صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۳  ، 
کد خبر : ۳۸۸۵۷۴

پایداری ساختار قدرت در ایران؛ فراتر از تحلیل‌های فردمحور

هرگونه تحلیل درباره آینده سیاسی ایران باید ساختار محور باشد نه فردمحور. حتی در صورت بروز تغییر در رأس قدرت، شبکه نهادی، گفتمان ایدئولوژیک، سازوکار جانشینی و ظرفیت امنیتی به‌عنوان عناصر پیوستار قدرت عمل می‌کنند. تاریخ سیاسی نشان داده است که نظام‌های پیچیده، اغلب از درون خود بازسازی می‌شوند و فشار خارجی، به‌جای فروپاشی سریع، می‌تواند به انسجام بیشتر بیانجامد.
پایگاه بصیرت / عبدالله ترابی

در تحلیل تحولات سیاسی ایران، یکی از خطا‌های رایج، تقلیل ساختار قدرت به یک فرد یا تصور فروپاشی سیستم در صورت حذف رأس هرم است. این نوع نگاه، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های نهادی باشد، محصول تحلیل‌های هیجانی و شخص‌محور است و شبکه‌های پروپاگاندای دشمن نیز درچارچوب جنگ روانی و شناختی آن را برجسته‌سازی می‌کنند، فهم پایداری یا تغییر در هر نظام سیاسی، بویژه ساختار نظام اسلامی که از ویژگی‌های منحصربفردی برخوردار است، نیازمند بررسی شاخص‌های عینی قدرت و سازوکار‌های بازتولید آن است؛ و در مورد جمهوری اسلامی ایران، این شاخص‌ها نشان می‌دهد که با ساختاری چندلایه و پیچیده مواجهیم، که ماندگاری آن را در شرایط هر چند پیچیده تأمین و تضمین کرده و خواهد کرد.

نخستین مؤلفه، نهادینه‌بودن ساختار قدرت است. در ایران، قدرت در قالب مجموعه‌ای از نهاد‌های رسمی و غیررسمی توزیع شده است: نهاد‌های انتخابی، نهاد‌های انتصابی، ساختار‌های امنیتی، نظامی، قضایی و شبکه‌های بوروکراتیک گسترده. این توزیع نهادی سبب می‌شود که تمرکز قدرت مطلق در یک نقطه شکل نگیرد و در نتیجه، تداوم سیستم به سازوکار‌های جمعی وابسته باشد نه صرفاً به یک فرد.

دومین شاخص، پایگاه ایدئولوژیک و هویتی است. نظام‌هایی که بر پایه یک گفتمان ایدئولوژیک شکل گرفته‌اند، مشروعیت خود را صرفاً از کارآمدی اجرایی نمی‌گیرند، بلکه از روایت تاریخی، هویت سیاسی و حافظه جمعی تغذیه می‌کنند. چنین نظام‌هایی در شرایط فشار خارجی معمولاً دچار همگرایی درونی می‌شوند، زیرا تهدید بیرونی به تقویت انسجام هویتی می‌انجامد.

سومین مؤلفه، توان بازتولید نخبگان و سازوکار جانشینی است. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ثبات سیاسی، وجود مکانیزم‌های تعریف‌شده برای انتقال قدرت است. در ایران، فرآیند‌های حقوقی و نهادی برای جانشینی و انتقال اقتدار پیش‌بینی شده است. تجربه تاریخی بسیاری از نظام‌های سیاسی نشان می‌دهد که وجود چنین سازوکارهایی، حتی در شرایط بحران، مانع خلأ قدرت و فروپاشی ناگهانی می‌شود.

چهارمین عامل، ظرفیت امنیتی و بازدارندگی منطقه‌ای است. ایران طی دهه‌های اخیر شبکه‌ای از ابزار‌های بازدارنده و پیوند‌های منطقه‌ای ایجاد کرده که بخشی از معادله قدرت آن را تشکیل می‌دهد. این ظرفیت، نه‌تنها در حوزه نظامی بلکه در حوزه نفوذ ژئوپولیتیک تعریف می‌شود و باعث می‌شود هرگونه تغییر ناگهانی در ساختار قدرت با ملاحظات پیچیده امنیتی همراه باشد.

پنجمین شاخص، تاب‌آوری اجتماعی در شرایط بحران است. جامعه ایران در دهه‌های گذشته تجربه جنگ، تحریم و فشار‌های اقتصادی را پشت سر گذاشته است. این تجربه تاریخی، نوعی الگوی سازگاری و بقا ایجاد کرده که در تحلیل پایداری سیاسی نمی‌توان آن را نادیده گرفت. نظام‌هایی که تجربه‌های بحرانی متعدد را پشت سر گذاشته‌اند، معمولاً سازوکار‌های دفاعی و تطبیقی قوی‌تری پیدا می‌کنند.

بر اساس این مؤلفه‌ها، هرگونه تحلیل درباره آینده سیاسی ایران باید ساختار محور باشد نه فردمحور. حتی در صورت بروز تغییر در رأس قدرت، شبکه نهادی، گفتمان ایدئولوژیک، سازوکار جانشینی و ظرفیت امنیتی به‌عنوان عناصر پیوستار قدرت عمل می‌کنند. تاریخ سیاسی نشان داده است که نظام‌های پیچیده، اغلب از درون خود بازسازی می‌شوند و فشار خارجی، به‌جای فروپاشی سریع، می‌تواند به انسجام بیشتر بیانجامد.

در نتیجه، پیش‌بینی تحولات ایران بدون توجه به این شاخص‌ها، نه دقیق است و نه واقع‌بینانه، تحلیل علمی اقتضا می‌کند که قدرت را به‌عنوان یک منظومه چندبعدی ببینیم؛ منظومه‌ای که تداوم آن، بیش از آنکه وابسته به یک چهره باشد، به پیوند میان نهادها، گفتمان‌ها و ظرفیت‌های ساختاری گره خورده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات