صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۷۲۷
نگاهی به فیلم «هفت دقیقه تا پاییز»
سردبیری: طبق نظر گزینشگر اسناد، حذف گردید.

آرش فهیم
با رشد و گسترش طبقه متوسط شهری در کشورمان طی سال های پس از جنگ تحمیلی ، برخی از سینماگران نیز به بازتاب وضعیت این قشر از جامعه پرداخته اند. از جمله کارگردانانی که به سراغ این موضوع رفته اند می توان به اصغر فرهادی با فیلم های «چهارشنبه سوری» و «درباره الی» ، رسول صدر عاملی با «دختری با کفش های کتانی» و«دیشب باباتو دیدم آیدا» ، رخشان بنی اعتماد با «خون بازی» و ... اشاره کرد. اینک علیرضا امینی نیز در فیلم جدید خود «هفت دقیقه به پاییز» به این موضوع پرداخته است. با این تفاوت که برخلاف آثار مذکور این بار خانواده ای که دوربین فیلمساز بر آنها تمرکز کرده ، دچار مشکلات معیشتی است.
«هفت دقیقه تا پاییز» روایت مقطعی بحران زده از زندگی دو خواهر است؛ میترا ، خواهر بزرگتر که شوهرش نیز نظافتچی یک شرکت است ، با کمبود درآمد دست و پنجه نرم می کند و خواهر کوچکتر مریم که شوهرش در زندان به سر می برد دچار مشکل زناشویی است. میترا که شغلش فیلمبرداری از جشن های عروسی است، مجبور می شود تا برای انجام این کار به همراه خانواده خود و خواهرش به شمال سفر کنند، اما در آنجا خودروی شان دچار سانحه شده و دخترش فوت می کند. در همین شرایط ، شوهر مریم نیز از زندان برمی گردد و متوجه خیانت همسرش می شود و ...
توجه به مشکلات اجتماعی و فرهنگی در هنر امری لازم و موثر است. اما چرا «هفت دقیقه تا پاییز» به رغم تمرکز بر فراز و نشیب های جامعه، فیلم موثری نیست؟
نخست این که این اثر جزو فیلم های روشنفکری محسوب می شود. فیلم هایی از این دست با نگاهی غربگرایانه به معضلات جامعه ایران نگاه می کنند. بزرگترین مشکل «هفت دقیقه تا پاییز» هم غیر بومی بودن آن است. نگاه شخصی خالق فیلم - نویسنده و کارگردان- بر حال و هوا و واقعیات جامعه ایران غلبه دارد.
نکته جالب که البته نوعی نقطه ضعف هم محسوب می شود، نزدیک بودن موضوع این فیلم با اکثر فیلم هایی است که در مقدمه این نوشتار ذکر شدند . به طوری که در بیشتر فیلم هایی که درباره قشر متوسط شهری ایران ساخته شده است، تم اصلی، خیانت است. هفت دقیقه تا پاییز هم تلاش دارد تا به همین موضوع بپردازد. البته نسبت به آثار قبلی که با همین تم ساخته شدند حرف تازه تری برای گفتن ندارد.
ضمن این که این اثر هم در زمره فیلم های به اصطلاح سیاه نما قرار دارد. فیلم هایی که تصویری کج و معوج از ایران نمایش می دهند. نمی توان گفت موضوعات مطرح شده در این فیلم دروغ هستند، ولی در واقعیت جامعه ایران رقمی بسیار ناچیز است و گروهی اندک را در برمی گیرد، اما این فیلم مشکلات اجتماعی ایران به گونه ای نمایش داده می شود که اگر فردی نا آشنا با جامعه ایران آن را ببیند خواهد پنداشت که زوجین ایرانی دائم در حال خیانت به هم هستند!
این نگاه در فیلم «دیشب بابا تو دیدم آیدا» هم جریان داشت و به این خاطر است که این کارگردان ها شناخت خیلی دقیق از جامعه و خانواده ایرانی ندارند. بلکه برخی اتفاقات را به کل جامعه تعمیم می دهند. کارگردانان سینمای ما کافی است به اظهار نظرات برخی از همکاران خارجی خود که چند روزی را در ایران سپری کردند، بزنند تا ببینند که نظر آن ها درباره ایران و ایرانی چیست.
نکته دیگر این که «هفت دقیقه تا پاییز» از آن دست آثاری است که از مشکلات معیشتی استفاده ابزاری می کند. یعنی فیلم به دنبال گشودن راهی نیست. مسئله حل کن نیست و نگاهش به مسائل اجتماعی چندان عمق ندارد. بیشتر گزارشی است تا تحلیلی و آسیب شناسانه.
«هفت دقیقه تا پاییز» فیلمی مأیوس کننده است که دلمردگی و تلخی را به ذهن مخاطب منتقل می کند. این فیلم مردم جامعه ایران را تنها و بی پناه نشان می دهد. اولین سوالی که در حین تماشای این فیلم به ذهن می رسد این است که «هفت دقیقه تا پاییز» چه ربطی به جامعه ایران دارد؟ آیا واقعاً آدم هایی که در این فیلم می بینیم، نمایندگان جامعه ایران هستند؟ به عنوان مثال در یکی از صحنه های ابتدایی فیلم مردی نمایش داده می شود که بی هیچ دلیل قانع کننده ای در پی اخراج مستأجر خود است. زنانی را می بینیم که به شوهران خود شک دارند و حتی نمی توانند به سادگی از کنار گفت وگوی ساده همسر خود با فردی غریبه بگذرند. به نوع عزا داری در فیلم توجه کنید. چند درصد از مردم ایران این گونه عزاداری می کنند؟ در بخشی از فیلم و در حالی که فرزند خواهر بزرگتر مرده است ، خواهر کوچکتر و شوهر او واکنشی که نشان از عزادار بودن آنها داشته باشد، نشان نمی دهند. آیا برخورد خانواده ها در ایران در هنگام مرگ نزدیکانشان این گونه است؟!
اما مهم ترین مشکل فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» که البته معضل تمام فیلم های روشنفکری ایران شناخته می شود ، عدم ارتباط سالم و سازنده با فرهنگ جامعه ایران و بازتاب بی غرضانه آن است . این مشکل باعث شده فیلم هایی این چنینی در برخورد با مصائب فرهنگی و اجتماعی به جای آسیب شناسی ، تبدیل به یک نقض غرض شوند. در همین فیلم نیز مصادیق بسیاری از این عیب دیده می شود. نکته قابل تأمل در فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» عامل ایجاد بسیاری از مشکلات دو خانواده فرهنگ سنتی و دینی جامعه ایران معرفی می شود. مثلاً در بخشی از فیلم ، وقتی میترا با مخالفت شوهرش با مسافرت آنها به شمال برای فیلمبرداری از جشن عروسی مواجه می شود ، دلیل می آورد که چندی دیگر محرم و صفر آغاز می شود و او کاسبی اش منحل می شود (نقل به مضمون) . جالب این است که از قضا خانواده ای هم که از او خواسته اند تا از جشن آنها فیلمبرداری شود ، دارای ظاهری مذهبی و در عین حال ثروتمند هستند. از طرفی خانواده همسر مریم نیز که عامل اصلی پیش آمدن مشکلات آنها هستند، به طور غیر مستقیم ، سنتی و مذهبی معرفی می شوند. یعنی اشارات این فیلم کاملاً در تضاد با این واقعیت است که مبنای اساسی انسجام و وحدت اجتماعی و خانوادگی در ایران، دین اسلام است! در حالی که پژوهش های اجتماعی نشان داده است که عمده مسائل و خسران های اجتماعی و خانوادگی در کشورمان ، دور شدن برخی خانواده ها از تعهد دینی و اخلاق است. در مورد طبقه متوسط شهری ایران نیز این موضوع صادق و حاکم است و می بینیم که بسیاری از خانواده های تازه به دوران رسیده شهری ، به دلیل دور شدن از سنت ها و ارزش های دینی و غرق شدن در فرهنگ لیبرالیستی و غرب زده ، از هم گسیخته و از خود بیگانه شده اند، اما متأسفانه در بسیاری از فیلم های روشنفکری ، این علت نادیده گرفته شده و به جای آن به معلول ها بیشتر توجه می شود.

نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات