در خصوص جهتگیری قیمت نفت و استفاده از اهرم تنگه هرمز چند نکته مهم وجود دارد:
*جهانِ امروز تنها به نفت خلیج فارس وابسته نیست. آمریکا تولید نفت بالایی دارد، برخی کشورها ظرفیت افزایش تولید دارند و ذخایر استراتژیک زیادی نیز موجود است.
* انتظار جهش قیمت نفت تا ۱۰۰ دلار در روز اول واقعبینانه نبوده و اساساً چنین چیزی هم امکانپذیر نیست.
* کارکرد اصلی اهرم انرژی و استفاده از تنگه هرمز زمانی است که همراه با دو اقدام باشد: اولا حرکتی فرسایشی و ادامهدار باشد و ثانیا توام با حملات محدود، اما مؤثر به نفتکشها و تأسیسات نفتی باشد. به شکلی که در آستانه خط قرمز دول عربی قرار گیرد؛ که الحمدالله هر دو در دستور کار است.
* یادمان باشد، نفت در محدوده ۸۰ تا ۹۰ دلار برای آمریکا دردناکتر از نفت بالای ۱۰۰ دلار است. زیرا نفت بالای ۱۰۰ دلار، اولا استخراج نفت شیل را برای آمریکا اقتصادی میکند و ثانیا درآمدهای نفتی خود آمریکا را افزایش میدهد و لدا هزینههای او را جبران مینماید.
*مسئله مهم در آمریکا قدرت خرید و تورم است که به انرژی و مواد غذایی ارتباط دارد و این موضوع یکی از اهداف سیاسی ترامپ در انتخابات بود. افزایش قیمت نفت، باعث بالا رفتن تورم میشود؛ بنابراین جنگ زمانی برای امریکا دردناک خواهد بود که در کنار تلفات جانی، مردم آنها احساس درد کنند؛ و لذا پیروزی در جنگ از هر دو مسیر تلفات جانی و افزایش قیمت نفت است.
*برای اروپا. گاز نسبت به نفت اهمیت بیشتری دارد و بازنده اصلی افزایش قیمت گاز، اروپا است. بهدلیل محدودیت قدرت خرید و یارانههای انرژی که به مردمش ارائه میدهد. همزمان با جنگ در غرب آسیا، توقف تولید گاز در قطر و توقف کشتیهای حامل LPG باعث شد بهای گاز در بازارهای اروپایی با افزایش حدود ۵۰ درصدی مواجه شود. در حالی که آمریکا میتواند قیمت جهانی نفت خام را بهصورت مصنوعی و محدود کنترل کند، چنین کنترلی برای قیمت جهانی گاز ممکن نیست.