صبح صادق >>  دیدگاه >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۸  ، 
کد خبر : ۳۸۹۰۳۵
صبح صادق بررسی می‌کند؛ «چرا ترامپ عصبانی است؟ »

دست باز تنگه هرمز برای شکستن دشمنان

پایگاه بصیرت / میثم مهرپور

تجربه بحران انرژی اروپا در سال ۲۰۲۲ و شوک‌های قیمتی ناشی از تنش‌های خاورمیانه نشان داد، حتی در عصر تنوع منابع و فناوری‌های نوین نیز، وابستگی متقابل بازار انرژی هنوز یک نقطه ضعف حیاتی برای اقتصاد‌های بزرگ دنیا به شمار آمده و این جمله که نفت و انرژی جایگاه سابق را ندارند یا دوران نفت به پایان رسیده، عبارت اشتباهی است. در میان گلوگاه‌های حیاتی انرژی، تنگۀ هرمز جایگاه بی‌بدیلی دارد. این گذرگاه باریک دریایی که میان ایران و عمان قرار گرفته، مهم‌ترین مسیر انتقال نفت خام و گاز طبیعی مایع از خلیج فارس به بازار‌های جهانی است. با این حال، نحوه مواجهه ایران با این تنگه به منزله یک ابزار فشار ژئوپلیتیکی، در سناریو‌های متفاوتی، چون اختلال جزئی، انسداد موقت و انسداد کامل قابل بررسی است. در برابر اقدام ایران واکنش سایر بازیگران از جمله ایالات متحده، کشور‌های خلیج‌فارس و واردکنندگان عمده انرژی (مانند چین، هند و اروپا) نیز مطرح است. در واقع موضوع تنگه هرمز از دو بعد قابل بررسی است: اول نحوه عملکرد و نگاه ایران به این تنگه در سه سناریوی احتمالی اختلال جزئی، انسداد موقت و انسداد کامل و بعد دیگر واکنش بازیگران به این اقدام است.

با قطعیت می‌توان گفت اعمال هر یک از سه سناریوی مذکور (که به نظر می‌رسد ایران تاکنون به دنبال سناریوی اول‌ـ اختلال جزئی‌ـ بوده و هنوز تا زمان نگارش این گزارش به سمت انسداد موقت و انسداد کامل نرفته است) می‌تواند روی منافع تمام بازیگران تأثیرگذار باشد؛ به نحوی که کشور‌های آسیایی با تهدید‌های ترکیبی ناشی از کاهش جریان فیزیکی انرژی و افزایش قیمت مواجه می‌شوند. از طرفی کشور‌های غربی عمدتاً از مسیر اثرات قیمتی، تورم و نارضایتی اجتماعی تحت تأثیر قرار خواهند گرفت و این موضوع در ایالات متحده، به افزایش شدید قیمت بنزین منجر خواهد شد که در نهایت می‌تواند به تنش‌های اجتماعی، تضعیف رفاه عمومی و کاهش محبوبیت دولت به ویژه در آستانه انتخابات بینجامد. ماجرا زمانی مهم‌تر می‌شود که بدانیم ترامپ در مبارزات انتخاباتی یا جلسات و همایش‌های تبلیغاتی خود روی موضوع بنزین و قیمت آن تأکید زیادی داشته و در همین یک هفته گذشته از جنگ، قیمت هر گالن بنزین با رشد‌های قابل توجهی به بیش از ۳ دلار رسیده است. حالا با توجه به سه عامل گذشت فقط یک هفته از آغاز جنگ (زمان نگارش گزارش)، عدم انسداد کامل تنگه هرمز و مشکلاتی که برای تولید و صادرات نفت در برخی از کشور‌های حوزه خلیج‌فارس اتفاق افتاده، به نظر می‌رسد روز‌های آینده به فرض تداوم شرایط موجود روز‌های سخت‌تری برای قیمت نفت و به تبع آن انرژی در دنیا باشد.

