صبح صادق >>  دیدگاه >> گزارش
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۳۸۹۰۳۷
صبح صادق، وضعیت بحرانی ترامپ را بررسی می‌کند

سراسیمه، عصبی و آشفته!

پایگاه بصیرت / رامین نصیری

بیش از یک هفته از جنگ تحمیلی سوم علیه ایران می‌گذرد. در این میان مرور سیاست‌های ترامپ در قبال ایران نشان می‌دهد، این سیاست‌ها عملاً محصول ترکیبی از فشار‌های خارجی، محاسبات غلط و تصمیم‌های شتاب‌زده است. مرور مواضع و اظهارات متناقض ترامپ در روز‌های اخیر، تصویری از رئیس‌جمهوری ارائه می‌دهد که در برابر واقعیت‌های میدان، دچار آشفتگی، عصبانیت و بی‌تمرکزی شده است و ضد و نقیض‌گویی‌ها بیش از آنکه نشان‌دهنده هوشمندی یا سیاستمداری او باشد، نشان‌دهنده گزارشات و محاسبات غلطی است که باعث شده است این چنین ترامپ بیش از همیشه عین خر در گل گیر کرده باشد؛ بنابراین ادبیات تند، تهدید‌های پی‌درپی و روایت‌های متناقض درباره نتایج جنگ، نشان می‌دهد واشنگتن در برابر ایران با وضعیتی شبیه آچمز سیاسی و نظامی مواجه شده است؛ وضعیتی که خود محصول یک خطای راهبردی بزرگ در محاسبه قدرت و اراده ملت ایران است:

خطای محاسباتی بزرگ

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین اشتباهات ترامپ در این بحران، مقایسه و تطبیق ایران با کشور‌هایی مانند ونزوئلا بوده است. خود ترامپ در مصاحبه‌ای با اشاره به تجربه واشنگتن در ونزوئلا گفته بود همان‌گونه که در آن کشور در تعیین رهبری نقش داشته، در مورد ایران نیز باید نقش داشته باشد. اما این قیاس از اساس نادرست است. ایران نه از نظر تاریخی، نه از نظر اجتماعی و نه از نظر ساختار سیاسی، قابل مقایسه با چنین کشور‌هایی نیست و ایران، ایران است؛ کشوری که اولاً انگیزه تاریخی برای مقابله با سلطه خارجی دارد، ثانیاً اراده سیاسی و اجتماعی برای مقاومت در برابر فشار خارجی شکل گرفته است، ثالثاً از ظرفیت‌های قابل توجه نظامی و منطقه‌ای برخوردار است تا تمام حیثیت و منافع آمریکا را در منطقه به کلی نابود کند.

مهم‌تر از همه، تجربه تاریخی ایرانیان طی دهه‌های گذشته سبب شده است که بخش قابل توجهی از جامعه ایران، ایالات متحده را عامل اصلی فشار‌ها و بی‌ثباتی‌ها در منطقه بدانند. همین تجربه زیسته باعث شده است که در بزنگاه‌های حساس، نوعی همگرایی ملی در برابر فشار خارجی همواره شکل بگیرد.

هدف واقعی جنگ

بررسی مواضع ترامپ نشان می‌دهد هدف اعلام نشده این جنگ چیزی فراتر از مسئله هسته‌ای بوده است. زمانی که رئیس‌جمهور آمریکا از «تسلیم بی‌قید و شرط» ایران سخن می‌گوید یا حتی احتمال تغییر نقشه ایران را مطرح می‌کند، در واقع تصویری از پروژه‌ای برای فروپاشی ساختار حاکمیتی ایران ارائه می‌دهد. در چنین سناریویی، هدف نهایی می‌تواند تجزیه کشور یا تبدیل ایران به وضعیتی مشابه سوریه یا لیبی باشد؛ یعنی کشوری فاقد دولت مرکزی قدرتمند، گرفتار در هرج‌ومرج و درگیری‌های داخلی و آماده بلعیدن. با این حال، مقاومت نیرو‌های مسلح ایران و پاسخ‌های قاطع نظامی در روز‌های نخست درگیری، مانع تحقق چنین سناریویی شد و محاسبات اولیه طراحان این بحران را به هم ریخته است.

جنگی که با فشار نتانیاهو آغاز شد

بخش مهمی از تحلیلگران آمریکایی نیز معتقدند این جنگ بیش از هر چیز تحت تأثیر فشار‌های اسرائیل شکل گرفته است. «برنی سندرز» سناتور آمریکایی، به صراحت اعلام کرده است که نتانیاهو جنگ با ایران را می‌خواست و ترامپ آن را در اختیار او قرار داد. همچنین گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد ترامپ تقریباً هر روز با نتانیاهو درباره جنگ گفت‌و‌گو می‌کند و حتی خواستار تمرکز کامل او بر این جنگ و کنار گذاشته شدن موضوع اتهامات و دادگاه نتانیاهو بوده است.

واقعیت این است که پس از ضربه سنگینی که رژیم صهیونیستی در جنگ دوازده روزه از مقاومت ایران دریافت کرد، تل‌آویو به‌خوبی می‌دانست که به تنهایی قادر به رویارویی مستقیم با ایران نیست. به همین دلیل تلاش کرد پای ایالات متحده را به این درگیری باز کند؛ اما نتیجه آن شد که واشنگتن وارد جنگی شد که پایانش را شیر فرزندان ایران اسلامی تعیین خواهند کرد.

هزینه‌های سنگین یک جنگ بی‌حاصل

برآورد‌های منتشر شده نشان می‌دهد، این جنگ در مدت کوتاهی هزینه‌های مالی و انسانی سنگینی برای آمریکا ایجاد کرده است. بر اساس گزارش‌ها: هزینه عملیات‌های نظامی به بیش از ۰۶/۱ میلیارد دلار رسیده است. هزینه کل عملیات‌ها و رویداد‌های مرتبط حدود ۸۷/۱ میلیارد دلار برآورد شده است. هزینه روزانه جنگ حدود ۴۰۰ میلیون دلار است و در برخی برآورد‌ها هزینه کل جنگ حتی از ۵ میلیارد دلار عبور کرده است.

این در حالی است که در داخل آمریکا نیز مخالفت‌ها با این جنگ رو به افزایش است و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد:

۵۹ درصد آمریکایی‌ها با حملات ترامپ به ایران مخالف هستند. ۵۴ درصد از عملکرد او در قبال ایران ناراضی‌اند و تنها ۳۶ درصد از سیاست‌های او حمایت می‌کنند.

حتی برخی چهره‌های محافظه‌کار آمریکایی نیز از این جنگ انتقاد کرده‌اند. مشخصاً تاکر کارلسون در واکنش به کشته شدن نظامیان آمریکایی گفته است که سربازان آمریکا در جنگی جان می‌بازند که «هیچ‌کس آن را نمی‌خواهد.»

جنگی که به ضرر آمریکا تمام می‌شود

در کنار هزینه‌های نظامی، پیامد‌های اقتصادی این جنگ نیز به سرعت در حال آشکار شدن است. افزایش قیمت نفت، رشد قیمت بنزین در ایالت‌های مختلف آمریکا و تشدید نااطمینانی در بازار‌های مالی جهانی، بخشی از این پیامدهاست. برای نمونه، قیمت نفت برنت در پی تشدید تنش‌ها به بیش از ۹۲ دلار در هر بشکه رسیده است و در برخی ایالت‌های آمریکا قیمت بنزین تا ۳۷ سنت در هر گالن افزایش یافته است. به این ترتیب، جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، اکنون به عاملی برای افزایش فشار اقتصادی بر شهروندان آمریکایی تبدیل شده است و این یعنی سراسر ضرر و خسران برای آمریکایی‌ها.

بازی ندادن اپوزیسیون

یکی از نکات قابل توجه در مواضع ترامپ، نحوه برخورد او با اپوزیسیون خارج از کشور ایران است. در حالی که برخی جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی سال‌ها تلاش کردند خود را به عنوان گزینه جایگزین معرفی کنند، ترامپ در پاسخ به سؤالی درباره رضا پهلوی عملاً اعلام کرد که بهتر است فردی از داخل ایران گزینه رهبری باشد.

این موضع نشان داد که حتی در محاسبات واشنگتن نیز پروژه‌های اپوزیسیون خارج‌نشین هیچ جایگاهی ندارند و بیشتر ابزاری تبلیغاتی بوده‌اند و رسماً بازی خوردند. ترامپ آشکارا پهلوی را لگدمال کرد و این سرنوشت قابل پیش بینی برای همه خائنان و پهلوی بود.

بزرگ‌ترین شکست پروژه فشار

اما شاید مهم‌ترین نتیجه این جنگ، شکل‌گیری نوعی همبستگی ملی در داخل ایران حول پرچم جمهوری اسلامی ایران بوده است. گزارش‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد برخلاف انتظار برخی طراحان جنگ، هیچ نشانه‌ای از هرج‌ومرج داخلی در ایران دیده نمی‌شود و زندگی عادی در بسیاری از شهر‌ها ادامه دارد و مردم با حضور معنادار خود در میادین و خیابان‌ها پشتیبان نظام و انقلاب شده‌اند؛ بنابراین حضور مردم در صحنه و حمایت آنان از کشور، عملاً پروژه امید بستن دشمنان به آشوب داخلی را ناکام گذاشته است.

جمع‌بندی

آنچه امروز در سیاست‌های ترامپ در قبال ایران مشاهده می‌شود، بیش از هر چیز نشانه یک شکست راهبردی در محاسبه قدرت و اراده ملت ایران است. رئیس‌جمهوری که تصور می‌کرد می‌تواند با الگویی مشابه ونزوئلا آینده ایران را رقم بزند، اکنون با واقعیتی متفاوت روبه‌رو شده است. هزینه‌های سنگین جنگ، مخالفت گسترده در داخل آمریکا، ناتوانی در تحقق اهداف اعلامی و مقاومت ایران، همگی نشان می‌دهد این جنگ نه‌تنها دستاوردی برای واشنگتن نخواهد داشت، بلکه می‌تواند به یکی از پرهزینه‌ترین اشتباهات سیاست خارجی آمریکا در سال‌های اخیر تبدیل شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات