1. ارائه یک الگوی عینی و عملیاتی از حکومت دینی؛ پیش از انقلاب ایران، اندیشه اسلام سیاسی عمدتاً در سطح نظریه و آرمان باقیمانده بود. پیروزی انقلاب به رهبری امام خمینی (ره) برای اولین بار در عصر جدید، یک نظام سیاسی مبتنی بر احکام اسلام را مستقر کرد و نشان داد که تشکیل حکومت اسلامی نه یک آرمانشهر غیرممکن، که امری عملی و ممکن است. این موفقیت، امید و جسارت تازهای به مسلمانان جهان بخشید. الگوی «مردمسالاری دینی» و تلفیق «اسلامیت و جمهوریت»، نمونهای بدیع ارائه داد که هم بر خواست مردمی استوار بود و هم محتوایی الهی داشت. این الگو بهویژه در منطقه، موردتوجه گروهها و ملتهای خواهان استقلال و هویت اسلامی قرار گرفت.
2. تغییر استراتژی از انفعال به مقاومت فعال؛ انقلاب اسلامی، گفتمان مبارزه در جهان اسلام را از شکایت و انفعال به سمت مقاومت و ایستادگی متحول کرد. مفاهیمی مانند «مقاومت»، «جهاد» و «مبارزه با استکبار» که بخشی از گفتمان انقلاب بود، در جنبشهای اسلامی احیا شد. نمونه عینی این تأثیر، شکلگیری و تقویت جریانهای مقاومتی مانند حزبالله لبنان و جنبشهای اسلامی فلسطین است که صراحتاً از انقلاب ایران الهام گرفته و با محوریت مبارزه با اشغال و سلطه شکل گرفتند یا تقویت شدند. این جریانات، استراتژی شکستناپذیری دشمن را به چالش کشیده و معادلات قدرت در منطقه را دگرگون کردهاند.
3. تحول در گفتمان و هویتیابی امت اسلامی؛ انقلاب ایران با شعار «نه شرقی، نه غربی» به بازتعریف هویت مستقل اسلامی در برابر بلوکهای قدرت حاکم پرداخت. این شعار، پاسخ عملی به احساس وابستگی و عقبماندگی در جهان اسلام بود و بر خوداتکایی، استقلال و بازگشت به ارزشهای بومی- اسلامی تأکید میکرد. این پیام، وجدان خوابآلود بسیاری از مسلمانان را بیدار کرد و نشان داد که میتوان خارج از چهارچوبهای تحمیلی شرق و غرب، به پیشرفت و عزت دستیافت. علاوه بر این، تأکید انقلاب بر حمایت از مستضعفان و مبارزه با ظلم به یک اصل فراملی تبدیل شد و در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز انعکاس یافت، که این امر حس همبستگی امت اسلامی را تقویت کرد.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23