دیدگاه >>  فرهنگی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۲۸۳۱۹۰
وجود عناصر عصمت و عدالت باعث شده تا خاستگاه دعا در مذهب شیعه از آنچه در بعضی از فرهنگ‌ها و تمدن‌ها بر اساس منافع فردی و جمعی پدید آورندگان شکل گرفته، مصون ماند و در واقع کل مجموعه را به صورت یک سیستم به هم پیوسته به سوی هدفی متعالی رهنمون شود.
پایگاه بصیرت / حجت الاسلام احمد زمانی

پایگاه بصیرت،احمد رضا زمانی/

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ کَانَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ یَکُونُ بَعْدَهُ. الَّذِی قَصُرَتْ عَنْ رُؤیَتِهِ أَبْصَارُ النَّاظِرِینَ، وَ عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أَوْهَامُ الْوَاصِفِینَ[1]

سخن گفتن از کتاب مقدّسی که بحقّ، به «انجیل اهل بیت علیهم السلام» و «زبور آل محمّد صلی الله علیه و آله وسلم» لقب یافته، امری بس گران و مشکل است.

صحیفه کامله سجّادیّه که به القابی همچون «الدعاء الکامل»، «دعاء الصحیفة» و «الصحیفة الکاملة»[2 موسوم گشته، چشمه بی پایانی است که باران نیایش و مناجات را در سرتاسر عالم و تا دامنه قیامت جاری کرده و جان های شیفته و کام های تشنه انسان های حق طلب و معنویت خواه را به زلال تمنّا، مصفّا گردانده و مشام جان هایشان را از عِطر پاک بندگی الهی و رحمت بی پایان لطف خداوندی انباشته است.

این کتاب، نخستین نیایش نامه مکتوب جهان اسلام و سوّمین کتاب مقدّس شیعیان است که از وجود چهارمین امام معصوم صادر گردیده، پنجمین دُرّ ولایت آن را کتابت فرموده، و ششمین کتابی است که در اسلام تألیف یافته است.

امام زین العابدین علیه السلام به مقتضای زمان و با بهترین و زیباترین شیوه ممکن، نیازهای فطری انسان را بیان می کنند، خویشتنِ آدمی را به او می شناسانند و راه ارتباط و اتصال به خالق بی نیاز را به او می آموزند. بدین ترتیب انسان را در پیوندی وثیق و متین با محبوب و خالق خویش به اوج می رسانند و از هر چه غیر اوست بی نیاز می سازند. از سویی چگونه دعا کردن را می آموزند و از سوی دیگر در قالب دعا به تعلیم دین و اصول اعتقادات دینی، اخلاق و ارزش های انسانی، حقوق و دیگر مسائل مذهبی، فرهنگی و اجتماعی می پردازند.

مراجعه تاریخی به عصر و زمانه ای که آن حضرت در آن می زیسته اند و دعاهای گران سنگ صحیفه سجّادیّه را در آن دوران القاء فرموده اند، به خوبی نشان می دهد که دین و معرفت دینی در آن دوره با خطری بزرگ و آفتی سترگ مواجه بوده است. «جمود فرهنگی» و «رکود علمی» حاصل از سیطره زیانبار بنی امیّه بر امّت اسلامی، چنان فضای تاریکی را پدید آورده بود[3] که تنها، یک حرکت اجتهادی فکری و اندیشگی جدید و یک جنبش علمی و فرهنگی نوپدید، می توانست آن فضای جامد و راکد را درهم بشکند و به بازگشایی آفاق ذهنی و فکری مسلمانان بیانجامد. بدین ترتیب در کویر حیرتِ اندیشه سوز آن دوران، این سیّد ساجدان و زینت عابدان، امام علی بن الحسین علیه السلام بود، که نقشه رهایی از سلطه سنگین و ظالمانه فکری و فرهنگی امویان را طراحی و با تأسیس و ایجاد مدرسه علمی، فرهنگی و دینی عظیمی، آن حرکت علمی ـ دینی شگفت را پایه گذاری فرمودند.

این چنین حرکتی و صدور چنین کتابی، همگان را بر آن داشت تا در حراست از آن بکوشند. حضرت صادق علیه السلام تلاش در راه حفظ و صیانت از صحیفه سجّادیّه را از فرزند خود خواست و در هنگام تحویل صحیفه به محمّد و ابراهیم از آنان پیمان گرفت که آن را از مدینه خارج نکنند، چرا که فتنه ها در پیش است.[4] زید بن علی بن الحسین علیهم السلام نیز به فرزندش یحیی، دستور به حفظ و حراست از صحیفه را داده بود. از این رو عالمان بی شماری در طول تاریخ تشیّع، با تبعیّت از ائمّه اطهار علیهم السلام و اعاظم مذهب، بر حفظ و حراست و استنساخ و تکثیر نسخ صحیفه سجّادیّه و همچنین دقّت نظر و تأمّل و شرح و تفسیر این کتاب ارزشمند، شخصاً اهتمام ورزیده اند.[5]

-----------------------------------------------------------------

[1] ـ بخش‏هایی از دعای اوّلِ صحیفه مبارکه سجّادیه.

[2] ـ ابن شهرآشوب، صحیفه را ششمین کتاب عالم اسلام دانسته و آن را با عنوان «الصحیفة الکاملة» نام می‏برد:«...ثمّ الصحیفة الکاملة عن زین‏العابدین.» معالم العلماء، ص 38.

[3]) بنگرید به: «جهاد الامام السجّادعلیه‏السلام»، استاد سید محمدرضا حسینی جلالی، دارالحدیث، قم، ایران، الطبعة الاولی، 1418 هـ ، صفحات 596 تا 711.

[4] ـ «... فقال: لا تخرجا بهذا الصحیفة من مدینة...» سند صحیفه.

[5] ـ برای نمونه بنگرید: بحارالانوار، ج 107، صص 213 ـ 211 و نیز ج 108، ص 132.

انگيزه انتخاب موضوع و ضرورت بحث درباره ي آن:
دعا در مكتب اهل بيت نقشي بسيار مهم در سازندگي و تربيت فرد وجامعه دارد. از ديدگاه علمي، دعا يكي از مهم‌ترين راهكار‌ها براي حل مشكلات و بر طرف كردن بحران‌هاي روحي و جسمي انسان‌ها است.
بر اساس نظريه مديريت بر مبناي انتظارات، دعا تأثير به سزايي در ايجاد حركت در جامعه و تلاش براي رسيدن به نقطه بهتر از لحاظ مادي و معنوي دارد.
تا كنون با وجود اهميت موضوع بر روي اين مسئله با استفاده از روش تحلیل محتوا كار كارشناسي مفيد و مدون و قابل ارائه در سطح بالا انجام نشده است.
اين سؤال اصلي در اينجا مطرح است كه آيا دعا به عنوان یک عنصر تربیتی، در رشد و شکوفایی فرهنگی و تمدنی نقش دارد؟

مفاهیم
دعا: «دعا» و «دعوت» مصدر «دعا يدعو» و به معناي خواندن، فراخواندن، ندا، درخواست و استغاثه است.
درباره واژه «دعا» چنين آمده است: خواندن جمله‌هاي مأثور از پيامبر و امامان در اوقات معين براي طلب آمرزش و برآورده شدن حاجت، درخواست حاجت از خدا، نيايش، مدح و ثنا، تحيت، درود، سلام، تضرع، نفرين.
«
دعا» به معناي خواندن و خطاب قرار دادن است و اصطلاحاً به خواندني گفته مي‌شود كه به وسيلة آن، موجودي از خداوند متعال چيزي را بطلبد و درخواست نمايد.
تربیت: به معنای پروردن، پروراندن، پرورش دادن، ادب و اخلاق به کسی یاد دادن است.
فرهنگ و تمدن: كلمه فرهنگ كلمه مشترك است كه حوزه وسيعى از معانى متفاوت را در بر مى‏گيرد. اين كلمه در آثار ادبى گذشتگان در معناى لغوى به كار نرفته است. «اين واژه مركب كه از نظر لغوى به معناى بالا كشيدن، بركشيدن و بيرون كشيدن است؛ هيچ‌گاه در ادبيات فارسى به مفهومى كه برخاسته از ريشه كلمه باشد نيامده است».
در آثار ادبى نويسندگان و شعرای ايرانى نيز از كلمه فرهنگ معانى مختلفى استخراج گرديده است؛ در دوره قبل از اسلام در كارنامه اردشير بابكان به معناى فنون و روش‏ها ‌آمده و پس از اسلام در اشعار فردوسى به معناى دانش، هنر و فرزانگى و در زمان معاصر در مفهومى وسيع‏تر به معناى دانش، ادب، علم، معرفت، تعليم و تربيت، آثار ادبى و علمى يك قوم يا ملت استفاده شده است.
واژه فرهنگ از ريشه پهلوى «فرهنج» گرفته شده و به معناى ادب و تربيت به كار مى‏رود. از فرهنگ تعريف‏هاى گوناگونى ارائه شده است؛ اما به يقين «فرهنگ از يك مقوله متجانس نيست و بر يك واقعيت مفرد دلالت نمى‏كند، بلكه تعداد زيادى از عناصر را در سطوح مختلف دربر مى‏گيرد؛ از جمله عقايد، عواطف، ارزش‏ها، هدف‏ها، كردارها، تمايلات و اندوخته‏ها».
ادوارد تايلور اولين و جامع‏ترين تعريف از واژه فرهنگ را اين‏گونه بيان مى‏كند:
فرهنگ مجموعه‏اى پيچيده كه شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنايع تكنيك‏ها، اخلاق، قوانين، سنن و بالأخره تمام عادات و رفتارها و ضوابطى است كه انسان به‏ عنوان عضو يك جامعه آن را از جامعه خود فرا مى‏گيرد و در قبال آن جامعه تعهداتى به‏عهده دارد.
«
تمدن» واژه‌اي عربی از ریشة مدن به معنای دارا بودن اخلاق و آداب اهل شهر (مدینه) آمده است. در کتاب لغت المنجد در معنای تمدن جملة «تَخلُقُ أهل المدائن» ذکر شده است. در زبان انگلیسی و فرانسه واژة «تمدن» معادل «Civilization» آمده است که از کلمة لاتین «Civilis» و از ریشة «Civis» به معنای اهل شهر می‌باشد.
در هر حال واژة تمدّن مفاهیمی چون «پیشرفت، آداب، مهربانی و رعایت مقررات» را به همراه دارد. در لغت‌نامة دهخدا این کلمه به معنای «انتقال از خشونت و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت و مجازاً به معنای تربیت و آداب» آمده است.
رابطه فرهنگ و تمدن: غالب صاحب‌نظران علوم اجتماعی در تحلیل‌های خود بین این دو مفهوم تفاوت قائل‌اند. به نظر «مک ایور» فرهنگ معادل است با بیان حالات زندگی (ایدئولوژی، دین و ادبیات) و تمدن عبارت است از تشکل جامعه و نظام و کنترل شرایط اجتماعی (تکنیک‌ها و سازمان‌های اجتماعی). «کروبر» فرهنگ را به ارزش‌های اجتماعی و تمدن را به واقعیت‌های اجتماعی مرتبط می‌داند.
تشيع: شيعه در لغت به معناى پيروان و ياران است و بر مفرد، تثنيه و جمع و نيز بر مذكر و مؤنث به ‏طور يكسان اطلاق مى‏شود. در اصطلاح، شيعه به پيروان على ع گفته مى‏شود كه معتقد به امامت و خلافت بلافصل ايشان از طريق «نصب» و «نص» پيامبر اكرم ص هستند.
شيعه به همان معناى مذكور در زمان پيامبرص نيز مطرح بوده است. و تعبير «شيعه على» بارها در سخنان آن حضرت به كار رفته است. وضعيت شيعه در زمان‏هاى مختلف به يك صورت نبوده است. اما عنصر اساسى براى تشيع كه اعتقاد به امامت على ع از طريق نص است از ابتداى اسلام و در همه دوره ها در ميان شيعه ديده مى‏شود.
دیرپاترین تصاویری که از ابتدايی‌ترین انسان‌ها در دل غارها و حفره ها و کوه‌ها به دست آمده‌ به نحوی زندگی او را با نیایش و دعا به درگاه وجودی برتر به تصویر می-کشند. حال ما چه این فعل و انفعال را به تعالیم انبیا از آغازین روز خلقت انسان نسبت دهیم و چه بر اساس آنچه بعضی از دانشمندان تصور می کنند، ناشي از جهل و نادانی او به علل طبیعی پدیده‌ها و در نتیجه رو کردن به خرافه و توهم بپنداریم، در اصل موضوع که تعلق خاطر انسان به نیایش و دعا به درگاه قدرت برتر است، تغییری رخ نمی‌دهد. هرچند می‌توان این دو دیدگاه را در این نقطه‌ مشترک گرد آورد و خرافه پرستی بعضی از انسان‌ها از روزگار نخستين تاکنون را به جهل و نادانی آنان به علة العلل پدیده‌ها یعنی خداوند متعال و تعالیم انبیا او وابسته کرد. فلاسفه نیز نیاز انسان به نیایش و دعا و پرستش را نیازی فطری می‌دانند و جزء ذات او تلقی می‌کنند.
به هر حال بشر پیوسته و علی الخصوص در مواقع بحرانی دست به دعا و نیایش بر می‌دارد و در بسیاری از برهه‌های تاریخ این نیاز او باعث شده تا انسان‌های زیرک به سوء استفاده از آن برخیزند و با ایجاد بتکده‌ها و خدایان خیالی این نیاز را به سوی منافع فردی و جمعی خود ساماندهی و وسیله‌ای برای استثمار جوامع قرار دهند. از سوی دیگر دعا چون در اوج بر انگیختگی انسان شکل می گیرد، در سازماندهی هیجان و شکفتگی استعدادهای نهفته وی، چه به صورت فردی و چه جمعی، نقشی بی بدیل ایفا می¬كند. یکی از مهم‌ترین ارکان ادیان الهی در هدایت انسان‌ها شکل دادن و جهت دادن به دعاهای آنها بوده و به همین علت از اصل موضوع دعا عموم فرهنگ‌ها و تمدن‌های بشری بهره‌مند بوده‌اند؛ اما چیزی که در این زمینه مذهب شیعه را از بقیه موارد متمایز می‌کند دو نکته مهم است:
1-آنکه مذهب شیعه به علت فشارهای طولانی و متمادی طی قرن‌ها بر اساس عنصر بنیادین تقیه سعی در انتقال فرهنگ داشته و در این زمینه دعا مهم‌ترین یا یکی از مهم‌ترین روش‌هایی بوده که توانسته عمیق¬ترین مفاهیم معنوی را با استوارترین مبانی فکری و تربیتی فردی و اجتماعی پیوند دهد و بر اساس آموزه¬های خود دیانت را با سیاست گره بزند. ادعیه وارده از اهل بیت: در شکل¬گیری این عناصر و مفاهیم بسیار موثر بوده و هستند.
2-وجود عناصر عصمت و عدالت باعث شده تا خاستگاه دعا در مذهب شیعه از آنچه در بعضی از فرهنگ‌ها و تمدن‌ها بر اساس منافع فردی و جمعی پدید آورندگان شکل گرفته، مصون ماند و در واقع کل مجموعه را به صورت یک سیستم به هم پیوسته به سوی هدفی متعالی رهنمون شود. هدفی که منافع تمامی بشر در ایجاد صلح و عدل را در جامعه‌ای در زیر سایه امامت و ولایت عادل‌ترین و پاک‌ترین انسان‌ها و با کارکرد امر به معروف و نهی از منکر، جهاد و تقیه شکل داده، در نقطه اوج با حکومت مهدی (عج) پیش روی بشري تعریف نموده است. به خاطر همین خصوصیات است که صحیفه سجادیه را قرآن بالارونده در قبال قرآن مجید یعنی قرآن فرود آمده نام می‌برند.

صحیفه سجادیه، مجموعه‏ای از ادعیه امام سجاد(ع) است که بعد ازقرآن کریم و نهج‏البلاغه حاوی والاترین معارف الهی می‏باشد و به‏حق «اخت‏القرآن‏» و «زبور اهل بیت علیهم السلام » لقب‏یافته.
پیشوای چهارم در اوج اختناق بعد از حادثه خونین کربلا، که همه‏راهها برای بیان حقائق مسدود گردیده بود، با لسان دعا به‏ارشاد امت اسلامی پرداخت و دعاهای جاودانه‏ای از خویشتن به‏یادگار گذاشت، و تا ابد به بشریت رهنمودهای ارزنده‏ای را ارائه‏می‏دهد، که اندیشمندان را طی قرون و اعصار دچار اعجاب نمود ومتفکران سترگ و اندیشمندان بزرگ بیش از چهل شرح را بر این‏کتاب عظیم نگاشته‏اند

در همه ادیان، دعا و نیایش حرکت دهنده انسان‌ها در همه ابعاد تربیتی زندگی بوده است. در مکتب شیعه دعا زبان ویژه‌ای پیدا می¬کند. در حقیقت زبان دعا در رتبه وجودی انسان شکل می¬گیرد و ما نهایت شکوه و نیاز و حلاوت و عشق و محبت را در دعاهای ائمه اطهار، این انسان‌ها‌ی کامل می‌یابیم که بر اسرار نهفته در عالی ترین مقام وجود و امکان وصول بر آن اشاره می‌کند. صحیفه سجادیه یکی از منابع مهم ادعیه شیعه و یک مکتب کامل انسان‌سازی است. امام سجادu در قالب زیباترین تعبیرات و فصیح‌ترین عبارات راهی برای صعود و مشاهده عالی‌ترین جلوه‌های توحید و کمال انسانیّت را بر روی بشر گشوده‌اند. به تعبیر ایشان دعا در واقع چیزی جز عبادت نیست.
آنچه در ادعیه ماثوره ائمه اطهار و صحیفه سجادیه دیده می شود آن است که لایه نخست این ادعیه همان احساس نیاز و رابطه عمیق با خداوند است؛ اما در لایه بعدی انسان‌ها را به سوی تزکیه و توحید و اخلاق عالی انسانی و ظلم ستیزی و عرفان والا و در یک جمله به سمت انسان پروری و ساختن فرهنگ و تمدن سوق می‌دهد. این ویژگی بسیار مهم مکتب تشیع است که چنین گوهر گرانبهایی را در خود جای داده است و این چراغ پر نور هدایت را در مسیر رشد و تعالی همراه دارد.

