سالگرد تولد چهل و چهار سالگی سینمای نوین ایران در غبار و سکوت اتفاق افتاد؛ چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در حالی به ایستگاه ۴۴ رسید که فضایی متفاوت از ادوار گذشته بر آن حاکم بود. این رویداد که همواره بیش از متن، با حاشیههای پررنگ و جنجالهای رسانهای گرم میشد، این بار با نوعی سکوت خبری سنگین و کاهش محسوس تراکنش اطلاعاتی به مرحله اجرا رسید. تا جایی که حتی در روزهای منتهی به آغاز جشنواره، وضعیت جشنواره و برنامههای آن در ابهام قرار داشت. با این حال، جشنواره فجر نشان داد که حتی با مدیریت دبیر کهنسال و تیمی که در اطلاعرسانی تا دقیقه نود با کندی عمل میکرد، نمیتواند از لنز حوادث روز جامعه دور بماند. حوادث دیماه و شرایط سیاسی کشور، بار دیگر تنور حواشی را داغ کرد و جشنواره را به سیبل مهاجمان رسانهای بدل ساخت.
شکست پروژه تحریم و دیکتاتوری محفلی
از سال ۱۳۸۸ به این سو، کلیدواژه «تحریم» همواره در ایام فتنه و غبارهای سیاسی به حواشی جشنواره راه یافته است. امسال نیز طرح انصراف و تحریم از سوی رسانههای بیگانه و فضای مجازی به شدت پمپاژ شد. اما واقعیت صحنه در پردیس ملت (خانه جشنواره) و سینماهای مردمی، روایت دیگری داشت. تقریباً هیچ مورد جدی از انصراف با هدف تحریم از سوی فیلمسازان رخ نداد. با وجود کاهش صدور کارت برای اهالی رسانه، سالنها همچنان مملو از جمعیت است و بلیتهای بخش مردمی به سرعت فروخته شد.
در این میان، نکته تأملبرانگیز، فشار و ارعاب سازمانیافتهای بود که برخی علیه همکاران خود به راه انداختند؛ نوعی «دیکتاتوری گروهی» که حضور در مهمترین رویداد سینمایی کشور را جرمانگاری میکرد. این رفتارهای واگرایانه که در برخی نشستهای خبری نیز بازتاب داشت، مصداق بارز «بر سر شاخ بودن و بن بریدن» است. سینماگران باید بدانند که اعتبار و حیات حرفهای آنها در گروی زنده ماندن این صنعت و جشنواره ملی است، نه تبعیت از موجهای سیاسی که هدفشان خاموش کردن چراغ سینمای ایران است.
سینما در خط مقدم نبرد ۱۲ روزه
یکی از شاخصترین ویژگیهای دوره چهل و چهارم، پایان یافتن عادت دیرینه «تأخر زمانی» در سینمای استراتژیک ایران است. دوربین سینمای ما که معمولاً سالها پس از وقوع حوادث ملی به حرکت درمیآمد، این بار با یک چرخش تاریخی، تنها ۷ ماه پس از نبرد سرنوشتساز ایران با رژیم صهیونیستی و آمریکا (جنگ ۱۲ روزه)، به بازنمایی این حماسه پرداخته است.
اختصاص یکششم از فیلمهای بخش مسابقه به این موضوع، گامی نوین در بهروزرسانی سینمای ملی است. آثاری همچون: «نیمشب»، «سقف»، «قمارباز»، «رقص باد» و «کافه سلطان»
همچنین باید به آثار استراتژیک و ضدصهیونیستی، چون «غبار میمون» و «سرزمین فرشتهها» نیز اشاره کرد.
این فیلمها نشان دادند که سینما دیگر نمیخواهد صرفاً روایتگر تاریخ بایگانی شده باشد، بلکه میکوشد در برابر سانسور رسانههای غربی، روایتگر صادق حماسههای معاصری باشد که هنوز ابعاد امنیتی آنها برای عموم فاش نشده است.
ظهور قهرمانان ملی بر پرده نقرهای
سینمای ایران در دهههای اخیر به شدت از خلأ «قهرمان» رنج برده و به سمت روایتهای «آپارتمانی» و ضدقهرمانانه گرایش یافته است. امسال اما، جشنواره شاهد بازگشت قهرمانان واقعی به سینما بود. فیلم «کوچ» به عنوان یکی از مهمترین آثار این دوره، به ریشههای شکلگیری شخصیت شهید حاج قاسم سلیمانی از تولد تا زمان پیوستن به سپاه میپردازد. نمایش ابعاد انسانی و خانوادگی این اسطوره معاصر، پاسخی است به نیاز فطری جامعه برای داشتن الگوهای بومی. علاوه بر این، فیلمهای «جانشین» (درباره شهید حسین املاکی) و «مارون» (درباره شهید هدایتالله طیب) تلاش کردند تا ذائقه مخاطب را از ابرقهرمانهای خیالی هالیوودی به سمت واقعیتهای درخشان تاریخ معاصر ایران سوق دهند.
تغییرات ساختاری و چالش نظم
چهل و چهارمین دوره جشنواره با تغییراتی در ساختار مدیریتی همراه بود. حذف «هیئت انتخاب» و واگذاری مسئولیت مستقیم آثار به دبیر جشنواره (منوچهر شاهسواری) یکی از این بدعتها بود. اگرچه این اقدام در راستای استانداردهای جهانی (مانند جشنواره کن و برلین) ارزیابی میشود، اما انتقاداتی را نیز برانگیخت. در بخش آمار و ارقام، ابتدا قرار بود ۲۲ فیلم در مسابقه حضور داشته باشند که با نظر دبیر به ۳۱ فیلم افزایش یافت. همچنین حضور ۱۳ فیلماولی (۳۶ درصد آثار) نشان از تزریق خون تازه به رگهای سینما دارد.
حضور چهرههایی، چون رسول صدرعاملی، سروش صحت، احمد مرادپور و محمدحسین مهدویان در کنار نسل جدید، ترکیبی از تجربه و انگیزه را پدید آورده است.
با این حال، «بینظمی» بزرگترین نمره منفی در کارنامه این دوره است. تغییر ۶ باره جدول نمایش در ۶ روز اول، لغو اکران فیلمهایی مانند «قایقسواری در تهران» به بهانه اصلاحات فنی در دقایق آخر و جابهجاییهای مکرر، نشان از ضعف جدی در انضباط تشکیلاتی دبیرخانه دارد.