اغتشاش اخیر در ایران را میتوان در چارچوب نظریه «موازنه فراگیر» استیون دیوید آمریکایی، تحلیل کرد؛ نظریهای که بر تقدم تهدیدهای داخلی بر تهدیدهای خارجی در محاسبات رهبران کشورهای جهان سوم تأکید دارد. دیوید تصریح میکند که برای جلوگیری از تمرکز قدرت این کشورها بر مقابله با آمریکا و همپیمانانش، باید در درون آنها ناامنی و بحران ایجاد شود تا از درون مشغول گردند و نتوانند بر دشمن خارجی تمرکز کنند. در چنین شرایطی کشورهای جهان سوم ناگزیرند ابتدا بحرانهای داخلی را مهار کنند، تا ملزم به اعطای امتیاز در عرصه سیاست خارجی شوند.
بر این اساس، اغتشاش اخیر را نباید صرفاً واکنشی اجتماعی دانست، بلکه باید آن را بخشی از یک راهبرد ژئوپلیتیکی طراحیشده تلقی کرد. هدف اصلی این راهبرد، مشغولسازی ایران به بحرانهای درونی و کاستن از ظرفیت تمرکز بر دشمنان خارجی (یعنی ایالات متحده، اسرائیل و دیگر همپیمانانش) است.
فشارهای اقتصادی، رسانهای و تحریمهای ساختاری عملاً تهدید داخلی را تشدید کرده و رهبران ایران را در موقعیتی قرار میدهد که برای مهار بحران، انرژی و منابع خود را صرف مدیریت داخلی کنند. همانگونه که دیوید توضیح میدهد، این وضعیت با هدف سوق دادن ایران به سمت سازش یا امتیازدهی ژئوپلیتیکی طراحی شده است.
این راهبرد آمریکایی سالهاست جهت مشغول سازی کشورهای قدرتمند منطقه غرب آسیا مثل سوریه و عراق در دستور کار آمریکا و اسرائیل قرار دارد و اغتشاشات روزهای اخیر، نمونه روشن دیگری از کاربست این نظریه در بستر ژئوپلیتیکی امروز ایران است. موضع گیری مقامات آمریکایی و اسرائیلی در این خصوص کاملا آشکار است.