بشر امروز، در چارچوب تمدنهاى مادّى دنيا و تحت تربيت مكتبهاى حاكم بر جهان، انسانى يك بعدى است.
امروز مکاتب غربی در خدمت امپراطوری خطرناک غربی و آمریکایی است.
بی اعتقادی به خدا و ایمان الهی یکی از عوامل مهم فروپاشی اروپای شرقی است.
نسل جوان در کشورهای غربی كه به سنتها خو نگرفته است و خود را پايبند سنتها نكرده است، وقتى كه اين نابسامانى محيط زندگى بشريت را مى‏بيند، نااميد مى‏شود؛ لذا به سمت پوچى كشيده مى‏شود.
نظام سرمايه‏دارى غرب تا گلو در مشكلات انسانى لاينحل فرو رفته و با وجود ثروت‏هاى فراوانى كه در اختيار دارد، از استقرار عدالت اجتماعى بكلى ناتوان مانده است و دير يا زود دنيا شاهد سقوط و تلاشى آن نيز خواهد بود.
آنچه امروز در دنيا كمبود احساس مى‏شود و خودِ مردم دنيا هم آن را احساس مى‏كنند، كمبود معنويت و خلأ معنوى است.
مظهر فرهنگ تحمیلی غرب، برهنگی و مستی و بی ایمانی است.
غربی‌ها مى‏خواهند همان فساد و بى‏بندوبارى را كه خودشان گرفتارش شده‏اند، به كشورهاى اسلامى هم صادر كنند.
جوامع غربی جوانان خود را از لحاظ معنوی سیراب نمی کنند. جوان به دنبال سيراب شدن از سرچشمه‏اى زلال است و اگر آن سرچشمه را پيدا نكند، به انحراف مبتلا خواهد شد.
وقتی معنویت در جامعه وجود ندارد، رفاه اقتصادی هم فایده ای نمی بخشد.
سیل گندابهای اخلاقی، تمدن غرب را ویران خواهد کرد.
کلیسا از لحاظ علم دین صفر است ولی از لحاظ تبلیغی جلو است.
گرفتاری‌های دنیای غرب به دلیل عدم توجه به معنویت و عدالت اجتماعی است.
فرهنگ غرب عوامل رشد حقیقی انسان را در خود ندارد.
گروه‌های رپ و هزار نوع بلیه‌ی اخلاقی و فکری جوانان در غرب ناشی از عقده‌های روانی است.
نفى غرب، به هيچ‏وجه به معنى نفى فناورى و علم و پيشرفت و تجربه‏هاى غرب نيست بلکه نفى غرب، به معناى نفى سلطه غرب است كه هم سلطه سياسى مورد نظر است، هم سلطه اقتصادى و هم سلطه فرهنگى.
امروزه جوامع گوناگون بشرى، در خلاء معنويت و در سرگردانى و حيرت و گرفتاريهاى بزرگ اجتماعى و فردى كه بدست زر و زورسالاران جهانى بدان دچار شده‏اند، به اسلام و رهنمودها و درسهاى بزرگ آن نيازمندند.
پوچ‌گرایی جزو فرآورده‌های زندگی مادی در غرب است.
وجه بارز جامعه‌ی آمریکایی، خشونت، سکس، بی‌بند و باری، زورگویی و ناامنی است.
انسان منقطع از خدا و معنویت، همین انسانی است که در آمریکا و اروپا مشاهده می‌کنید؛ همه چيز دارند بجز عدالت و آسايش و انسانيت و احترام به حقوق انسانها؛ يعني مدنيت جنگلي.
بشر سعادتمندى‏اش به اين نيست كه دانش او پيشرفت كند بلکه سعادت بشر به آسايش فكر، آسايش روح، به زندگى بى‏دغدغه و به زندگى همراه با امنيت اخلاقى و معنوى و مادى و به احساس عدالت در جامعه است. اين را غرب ندارد.
امروز دنياى غرب دچار آفتهاى اخلاقى، آفتهاى جنسی و تزلزل روحيه‏ها است و به همین جهت نسل جوانشان رو به انحطاط است.
در نظام‌های مادی آبادی وجود دارد اما عدالت و معنویت و خیلی چیزهای دیگر نیست.

اهداف تربيتي صحيفه در رابطه انسان با ديگران

فعاليت‏هاي انسان افزون بر رفتارهاي فردي، روابط او با ديگر انسان‏ها را نيز شامل مي‏شود كه با توجه به تنوع ارتباطات، ديدگاه‏هاي خاص تربيتي را مي‏طلبد. اين امر، زماني از ديدگاه سياسي بررسي مي‏شود، گاهي رنگ اجتماعي به خود مي‏گيرد و گاه از نظر اقتصادي به آن نظر مي‏شود. با مطالعه دعاهاي صحيفه سجاديه درمي‏يابيم كه نظام تربيتي اين كتاب درصدد جهت‏مند كردن رفتارهاي انسان در زمينه‏هاي گوناگون است. در ادامه، به اهداف واسطه‏اي ناظر به هر يك از جنبه‏هاي خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي مي‏پردازيم.

الف) اهداف تربيتي در روابط خانوادگي

يك ـ وظايف فرزند نسبت به والدين

خداوند متعال به طور تكويني، محبت و علاقه به والدين را در انسان قرار داده است. علاقه فرزند به والدين امري اعتباري نيست، بلكه واسطه قرار گرفتن والدين در آفرينش فرزند و نگه‏داري از او، زمينه علاقه و محبت فرزند را به والدين فراهم مي‏آورد.

يكي از اهداف تربيتي صحيفه در زمينه ارتباط با والدين، آن است كه هر چه بيشتر فرزندان را نسبت به وظايفشان همچون اطاعت، احترام، گذشت از والدين و احسان در حق ايشان آشنا سازد و آنان را به انجام آن وظايف تشويق كند. امام سجاد عليه‏السلام براي اين منظور در دعاي بيست و چهارم كه دعا براي والدين است، به مقام والاي پدر و مادر و وظايف فرزندان در قبال آنها اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد:

بار خدايا! مرا چنان گردان كه از ابهت پدر و مادر بترسم؛ مانند ترسيدن از پادشاه ستم‏كار و با ايشان خوش‏رفتاري كنم، همچون خوش‏رفتاري مادر مهربان و فرمانبري و نيكوكاري‏ام را به آنان در نظرم از لذت خواب خواب‏آلوده، خوش‏تر و در دلم از آشاميدن تشنه، گواراتر گردان تا آرزوي آنها را بر آرزوي خود برگزينم و خشنودي ايشان را بر خشنودي خويش جلو اندازم.1

بار خدايا! صدايم را در برابر ايشان پايين‏تر و سخنم را خوشايند و خويم را نرم ساز و دلم را براي آنها مهربان كن و مرا نسبت به ايشان مهربان و دل‏سوز گردان.2

يكي ديگر از اهداف تربيتي صحيفه سجاديه در زمينه ارتباط با والدين، «حق‏شناسي و سپاس‏گزاري» از تلاش‏هاي آنها در پرورش و رشد فرزندان است. همان‏گونه كه كفران نعمت و توجه نكردن به حق منعم، عقوبت ابدي را در پي دارد، روي‏گرداني از والدين و كوتاهي در حق آنها نيز سبب دوري از مسير قرب الهي مي‏گردد. يكي از آموزه‏هاي تربيتي صحيفه كه از آشكارترين مصداق‏هاي حق‏شناسي درباره والدين است، طلب خير و بركت براي آنها در قالب دعاست. امام سجاد عليه‏السلاممي‏فرمايد:

اَلّلهُمَّ اشْكُرْ لَهُما تَرْبِيَتِي، وَ اَثِبْهُما عَلي تَكْرِمَتِي وَ احْفَظْ لَهُما ما حَفِظاهُ مِنّي في صِغري.3

بار خدايا! آنان را به پرورش من جزا ده و در گرامي‏داشتنم پاداش ده و براي آنچه در كودكي از من از رنج و زحمت به خود پذيرفته‏اند، براي آنها پاداش منظور فرما.