بر اساس داده‌های اداره مطالعات انرژی آمریکا و برآورد‌های مؤسسه کپلر، تنگه هرمز با سهمی نزدیک به ۲۰ درصد از کل تجارت دریایی نفت خام جهان، مهم‌ترین گلوگاه انرژی در نظام بین‌الملل شناخته می‌شود. پس از آن، تنگه مالاکا با حدود ۱۶ درصد در رتبه دوم قرار دارد و مسیر‌هایی همچون کانال سوئز سهمی در حدود ۸ درصد از عبور نفت جهانی را به خود اختصاص داده‌اند. اهمیت این تفاوت در آن است که هیچ یک از گذرگاه‌های دیگر ظرفیت جایگزینی تنگه هرمز را ندارند! حتی در حالتی فرضی که تمامی مسیر‌های دیگر با حداکثر توان عملیاتی خود فعالیت کنند، تنها قادر خواهند بود حدود نیمی از جریان معمول نفت عبوری از هرمز را جبران کنند. افزون بر این، گذرگاه‌های سوئز و باب‌المندب به شدت به امنیت دریای سرخ وابسته‌اند و بروز هرگونه ناامنی در آن منطقه می‌تواند به صورت زنجیره‌ای جریان انتقال نفت جهانی را مختل کند. در واقع یکی از دلایل اهمیت تنگه هرمز علاوه برمیزان حجم نفتی که از این تنگه عبور می‌کند بی‌بدیل بودن یا اصطلاحاً بدون آلترناتیو بودن این تنگه است.

تجربه‌های تاریخی‌ـ از جمله اتفاقات رخ داده در روز‌های گذشته‌ـ نشان داده‌اند که هرگاه تنش در خلیج‌فارس بالا گرفته است، بازار‌های انرژی فوراً واکنش نشان داده‌اند. از سوی دیگر پیامد‌های چنین تکانه‌هایی صرفاً به بازار انرژی محدود نمی‌شود. افزایش شدید قیمت نفت و گاز می‌تواند تورم را تشدید، رشد اقتصادی را تضعیف و کسری‌های تجاری واردکنندگان را عمیق‌تر کند. در کشور‌های غربی، کانال انتقال اثر، مستقیم به بودجه خانوار (قیمت بنزین، گازوئیل و قبوض انرژی) وصل است و می‌تواند سطح نارضایتی اجتماعی را افزایش دهد؛ موضوعی که به نظر می‌رسد می‌توان آن را یکی از دلایل عصبانیت و هذیان‌گویی‌های ترامپ در روز‌های گذشته دانست، به خصوص اگر قیمت‌ها به آستانه‌های حساسیت برسند و طول دوره اختلال از چند هفته فراتر رود.

موضوع بسیار مهم دیگر این است که اختلال یا انسداد در تنگه هرمز صرفاً انرژی دنیا را تهدید نمی‌کند؛ بلکه از آنجا که کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس به شدت به واردات مواد غذایی و نهاده‌های کشاورزی وابسته‌اند. این منطقه بیش از ۴ درصد از کل تجارت جهانی غلات و دانه‌های روغنی را به خود اختصاص داده است. علاوه بر این، شکر خام و فرآوری شده نیز سهم قابل توجهی از واردات غذایی کشور‌های خلیج‌فارس را تشکیل می‌دهد. به این ترتیب، هرگونه انسداد یا ناامنی در تنگه هرمز نه تنها جریان صادرات انرژی جهان را مختل می‌کند، بلکه امنیت غذایی خود کشور‌های صادرکننده انرژی در منطقه را نیز به خطر می‌اندازد؛ لذا می‌توان گفت در سناریوی انسداد طولانی‌مدت تنگه، وقوع یک بحران غذایی منطقه‌ای تقریباً اجتناب‌ناپذیر خواهد بود، چرا که مسیر جایگزین مؤثری برای واردات گسترده مواد غذایی به خلیج فارس وجود ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات