خبر کوتاه بود، اما اندوهی عمیق در خود داشت؛ مادر سردار جاویدالاثر سپاه اسلام، احمد متوسلیان، پس از ۴۳ سال چشمانتظاری برای بازگشت فرزندش، در شب پنجم ماه مبارک رمضان دعوت حق را لبیک گفت و آسمانی شد.
درگذشت این مادر صبور، بار دیگر یاد و نام یکی از ماندگارترین فرماندهان دفاع مقدس را زنده کرد و رنج سالهای طولانی انتظار خانوادههای مفقودالاثر را به ذهنها آورد؛ انتظاری که نه پایانی روشن داشت و نه خبری قطعی.
با شنیدن این خبر، ناخودآگاه انسان یاد آثار سینمایی دفاع مقدس که از روایت صبوری و چشمانتظاری مادران شهدا و جاویدالاثر سخن می گوید می افتد البته سرگذشت مادر سردار متوسلیان تفاوتهایی با داستان آن فیلم ها دارد. فرزند او در دوران دفاع مقدس، بهعنوان فرمانده دلاور لشکر ۲۷ محمدرسولالله(ص)، پس از آزادسازی خرمشهر و در اواخر خرداد ۱۳۶۱، در مأموریتی رسمی به همراه هیأتی سیاسی ـ نظامی راهی سوریه شد تا زمینههای حمایت از نیروهای لبنانی در مقابله با رژیم صهیونیستی و هماهنگی هستههای اولیه حزبالله را بررسی کند.
اما چهاردهم تیرماه همان سال، او به همراه سه تن دیگر ـ از جمله کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت ـ در عملیاتی مشترک توسط نیروهای اسرائیلی و فالانژهای لبنان ربوده شد؛ حادثهای که سرنوشت این چهار دیپلمات را تا امروز در هالهای از ابهام فرو برده است.
درباره زندگی مرحومه حاجیه خانم معصومه حسینیزاده اطلاعات چندانی در دست نیست تا بتوان از فراز و فرودهای سالهای انتظارش با جزئیات نوشت؛ سالهایی که بیتردید با امید، نگرانی، دعا و صبوری درآمیخته بود. اما میتوان حدس زد که او نیز همچون بسیاری از مادران این سرزمین، نماد مهر، استقامت و بردباری در برابر سختیها و دوری از فرزند بوده است.