امام در فرازهاي دهم و يازدهم دعا با اشاره به تلاش‏هاي والدين در پرورش و تربيت فرزندان، در حقشان طلب پاداش و آمرزش مي‏كند و مي‏فرمايد:

وَ اخْصُص اَبَوَيَّ بِاَفْضَلِ ما خَصَصْتَ بِه آباءَ عَبادِكَ الْمُؤمِنِينَ وَ اُمَّهاتِهم.4

و پدر و مادر مرا به بهترين پاداش كه به آن، پدران و مادران بندگان باايمانت را اختصاص داده‏اي، امتياز ده.

وَ اغْفِرْلي بِدُعآئِي لَهُما، وَ اغْفِرْلَهُما بِبِرِّهمِا بي مَغْفِرَةً حَتْما، وَ ارْضِ عَنْهُما بِشَفاعَتي لَهُما رِضيً عَزْما، وَ بَلِّغْهُما بِالْكِرامَةِ مَواطِنَ السَّلامَةِ.5

و مرا به وسيله دعا براي ايشان و ايشان را به سبب مهرباني‏شان به من بيامرز؛ آمرزشي پابرجا. و به شفاعت و ميانجي‏گري من براي ايشان از آنها به خشنودي قطعي خشنود شو و آنها را با گرامي‏داشتن به جايگاه‏هاي آسايش برسان.

مسئله حق‏شناسي از والدين، چنان اهميتي دارد كه در صورت بدرفتاري آنها يا كوتاهي در امر تربيت، مانع از طلب خير و احسان الهي براي آنها نمي‏شود. همان‏گونه كه امام سجاد عليه‏السلاممي‏فرمايد:

بار خدايا! آنچه پدر و مادرم در گفتار با من تعدي كرده و از حد گذشته‏اند، يا در رفتار با من بي‏جا رفتار كرده يا حق مرا تباه ساخته‏اند يا از آنچه واجب است، درباره من كوتاهي كرده‏اند، به آنان بخشيدم و آن را وسيله احسان برايشان گردانيدم و از تو خواهانم كه گرفتاري آن را از ايشان برداري؛ زيرا من درباره خود به ايشان گمان بد نمي‏برم. آنان را در مهرباني به خويش سهل‏انگار نمي‏دانم و از آنچه درباره‏ام كرده‏اند، كراهت ندارم و دلگير نيستم، اي پرودگار من.6

دو ـ وظايف والدين در برابر فرزند

يكي ديگر از اهداف مياني تربيت در زمينه رابطه انسان با ديگران، «ارتباط والدين با فرزندان» است. به طور كلي، مسئله گرايش به فرزند و توجه به نيازهاي وجودي او محور تعيين اهداف واسطه‏اي در چارچوب نظام تربيتي صحيفه سجاديه است. با در نظر گرفتن گرايش قلبي و عشق و محبت والدين به فرزندان و تنظيم اين گرايش و جهت‏مند كردن آن به سوي هدف غايي، مي‏توان اهداف مياني را در نظام تربيتي صحيفه تبيين كرد.

بحث از اهداف تربيتي در قالب توجه به وظايف والدين در قبال فرزندان، ناظر بر تعيين حقوقي است كه بايد از سوي والدين رعايت شود. اين حقوق عبارتند از:

اول ـ محبت

يكي از اركان مهم تربيت فرزند، برقراري ارتباط با او بر اساس محبت است. منظور از محبت در اينجا ايجاد شرايطي است كه در آن محبت واقعي و معقول نثار فرزند گردد و بدين ترتيب، شبهه بي‏تفاوتي به فرزند و سهل‏انگاري در تربيت او پيش نيايد.7

امام سجاد عليه‏السلام در دعاي بيست و پنجم كه مربوط به دعا براي فرزندان است، در فرازهاي اول تا پنجم دعا، بقا و طول عمر فرزندان، پرورش خردسالان و سلامتي جسمي، اخلاقي و ديني آنان را از خدا مي‏خواهد. همچنين خواستار مي‏شود كه فرزندانش با داشتن علم و فضل و كمال، زينت‏بخش مجلسش باشند. آن حضرت در فراز ديگري از همين دعا مي‏فرمايد: «وَ اَعِنيِّ عَلي... بِرِّهِمْ؛ و مرا در نيكي كردن به ايشان ياري فرما».8

مجموع اين دعاها بيانگر محبت قلبي و مهر و عاطفه و علاقه والدين است.

دوم ـ تأمين نيازهاي فرزند

فرزند، همانند همسر حقوقي دارد كه از جمله آنها تأمين نيازهاي اوليه مانند خوراك، پوشاك، امنيت و همچنين ايجاد زمينه‏هاي پرورش و رشد آنهاست. كوتاهي در برآورده كردن نيازهاي اوليه فرزند، مانعي بر سر راه رشد او در مراحل بالاتر است. بنابراين، ايجاد فضاي مناسب براي پيشرفت فرزند از نخستين وظايف والدين است.

امام سجاد عليه‏السلام در دعاي بيست و پنجم مي‏فرمايد: «اِلهي... اَدْرِرْلي وَ عَلي يَدِي اَرْزاقَهُمْ؛ بار خدايا! روزي‏هايشان را براي من و به دست من فراوان گردان.»9 امام در همين دعا مي‏فرمايد: «وَ اَعنِيِّ عَلي تَرْبِيَتِهِم؛ و مرا در پرورش ايشان ياري فرما».10

عبارت «تربيتهم» در اين دعا، از ماده «ربو» به معناي پرورش و رشد فرزندان است. قرينه‏اي كه بر اين مسئله دلالت مي‏كند، كلمه «تأديبهم» است كه در ادامه دعا آمده است و به بُعد تربيتي فرزندان اشاره دارد. در بيشتر شرح‏ها و ترجمه‏ها نيز به همين معنا اشاره شده است.11

همچنين دعاي امام براي سلامتي جسمي فرزندان با عبارت «وَ اَصِحَّ لي اَبْدانَهُم؛ و بدن‏ها و تن‏هاشان را براي من سالم بدار»12 مي‏رساند كه يكي از دغدغه‏هاي آن حضرت، پرورش فرزندان و تأمين نيازهاي آنان است كه از خداوند متعال چنين درخواستي مي‏كند. بنابراين، تأمين نيازهاي اوليه، وظيفه والدين است و چون ايفاي اين وظيفه سبب رشد فرزند مي‏شود، در نتيجه، وظيفه ياد شده يكي از اهداف واسطه‏اي به شمار مي‏آيد.

