به یاد داریم روزهایی را که زنان جلوهای زینبی داشتند؛ زنانی که صبورانه روایتگر حماسه مردان خود بودند. خاطرات و روایتهای آنان در کتابهایی، مانند «نیمه پنهان ماه» ثبت شد و در برنامههایی، همچون «ملازمان حرم» در رسانه ملی شنیده شد؛ جایی که همسران شهدا از زندگی، مجاهدت و شهادت همسرانشان سخن میگفتند. زن ایرانی، با صبر، استقامت و روایتگری، حافظ یاد و راه شهیدان بود و اجازه نمیداد حماسهها در گذر زمان فراموش شوند. این جلوه، جلوهای زینبی بود؛ جلوهای از صبر، تبیین و پاسداری از حقیقت.
اما امروز در امتداد همان مسیر، تحولی عمیقتر شکل گرفته است. علاوه بر آن جلوه زینبی، جلوهای زهرایی نیز به این میدان افزوده شده است. یعنی زن امروز تنها روایتگر حماسه دیگران نیست، بلکه خود نیز در متن حماسه حضور دارد. در جنگ تحمیلی سوم شاهد آن هستیم که زنان نه فقط پشتیبانان صحنه مقاومت، بلکه خود بخشی از این میدان شدهاند. از همین رو امروز مردانی را میبینیم که از قهرمانی همسران شهیدشان سخن میگویند، از فداکاری و ایستادگی زنانی روایت میکنند که در لحظه امتحان، شجاعانه در کنار مردم و میهن ایستادند و حتی جان خود را تقدیم کردند. این صحنه، در تاریخ معاصر ما کمنظیر است؛ اینکه مردی روایتگر حماسه همسر شهید خویش باشد و از شجاعت و ایمان او بگوید.
این تحول را باید در بستر انقلاب اسلامی فهمید. انقلاب اسلامی جایگاه زن را ارتقا داد و افق تازهای پیش روی او گشود. زن در این نگاه نه موجودی حاشیهنشین؛ بلکه انسانی صاحب نقش و اثر در سرنوشت جامعه است. زن مسلمان میتواند با حفظ حیا و عفت، در عرصههای اجتماعی حضور داشته باشد، مسئولیت بپذیرد، اثرگذار باشد و در عین حال کرامت و اصالت زنانه خود را حفظ کند.
از همینرو زن امروز در جامعه ما فقط اسطورهساز نیست؛ اسطوره است. هم میتواند قهرمان باشد و هم قهرمان پرورش دهد. هم میتواند مادر شهید باشد و هم خود در جایگاه ایثار و شهادت قرار گیرد.
از همینجاست که میتوان گفت زنان در این روزگار، در دل یک جنگ سخت، به منشأ قدرت نرم تبدیل شدهاند؛ رسانهای که با ایمان، روایت، صبر و ایستادگی، حقیقت مقاومت را به جامعه منتقل میکند و روح امید و پایداری را زنده نگه میدارد. به تعبیر دیگر، زنان، رسانه نرم در جنگ سخت هستند.