دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: من براساس یافتههایی که از مطالعه وصیتنامههای شهدا داشتهام میگویم که دال مرکزی عرفان مقاومت، جذبه امام حسین (ع) است شهدا با جذبه امام حسین (ع) کثرت را به وحدت تبدیل کردهاند. البته حقیقت عرفان دفاع مقدس انقطاع ندارد. پس اگر کسی این جذبه را پیدا کند، به عرفان دفاع مقدس میرسد. حجتالاسلام «عبدالحسین خسروپناه» دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی در همایش سراسری مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت، ضمن ادای احترام به شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اظهار داشت: ما امروز در کشورمان مشکلاتی در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی داریم که درمان بسیاری از آنها عرفان دفاع مقدس و مقاومت است.
دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی به اغتشاشات اخیر پرداخت و گفت: مسبب هنجارشکنیهایی که درخصوص بقاع امامزادگان و مساجد صورت گرفت، عدهای هستند که توسط سرویسهای جاسوسی آموزش دیده و هیچ اعتقادی به ارزشهای اسلامی ندارند. رژیم صهیونیستی در این زمینه سرمایهگذاری بسیاری کرده است و از مرزهای مختلف این افراد را وارد شهرهای ایران کرده بود و البته برای افزایش تخریب و اغتشاش برخی از نوجوانان و جوانانی کم اطلاع فریب دادند.
وی حضور ۲۰ میلیونی مردم ایران در ۲۲ دی را حماسهای علیه فتنهگران دانست و تصریح کرد: روز ۲۲ دی که در واقع یومالله بود، روز خروش ملت ایران بود، یک جمعیت ۲۰ میلیونی از مومنین به خیابانها آمدند و علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی شعار دادند و دشمنان را ناکام گذاشتند، اما در مقابل این حرکت مومنانه مردم، باید مشکلات اقتصادی و فرهنگی را رفع کرد. برای توفیق در این میدان به یک جهاد ترکیبی نیاز داریم تا بتوانیم اثرگذار شویم.
خسروپناه روزآمد بودن راهکارهای فرهنگی، اقتصادی و علمی را مورد تاکید قرار داد و افزود: شورای عالی انقلاب فرهنگی در سه سال گذشته کارهای مهمی در عرصه علم و فناوری انجام داد که تشکیل بنیاد علم نمونه آن است. همچنین تقویت بنیاد نخبگان را در دستور کار قرار دادیم. در این خصوص سهمیه جذب اختصاصی نخبگان در دستورکار قرار گرفت که نتیجه آن این بود که ما در این دو سال شاهد مهاجرت معکوس نخبگان از ۱۰۰ دانشگاه برتر دنیا بودیم. ما در این سه سال، علاوه بر سند هوش مصنوعی، کوانتوم، مواد پیشرفته و دیگر سندهایی که در حوزه علم و فناوری تنظیم و ایجاد کردیم، نقشه جامعه علمی کشور را ترسیم کردیم لذا حرکتهای خوبی در کشور صورت گرفت. همچنین محاسبات پیچیده جنگ ترکیبی را باید با کامپیوترهای کوانتومی انجام دهیم و ضروری است که در این مسیر حرکت کنیم چراکه لازمه پیشرفت حرکت در مسیر علم و فناوری روز است.
عرفان دفاع مقدس افراد بینماز را متحول کرد
وی عرفان دفاع مقدس را اکسیر فراموش شده جامعه امروز دانست و عنوان کرد: ما یک اکسیر فراموش شده داریم که در دوران دفاع مقدس آن را تجربه کردیم، اگر این اکسیر رواج پیدا کند و اهلش از آن بهرهمند شوند، شعاع آن حتماً فراگیر میشود. ما در جنگ تحمیلی هشت ساله افراد مختلفی از اقشار مختلف داشتیم؛ افرادی که شاید در ابتدا اعتقادی کمی به دین و ایمان و نماز هم داشتند و به دلیل بهرمندی از اکسیر عرفان دفاع مقدس و مقاومت متحول شدند.
خسروپناه سپس سه عرفان دوره تمدن اسلامی را تشریح کرد و ادامه داد: عرفان مصطلح در دوره تمدن اسلامی ما سه ساحت دارد که به لحاظ تاریخی ابتدا عرفان ادبی است. عرفان در این ساحت در قالب نثر، شعر، رباعیات و غزلیات مرسوم بود و نمونه آن رباعیات ابوسعید ابوالخیر، اشعار خواجه عبدالله انصاری، باباطاهر و سنایی غزنوی است که تا حافظ ادامه دارد و هر کدامشان یک مکتبی دارند. این عرفان ادبی از ایران به شبه قاره هند رفت و توانست بخش عظیمی از مناطق شرکآلود را به اسلام دعوت و مسلمان کند. یکی از مشهورترین این نمونهها «علی بن عثمان جُلّابی هُجویری غزنوی» است که کتاب «کشف المحجوب» را نوشت. او از ایران قدیم مهاجرت میکند و به شبه قاره هند و سپس به منطقه لاهور حرکت میکند.
دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی افزود: عرفان ادبی و شعری عمدتاً از اصطلاحات عُرف عام استفاده میکند و از واژههایی مانند می، مطرب، باده و میخانه که حتی نمونه آنها را در رباعیات حضرت امام (ره) مشاهده میکنیم و البته معانی این واژهها عام نیست بلکه بارمعنایی خاص خودشان را دارند. در موسیقی سنتی ما هم این نوع اشعار انتخاب میشود و با همین سازهای سنتی این اشعار خوانده میشوند که یک نوع عرفان است و مقدم بر دیگر عرفانها و اثرگذار بوده است.
وی خاطرنشان کرد: عرفان دومی که در عرفان اسلامی شکل گرفته است، عرفان عملی است که زحمت بسیاری دارد. عمده اصطلاحاتی که در این عرفان وجود دارد، عمدتاً از شریعت است. آخرین عرفانی که شکل گرفته است؛ عرفانِ نظری است که با اصطلاحات فلسفی مانند وجود، ماهیت، عدم و... همراه است و مباحث هستیشناسی، معرفتیشناسی عرفانی و جهانشناسی عرفانی دارد که از ابن عربی شکل گرفته و تاکید آن بر توحید است. ظاهراً آن چیزی که از این سه عرفان ادبی، عملی و نظری معلوم میشود این مسئله است که سالک باید شاگردی کند و استادی ببیند؛ اما عرفانی که ما در دفاع مقدس سراغ داریم، معرفت و معنا در آن وجود دارد ولی کلاسیک نیست که یادگیری و آموزش اصطلاحات داشته باشد بلکه به تعبیر آیتالله بهجت ره صدساله یکشبه طی میشد.
دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه نمیتوان ادعا داشت در دفاع مقدس تمام رزمندگان فضای عرفانی نداشتند، گفت: البته عمده افراد از این حال و هوا و شعاع عرفانی بهره میبردند و نمونههای برجسته مانند شید رضا پناهی که یک عارف ۱۲ ساله بود یا محمدحسین الهی و شهید ناصرالدین باغانی که رهبر انقلاب فرمودند «بارها وصیتنامه او را خواندم» برجستهاند و افق بلندتری از دیگر عرفانهای اسلامی را تصویر کردند.
قطعاً یکی از عرفا «حاج قاسم سلیمانی» است
وی با تاکید براینکه در این زمینه قطعاً یکی از عرفا «حاج قاسم سلیمانی» است، افزود: شهید سلیمانی انس عجیبی با قرآن، نهجالبلاغه و صحیفه داشت. ادبیات، بینش و کنش او نشان میداد که او قطعاً یکی از عرفا است. ایشان وصیت میکنند که مزارشان کنار شهید یوسفالهی باشد و تا آخر عمر به بزرگی از این عارف یاد میکرد و این شهدا با اینکه درس عرفان نخوانده بودند، اما واصل و سالک بودند. شهیدانی چون عبدالنبی کرمی و پورموسوی از شهدای دفاع مقدس شهر دزفول بودند که زمان و مکان شهادتشان را خبرداده بودند سوالی را مطرح میکند که این شهدا چطور با اینکه اصطلاحات عرفان ادبی، نظری و عملی را نمیدانستند، اما به این درجات رسیدند. تحلیل من این است که آن چیزی که انسان را به وصل میرساند، آن حالتی است که بتواند کثرت را به وحدت برساند. کسی که کثرت دل را به وحدت تبدیل کند، به این وصال میرسد.
دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی تاکید کرد: عرفای ادبی با اصطلاحات ادبی و عرفان عملی و نظری نیز همگی این کثرت را به وحدت تبدیل میکردند و من براساس یافتههایی که شخصاً از مسیر مطالعه وصیتنامههای شهدا داشتهام میگویم که آنها یک ویژگی مشترک دارند و آن اینکه آنها همگی کثرت را به وحدت تبدیل کردهاند. دال مرکزی عرفان مقاومت، جذبه امام حسین (ع) است چراکه شهدا خودشان بیان میکنند که با جذبه امام حسین (ع) این کثرت را به وحدت تبدیل کردهاند. لذا این عرفای دفاع مقدس با روح حسینی کثرت را به وحدت تبدیل میکردند و وحدتشان سِعۀ وجودی پیدا میکرد و این سِعۀ وجودی به آنها یقین، عشق و انس و خدمت بیتوقع به مردم میداد لذا اینها اگر جانشان را نثار میکردند، توقعی نداشتند. البته حقیقت عرفان دفاع مقدس انقطاع ندارد. تمام عرفا این دال مرکزی را دارند و آن فنا و انقطاع است پس اگر کسی این جذبه را پیدا کند، به عرفان دفاع مقدس میرسد.