سوم ـ تربيت فرزند

يكي ديگر از وظايف مهم والدين كه امام سجاد عليه‏السلام در دعا براي فرزندان تبيين مي‏كند، «تربيت فرزندان» است. رفع نيازهاي فرزندان و محبت به آنها، بسيار مهم است و زمينه‏ساز رشد كودكان و رسيدن آنان به مراحل بالاي تربيتي است. بنابراين، مي‏توان گفت مقوله تربيت در حكم هدف و غايت براي ديگر مقوله‏هاي مرتبط با تربيت فرزندان است.

امام سجاد عليه‏السلام در دعاي بيست و پنجم، پس از آنكه از خداي متعال براي پرورش فرزندان ياري مي‏خواهد، به تربيت ديني و اخلاقي فرزندان اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «وَ اَصِحَّ لي... اَدْيانَهُمْ وَ اَخلاقَهُم؛ و كيش‏ها و خوهاشان را براي من سالم بدار».13

همچنين امام در فراز ديگري در اهتمام به امر تربيت فرزندان و با اشاره به مشكلات آن از خداي متعال درخواست ياري مي‏كند و مي‏فرمايد: «وَ اَعنيّ عَلي... تَأديبهم؛ و مرا در تربيت ايشان ياري فرما».14

--------------------------------------

1. دعاى 24، بند 5.

2. دعاى 24، بند 6.

3. دعاى 24، بند 7.

4. دعاى 24، بند 12.

5. دعاى 24، بند 14.

6. دعاى 24، بند 9.

7. باقر شريف قريشى، نظام تربيتى اسلام، انتشارات فجر، 1362، چ 1، ص 54.

8. دعاى 25، بند 5.

9. دعاى 25، بند 2.

10. دعاى 25، بند 5.

11. نك: ترجمه و شرح صحيفه سجاديه فيض الاسلام، ص 170.

12. دعاى 25، بند 2.

13. دعاى 25، بند 2.

14. دعاى 25، بند 5.

ب) اهداف تربيتي در روابط اجتماعي

چون انسان به تنهايي نمي‏تواند نيازهاي خود را رفع كند، به برقراري ارتباط با ديگران اقدام مي‏كند. گرايش انسان به رفع نيازهايش از يك سو و گرايش به كمال از سوي ديگر، دو انگيزه نيرومند و قوي است كه وي را به برقراري ارتباط در سطوح مختلف اجتماعي برمي‏انگيزد. بنابراين، براي بررسي اهداف ارتباطي انسان در چارچوب صحيفه، بايد به نيازهاي اصولي توجه كنيم تا به كمال كه خاستگاه اين‏گونه ارتباطات است، برسيم.

بحث از اهداف تربيتي در زمينه ارتباط يك فرد مؤمن با ديگر هم‏مسلكانش، ناظر به ايجاد و پرورش روحيه برادري و هم‏ياري ميان افراد در راستاي هدف غايي يعني خداوند متعال است. امام سجاد عليه‏السلام براي تثبيت برادري و هم‏ياري در جامعه به دو عامل اساسي اشاره مي‏كند:

يك ـ فراهم كردن زمينه ايجاد برادري

ايجاد زمينه مناسب براي دست‏يابي به برادري ديني و هم‏دلي در سايه شريعت وقتي حاصل مي‏شود كه افراد جامعه به وظايف شرعي خود پاي‏بند باشند. امام سجاد عليه‏السلام در دعاي بيست و ششم كه دعا براي همسايگان است، با اشاره به اين عامل مهم مي‏فرمايد:

وَ وَفِّقْهُم لاِقامَةِ سُنَّتِكَ، وَ الاَخْذِ بِمَحاسنِ اَدَبِكَ.1

و آنان را توفيق ده براي برپا داشتن طريقه و روش (حفظ احكام) و فرا گرفتن اخلاق نيك خود (كه بندگان را به آن امر فرموده‏اي).

وقتي اين دعا را در كنار دعاهاي بعدي ـ كه روش رفتار با همسايگان را بر اساس برادري و هم‏دلي بيان مي‏كند ـ بگذاريم، درمي‏يابيم كه آنچه در اسلام عامل برادري و نزديكي مسلمانان به يكديگر و ايجاد ارتباط ميان آنها مي‏شود، پاي‏بندي به دين و توجه به خدا و عمل به امر و نهي‏هاي اوست.2

دو ـ عمل به وظايف و مسئوليت‏ها در قبال يكديگر

منظور، رفتارهايي است كه در استحكام هرچه بيشتر پيوند برادري مؤثرند. امام زين‏العابدين عليه‏السلام در دعا براي همسايگان، مواردي را كه در حفظ برادري و رشد آن مؤثرند، چنين برمي‏شمارد:

و آنان را توفيق ده در فراگرفتن زيبايي‏هاي فرهنگ خودت در مهرورزي و كمك به ناتوانانشان و بستن شكاف فقر و نيازمندي‏شان و رفتن نزد بيمارشان و راهنمايي كردن راه‏جو و اندرز دادن مشورت‏كننده‏شان و ديدار از سفرآمده‏شان و پنهان كردن رازهاشان و پوشاندن عيب‏هاشان و ياري كردن ستم‏ديده‏شان و خوب كمك كردنشان در ابزار خانه و سود رساندنشان به بخشش فراوان و دادن آنچه ايشان را واجب و لازم است پيش از درخواست.3

بار خدايا! مرا بر آن دار كه بدكردارشان را به نيكي پاداش دهم و از ستم‏كارشان به عفو و بخشش درگذرم و درباره همه ايشان خوش‏گمان باشم و با نيكويي، همه آنها را سرپرستي كنم و با پاك‏دامني، چشمم را از آنان بپوشانم و با فروتني با آنها نرم باشم و با مهرباني بر گرفتارانشان رقت ورزم و دل‏جويي كنم و در پنهاني و پشت سر، دوستي (خود) را براي آنان آشكار سازم و با پاك‏دامني، نعمت هميشگي را نزد ايشان دوست بدارم و آنچه براي خويشان خود واجب مي‏دانم، درباره ايشان نيز لازم بدانم و آنچه براي نزديكان رعايت داشته‏ام، براي ايشان نيز رعايت كنم.4

----------------------------------------------

1. دعاى 26، بند 3.

2. مرتضى مطهرى، انسان در قرآن، تهران، صدرا، 1369، ص 70. «فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ نُفَصِّلُ اْلآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ پس اگر توبه كنند و نماز بر پا دارند و زكات دهند، در اين صورت، برادران دينى شمايند و ما آيات خود را براى گروهى كه مى‏دانند، به تفصيل بيان مى‏كنيم». (توبه: 11)

3. دعاى 26، بند 2.

