«علی قاسمی» کارشناس اقتصادی در این همایش با بیان این شبهه که بسیاری از کارشناسان و افکار عمومی تصور میکنند اقتصاد کشور در شرایطی آشفته و رها قرار دارد پاسخ داد: «اقتصاد دارای شاخصهای مشخص و قابل اندازهگیری است. در سطح بینالمللی، ۲۸ شاخص اقتصادی وجود دارد که سه نهاد معتبر جهانی به آن نمره میدهند؛ نهادهایی که بعضاً با ما زاویه سیاسی نیز دارند، از جمله واحد اطلاعات اکونومیست، بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول.»
وی ادامه داد: «اقتصاد نیز مانند نظام آموزشی است؛ همانطور که دانشآموز در پایان سال بر اساس نمرات ارزیابی میشود، اقتصاد کشورها نیز بر پایه این شاخصها سنجیده میشود. در جهان، حدود ۱۹۴ کشور و نزدیک به ۲۲۰ اقتصاد مستقل وجود دارد؛ زیرا برخی مناطق مانند هنگکنگ یا ماکائو بهصورت جداگانه محاسبه میشوند.»
قاسمی اضافه کرد: «بر اساس ارزیابی این نهادها، اگر وزن اقتصاد ایران با نرخ ارز رسمی سنجیده شود، رتبه کشور در جهان حدود ۲۱ است. اگر محاسبه بر مبنای نرخ ارز موزون انجام شودـ با توجه به وجود چند نوع نرخ ارزـ رتبه ایران به حدود ۲۸ میرسد. در هر دو حالت، جایگاه ایران در میان اقتصادهای جهان، جایگاهی ضعیف به شمار نمیآید. همچنین در سنجش وزن اقتصادی منطقه غرب آسیا، ایران از نظر وزن اقتصادی با عربستان سعودی در یک سطح قرار میگیرد.»
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: «در میان ۲۸ شاخص اصلی، سه شاخص نقش کلیدی در به حرکت درآمدن اقتصاد دارند: سیمان، فولاد و پتروشیمی. ایران در هر سه حوزه رتبههای بالایی دارد. برای مثال، تولید سیمان کشور از حدود سه میلیون تن در ابتدای انقلاب به ۷۱ میلیون تن در سالهای اخیر رسیده است. تولید فولاد به حدود ۲۸ میلیون تن و تولید محصولات پتروشیمی به نزدیک ۱۰۰ میلیون تن افزایش یافته است. اینها نشاندهنده شکلگیری زیرساختهایی است که بدون آنها دستیابی به رشد و توسعه امکانپذیر نیست.»
وی در پاسخ به این سؤال که نقطه ضعف کجاست؟ پاسخ داد: «مشکل اصلی آنجاست که تورم بالا و پایین بودن سطح دستمزدها باعث شده دستاوردهای اقتصادی در زندگی مردم نمود نداشته باشد. همانطور که رهبر معظم انقلاب در دولت شهید رئیسی تأکید کردند، «غبار تورم اجازه دیدهشدن بسیاری از واقعیتها را نمیدهد». از منظر مجامع علمی و بینالمللی، اقتصاد ایران از پایداری قابل قبولی برخوردار است و زیرساختها آمادهاند؛ اما نیاز به اقداماتی عملی برای بالفعلسازی این ظرفیتها وجود دارد.»
قاسمی ادامه داد: «نکته دوم به افزایش انتظارات در جامعه بازمیگردد. ما با بزرگنمایی برخی ظرفیتها، سطح توقعات را بالا بردهایم. برای مثال، گاهی گفته میشود اگر تمام درآمد نفت و گاز میان مردم توزیع شود، سهم هر نفر رقم بالایی خواهد بود، در حالی که حتی با فروش روزانه حدود ۸/۲ میلیون بشکه نفتـ آن هم با دشواریهای موجودـ و پس از کسر هزینهها و سهمها، سهم هر نفر نهایتاً به حدود چندصد هزار تومان میرسد.»