1. اولویت حفظ خدمات زیرساختی حیاتی و پیامدهای اقتصادی؛ قطع کامل اینترنت، تنها مختص اغتشاشگران نمیشود، بلکه زنجیره تأمین کالا، شبکه بانکی، خدمات درمانی، حمل و نقل و هزاران کسب و کار متکی به فضای دیجیتال را دچار اختلال جدی میکند. این اقدام در حقیقت، نوعی خودتحریمی اقتصادی محسوب میشود که میتواند به معیشت عموم مردم آسیب زده و به تشدید نارضایتیها بینجامد. هدف دشمن دقیقاً ایجاد اختلال در زندگی عادی و فلج کردن اقتصاد است؛ بنابراین، نظام باید پیش از هر اقدامی، با دقت میزان آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی و امکان تأمین خدمات ضروری از طریق شبکههای داخلی (اینترنت ملی) را ارزیابی کند.
2. ضرورت رصد اطلاعاتی و شناسایی شبکه اغتشاش؛ قطع سریع و کامل اینترنت در ابتدای کار، اگرچه ارتباط اغتشاشگران را دشوار میکند، اما همزمان چشم و گوش دستگاههای امنیتی برای رصد آنلاین، شناسایی کانالهای ارتباطی، کشف هستههای برنامهریز و نقشههای آتی دشمن را نیز میبندد. گاهی اجازه دادن به فعالیت محدود شبکههای مخابره پیام تحت کنترل و نظارت کامل، با هدف کسب اطلاعات و شناسایی کامل شبکه دشمن، یک تاکتیک آگاهانه است تا ضربه نهایی، دقیقتر و کاملتر وارد شود. اقدام زودهنگام ممکن است منجر به دستگیری سربازان و پشت جبهه اصلی شود.
3. جلوگیری از گسترش شایعه و تشدید جنگ روانی؛ در شرایط بحران، خلأ اطلاعرسانی رسمی و سریع، بلافاصله توسط دشمن با شایعهسازی و جعل گسترده تصاویر و اخبار پر میشود. قطع کامل اینترنت، دسترسی مردم به کانالهای رسمی و مطمئن خبری را نیز قطع میکند و آنان را به سمت کانالهای غیررسمی دشمن سوق میدهد. این امر جنگ روانی را پیچیدهتر میکند. بنابراین، حفظ برخی ظرفیتهای ارتباطی (حتی محدود) برای اقناع افکار عمومی و انتشار مستندات و روایت صحیح از سوی نهادهای متولی، یک ضرورت است. اقدام عجولانه در قطع اینترنت، عملاً میدان را در جنگ روایی به طور کامل به دشمن میسپارد.
4. ملاحظات بینالمللی و اثر تبلیغاتی اقدام؛ قطع اینترنت در عصر حاضر، یک تابو و نقض حقوق بشر از نگاه نهادهای بینالمللی قلمداد میشود. دشمنان منتظر هستند تا از این اقدام به عنوان ابزاری برای فشار دیپلماتیک، تحریم بیشتر و سیاهنمایی نظام استفاده کنند. بنابراین، زمانبندی و نحوه اجرای این محدودیتها (به عنوان مثال، اعمال اختلال انتخابی به جای قطع کامل سراسری و طولانیمدت) با درنظرگرفتن این پیامدهای بینالمللی و برای کمینه کردن بهانههای تبلیغاتی دشمن مدیریت میشود.
بنابراین تأخیر یا عدم قطع کامل و فوری اینترنت، نشانه بلوغ و مدیریت حسابشده بحران است، نه ضعف. نظام جمهوری اسلامی بر اساس تجربیات گذشته (مانند حوادث سالهای ۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳) و با آگاهی کامل از تاکتیکهای جنگ ترکیبی دشمن، میداند که قطع اینترنت یک شمشیر دولبه با پیامدهای سنگین داخلی و خارجی است. بنابراین، اولویت نخست، استفاده از روشهای هوشمندانه دیگر مانند نظارت و نفوذ اطلاعاتی، مقابله سایبری فعال و خنثیسازی فنی کانالهای اغتشاش است. قطع یا محدودسازی گسترده اینترنت، به عنوان آخرین حربه و در زمانی محدود و هنگامی که سایر روشها پاسخگو نباشد یا تهدید به سطح عملیات نظامی- تروریستی هماهنگ برسد، اعمال میگردد. این رویکرد، مبتنی بر حفظ تعادل بین امنیت، معیشت مردم و حق دسترسی به اطلاعات صحیح است و از تعجیل غیرحرفهای که میتواند به استراتژی دشمن برای فلج کردن کشور کمک کند، جلوگیری مینماید.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 24