4. دعاى 26، بند 3.

ج) اهداف تربيتي در روابط سياسي

يكي ديگر از اهداف واسطه‏اي در صحيفه سجاديه در زمينه ارتباط انسان با ديگران، جهت‏دهي سياسي است.1 روابط انسان در هر قالبي و هر جهتي كه باشد، قوانين اخلاقي صحيح يا غيرصحيح بر آن حاكم است. مناسبات سياسي نيز از اين حكم كلي مستثنا نيست. بنابراين، انسان براي آنكه در فضاي اجتماعي و سياسي مناسبي گام بردارد و به مقام قرب الهي برسد، بايد در پرتو قانون الهي باشد و از قوانين اخلاقي صحيح پيروي كند.

مهم‏ترين هدف از روابط سياسي، دست‏يابي به قدرت است. قدرت به عنوان ابزاري براي رسيدن به اهداف، نخستين نشانه يك حركت سياسي است. با ابزار قدرت مي‏توان به اهداف سياسي خود در جامعه به طور كامل يا نسبي دست يافت، ولي بدون قدرت و عوامل ايجادكننده آن، حكومت در جامعه امكان نخواهد داشت. ازاين‏رو، امام سجاد عليه‏السلام در فرصت‏هاي بسياري درصدد به دست گرفتن قدرت براي اعمال ولايت و رهبري جامعه اسلامي بود تا جامعه را به سعادت برساند و در اين راستا از هر فرصتي استفاده مي‏كرد. براي نمونه، امام در دعاي «روز اضحي و روز جمعه» با هشدار و آگاهي دادن مردم، به مسئله خلافت و قدرت سياسي اشاره مي‏كند و با بيان انحراف‏هاي جامعه و تحريف دين و نيز متروك ماندن قرآن و سنت پيامبر مي‏فرمايد:

بار خدايا! اين جايگاه (نماز عيد و جمعه به جا آوردن يا مقام امامت و خلافت) براي جانشينان و برگزيدگان تو است. جايگاه‏هاي درست‏كاران تو را در درجه بلندي كه ايشان را به آن اختصاص و برتري داده‏اي، ربودند، تا اينكه (بر اثر غصب خلافت) برگزيدگان و جانشينان تو شكست خوردند و حقشان از دست رفت. حكم تو را تبديل گشته و كتاب تو را دور افتاده و واجبات را از مقاصد راه‏هاي روشن تو تغييريافته و روش‏هاي پيغمبرت را ترك شده مي‏بينند.2

يكي از اهداف مهم تربيتي امام از دست‏يابي به قدرت سياسي كه از دعاي بالا برمي‏آيد، احياي دين و اجراي احكام اسلامي و هدايت مردم در جهت رسيدن به سعادت و قرب الهي است. همچنين امام از به دست گرفتن قدرت و اعمال آن، اهداف ديگري مانند احياي امر به معروف و نهي از منكر و تحكيم برادري دارد كه هر يك از آنها آثار تربيتي فراواني در پي مي‏آورد.

يك ـ امر به معروف و نهي از منكر

مهم‏ترين هدف حكومت اسلامي در جامعه، فراهم كردن زمينه لازم براي احياي معروف و جلوگيري از منكر است. بنابراين، ايجاد فضاي سالم و به دور از زشتي و پليدي، هدف مهم حكومت اسلامي به شمار مي‏آيد.3 امام سجاد عليه‏السلام در اين زمينه مي‏فرمايد:

بار خدايا! بر محمد و آل او درود فرست و ما را در اين روز و اين شب و همه روزهامان توفيق عطا فرما براي انجام امر به معروف و نهي از منكر و حفظ و نگه‏داري اسلام و نكوهش باطل و نادرستي و خوار شمردن آن و ياري حق و گرامي‏داشتن آن.4

همان‏گونه كه گفته شد، هدف اصلي از دست‏يابي به قدرت سياسي، احياي دين و اجراي احكام الهي و هدايت و ارشاد مردم است. اينكه امام در فراز بالا، از خداوند توفيق امر به معروف و نهي از منكر مي‏خواهد با توجه به اثر آن در جامعه (ايجاد فضاي پاك از زشتي‏ها و پليدي‏ها و زمينه‏سازي براي اجراي احكام الهي) معلوم مي‏شود كه امر به معروف و نهي از منكر، يكي از اهداف به دست گرفتن قدرت سياسي است.

دو ـ تحكيم اخوت

يكي ديگر از اهداف تربيتي امام از دست‏يابي به قدرت، گسترش نشانه‏هاي برادري و توسعه روابط عاطفي ميان افراد جامعه و حل مشكلات مردم، به ويژه ضعيفان و ايجاد زمينه رشد براي همگان است. امام در زمينه تحكيم روحيه برادري و ياري به يكديگر مي‏فرمايد:

بار خدايا! هر مسلماني كه جنگ‏جو يا مرزداري را در كار خانه‏اش جانشين شود، يا در نبودنش خانواده او را نگه‏داري كند، يا او را به برخي از دارايي خود ياري دهد، يا او را به اسباب جنگ ياري كند، يا او را به جهاد وادارد، يا او را در راهي كه پيش گرفته است، به دعا همراه باشد، يا در پشت سر او آبرويش را حفظ كند، پس او را سنگ به سنگ و مانند به مانند، برابر پاداش آن مسلمان جنگ‏جو و مرزدار پاداش ده.5

همچنين امام در زمينه كمك به ضعيفان و ستم‏ديدگان مي‏فرمايد:

وَ وَفِّقنا... لاسْتِعمالِ... اِرْشادِ الضّالِّ وَ مُعاوَنَةِ الضَّعيفِ وَ اِدْراكِ اللَّهيفِ.6

و براي راهنمايي گمراه و كمك ناتوان و رسيدن به فرياد ستم ديده، توفيق عطا فرما.

-------------------------------------

1. مقصود ما از هدف تربيتى در اين مقوله، همان روح تربيتى حاكم بر ارتباطات سياسى در جهان اسلام است؛ نه بيان احكام سياسى از نظر اسلام.

2. دعاى 48، بند 9.

3. مرتضى مطهرى، آشنايى با علوم اسلامى، صدرا، 1368، ج 3، ص 117.

4. دعاى 6، بند 18.

5. دعاى 27، بند 16.

6. دعاى 6، بند 18.

