی حق فعالیت ندارند؛ اتفاقاً فعالیت شفاف سیاسی امری ضروری و طبیعی است. مسئله آنجاست که مرز میان «تجمع مردمی» و «میتینگ جناحی» مخدوش شود.
اگر این بدعت جا بیفتد، به جای یک صدای عمومی، با چندین صدای متعارض روبهرو خواهیم شد. هر میدان به قلمرو یک جریان خاص تبدیل میشود و دیگر هیچ تجمعی نمیتواند ادعای نمایندگی از افکار عمومی را داشته باشد؛ زیرا هر مطالبهای به نام یک جناح ثبت خواهد شد.
آسیب مهمتر، مصادره مطالبات مردم است. هنگامی که سخن یک شهروند در بستری مطرح شود که تحت مدیریت یا نفوذ یک جریان سیاسی قرار دارد، آن سخن دیگر به عنوان «مطالبه مردم» شنیده نمیشود، بلکه به عنوان «موضع آن جریان» تفسیر خواهد شد. در نتیجه، حقیقت سخن قربانی هویت سیاسی برگزارکنندگان شده و مطالبه عمومی به نزاع جناحی فروکاسته میشود. همچنین با سیاستزده شدن میدانهای مردمی، امکان شکلگیری مطالبات و اعتراضهای خودجوش نیز تضعیف میشود. میدان مردم باید محل انعکاس بیواسطه دغدغهها و خواستههای عمومی باشد، نه محلی برای بازتولید گفتمان یک حزب خاص.
راه جلوگیری از این آسیب چندان پیچیده نیست. هر تجمعی که وابستگی تشکیلاتی یا سیاسی دارد، باید صریح و شفاف اعلام کند که زیر نظر کدام حزب، جریان یا تشکل برگزار میشود و مسئولیت کامل شعارها و مواضع آن را نیز بپذیرد. در مقابل، هر تجمعی که عنوان «مردمی» را بر خود مینهد، باید از نمادها، سهمخواهیها و مدیریت جناحی فاصله بگیرد. این تفکیک ساده، هم به شفافیت سیاسی کمک میکند و هم از مصادره بسترهای مردمی جلوگیری خواهد کرد؛ و یک سخن صریح با همه جریانهای سیاسی، بهویژه آنان که خود را ولایتمدار میدانند: اگر ولایتمدار هستید، اجازه دهید این اجتماعات مردمی بمانند. هنر آن نیست که پشت تریبون مردم قرار بگیرید؛ هنر آن است که تریبون را برای مردم حفظ کنید. میدان مردم را به نام هیچ حزب و جناحی مصادره نکنید. این اجتماعات هرچه خالصتر، فراگیرتر و مردمیتر باشند، برای انقلاب و کشور مفیدتر خواهند بود.
بعثت زیبای مردم را نباید با رقابتهای جناحی و سهمخواهیهای سیاسی مخدوش کرد. میدان مردم، سرمایه همه مردم است؛ نه حیاط خلوت احزاب و نه ملک مشاع جناحها. ولایتمداری را نه در استخدام میدان مردم به نفع سلایق سیاسی، بلکه در پاسداری از مردمی ماندن آن باید نشان داد.
البته مردمِ فهیم و مبعوث، در این بیش از صد شب نشان دادهاند که در افقی بالاتر از دستهبندیهای سیاسی ایستادهاند. آنان صاحب اصلی این میدان هستند و اجازه نخواهند داد سرمایه اجتماعی بزرگی که برای ایران، انقلاب، نظام اسلامی و رهبری شکل گرفته، به دست منافع جناحی مصادره شود؛ چه از سوی کسانی که پنهانی در پی جهتدهی صحنهاند و چه از سوی آنان که آشکارا با هویت تشکیلاتی وارد میدان میشوند. حفظ این وحدت مردمی، خود یکی از مهمترین دستاوردهایی است که باید از آن پاسداری کرد و هر اقدامی که به آن آسیب بزند، برخلاف مصالح مردم و انقلاب خواهد بود.