د) اهداف تربيتي در روابط اقتصادي

با بررسي صحيفه سجاديه، به دعاهاي زيادي برمي‏خوريم كه در آنها برخي مسائل اقتصادي بيان شده است، مانند: دعا به هنگام درخواست حاجت‏ها؛ دعا به هنگامي كه روزي بر امام تنگ مي‏شد؛ دعا براي كمك گرفتن براي پرداخت دين؛ دعا براي طلب باران؛ رازق بودن خداوند؛ اسراف؛ فقر؛ دين؛ قحطي؛ زكات و قيمت كالاها.1

از آنجا كه اقتصاد، تعامل فعاليت روزانه انسان‏هاست، موضوع مناسبي براي اجراي اهداف تربيتي و آموزه‏هاي اخلاقي به شمار مي‏رود. از ديدگاه صحيفه سجاديه، نظام اقتصادي مناسب، نظامي نيست كه تنها درصدد رفع نيازهاي بشر باشد و با فراهم شدن آنها، كار خود را تمام شده انگارد، بلكه رفع نيازها در جهت بندگي و عبادت خداست. امام سجاد در اين باره مي‏فرمايد:

بار خدايا! بر محمد و آل او درود فرست و مرا از رنج كسب و پي روزي دويدن راحتم كن و روزي فراوان و بي‏گمان و بي‏رنج براي من برسان تا از بندگي تو براي به دست آوردن روزي باز نمانم و سنگيني پي‏آمدهاي كسب (نامشروع) را به دوش نكشم.2

همچنين در نظام اقتصادي صحيفه، تحقق عدالت اجتماعي و تأمين رفاه براي همه مورد نظر است. اينكه حضرت در برخي دعاهاي صحيفه سجاديه، به انفاق و صدقه و پرهيز از اسراف و تبذير سفارش مي‏كند، هدفي جز گسترش رفاه و عمومي كردن آن براي همه مردم ندارد.3

امام سجاد عليه‏السلام مي‏فرمايد:

بار خدايا! بر محمد و آل او درود فرست و مرا از اسراف و زياده‏روي (در صرف مال) باز دار و به بخشيدن و ميانه‏روي (در زندگي) مستقيم ساز و روش نيكو در زندگي را به من بياموز و مرا به لطف خود از بي‏جا خرج كردن باز دار و روزي‏هاي مرا از وسايل حلال روان گردان و انفاق و خرج كردنم را در راه‏هاي خير و نيكي بگردان.4

بار خدايا! بر محمد و آل او درود فرست و مرا از زياده‏روي (در زندگي) باز دار و روزي‏ام را از تباه شدن نگاه دار و دارايي‏ام را به بركت افزون گردان و مرا به نيكويي آنچه از آن دارايي انفاق مي‏كنم، به راه رستگاري برسان.5

بنابراين، اصل كلي در نظام اقتصادي صحيفه سجاديه، رسيدن به عدالت اجتماعي و رفاه عمومي به منظور بندگي خداوند است و هدف‏هاي تربيتي مطرح شده در صحيفه با توجه به آن، بررسي مي‏شود.

----------------------

1. نزديك به 118 فراز از دعاهاى صحيفه، به گونه‏اى به مسائل اقتصادى مربوط مى‏شود.

2. دعاى 20، بند 24.

3. دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، مبانى اقتصاد اسلامى، سازمان سمت، 1371، چ 1، ج 1، ص 197.

4. دعاى 30، بند 3.

5. دعاى 20، بند 23.

نتیجه گیری
با مشاهده درصدهای بالای تأثیرگذاری شاخص‌های فرهنگی و تمدنی در ادعیه بر اساس روش توصیفی و تحلیل محتوا، فرضیه ما یعنی « مولفه های فرهنگی در ادعیه باگرایش به صحیفه سجاویه ». اثبات می‌شود.

1.
دعا از زیبا‌ترین واقعیات عالم انسانی است و صرف‌نظر از بحث استجابت به تنهایی برای انسان کشش و جاذبه زیادی دارد و او را از همه تعلقات جدا و به خالق بی‌همتای خود متصل می‌کند.
2.
بهترین و غنی ترین زبان دعا در کلام معصومین: تجلی نموده است. این ادعیه بهترین و سریع‌ترین مسیر را برای رسیدن انسان به رشد و کمال نشان می‌دهند؛ بنابراین ادعیه در فرهنگ و تمدن شیعه نقش محوری در مباحث خداشناسی و تربیتی و سیاسی و اجتماعی دارند.
3.
صحیفه سجادیه به عنوان یکی از عظیم‌ترین منابع دعا در فرهنگ و تمدن شیعه دارای سرمایه وسیع معرفتی و ساختار هنری بسیار زیبا و حاوی مضامین سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، تربیتی و خداشناسی می‌باشد.
4.
با بررسی در محتوای ادعیه و با در نظر گرفتن شاخص‌های فرهنگی و تمدنی به این نتیجه می‌رسیم که دعا که عنصری زبانی است، با وجود داشتن ماهیت فرهنگی کارکردی تمدن ساز دارد.
5.
تمدنی که در مذهب شیعه در قالب دعا ارائه می‌شود با ظهور و حضور مهدی (عج) و تشکیل دولت عدل جهانی وی واقعیت خارجی پیدا می‌کند. این تمدن دارای ویژگی‌هایی است که در جای جای ادعیه برای مشتاقان تبیین و تشریح شده است.
6.
در مذهب شیعه، فرد و جامعه به وسیله دعا به تربیت و تزکیه نفس اقدام کرده و به طور مرتب و در طی زمان به آماده ساختن خود برای رسیدن به نقطه آرمانی این مذهب یعنی انسان کامل در فرد و مدینه فاضله در جامعه می‌پردازد.
7.
ادعیه شیعه از لحاظ عمق، زیبایی، وحدت و همگرایی و نیز ارائه چشم اندازی به عمق فطرت و بلندای عدالت و عصمت بی‌مانند است.
8.
توجه به ادعیه شیعه و استفاده از آن در طهارت و رشد و تعالی فرد و جامعه تاثیر فراوان داشته و دوری از آن که موجب از دست دادن زمینه ایمنی و سلامت و سعادت فرد و جامعه خواهد شد.

منابع

-- ترجمه و شرح صحيفه(محمد رضا آشتياني - محمد جعفر امامي)

-- تأثیر دعا در رشد و شکوفایی فرهنگی و تمدنی شیعه --دکتر علی نوری
اعظم عاشوری --اینترنت

--بایسته های پژوهشی درباره صحیفه سجادیه/ سید احمد سجادی

--رهیافتی به نظام تربیتی اسلام از نگاه صحیفه سجادیه / نویسنده:سید ابراهیم میرشاه جعفري

ناشر دیجیتالی: مرکز تحقیقات رایانهاي قائمیه اصفهان

-- مبانی، اصول، روش ها و اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه/ فصلنامه معرفت > شماره 57
نويسنده : ابراهیمی فر، علی اصغر

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین مطلب
پربیننده ترین
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات